پاسخ به سوالات دینی؛ اخلاقی؛ تربیتی؛ جنسی؛ زناشویی؛ اجتماعی و غیره
سنگِ صبور [مصطفی سلیمانی]
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 

در مقابل جسارت و بی احترامی دیگران

جای دست، زبان نگه می‌دارم!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
اهل بیت با كسانی كه به آنها جسارت و بی احترامی می كردند و تهمت می زدند و فحاشی می كردند چگونه برخورد می كردند تا ما هم با تأسی از آنان در برابر حرف زشت دیگران برخورد دیندارانه داشته باشیم؟ با تشكر از پاسخ های شما.

پاسخ:
حلم و بردباری از ویژگی های مهمی است كه مردان بزرگ به ویژه رهبران الهی، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیكو، افراد بسیاری را به سوی خود جذب كردند. ائمه اطهار(ع) در برابر ناملایمات بردبار بودند و تا جایی كه مصلحت اسلام ایجاب می كرد با دشمنان و ناسزا گویان و اهانت كنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد می كردند.
سیره معصومین(ع) قبل از هر چیز، دعوت مخالفان به اسلام بوده است. آن بزرگواران هم در حال صلح و آرامش و هم در میدان جنگ و نبرد، دشمن را به پذیرش اسلام فرا می خواندند.
- مواردی از روش برخورد اهل بیت علیهم السلام با توهین كنندگان و مخالفین:
1- ‏یك نفر از اهل شام وارد مدینه شد، حضرت مجتبى(ع) را دید كه بر مركبى سوار است و چون تحت تأثیر تلقینات شوم بنى امیه قرار گرفته بود، شروع به ناسزا گفتن كرد، او تند تند اسائه ادب مى‏كرد، امام(ع) هم چیزى نمى‏گفت. تا وقتى كه مرد شامى آرام شد.
حضرت مجتبى كه درد او را مى‏دانست بر او سلام كرد و خندید و فرمود: یا شیخ گمان مى‏كنم غریب هستى، شاید امر بر تو مشتبه شده است اگر بخواهى گذشت كنیم از تو گذشت مى‏كنیم، اگر از ما چیزى بخواهى بتو مى‏دهیم، اگر راهنمائى بخواهى راهنمائیت مى‏كنیم، اگر از ما مركبى بخواهى براى تو مركب مى‏دهیم، اگر گرسنه باشى، سیرت مى‏گردانیم اگر عریان باشى لباست مى‏دهیم، اگر محتاج باشى بى‏نیازت مى‏كنیم، و اگر حاجتى داشته باشى آنرا بر مى‏آوریم و تا در مدینه هستى اگر در خانه ما میهمان باشى براى تو بهتر خواهد بود، چون منزل ما وسیع و امكانات ما بسیار و موقعیت ما گسترده است.
مرد شامى از شنیدن این سخنان به گریه افتاد، سپس گفت: گواهى مى‏دهم كه تو خلیفه خدا در روى زمین هستى، خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار بدهد، تو و پدرت مبغوضترین خلق در نزد من بودید ولى فعلاً محبوبترین خلق خدا در نزد من هستید:
«ثم قال أَشهدُ انّك خلیفةُ اللّه فى ارَضه، اللّهُ اعلم حیث یجعل رسالته،كنت أَنت و ابوك ابغضُ خلق اللّهِ الىّ و الان أَنت اَحبّ خلق اللّه الىّ».(1)
سپس آن مرد وسائل خویش به خانه آن حضرت آورد و تا در مدینه بود میهمان آن حضرت بود و بر محبت اهل بیت(ع) معتقد شد.
معاویه و پیروان او درباره امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت او، چنان تهمت هائى بستند و چنان ناروائی ها نسبت دادند كه عقل متحیر است و توانست ناسزاگوئى به آن حضرت را رسمیت بدهد، امام مجتبى(ع) احساس كرده كه این آدم ذاتاً بدجنس نیست. ولى تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار گرفته است، لذا با حلم و بردبارى او را معالجه فرمود.
2- یكی از كسانی كه احادیث امام چهارم حضرت امام سجاد(ع) را روایت كرده و آن احادیث را نشر و گسترش داده، شخصی است به اسم محمد بن مسلم بن عبیدالله زهری. این زهری، از شاخه بنی امیه قریش است. پدربزرگش(عبیدالله) در بدر با پیامبر(ص) جنگیده بود و پدرش(مسلم) همراه با مصعب بن زبیر در سركوب مختار نقش داشت. خودش هم در دستگاه خلافت اموی صاحب منصب بود و برخی خلفا او را برای معلمی سر خانه بچه هایشان انتخاب می كردند. یعنی طرف جد اندر جد دشمن اهل بیت (ع) به حساب می آمد. اتفاقا یك بار هم امام سجاد(ع) شنید كه او در مسجد النبی(ص) سخنان توهین آمیزی درباره مولا امیر المومنین علی(ع) گفته و او را به خاطر این سخنان سرزنش كرد. آن وقت امام سجاد(ع) برای چنین آدمی، یك نامه مفصل نوشته است و در آن با لحنی كاملا دوستانه و خیرخواهانه نصیحت كرده كه نگذارد حكومت بنی امیه از موقعیت علمی او سوء استفاده بكنند.(2) این رفتار امام سجاد(ع) چنان در زهری تاثیر كرد كه او بالكل عوض شد و در شمار شاگردان امام درآمد. در تاریخ نوشته اند او طوری به امام علاقه داشت كه باقی بنی امیه سر همین مسخره اش می كردند و به او می گفتند "یا زهری! ما فعل نبیك، یعنی علی بن الحسین (ع)" زهری! پیامبر تو علی بن الحسین (ع) تازه چه كار كرده و چی گفته؟(3)
3- در زمان حكومت امیر المومنین حضرت علی(ع) و فتنه خوراج، این گروه تا زمانی كه دست به ترور نزده بودند، در تبلیغات و بحث علنی هم آزاد بودند(4) حتی یك بار، مردی از خوراج هنگام صحبت حضرت(ع) فریاد كشیده بود: «قاتله الله كافرا ما افقهه» خدا این كافر را بكشد، چقدر دانشمند است! اصحاب امام بلند شدند تا حق او را كف دستش بگذارند، اما حضرت اصحاب را آرام كرد و فرمود او دشنامی به من داد، «جواب حرف حرف است و یا بخشش نه برخورد فیزیكی».(5)
4- امام رضا(ع) در حدیثی انواع توهین های به ائمه را این طور دسته بندی كرده است:
مخالفان ما احادیثی جعل كرده اند و به ما نسبت می دهند. این احادیث جعلی سه دسته هستند:
الف) روایات غلوآمیز كه ما را بالاتر از چیزی كه هستیم نشان می دهد.
ب) احادیث تقصیر كه ما را كمتر از آن چیزی كه هستیم نشان می دهد.
ج) روایاتی كه در آن به دشمنان ما توهین شده است. اما روایات غلو آمیز را وقتی مردم می شنوند، شیعیان ما را تكفیر می كنند. وقتی دسته دوم روایات را می بینند به ما در همان حد اعتقاد پیدا می كنند. وقتی هم توهین به دشمنان ما را می شنوند، به ما همان نسبت ها را می دهند.(6)
نكته سومی كه امام رضا(ع) فرموده اند، دقیقاً یكی از اصول ثابت تعالیم اسلامی در مقابل با توهین به مقدسات است. این اصل در قرآن هم به صراحت آمده است كه به مقدسات كسانی كه به خدا ایمان ندارند توهین نكنند.(7) در تمام موارد بالا هم علیرغم جزئیات و دقایقی كه وجود دارد، یك اصل ثابت می بینیم:«ائمه ما هرگز به كسی توهین نكردند».
- حاصل سخن اینكه:
1- در بررسى سیره عملى معصومین(ع) در برخورد با مخالفان و توهین كنندگان، باید گفت: با توجه به وظیفه اصلى معصومین(ع) مبنى بر هدایت جامعه به سوى سعادت و كمال و ابلاغ پیام الهى، اصل اساسى حاكم بر رفتار آن‏ها، اصل رحمت، محبت و شفقت بود؛ یعنى هدف اصلى آن حضرات، جذب مردم به سوى خود و دین مبین اسلام بود حتی در هنگام جنگ.
2- سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) با مخالفان و جسارت كنندگان، همراه با عفو و گذشت بود؛ زیرا آن بزرگواران روح بزرگ و سعه صدر زیادی داشتند كه حتی سرسخت ترین دشمنان خود را مورد عفو قرار می دادند. نمونه های زیادی از این گونه رفتار معصومین(ع وجود دارند كه به برخی آنها اشاره شد.
پی نوشت ها:
1. مناقب آل ابى طالب، فصل مكارم اخلاق امام حسن(ع). ج 4، ص 19؛ خاندان وحى، سید على اكبر قریشى، ص 319 - 324.
2. الحرانی، حسین بن شعبه، تحف العقول، تصحیح علی اكبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1363ش، ص280- 283.
3. قاضی نعمان مغربی، شرح الاخبار، قم، انتشارات اسلامی، ج2، ص500. ج3، ص 258.
4. علی از زبان علی، سید جعفر شهیدی، تهران، دفتر نشر، ۱۳۷۶ش، ص140- 141.
5. نهج البلاغه، كلمه قصار، شماره 420.
6. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، چاپ اعلمی، ص 167-166.
7. انعام(6) آیۀ 108.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، غیبت، 
برچسب ها : در مقابل جسارت و بی احترامی دیگران، با دشمنان و ناسزا گویان و اهانت كنندگان، روش برخورد اهل بیت علیهم السلام با توهین كنندگان، برخورد با مخالفان و توهین كنندگان،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

روش برخورد با والدین بد اخلاق

کاش بعضی روزها می‌شد دوبار زندگی کرد!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آیا فقط فرزندان باید به والدین احترام بگذارند وقتی پدر و مادر بد اخلاق هستند و با رفتار و اخلاق من را آزار می دهند و فحش و ناسزا می گویند من باید چكار كنم نظر معصومان در این باره چیست؟


پاسخ:
برادر گرامی! در مورد اینكه والدین هم دچار اشتباه می شوند و از طرف خدا مسئول هستند، بحثی نیست، زیرا والدین هم همانند دیگران معصوم نبوده و عاری از هر گونه خطا و اشتباه نیستند. پیامبر اكرم(ص) در این زمینه فرمود:‌ «فرزندان بر گردن والدین خود از حقوقی برخوردارند؛ همان گونه كه پدر و مادر بر گردن فرزندان حقوقی دارند، همان طور كه اگر فرزند حق پدر و مادر را ادا نكند، عاق والدین می‌شود، پدر و مادر نیز اگر حق فرزند را ادا نكنند و تكالیف و وظایف خود را در قبال آنان انجام ندهند، عاق فرزندان قرار خواهند گرفت».(1)
همچنین فرمود: «خدا رحمت كند پدر و مادری را كه در نیكی و نیكوكاری به فرزند خویش كمك می‌كنند. پدر و مادر از رحمت الهی به دورند كه به علت تربیت نادرست، فرزندان را به گناه و نافرمانی وادار می‌سازند و موجب عاق فرزندان‌شان می‌شوند».(2)
- با توجه به مقدمۀ بالا به مطالب زیر دقت بفرمایید:
1- علاوه بر مطلب بیان شده در مقدمه، خداوند در قرآن كریم نیكی به پدر و مادر را وظیفه ای واجب معرفی فرموده، وظیفه ای كه پس از «توحید در پرستش» ذكر شده است: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِیماً»(3) پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را می پرستید و به پدر و مادر (خود) احسان كنید، اگر یكی از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آن ها (حتی) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آن ها سخنی شایسته بگوی.
2- در نگاه اول، توصیۀ ما این است كه با صبر و آرامش و معامله با خدا، در مورد كوتاهی والدین تان، از أجر و ثواب آن بهره مند شوید. قطعاً مشكلات و سختی ها، نشان از توجه و لطف خدا دارد. قدردان لحظات باشید.
و در نگاه بعد، توصیۀ ما این است كه از عوامل و كارهایی كه موجب تنش و اختلاف بیشتر می شود، پرهیز كنید و به هیچ وجه خود را در این موقعیت قرار ندهید! همچنین در این موقعیت، بهترین كار ترك محل و تغییر مكان است. اساساً هنگامی كه انسان خود را دور از موقعیت دعوا ببیند، انگیزه ای برای دعوا و پرخاش ندارد. سعی كنید هنگام عصبانیت و اختلاف نزد والدین خود نباشید تا مشكلی پیش نیاید.
ضمناً توجه به پاداش الهی در برابر معامله با خدای متعال را سرلوحۀ كار خود قرار دهید تا احساس زیان نكنید؛ این نكته را یقین بدانید كه خدای متعال كاملاً به جریانات اشراف دارد و به مسأله واقف است. با معامله و درد دل با او تمام مشكلات را هیچ بدانید.
3- تكلیف فرزندان در بی احترامی والدین:
والدین ممكن است به مسایلی دقت داشته باشند كه از چشمان فرزند دور است، پس ممكن است یكی از گزینه های زیر هم از مشكلات شما باشد:
1) دستور اسلام در احترام به مادر و پدر مطلق است، یعنی به هر مادر و پدری باید احترام كرد، خواه با انسان رفتار خوبی داشته باشند و خواه بد.
2) علت لزوم فرمانبرداری از سخنان پدر و مادر این است كه پدر و مادر خواهان سعادت فرزندند. گرمی‏ و سردی روزگار را زیادتر از او چشیده‏اند. تجربیات خوبی در این راه ‏اندوخته‏اند. از این جهت باید در مسائلی كه نمی‏دانند،از تجربیات آن ها استفاده كنند. هر چند پدر و مادر رفتار صحیحی با فرزند نداشته باشند، فرزند موظف به گرامیداشت والدین و كسب رضایت آنان است و نمی تواند مقابله به مثل نماید.
3) در این موقعیت(بی احترامی آن ها) به حرف های آن ها اعتنا نباید كرد. پدر و مادری كه بد رفتاری كنند، پاسخگوی اعمالش نزد خدا خواهند بود، اما رفتار بد داشتن و بی احترامی و هر كار دیگر، ما را از انجام وظیفه معذور نمی دارد.
أمیر مومنان، علی (ع) می‏فرماید: «اِنَّ لِلْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ حَقّاً … فَحَقُّ الْوالِدِ اَنْ یُطیعَهُ فی كُلِّ شَیْءٍ اِلّا فی مَعْصِیَةِ اللهِ»(4) یعنی حق پدر آن است كه فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از او پیروی كند.
قرآن مجید تنها در یك مورد مخالفت با پدر و مادر را جایز دانسته و آن در صورتی است كه پدر و مادر فرزند را به شرك و دوری از خدا فرا خوانند یا اطاعت آنان، معصیت و مخالفت با فرمان خدا باشد، (5)حتی عدم اطاعت از فرمان والدین در چنین مواردی باید با رفتار پسندیده همراه باشد.
5) آزار والدین حتی اگر آنان ظالم باشند، جایز نیست. امام صادق (ع) فرمود: «من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله تعالی له صلوة»(6) كسی كه به پدر و مادرش به حالت دشمنی و تنفر نگاه كند، خداوند نمازش را نمی پذیرد.
6) از آن جایی كه رفتار و روحیه پدر یا مادرتان با گذر عمر به صورت یك صفت ثابت شخصیتی درآمده است، دیر و سخت تغییر می پذیرد. متحول ساختن فردی با چنین وضعیت روحی و روانی بس دشوار و نیازمند صبر و حوصله و همین طور تدبیر و هوشیاری و ظرافت های رفتاری خاص است. هرگز سعی در ایجاد تغییر ناگهانی و برخوردهای تند و عصبانی نداشته باشید. این شكل رفتار نه تنها به سوی مخالفت می كشاند، بلكه سازگاری را به صورت لجاجت‏آمیزی تشدید می نماید. بنابراین از برخوردهای هیجانی و رفتارهای عصبی (هر چند به منظور اصلاح) اجتناب ورزید. مبادا با پرخاشگری و تندخویی و حركات خشن در صدد اصلاح و تغییر رفتار او برآئید.
- حاصل سخن اینكه:
باید در هر شرایطى احترام آن ها را نگه داشت، هر چند در بعضى اوقات در برخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند. خداوند همه انسان ها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مى‏دهند، مورد سؤال قرار مى‏دهد. والدین نیز باید پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند. بنابراین در همه حال ما وظیفه داریم به والدین خود احترام بگذاریم. حتى اگر به ما بى احترامى كنند. فقط اگر بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند یا از انجام تكلیف واجبى باز بدارند، اطاعت از آن ها جایز نیست، چه اینكه اطاعت خداوند بر هر كس دیگر حتى والدین مقدم است.
- منابعی برای مطالعه بیش تر:
1. حقوق والدین و صله رحم، احترام به سادات و همسایه، علی محمودی ارسنجانی، نشرامام علی بن ابی طالب(ع).
2. مقام پدر و مادر در اسلام، زین االعابدین احمدی- حسنعلی احمدی، نشر: میثم تمار.
3. پدر مادر شما را دوست دارم، عبدالكریم پاك‌نیا، انتشارات فرهنگ اهل‌بیت(ع).
پی نوشت ها:
1. فروع كافی، ج 6، ص 48.
2. محمدتقی فلسفی، در مكتب اهل بیت(ع)، ج 1، ص 83 ـ 82؛ دكتر احمد بهشتی، اسلام و تربیت كودكان، ج1، ص57.
3. اسراء(17)آیه23.
4. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج19، ص365، مكتبة آیة الله المرعشی النجفی‏،قم‏1404 ق‏، چاپ اول‏.
5. لقمان(31) آیه 15.
6. فیض كاشانى، الوافی، ج5، ص911، كتابخانه امام أمیر المؤمنین على (ع)‏، چاپ اول‏،اصفهان‏، 1406 ق‏.





نوع مطلب : خانواده، مشکلات زندگی، 
برچسب ها : روش برخورد با والدین بد اخلاق، علت لزوم فرمانبرداری از سخنان پدر و مادر، دستور اسلام در احترام به مادر و پدر، تكلیف فرزندان در بی احترامی والدین، آزار والدین،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
دختری هستم 18 ساله ك چند سال است با پسری در ارتباط هستم و واقعا عاشق هم هستیم و از هم سیر نشدیم و قصدمان ازدواج است و مادر من نسبت به این دوستی آگاه است. ولی ما به دلایلی نمی تونیم زیاد همدیگر و ببینیم و هر دو نسبت به مسائل دینی خود پایبندیم. سوال من این است ما یك رابطه ی عاشقانه ایی با هم داریم البته نه زیاد، چون تو این مدت 5.6 سال دیگه نمی تونستیم طاقت بیاریم.(فقط در حد عشق بازی و این رابطه از روی عشق است نه هوس)می خواستم بدونم بعد ازدواج هم این به عنوان گناه برای ما ثبت می شود یا بخشیده می شود؟(مثل بچه حرامزاده كه بعد ازدواج حلال می شود).

پاسخ:
نیاز به جنس مخالف برای تأمین و تعادل سازی غریزۀ جنسی از نیازهای طبیعی در انسان می باشد، یعنی در واقع امكان اینكه با ارتباط دو جنس مخالف بدون ضوابط، مشكلی پیش نیاید خیلی بعید است. البته شیطان در ابتدای كار با سیاست گام به گام خود پیش می رود و با گذشت زمان كه علاقه و وابستگی ایجاد شد، زهر خود را می ریزد. از نگاه روانشناسان، ارتباط دو جنس مخالف رو به اوج است و هر روز پیشرفتش بیشتر می شود. پس در این مسأله باید دقت زیادی كرد.
- نكاتی مهم و ضروری را خدمتتان عرض می نماییم:
1- از اینكه مادر خود را از این جریان آگاه ساخته اید، نشان از فهم و شعور شماست، گرچه انتظار می رود كه پدر خود را هم از این موضوع آگاه سازید، زیرا دختران و پسران مسلمان و پاك، باید بیاموزند كه در اولین برخورد تأثیرگذار با جنس مخالف، آن را با پدر و یا مادر و یا با یك مشاور آگاه و مسلمان، مطرح كنند؛ تا بتوانند از تجربه‌های علمی و عملی آنان بهره برده، پیش از این كه دچار آسیب‌های جدی شوند، تصمیم عاقلانه‏ای بگیرند. اگر دختر و پسر، مسائل و معاشرت‌های مهم روزانه خود را با افراد مجّرب مطرح كنند و والدین و مشاوران نیز بتوانند در حل مسائل آن ها نقش مفید و سازنده‏ای را ایفا كنند، می‌توان امیدوار بود كه جلوی بسیاری از روابط پنهانی و ناسالمی كه احتمال دارد. پس از برخورد نخستین شكل بگیرد، گرفته شود. انسانی كه مقام و منزلت خود را می‌داند، خود را به بهای كم و اندك نمی‌فروشد.
2- غالباً دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج، به خاطر همان عشق بازی كه می گویید، راه عقل را مسدود، چشم واقع بین انسان را كور می‏سازد. اجازه نمی‏دهد تا یك تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها كه در فضایی آكنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد، به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع ‏بینانه، اگر هم به ازدواج منتهی گردد، زندگی مشترك را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.
3- ببینید وابستگی‌هایی كه بین دختر و پسر ایجاد می‌شود، مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریك آینده زندگی می‌شود. از آن جا كه دختر یا پسر به فردی خاص وابسته شده، تمام نیكی‌ها، خوبی‌ها، زیبایی‌ها را در فرد مورد علاقه خود می‌بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی طرف مقابل را ندارد؛ زیرا از روی علاقه و از پشت عینك وابستگی، به طرف مقابل نگاه می‌كند؛ نه با نگاه خریدار و نه با نگاه نقادانه و بررسی كننده‏ای كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوی حقیقت بین، مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
در روایت داریم:"حُبُّك للشّیءِ یُعْمی وَ یُصِمُّ؛ دوست داشتن چیزی[آن هم ناآگاهانه و از سر هیجان و احساسات]، انسان را كور و كر می‌كند."(1)
4- نكات بیان شده، حاصل تجربیات روانشناسان دینی است كه با توجه به تجربه و مراجعاتی كه از دختران و پسران جوان داشته اند، بدست آمده است و واقعیتی است غیر قابل انكار!
ایام جوانى دوره ى شور احساسات، شوق جنسى و نشاط جسمى است. با بیدار شدن قواى مختلف جسمى، توجه به مسائل عاطفى و جذابیت هاى ظاهرى جنس مخالف زیادتر مى شود. این بلوغ طبیعى، در پیدایش دوستى ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایى دارد و گاه چنان فرد را تحت تأثیر قرار مى دهد كه تمامى ارزش ها و هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى را زیر پا گذاشته، در دوستى ها و روابط با جنس مخالف هیچ حدّ و مرزى قایل نمى شود.
- توصیۀ پایانی:
با توجه به نكات بالا، ممكن است مقداری دلخور شده باشید، ولی در فضای امروز كه جوانان هر روز عاشق كسی می شوند، بیان این نكات لازم و ضروری است. اگر می خواهید از شكست خوردگان این عرصه نشوید، سریعاً این مسأله را با بزرگترهای خود اطلاع دهید و بگذارید آنها تصمیم بگیرند و مراحل تحقیقاتی را پیگیر باشند، به این پسر هم بگویید از طریق خانوادۀ خود اقدام كند؛ اگر صلاح بر زندگی شد و بزرگترها كه خیر شما را می خواهند با این امر موافق بودند، اقدام كنید و اگر فعلا قادر به زندگی مشترك نیستید دوران عقد را طولانی كنید تا شرایط فراهم گردد.
ضمناً در صورت ازدواج، فرزند شما محكوم به زنا نیست! اما اگر الان به این مسأله به صورت جدی فكر نكنید، در زندگی آیندۀ شما قطعاً تأثیر خواهد گذاشت.
- معرفی منابعی در زمینۀ روابط دختر و پسر برای مطالعۀ بیشتر:
1- علی اصغر احمدی، روابط دختر و پسر در ایران، تهران، سازمان انجمن اولیاء و مربیان.
2- جوانان و روابط (پاسخ به پرسش‌های پیرامون روابط دختر و پسر)، مقیمی، نشر مركز مطالعات حوزه.
پی نوشت:
1. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج74، ص166، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه.ق.





نوع مطلب : خانواده، روابط دختر وپسر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

روایاتی در تربیت فرزند


	بچه تان را در جمع لوس نکنید.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
سلام. لطفا روایاتی در تربیت فرزند برایم بگویید.
عربی روایات را ذكر كنید و خواهش میكنم چیزی كه معصوم علیه السلام فرموده را كامل ذكر نمایید یعنی مثلادر كتبی كه چاپ میشود نوع رفتار باهمسر سانسور دارد. متشكرم.

پاسخ:
جواب سوالتان را در دو قسمت مجزا پاسخ می گوییم:
1- تربیت فرزند:
نخست شایسته است از همه كسانی كه علاقه مند به شناخت معارف دینی و تربیتی هستند، بخصوص آنانی كه به وظایف خود در قبال فرزندان توجه دارند و پرسش هایی را در این زمینه مطرح می كنند تشكر نماییم. انتظار ما این است كه همه مسلمانان ـ بویژه پدران و مادران كه بار سنگین تربیت فرزند را به عهده دارند ـ در باب معارف دینی و اسلامی و شناخت مسؤولیت خود در این مورد بیشتر توجه كنند و اگر احیاناً ابهاماتی وجود داشت آن ها را با طرح این گونه سؤالات بر طرف سازند:
- تربیت فرزند در آیینه احادیث:
* قال الامام الصادق(ع): «اِعْدِلُوا بَیْنَ اَوْلادِكُمْ كَما تُحِبّونَ اَنْ یَعْدِلُوا بَیْنَكُمْ».(1)
امام صادق(ع) فرمود: بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمایید، همان طور كه مایلید فرزندان شما بینتانبه عدل و داد رفتار كنند.
* قالَ رَسُولُ اللهِ(ص): «اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ وَ اِذا وَعَدْتُمُوهُمْ فَفُوا لَهُمْ فَاِنَّهُمْ لایَرَوْنَ اِلّا اَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ».(2)
رسول خدا(ص) فرمود: كودكان خود را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید، وقتی به آن‌ها وعده‌ای می‌دهید حتماً وفا كنید زیرا كودكان، شما را رازق خود می‌پندارند.
* قال الامام الصادق(ع): «دَعِ ابْنَكَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنینَ».(3)
امام صادق(ع) فرمود: فرزند خود را هفت سال آزاد بگذار تا بازی كند.
* قال الامام الصادق(ع): «اَلْغُلامُ یَلْعَبُ سَبْعَ سِنینَ وَ یَتَعَلَّمُ الْكِتابَ سَبْعَ سِنینَ و یَتَعَلَّمُ الْحَلالَ و الْحَرامَسَبْعَ سِنینَ».(4)



ادامه مطلب


نوع مطلب : تربیت، تربیت کودک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

دعا برای مرگِ زودتر


	قبرستان که می‌روم هی طول و عرض خودم را با طول عرض این قطعه‌ها می‌سنجم.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
ایا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا س دعا كردند كه اجلشان زودتر فرا رسد؟

پاسخ:
در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت كند. مالك اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت كرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.
برادر گرامی! با توجه به این مقدمه باید گفت: آرزو و دعا برای مرگ دو صورت دارد:
1. گاهی افرادی در اثر جهالت، مرگ را نجات یافتن از گرفتاری های دنیایی می دانند و چون مصیبت و گرفتاری را سنگین و خلاف طبع و غیر قابل تحمل می انگارند، برای نجات از آن آرزوی مرگ كرده یا بالاتر از آن اقدام به خودكشی می كنند. اقدام به خودكشی كه خود از گناهان كبیره است و این آرزوی مرگ هم نتیجه نادانی و جهالت است، زیرا این چنین آرزو كنندگانی غالبا، بلكه همه بی ایمان به خدا و معاد هستند، زیرا مؤمن مصیبت ها را بلا ها و امتحان های خدا می داند(1) كه وظیفه دارد در مقابل آن ها بایستد و با تحمل و تدبیر آنها را حل كند و از مواجه شدن با مصیبت ها و مشكلات نه تنها ترس ندارد و فرار نمی كند، بلكه چون مقابله با آن ها به فعال شدن استعداد هایش و رشد قوای روحی و ایمانی اش می انجامد، از آن ها استقبال هم می كند. در این زمینه امام باقر (ع) فرمود: «إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِكُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِكُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ؛(2) مؤمن ممكن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودكشی نمی كند.»
2. گاهی فرد با توجه به حقیقت مرگ كه پل رساننده او به آخرت و لقای خدا است، تقاضای مرگ دارد. این چنین تقاضایی ناشی از بینش صحیح در برابر مرگ است و از كسانی سر می زند كه مرگ را فهمیده اند و لقای خدا را طالبند و برای لقای خدا كسب آمادگی كرده اند. حضرت زهرا(س) هم از این دسته هستند و نگاهشان به مرگ، رسیدن به آغوش پر مهر پروردگار است.حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در روز آخر از عمر شریفشان دعای «اللهم عجل وفاتی سریعا» را خواندند.(3)
دعای 40 صحیفه سجادیه دعای كسانی است كه چنین بینشی درباره مرگ دارند و برای مرگ آماده اند و توشه برداشته اند. به این دعا توجه كنید:
«اللهم صل على محمد وآله، واكفنا طول الأمل، وقصره عنا بصدق العمل حتى لا نؤمل استتمام ساعة بعد ساعة ولا استیفاء یوم بعد یوم، و لا اتصال نفس بنفس، ولا لحوق قدم بقدم، وسلمنا من غروره، وآمنا من شروره، وانصب الموت بین أیدینا نصبا، ولا تجعل ذكرنا له غبا، واجعل لنا من صالح الأعمال عملا نستبطئ معه المصیر إلیك، ونحرص له على و شك اللحاق بك حتى یكون الموت مأنسنا الذی نأنس به، ومألفنا الذی نشتاق إلیه، وحامتنا التی نحب الدنو منها، فإذا أوردته علینا وأنزلته بنا فأسعدنا به زائرا، وآنسنا به قادما، ولا تشقنا بضیافته ولا تخزنا بزیارته، واجعله بابا من أبواب مغفرتك، ومفتاحا من مفاتیح رحمتك، أمتنا مهتدین غیر ضالین طائعین غیر مستكرهین، تائبین غیر عاصین ولا مصرین یا ضامن جزاء المحسنین، و مستصلح عمل المفسدین؛(4) خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از آرزوهای دراز باز دار و با عمل درست، آرزو های ما را كوتاه كن تا این كه ساعتی پس از ساعت دیگر را آرزو نكنم و فردا را بعد از امروز و حیاتی پس از این حیات و قدمی بعد از این قدم را انتظار نكشم و ما را از غرور آرزوی دراز، محافظت فرما و از شرور آن، در امان نگهدار و یاد مرگ را برای ما هر از گاهی قرار مده، (بلكه همیشگی كن) و از كارهای شایسته عملی به ما عطا فرما كه با آن به عنوان زاد و توشه به سوی تو سیر كنیم و به خاطر آن بر قرب دیدار تو حریص گردیم به گونه ای كه مرگ، زمان انس ما باشد و موعد الفتی كه به آن اشتیاق پیدا كنیم و پناهگاهی باشد كه دوست داشته باشیم به آن نزدیك شویم.
پس هر گاه مرگ را بر ما فرود می آوری و اجل را بر ما نازل می كنی، ما را به زیارت آن سعادتمند گردان و ما را با او مأنوس كن و ما را در میهمانی مرگ شقاوتمند مساز و به دیدار مرگ پست و خوار مگردان و مرگ را دری از درهای آمرزش و كلیدی از كلید های رحمت خود مقرر ساز. ما را در حالی كه هدایت شده ایم ، گمراه نیستیم، مطیع توییم، از دیدار تو كراهت نداریم، توبه كننده ایم، گناهكار نیستیم و بر گناه اصرار نداریم، بمیران ای ضمانت كننده پاداش نیكوكاران و ای اصلاح كننده اعمال تبهكاران!».
آری كسی كه چنین معرفتی نسبت به مرگ داشته و چنین آمادگی ای برای سفر آخرت داشته باشد، مرگ را زیبا دیده و برای پذیرفتنش آغوش باز كرده و منتظر اوست و قدم او را بر دیده می نهد. اما همین كس نیز باز هم از خدا عمر می طلبد تا بیشتر تلاش كند و بیشتر موجبات رضای خدا و تعالی آخرت را فراهم نماید.
همچنین امام سجاد(ع) در دعای دیگری می فرمایند:
«و عمرنی ما كان عمری بذلة فی طاعتك، فإذا كان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی إلیك قبل أن یسبق مقتك إلی، أو یستحكم غضبك علی؛(5) خدایا! تا هنگامی كه عمرم در راه طاعت تو می گذرد به من عمر بده و آن گاه كه عمرم چراگاه شیطان شود، پیش از آن كه دشمنی تو سخت بر من رو آورد یا خشم تو محكم و پایدار گردد، جانم را بگیر!».
كلام پایانی:

طلب مرگ نمودن از خداوند دلیل‏هاى گوناگون مى‏تواند داشته باشد كه اگر منشأ آن ایمان قوى و عشق و محبت وصف ناشدنى نسبت به خداوند باشد به طورى كه عاشق تحمل دورى معشوق خویش را ندارد و وصال وى تمام آرزوى او است، این طلب مرگ -كه در درخواست حضرت زهرا(س) از خدا كاملاً مشهود است- ممدوح است. اما اگر به دلیل برخورد با مشكلات زندگى و ضعف نفس باشد كارى قبیح و ناپسند است.
بنا براین آرزوی مرگ از این باب كه انسان را به لقای خدا و دیدار اولیای خدا می رساند، از جانب مؤمن نیكوكار خوب است و طبیعی است كه چنین آرزویی داشته باشد و اما آرزوی مرگ به این عنوان كه نجات دهنده از مصیبت های دنیایی و راحت كننده ما از آن ها باشد آن هم بدون این كه توشه ایمان و عمل صالح داشته باشیم، ناپسند است.
پی نوشت ها:
1. انبیاء(21)، آیۀ 35. «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ»؛ «و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می كنیم.»
2. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، الطبعه الثانیه، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، 1414 ه، ج29، ص240، باب تحریم قتل الانسان نفسه، ح 3.
3. علامه مجلسی،بحارالانوار، ج 43، ص 177، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏.
4. صحیفه سجادیه، امام سجاد (ع)، دعای چهلم.
5. صحیفه سجادیه، امام سجاد (ع)، دعای بیستم.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، دعا، مرگ، 
برچسب ها : دعا برای مرگِ زودتر، علت دعای حضرت زهرا برای مرگ، اللهم عجل وفاتی، طلب مرگ از خدا،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 مرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

ارتباط فکری با نامحرم

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آقایی از من خواستگاری كرده و به دلائل مختلف حداقل فعلا امكان ازدواج فراهم نیست! شاید هرگز امكان ازدواج با این فرد را نیابم، اما به شدت به ازدواج احتیاج دارم! ناخودآگاه به حالتی دچار شده ام كه مدام فكر این آقا در ذهن من است! با دیدن هر چیز بی ربط و باربط! گاه چیزی در ذهنم جرقه می زند و وقتی به خودم می آیم می بینم مدتی است در فكر اویم! حتی فكرهایم گاهی تا امور زناشویی هم پیش می رود! سعی می كنم كه از این فكرها جلوگیری كنم اما نمی شود! به شدت از این افكار رنج می برم! قبلا چیزی درمورد زنای در فكر شنیده ام! می خواستم ببینم آیا این حالات و فكر ها با توجه به اینكه اغلب غیر ارادی است، گناه محسوب می شود؟ خصوصا در مورد امور جنسی!

پاسخ:
خواهر گرامی! ای كاش در همین ابتدای نامه علت اینكه امكان ازدواج برایتان فراهم نیست را برایمان بیان می كردید تا بتوانیم دربارۀ آن معظل راهكاری داشته باشیم، زیرا شما در سنی قرار دارید كه ازدواج از ضروری ترین امور برایتان می باشد.
زنای ذهنی یا فكر گناه در امور جنسی اگر غیر اختیاری باشد گناه نیست. ولی انسان باید از مقدماتی كه باعث این افكار می شود پرهیز كند و در صورت اختیاری بودن چنانچه آثار بیرونی داشته باشد و موجب تحریكات جنسی شود این امور گناه است، زیرا فكر و اندیشه گناه، پاكى و صفاى قلب را از بین مى برد و انسان را به ارتكاب آن وا مى دارد. حضرت على(ع) فرمود: «من كثر فكره فى المعاصى دعته إلیها»(1) كسى كه در مورد گناهان زیاد فكر كند، گناهان او را به سوى خود مى كشند.
نیز فرمود: «خوض النّاس فى شى‏، مقدّمة الكائن»(2) فرو رفتن و تفكّر در مورد چیزى، سرآغاز وجود و پیدایش آن چیز است.
از این رو، حضرت مسیح به پیروان خود فرمود: «موسى بن عمران به شما دستور داد، زنا نكنید؛ اما من به شما سفارش مى كنم، فكر زنا را هم نكنید؛ زیرا كسى كه به زنا بیندیشد، مانند كسى است كه در اتاق زیبا و رنگ آمیزى شده‏اى، آتش روشن كند. در این صورت، هر چند ممكن است خانه در آتش نسوزد؛ لكن دست كم دود آن را سیاه و خراب مى كند.»(3)
در هر صورت، فكر گناه، گناه نیست تا وقتی كه انسان خود را به گناه آلوده نكند، حتی اگر مقدمات آن را فراهم كرده باشد، گناهی در نامۀ او ثبت نمی‏شود. اما از نظر روانی فكر گناه، وجود انسان را آلوده و مضطرب می سازد.
- نكاتی در مورد ازدواج معقول در این شرایط:
1- در صورتی كه به هر دلیلی مشكلات ازدواج با این شخص حل شد، به این چند نكته توجه كنید:
الف) باید دقت كنید كه عشق و علاقه تان گرچه حكایت از نیازتان دارد ولی باید با حساسیت و مراقبت جلو روید. نگاه و تحلیل شما در صورتی به او صحیح است كه، به عنوان یكی از افرادی كه دوست دارید با او ازدواج كنید، در نظر بگیرید. ولی توجه داشته باشید كه تنها زمانی می توانیم كسی را برای ازدواج خوب و مناسب تشخیص بدهیم كه فرد مورد نظر در اكثر معیارها و ملاك های اساسی ازدواج، با شما تناسب و همخوانی داشته باشد، صرفاً علاقمندی و دوست داشتن، دلیل بر خوب بودن طرف مقابل و داشتن شرایط همسری و داشتن تناسب با شما نمی گردد. چه بسا ممكن است گاهی عشق و علاقه افراطی باعث شود در وادی عشق گرفتار آیید و با یك جانبه نگری، از دیدن واقعیت های دیگر زندگی محروم بمانید.
ب) سعی كنید با علاقۀ افراطی بر كسی، به فكر ازدواج نیفتید، زیرا علاقه افراطی موجب كوری چشم و كری گوش می‌گردد. تجربه نیز نشان داده است عشق و علاقه ناشی از احساسات و هیجانات باعث شده كه بسیاری از عیوب، نقایص و ضعف ها طرف از دید انسان، مخفی و پوشیده مانده؛ در نتیجه در كسب موفقیت در این امر مهم و حیاتی ازدواج، نقش منفی بازی كرده، بلكه به جای موفقیت، شكست را نصیب فرد كرده است.
ج) ملاك ها و معیارهای اساسی ازدواج را در فرد مورد نظر تطبیق دهید. ببینید چقدر با شما در زمینه های مختلف تناسب دارد. سعی كنید بر اساس اطلاعات دقیق، به شناخت كافی و صحیحی از فردِ مورد نظر دست یابید. دقّت را فراموش نكنید. مبادا عشق، چشم اندیشه‏تان را كور سازد و شما را از تحقیق كامل و همه جانبه در باره وی باز دارد. با این كار می توانید بفهمید كه آیا فرد مورد نظر به دردتان می خورد یا نه؟
د) نكته ای كه باید به آن توجه ویژه ای داشت، پیشگیری از به وجود آمدن علاقه افراطی و عشق یك طرفه و یا دو طرفه ای كه بر مبنای درستی پایه ریزی نشده است، می باشد، چرا كه بر اساس نتایج تحقیقات روانشناختی، هر گونه علاقه افراطی و علاقه های یك طرفه، به هیچ وجه امر مطلوبی قلمداد نمی‌گردد؛ ممكن است از خلأهای كوچك و بزرگ شخصیتی در درون فرد حكایت داشته باشد.
2- نكته دیگری كه باید به آن توجه داشته باشید، جلوگیری از هر گونه ارتباط و نیز ابراز علاقه و محبت به آن پسر می باشد، چون هر گونه اظهار علاقه و محبت از سوی دختر و ارتباط وی و پسر قبل از ازدواج، علاوه بر این كه از لحاظ شرعی و روانشناختی خالی از اشكال نیست و آسیب های فراوانی در آن نهفته، باعث تجسّم بخشیدن به ذلّت و زبونی خود و بی شخصیّت جلوه دادن خویش است. چون زن مجذوب است، نه جاذب، محبوب و معشوق است، نه عاشق و طالب. یعنی اصلاً ساختار وجود دختر به گونه‏ای است كه دیگران را به سوی خود جذب می‏كند و آن ها به سوی او گرایش می‏یابند.
- نكتۀ پایانی:
در صورت نیاز در نامۀ بعدی علت موانع ازدواجتان را مطرح كنید تا در آن زمینه به نكاتی اشاره كنیم. ضمناً اگر به این فرد علاقه پیدا كرده اید و احساس می كنید كه مورد مناسبی برای ازدواج هستند، با توقعات اندك، پاسخ مثبت دهید تا وارد كانون گرم زندگی شوید. منتظر نامۀ بعدی تان هستیم.
- منابعی برای مطالعۀ بیشتر:
1- جوانان و انتخاب همسر. پدیدآورنده: علی اكبر مظاهری
2- همسر گزینی در بیست گام. پدیدآورنده: محمود یزدانی.
پی‌نوشت‏ها:
1. تمیمى آمدى، عبدالواحدبن محمد، تصنیف غررالحكم و دررالكلم، ج5 ، ص321، دفتر تبلیغات‏ قم‏، 1366 ش.
2. همان، ج 3، ص 451.
3. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ناشر موسسه الوفاء، ج 14، ص331، باب34، بیروت 1404ه ق.





نوع مطلب : ازدواج، روابط دختر وپسر، 
برچسب ها : ارتباط فکری با نامحرم، ازدواج معقول، ملاك ها و معیارهای اساسی ازدواج، علاقه افراطی و عشق یك طرفه و یا دو طرفه، موانع ازدواج،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 مرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

ازدواج موقت زنان بیوه ...

پرسش:
با عرض سلام
بیشتر از یك سال است كه شوهرم فوت كرده والان بیوه هستم. فعلا موقعیت ازدواج دوباره ندارم. یك مرد كه صاحب زن میباشد از دوران مجردی به من علاقه داشته و الان به من پیشنهاد كرد كه با او ارتباط برقرار كنم ولی من به علت اعتقاداتی كه داشتم قبول نكردم وحالا او از من میخواهد با او صیغه موقت كنم تا محرم همدیگر شویم اما نه من نه او نمیتوانیم به خانواده هایمان بگوییم و میخواهیم این موضوع مخفی باقی بماند. حالا اگر من این كار را بكنم گناه دارد؟ لطفا اگر اشكالی در ان است برایم توضیح دهید كه مرتكب گناه نشوم. با تشكر

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پاسخ:
از آنجا كه ازدواج امری طبیعی، مشروع و منطقی در تمامی اعصار و در همه جوامع بشری تلقی می شود خواه ناخواه زنانی كه در سنین ازدواج قرار دارند، اما مجرد مانده‌اند به صورت یك پدیده نامقبول و غیرعادی محسوب می‌شوند. ترك گناه و دوری از آن به هر روش شرعی كه باشد بهترین عبادت محسوب می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «برترین عبادت، دوری گزیدن از گناه است».(1)
زنانی كه به دلایل مختلف همسرانشان را از دست می‌دهند یا از همسرانشان جدا می‌شوند به یكباره با جهان دیگری روبه‌رو می‌شوند، دنیایی كه بسیاری از مختصات آن ناآشناست. دشواری‌هایی كه این زنان تاب می‌آورند عمدتا به دغدغه‌های معیشتی عاطفی، وسواس‌های فكری، حاشیه‌های ناخواسته از برخورد نامناسب اطرافیان و ... مربوط می شود. در هر حال این گروه از زنان كه با عنوان زنان مطلقه یا بیوه در جامعه شناخته می‌شوند، با مسائل، مشكلات و موانع زیادی در زندگی مواجهند.
معضل برخورد غیر منصفانه با زنان بیوه در عصر حاضر، از اندیشه های تك بعدی، تعصبات قبیله ای و ذهنیت های كهنه ناشی می شود.
مسأله ازدواج موقت باید به گونه ای باشد كه زندگی آینده و دایم را موجب اختلال نكند، لذا انجام چنین كاری باید در ارتباط با خانم هایی باشد كه مراحلی از زندگی را طی كرده اند و با ازدواج موقت آینده آنان به خطر نمی افتد.
در شرایط حاضر كه ازدواج دایمی برای این گونه زنان دشوار شده و از طرفی برای مدیریت غریزه جنسی جوانان و مردانی كه دارای مشكلاتی هستند، هیچگونه برنامه ریزی كاربردی پیش بینی نشده است، ازدواج موقت روش منطقی، عقلی و كاربردی است.
ازدواج موقت كسانی كه تجربه ی ازدواج قبلی دارند(متأهلان) و الان از نظر غریزی تحت فشار هستند با چنین خانم هایی اشكال ندارد.
پرسشگر گرامی!
اگر از زنانی كه به هر دلیلی شوهر خود را از دست داده اند، دربارۀ ازدواج موقت سؤال كنید، نهایت تنفّر خود را از این دیو وحشتناك با زبان ابراز خواهند كرد ولی چون از زبان بگذرید و وارد وادی دل شوید، خواهی دید كه به ازدواج موقت براساس عقل سلیم به عنوان یك جانشین مناسب، بیش از همه معتقدند و در دل با خود می گویند: "ای كاش جامعه به این اكسیر به چشم بد نمی نگریست و ای كاش یك زن بدون سرپرست می توانست برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد و در یك انتخاب آزاد از میان مردان یا پسرانی كه به او اظهار رغبت می كنند، یكی از شایسته ترین آنان را به عنوان پناه عاطفی خود برگزیند و بر زخم های تنهایی خویش مرهم بگذارد و از امكان مشروع و معقولی كه خدا ورسول در اختیار او قرار داده است، استفاده كند وجوانی خود را لابه لای پاره ای تعصبات و توهّمات پایمال نكند".
- مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان:
1- به خاطر دیدگاه ها و مشكلاتی كه در جامعه ایران وجود دارد زنان بیوه حتی اگر هم بخواهند سالم زندگی كنند در صورت محتاج بودن، شرایط اقتصادی به او اجازه نمی دهد. علاوه بر اینها زنان بیوه از نظر عاطفی هم دچار مشكل هستند.
2- مشكلات روحی و تنهایی:
علاوه بر تمام مشكلات ذكر شده، از دست دادن همسر به خصوص در دوران جوانی و پیامدهای ناگوار طلاق منجر به بروز مشكلات روحی متعدد ار جمله افسردگی و بد بینی برای این زنان می شود. همچنین احساس نگرانی زیاد نسبت به آینده و تنهایی خود بعد از ترك فرزندان بسیار آزار دهنده و این مشكلات روحی را افزایش افزایش می دهد.
3- اگر ازدواج موقت نباشد و زنی كه شرایط لازم را برای ازدواج موقت دارد ولی نتواند از این نعمت الاهی بهره مند شود و به آزادی جنسی روی آورد؛ نتیجه اش علاوه بر دچار شدن به معصیت الاهی و گناه، با گذشت زمان دچار بدبختی و بیچارگی نیز شود.(2)
4- عقد موقت و متعه، سبب آرامش روحی و روانی زن و مردی می شود كه به واسطه عقد موقت از هم دیگر لذت می­برند در حالی كه اگر آزادی جنسی باشد مرد و زن از روح و روان آرام برخوردار نیستند.
- كلام پایانی:
هیچ كس همانند خودتان نمی تواند تشخیص دهد كه در چه موقعیتی هستید، أما به نظر می رسد كه نسبت به ازدواج با ایشان تمایل دارید و با شناختی كه از ایشان دارید میدانید كه أهل سوء استفاده نبوده و مردی آشنا به قواعد و أصول زندگی است.
برای متهم نشدن در این اجتماع و جلوگیری از عوارض و مشكلات ناشی از أفكار عرف، بهترین كاری كه می توان كرد همان تصمیمی -مخفی كردن این مسأله از خانواده و دیگران- است كه گرفته اید. أما از نكته ای كه نباید غفلت بورزید، این است كه از آنجایی كه این شخص دارای همسر است -ونسبت به خانوادۀ خود هم مسولیت دارد- می طلبد كه با مدیریت و زمانبندی أوقات و مسایل روحی و روانی خانواده شان، طوری برخورد كنید كه زندگی ایشان مخدوش نشود.
نكته:

1.برای خواندن عقد موقت حتما از راه قانونی وارد شوید و از محظر و دفتر خانه ها برگۀ قانونی دریافت كنید تا در آینده مشكل قانونی پیدا نكنید.
2. اگر این شخص را قابل اعتماد یافتید زمان عقد خود را طولانی قرار دهید تا در آینده به این كار-ازدواج موقت-عادت نكنید كه در هر دورره ای با یك مرد دیگری صیغه نمایید.
- منابع كمكی برای مطالعۀ بیشتر:
1- ازدواج موقت و چالش ها، نویسنده: سید حسن شریفی، قم، انتشارات بوستان كتاب.
2- احكام ازدواج دائم موقت فتاوی حضرت آیت الله بهجت(ره)، نویسنده: سیدحجت موسوی خویی، قم، دارالفیض.

پی نوشت ها:
1. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 342، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه.ق.
2.در این زمینه مراجعه شود به كتاب "ازدواج موقت؛ مدیریت شهوت" نویسنده: محمد تركاشوند، قم، نشر گل یاس.





نوع مطلب : ازدواج موقت، مشکلات زندگی، 
برچسب ها : ازدواج موقت زنان بیوه، ازدواج موقت، مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان، مشكلات روحی و تنهایی، عقد موقت و متعه،
لینک های مرتبط :


انفكاك یا اختلاط زن و مرد؟ كدامیك؟

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:

اختلاط زن و مرد در چه شرایطی بدون اشكال است؟
با عرض و سلام و خسته نباشید
1- لطفا بفرمایید اختلاط زن و مرد اگر با رعایت حجاب و حیا باشد اشكال شرعی دارد یا خیر؟ و اگر اشكال شرعی ندارد آیا در صورتی كه منافع اجتماعی در برداشته باشد مثلا در یك محیط كاری تخصصی و مفید مثل دانشگاه باشد آیا ترك اختلاط باز هم به عنوان یك امر استحبابی و اخلاقی توصیه می شود یا خیر؟
2- آیا اشكال دارد زن در ارتباط با نامحرمی كه غریبه نیست و نظر سوء ندارد لبخند كم رنگی بر لب داشته باشد، در عین اینكه حجاب و حیای درونی دارد؟
با تشكر فراوان

پاسخ:
روابط زن و مرد یكى از مسائلى است كه شناخت صحیح احكام و آداب اسلامى در این زمینه و عمل به آن ها ضامن سلامت فرد و جامعه است. از جمله مسائل مورد بحث در جامعه كنونی، مسئله ارتباط یا به تعبیر بهتر، اختلاط دختران و پسران یا زنان و مردان است.
باید به این حقیقت گردن نهاد كه آدمی در دو جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یكدیگر را در نهاد آنها سرشته است. طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است. اما ارتباط زنان و مردان پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن كدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین كرد؟ باید بدانیم مبنای ارتباط زنان و مردان از نظر دین اسلام چیست.
بی شك، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعایت حدود شرعی برخلاف فرهنگ دینی و اعتقادی ماست و پشت پا زدن به پیمان هایی است كه با خدا بسته ایم؛ متعهد شده ایم كه فقط او را بپرستیم، برخلاف قانون او رفتار نكنیم و در برابر امر و نهی خدا تسلیم باشیم. «أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛(1) به عهدی كه با خدا بستید، وفا كنید. «اِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولاً؛(2) همانا از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.»
قبل از بیان محدوده و احكام اختلاط و ارائه راهكارهای عملی برای آن، باید به این نكته توجه كرد كه در جامعه، ارتباط زن و مرد به شكل عام، مواردی چون روابط شغلی، خانوادگی و تحصیلی را در برمی گیرد و حدود و ثغور عرفی و قانونی برای آن تدوین شده است.
مطالبی را در قالب نكات خدمتتان عرضه می داریم:
1- انفكاك یا اختلاط؟ كدامیك؟
انفكاك از نظر اسلام حرمت بخشیدن به زن، حفظ حریم شخصیت و دور نگاه داشتن او از نگاه بیماردلانی است كه در او طمع می كنند؛ چنانكه خداوند در بیان حكمت حكم حجاب می فرماید: «ذلك ادنی أن یعرفن فلایؤذین»(3) تأكید اسلام بر حضور اجتماعی زن همراه با توصیه به او درباره حفظ ورع و تقواست: «و اذا سئلتموهن متاعا فأسئلوهن من وراء حجاب ...؛(4) هرگاه از ایشان زنان پیامبر(ص) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل طلب نمایید». این آیه و آیات دیگر نظیر «ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن و ان یستعففن خیر لهن»(5) دلالت می كنند كه هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترك برخوردهای غیر ضروری در محیط های اجتماعی را رعایت كنند، به تقوا و پاكی نزدیكتر است.
احترام به شخصیت زن و حفظ حریم محیط های زنانه از نظر اسلام، تا حدی است كه رسول خدا(ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی فرموده است: «نهی رسول اللّه (ص) أن یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن»(6).
2- بایدها و نبایدهای اخلاقی حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت با مردان:
اسلام برای هر نوع حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، بایدها و نبایدهای اخلاقی را توصیه می نماید. درباره حضور اجتماعی زن این قید بیان شده است: باید از هر آنچه منجر به فتنه و فساد می شود، اجتناب كرد.
در زندگی اجتماعی به صورت طبیعی روابطی شكل می گیرد؛ مانند رابطه همسایه با همسایه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد. طبیعی است كه اینگونه روابط اجتماعی، همیشه میان هم جنس(زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمی افتد. در بسیاری از این موارد، رابطه دو جنس مخالف (زن و مرد) نیز حتمی و قهری است. به طور قطع رابطه دو جنس مخالف را در دایره روابط محارم با یكدیگر نیز، نمی توان منحصر دانست؛ زیرا انواع روابط میان دو جنس مخالف در میان اقوام و خویشاوندان، رفت و آمدهای فامیلی و نیز در سطح جامعه صورت می گیرد.
3- نظر اسلام: ارتباط در حد اعتدال:
از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد فی نفسه ممنوعیتی ندارد. طبیعی است، در جامعه ای كه معمولاً نیمی از آن را جنس مرد و نیمی دیگر را جنس زن تشكیل می دهد، چاره ای جز ارتباط دو جنس مخالف با همدیگر نیست. به تعبیر دیگر، اجتماع مجموعه ای از زنان و مردان است و قابل تقسیم به جامعه مردان و جامعه زنان نیست.
برحسب دیدگاه اسلام، زن و مرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم كه به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان می دهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد كه سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد می شود. بر این مبنا، مرد باید در زیرساخت های فكری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یك شخصیت ارجمند، پاك، با كرامت و با حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساخت های رفتاری اش كه وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار و حركات نمایان می كند، حرمت و كرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است كه زن می تواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید. زن هر اندازه متین تر، باوقارتر و عفیف تر رفتار كند و خود را در معرض نمایش برای مرد قرار ندهد، بر حرمت و كرامتش افزوده می شود.
از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نامحرم نباید به گونه ای باشد كه تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد؛ زیرا تمتعات جنسی، منحصرا در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و كشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در كنار عوامل دیگر، در كاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و بسزایی دارد. زیرا ازدواج، مانعی برای لذت جویی های نامحدود و آزاد محسوب می شود. معاشرت های آزاد و بی بندوبار، ازدواج را به صورت یك تكلیف و محدودیت در می آورد كه باید آن را با توصیه های اخلاقی یا احیانا با اعمال زور بر جوانان تحمیل كرد. تفاوت جامعه ای كه روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود می كند، با اجتماعی كه روابط آزاد در آن مجاز است، این است كه ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد كه به یكدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان می دهد.(7)
4- لبخند زدن هنگام صحبت با نامحرم:
از دیدگاه مراجع معظم تقلید لبخند زدن و شوخی كردن با نامحرم اگر با قصد لذت جنسی و یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن باشد جایز نبوده و اشكال دارد. به خاطر جذابیتی كه زن و مرد به همدیگر دارند، احتیاط در ترك همۀ این أمور است. انسان عاقل از رهزن ها به دور است.
- حاصل سخن اینكه:
اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی كرده اند اینطور نیست كه این نهی كلی و مطلق باشد. بلكه سیره عملی آنها به این امر مطلق، تخصیص می زند و نشان می دهد كه منظور ائمه این نیست كه زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشاركت داشته باشند. بلكه منظور آنها این است كه زنان اولا، بدون دلیل موجّه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نیست چه این كه مفسده های زیادی می تواند داشته باشد. نكته دیگری كه باید به آن توجه نمود این است كه اجتماعی بودن زنان و داشتن جایگاه اجتماعی مستلزم حضور بی رویه و بدون دلیل در میان مردان نیست.
- منابع كمكی جهت مطالعۀ بیشتر:
1- احكام روابط زن و مرد، سید مسعود معصومی؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم.
2- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقیمی حاجی؛ ناشر: مركز مطالعات پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم.
3- جوانان و روابط (پاسخ به پرسش‌های پیرامون روابط دختر و پسر)؛ مقیم؛ نشر: مركز مطالعات حوزه.
4-
http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=6912&MagazineArticleID=83313
5- http://www.hawzah.net/FA/articleview.html?ArticleID=65772
پی نوشت ها:
1. نحل(16) آیه91.
2. اسراء(17) آیه 34.
3. احزاب(33) آیه 59.
4. احزاب(33) آیه 53.
5. نور(24) آیه 61.
6. شیخ كلینی، اصول كافی، ج 5، ص 538، دارالكتب الاسلامیه، تهران 1365ش.
7. ر.ك. مجموعه آثار شهید مطهرى، 1379، ج 19، ص 438، قم انتشارات صدرا.





نوع مطلب : خانواده، حجاب، روابط دختر وپسر، 
برچسب ها : انفكاك یا اختلاط زن و مردكدامیك?، اختلاط زن و مرد در چه شرایطی بدون اشكال است?، روابط زن و مرد، بایدها و نبایدهای اخلاقی حضور اجتماعی زن و اختلاط، اختلاط زن و مرد،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 مرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

استغفار معصومین!

تا تنها نشدم نگفتم «خدایا متشکرم!»

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
اگر امام علی (ع) معصوم است. پس استغفار او در مناجات ها چه معنی دارد؟

پاسخ:
یكی از صفات پیامبران و ائمه(ع) و شخص امام علی(ع)، «عصمت» است. عصمت ملكه ای علمی و عملی است كه انسان را از جهل، خطا، سهو، نسیان و مغالطه در اندیشه و تفكر نگه می دارد؛ بنابراین، معصوم، هم در بخش علم، از فهم ناصحیح به دور است و هم در بخش عمل، محفوظ از كار ناروا است.(1) به همین دلیل است كه این حضرات لیاقت و شایستگی مقام والای امامت را داشتند و به این مقام منصوب شدند.
ائمه طاهرین(ع) عصاره نظام آفرینش و مظهر هدایت خدایند؛ نه تنها كار، گفتار و سكوت آنان هدایت است كه میزان هدایتند و با این میزان، ضلالت و گمراهی و ایمان و كفر مشخص می شود. از این رو، سخن و سیره ایشان برای هركسی و هر سالك به سوی خدا، حجت و دلیل است؛ زیرا آنان معصوم اند و در سیره معصوم(ع) هیچ گونه شائبه گمراهی و گناه نیست و این مطلبی است كه با ادله نقلی و عقلی در جای خودش ثابت شده است.
اما این كه در دعاهای رسیده از اهل بیت(ع) می بینیم كه آنها از خداوند طلب آمرزش می كنند و یا خود را گناهكار می دانند؛ مثلاً امیرالمؤمنین(ع) در مناجاتش می فرماید: «پروردگارا در آن حالی كه غفلت مرا گرفته است ای كاش می دانستم حالم چگونه است؟ آیا از من رویگردانی یا به من نظر داری؟»؛ نه بواسطه این است كه معصوم گناه می كند، بلكه باید گفت غفلت دارای مراتبی است، آن مرتبه ای كه مربوط به معصوم است، ما عاجز از ادراك آن هستیم. زیرا وقتی كه امام معصوم سرگرم خوردن یا سخن گفتن با این و آن است، با آن توجه تامّی كه در نماز دارد، یكسان نیست و این كمبود را برای خود، غفلت و ذنب می شمارد و از آن طلب آمرزش می نماید. و این به خاطر عظمت مقام و دوام عبودیت و ادب تام آنان است كه در برخی از حالات كه لازمه مقام بشری است میسّر نمی شده، لذا این حالت های بشری را برای خود گناه می شمرده اند. و گرنه آنان از هر گناه كبیره و صغیره و مكروه معصومند.(2) معصومین (ع) گرچه همواره با ابلیس و دیگر شیاطین درگیر و در چالش های اخلاقی و معنوی بودند. اما به توفیق الاهی هیچ گاه نلغزیدند. چنان كه قرآن مجید در باره پیامبر می فرماید:« و چیزی نمانده بود كه تو را از آن چه به سوی تو وحی كردیم گمراه كنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و در آن صورت تو را به دوستی خود بگیرند و اگر تو را استوار نمی داشتیم قطعاً نزدیك بود كمی به سوی آنان متمایل شوی».(3) بنا بر این گناهی كه معصومان (ع) راه گریزی از آن ندارند و برای جبران آن ناله سر می دهند، آلودگی به محرّمات الاهی نیست؛ بلكه از آن جهت كه هر كه در درگاه الاهی مقرب تر است،خداوند معیار سنجش اعمال او را دقیق تر قرار داده و او به خاطر عظمت مقام چیزی را گناه می شمارد كه دیگران به سادگی از كنار آن می گذرند.(4) چنان كه مرحوم اربلی فرموده است: «پیامبران و امامان – كه سلام خدا بر آنان باد- همواره در یاد خدا به سر می بردند و در بالاترین مراتب قرب الاهی ره می سپردند و پیوسته در این اندیشه بودند كه مبادا لحظه ای از یاد او غافل گردند. پس هرگاه اندكی از این مرتبه بالا پائین تر می آمدند و از سر نیاز به اموری همچون خوردن و آشامیدن، حلّ و فصل مسائل اجتماعی روی می آوردند، این را گناهی بزرگ برای خویش می شمردند. استغفار و توبه آنان نیز از چنین اعمالی بوده است.»(5)

پی نوشت ها:
1. جوادی آملی، عبد الله، علی (ع) مظهر اسمای الاهی، ص 107 و 108، مركز نشر اسراء، چاپ دوم، 1385.
2. شهید دستغیب، سید عبدالحسین، 1000 سؤال، ص 19، انتشارات ناس.
3. اسراء 73 و 74؛ تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، ج 13، ص 238، انتشارت اسلامی؛ اسراء، 73 و 74.
4. تفسیر المیزان، همان، ج 6، ص 366.
5. اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمه، ج 3، ص 45، چاپخانه علمیه قم.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، توبه، گناه، 
برچسب ها : علت استغفار معصومین، استغفار امیرالمونین، معنای استغفار امیرالمونین، طلب آمرزش معصومین، علی مظهر اسمای الاهی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 مرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

ارتباط و گرایش با همجنس

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
سلام اگه كسی نماز نخونه، آدم بدی باشه، باهمجنسش رابطه داشته باشه حكمش چیه؟ راه توبه داره؟ درضمن توبه هم كرده اما به بدیاش ادامه داده!!

پاسخ:
پرسشگر گرامی! بگذارید در همین ابتدا مطلبی را خدمتتان بازگو كنیم: از آنجائی كه یكی از صفات خداوند «غفارالذنوب» است و رحمتش فراگیر و وسیع است، بنده ی گنه كارش را به استغفار دعوت نموده است. و با تتبع در آیات و روایات در میابیم كه هر گاه انسان از گناهان -هر نوعی كه باشد- خود پشیمان شده و توبه نماید خداوند او را مورد رحمت و بخشش خود قرار می دهد.
همانطور كه در قرآن كریم می فرماید: «قُلْ یا عِبادِی الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم»(1) بگو ای بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
متأسفانه خداوند از نظر ما انسانها در این حد است كه آیا او در صورت ترك واجبات و انجام محرمات می بخشد یا نمی بخشد! در صورتی كه اینگونه فكر كردن بسیار غلط است، زیرا بحث بخشش نیست بلكه اشتباهات باعث می شوند ما كه بخشی از وجود خداوندی كه بنام روح است را مكدر نماییم به همین دلیل از درك معنویات و لذت مناجات عاشقانه و عشق بازی با خداوند دور می شویم و غرق در خطاهای خود می شویم و این موضوع باعث جلوگیری از پرواز روح در عوالم حقیقت می شود. خداوند نیازی به ما ندارد كه بخواهد ما را ببخشد یا نبخشد، بلكه او عاشق بنده اش است و ما معشوق.
- اما در مورد توبه ای كه كرده اید باید عرض كنیم:
در صورت تحقق توبه از انسان، شكی نیست كه خداوند آن را می‌پذیرد. این بشارت را خداوند در قرآن داده است: «هو الّذی یقبل التوبة عن عباده ویعفو عن السیئات»(2) خدا است كه توبة بندگانش را می‌پذیرد و گناهان آنان را عفو می‌نماید». كسی در وفای به عهد راستگوتر از خداوند است؟ قرآن مجید وعده داده كه خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد. فرقی نمی كند گناه كبیره باشد یا صغیره. اما توبه دارای شرایطی است كه یكی از آنها انجام ندادن دوبارۀ گناهان است! مگر می شود كسی توبه كند و به عواقب گناهان خود آگاهی پیدا كند و دوباره به سمت آن گرایش پیدا كند! البته باید به مرور زمان برای خود محدودیت ایجاد كنید تا از فضای عادت به گناه خارج شوید.
- ارتباط با همجنس:
غریزه جنسی یكی از مهم‌ترین غرایز بشر و عامل بقای نسل آدمی است. اسلام ارضای غریزه جنسی را تنها در پرتو ازدواج امری پسندیده به حساب آورده و بر آن تأكید ورزیده است تا انسان‌ها نیازهای جنسی خود را از طریق روابط زناشویی با همسر خویش ارضا كنند.
ارضای غریزه جنسی با هم جنس، نوعی انحراف جنسی است كه به خودارضایی و مشكلات حادتر می رسد و در پیدایى آن علل مختلفى دخالت دارد و موجب عوارض جسمی و روانی بسیای نیز می شود. ضمن سپاس از شما به جهت ارتباط با ما، مطالب تكمیلی درباره همجنس گرایی را می توانید در آرشیو سایت، به نشانی porsojoo.ir و pasokhgoo.ir مطالعه كنید،

اما به چند نكتۀ مهم اشاره می كنیم:
1- گرایش شما به همجنسان به نوعی به شما حس اطیمنان و ایمنی می بخشد و از این رو خواهان تكیه ضمنی بر ایشان هستید.
شرایط شما زیاد دشوار نیست و صرفاً باید از طریق مراجعه به روان شناس بالینی و روانپزشك به حال اضطراب خود چاره ای بیندیشید.
2- این گونه مسائل هر چند هم زیاد طبیعی نیست، ولی باید از حساس سازی ذهن به آن تا حد ممكن پرهیز كرد. بدین منظور باید به جای بزرگ نمایی و بغرنج سازی مسأله، به ساده سازی و پیش پا افتاده سازی مسأله پرداخت. با ساده سازی ذهنی و پرهیز از حساسیت زایی، كم كم می توان بستری برای مدیریت رابطه (اصلاح و تعدیل یا حتی حذف كامل رابطه) فراهم آورد. پس اگر قرار باشد كه ما حتی به حذف كامل رابطه اقدام نماییم، باید قبلش به آرام سازی ذهن و پرهیز از فاجعه سازی اقدام نماییم.

پی نوشت ها:
1. زمر(39) آیه 53.
2. شورى (42) آیه 25.





نوع مطلب : گناه، اهمیت غریزه جنسی، 
برچسب ها : ارتباط و گرایش با همجنس، ارتباط با همجنس، تمایل دختر به دختر، علت گرایش به همجنس، ارضای غریزه جنسی با هم جنس،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام و احترام!
بازدیدکنندگان گرامی می توانند جهت دریافت پاسخ، سوالاتشان را مطرح نمایند.
ممنون می شوم که انتقادات خود را برایم بنویسید تا از تجربیات شما هم در أمر پاسخگویی استفاده کنم.
-----------------------------------------------
خواهشاً بدون معرفی منبع از مطالب این وبلاگ استفادۀ متنی نکنید!

مدیر وبلاگ : مصطفی سلیمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
در چه زمینه ای بیشتر پاسخگو باشیم؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو