پاسخ به سوالات دینی؛ اخلاقی؛ تربیتی؛ جنسی؛ زناشویی؛ اجتماعی و غیره
سنگِ صبور [مصطفی سلیمانی]
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
شنبه 22 تیر 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

تنبیه بدنی دانش آموزان!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آیا معلمین می توانند در مدرسه دانش آموزان را تنبیه بدنی كنند؟

پاسخ:
یكی از ابعاد نگران كننده و فراگیر كودك آزاری و خشونت، تنبیه بدنی كودكان توسط معلمان، مربیان و كاركنان محیط های آموزشی است. به رغم آن كه در مقررات داخلی و بین المللی به ویژه پیمان نامۀ حقوق كودك، ناروایی چنین اقداماتی مورد تأكید قرار گرفته و افزون بر آن، پیامدهای ناگوار آزار و تنبیه بدنی در جسم و روان كودكان مشخص شده است، مع الاسف بسیاری براساس پندارهای بی پایه و رسم های غلط، حق تنبیه بدنی را برای معلمان و مربیان باور دارند و عده ای نیز با استناد به آموزه های دینی، این حق را تأیید و حتی ولایت بر تنبیه بدنی را برای معلم قائل شده اند.
از دیدگاه مقررات داخلی و بین المللی، تنبیه بدنی كودكان توسط معلمان ممنوع بوده و ناروایی آن از دیدگاه فقه اسلامی را مطرح است.
- عوارض نامطلوب تنبیه بدنی دانش آموزان:
1- تنبیه بدنی كودكان دارای اثرات مخرب كوتاه و بلندمدت بر جسم و روح آنان است و عوارض نامطلوبی همچون ترس، عدم یادگیری رفتار درست، توجیه صدمه زدن به دیگران، پرخاشگری نسبت به عامل تنبیه كننده، جانشین شدن یك پاسخ نامطلوب به جای پاسخ نامطلوب دیگر و الگوبرداری از آن توسط دیگران را به همراه دارد.
2- همچنین مشكلات رفتاری مثل پرخاشگری عملی و كلامی، گوشه گیری و عدم همكاری، در كودكانی كه توسط معلمین تنبیه می شوند نسبت به آن ها كه تنبیه نمی شدند بیشتر است.
3- روش تربیت اسلام، محبت و پند و نصیحت توأم با مدارا و احتیاط یعنی جذب دانش آموزان است كه باید در عین حال دلنشین و مؤثر باشد. لذا تنبیه و مجازات، یكی از عوامل تربیتی در اسلام نیست، بلكه ابزاری است كه در صورت سودمند واقع نشدن رفق و محبت، در ایجاد عادات خوب به كار می آید. در تربیت اسلامی زیاده روی دیده نمی شود و فقط از این راه می توان افراد را معتدل تربیت كرد؛ به طوری كه تمام قوای او اشباع و تعدیل شوند و جسم و روح و عقل، هماهنگ باشند.
4- از تنبیه تا نتیجه معكوس!
تنبیه می‌تواند سبب افزایش مقاومت روانی و حق مقابله به مثل در مقابل تهدید كننده شود. چه بسا تنبیه شونده با خود بگوید «فوقش دو تا كشیده می‌خورم». به این ترتیب دانش‌آموز مانند مجرمی كه دوره محكومیت یا مجازات هر جرمی را می‌داند، میان سود حاصل از انجام رفتار نامطلوب و نوع و میزان تنبیه دست به ارزیابی می‌زند و اگر تنبیه بعدی به منفعت فعلی بیارزد، اغلب به عمل خلاف مبادرت می‌ورزد. به عبارت دیگر، مواقعی وجود دارد كه كودك یا نوجوان رفتار مطلوب مغایر با رفتار نامطلوب را آموخته است. اما به دلیل اینكه فایده انجام ندادن آن بیشتر از انجام دادن آن است یا ضرر انجام ندادن آن در مقابل منفعت حاصل از عمل خطا ناچیز است، به رفتار مطلوب روی می‌آورد. برای مثال، گاهی دروغ‌گویی سودی برای كودك دارد كه راست‌گویی ندارد یا سرزنش به قدری است كه به دریافت فلان مقدار تنبیه می‌ارزد. در چنین حالتی باید پاداش رفتار مطلوب و یا میزان و شدت تنبیه رفتار نامطلوب را زیاد كرد. بدیهی است كه راه اول بیشتر منتهی به ایجاد انگیزه درونی و راه دوم بیشتر منجر به اجبار بیرونی است. اگر اعمال مدت، شدت و فراوانی زیادی داشته باشد، به تجربه و كرات ثابت شده است كه در نهایت فرد تنبیه شده به تنبیه كننده آسیب می‌رساند. تنبیه بدنی، تنها برای تنبیه شونده آزار دهنده و ناراحت كننده نیست بلكه آثار زیان‌بار آن متوجه شخص تنبیه كننده نیز می‌گردد. بدیهی است كه تنبیه دانش‌آموز مستلزم آن است كه نظام زیستی- روانی فرد تنبیه كننده وضعیت خاصی پیدا كند. هرچند چنین وضعیتی در كوتاه مدت ممكن است با تخلیه عصبانیت و ناراحتی تنبیه‌كننده و كاهش موقتی رفتار تنبیه شده رضایت‌خاطر ایجاد كند. اما در صورت ادامه و تكرار به ایجاد تنش و فشار در عضلات بدن، افزایش ضربان قلب و نبض، به هم خوردن تعادل شیمیایی خون و... منجر می‌شود. كه اثرات كوتاه مدت آن به شكل خستگی و بیزاری از كار و فرسودگی زودرس ظاهر می‌شود. تنبیه (به‌خصوص بدنی) علاوه بر بروز واكنش‌هایی كه به صورت مقاومت مستقیم و یا مقابله به مثل بروز می‌كند، می‌تواند به بی‌تفاوتی و بی‌خیالی در دانش‌آموزان منجر شود.
- قانون امروز در این مسأله:
معاونان و معلمان تحت هیچ شرایطی حق تنبیه بدنی دانش آموزان را ندارند و در این زمینه با معلمان خاطی طبق قانون برخورد می‌شود. هرگونه تنبیه بدنی دانش آموزان در مدرسه ممنوع است و هچ یك از معلمان و معاونان تحت هیچ شرایطی به علت انجام ندادن تكالیف درسی و یا موارد انضباطی، حق تنبیه بدنی دانش آموزان را ندارند.
هیچ دانش آموزی نیست كه قابل ارشاد نباشد و علت اصلی خطای دانش آموزانی كه موارد انضباطی دارند و یا تكالیف خود را انجام نمی‌دهند، از روی ناآگاهی است، لذا باید برای ارشاد آنها وقت صرف شود.
- حاصل سخن اینكه:
بر اساس آیین‌نامه فعلی آموزش و پرورش هرگونه تنبیه بدنی، اهانت و تعیین تكالیف درسی به منظور تنبیه دانش‌آموزان، ممنوع اعلام شده است. در فصل پنجم و ششم این آیین‌نامه، طی مواد ۶۸ تا ۸۵ به مسأله تنبیه پرداخته شده و در ماده ۷۶ درباره ممنوعیت تنبیه بدنی، خصوصا در دوران دبستان به شدت تذكر داده شده است. بر اساس این قانون معلمان و مسؤولان مدرسه حق تنبیه خطاكارترین دانش آموزان حتی با ضعیف ‌ترین شكل آن را ندارند، چرا كه برای موارد انضباطی، قانون مصوب شده است و بر اساس آن با دانش آموزان خاطی برخورد می‌شود.





نوع مطلب : تربیت، تربیت کودک، 
برچسب ها : تنبیه بدنی دانش آموزان!، عوارض نامطلوب تنبیه بدنی دانش آموزان، تنبیه بدنی كودكان، از تنبیه تا نتیجه معكوس!، اهانت و تعیین تكالیف درسی به منظور تنبیه دانش‌آموزان، معلمان و مسؤولان مدرسه حق تنبیه خطاكارترین دانش آموزان، محبت و پند و نصیحت توأم با مدارا و احتیاط یعنی جذب دانش آموزان،
لینک های مرتبط :


استفاده از پوشیه

[نقاب و روبند در اسلام]

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
مگر در اسلام حد حدود حجاب برای خانمها گفته نشده؟ پس پوشیه برای چیست آیا پوشیه وارد دین ما شده؟ پوشیه حجاب افراطی است؟
یكی می گوید ما اگر میخواهیم خدا دوستمان داشته باشد باید سختی پوشیه و.. را تحمل كنیم. این درست است؟
من در پاسخ به كسی كه می گویید: من با مانتو حجابم رعایت می كنم و نیازی به چادر نیست اسلام گفته حجاب رعایت شود نه... چه بگویم؟ توجیهی برای چادر؟

پاسخ:
پوشیه و روبنده، پرده نازكی است كه بعضی از زنان متدین برای حفظ بهتر حجاب خود بر صورت می زنند و هم اكنون هم در خیلی از كشورهای اسلامی این سیره معمول است. با بررسی تاریخ بشر متوجه می شویم كه چنین چیزی همیشه در فرهنگ بشر بوده است و ادیانی مثل زرتشت، یهودیت و مسیحیت از وجوب آن صحبت كرده اند، و دین اسلام نیز اگر چه پوشاندن صورت و دست را اگر خالی از زینت باشد واجب نكرده است ولی، در استفاده از ان منعی نكرده است. اما از آن جا كه نقش زمان و مكان را در استنباط نمی توان نادیده گرفت، عده ای در این عصر برهنگی معتقدند این نحوۀ پوشش در این زمان و در بعضی از جاها مصداق لباس شهرت است و باید از زدن پوشیه خود داری كرد.
- پوشیه لباس شهرت یا حجاب برتر؟[نقاب و روبند در اسلام]:
به نظر اكثر علما، اگر صورت و دست ها از زینت خالی باشند، پوشاندن آنها واجب نیست. و وقتی حجاب اسلام را با سایر ادیان مقایسه می كنیم، مشاهده می كنیم حجاب اسلام خیلی متعادل تر از ادیان دیگر است. اما در قرآن، بحث صریحی از نقاب وروبنده نشده است. البته در قرآن، یك آیه وجود دارد، كه بعضی آن را، تفسیر به روبنده و نقاب كرده اند: «ولیضربن بخمُر هنّ علی جیوبهنّ»(1)
شاهد این مسأله، نقل از زوجات طاهرات پیغمبر(ص) است كه وقتی كه این آیه نازل شد، زن های انصار عموماً از پارچه های سیاه، معجر ساختند؛ به طوری كه سر آنها مانند كلاغ سیاه بود. از این تشبیه، معلوم می شود كه صورتشان را گرفته بودند با پارچه سیاه كه مثل غراب شده بودند.(2)
- نقاب و پوشیه در سیره زنان مسلمان:
بدون تردید سنت جاری حجاب در جهان اسلام، به گونه ای بوده است كه زنان، تمامی جسم خویش را كه بیشتر موارد شامل صورت و دستانش می شده می پوشانده اند و این رسم، هنوز هم میان بسیاری از مسلمانان، در نقاط مختلف دنیای اسلام رواج دارد.(3)
- اما نظرات مراجع معاصر:
نظر اكثر فقهای معاصر این است كه، پوشاندن وجه وكفین، واجب نیست: (امام خمینی، آیت الله خامنه ای، آیت الله مكارم شیرازی، آیت الله سیستانی، آیت الله فاضل لنكرانی، آیت الله أراكی، آیت الله تبریزی) اما عده ی قلیلی (آیت الله گلپایگانی، صافی) معتقدند كه بنا بر احتیاط واجب باید وجه وكفین هم پوشانیده شود. و آقایانی مثل ایت الله بروجردی قائل به وجوب پوشاندن وجه وكفین هستند.(4)
نكته مهم: تمام این نظرات در صورتی است، كه اولاً وجه وكفین، دارای زینت نباشد و كسی هم به قصد لذت و ریبه به وجه وكفین نگاه نكند. پس به اتفاق تمام فقها (چه قدما و چه تمام مراجع معاصر) اگر یكی از دو شرط زیر وجود داشت پوشاندن وجه وكفین، واجب است:
1- وجه وكفین دارای زینت باشد.
2-كسی به قصد لذت وریبه به وجه كفین زنان نگاه كند. و مفسده ای بر باز بودن وجه وكفین مترتب شود.
متأسفانه این نكته مورد غفلت بسیاری از متدینین واقع شده است. و بسیاری از متدینین فكر می كنند كه وجه و كفین، به صورت مطلق استثنا شده و به طور مطلق پوشاندن آن ها واجب نیست؛ در حالی كه مطلب، این گونه نیست و اگر فقها می گویند پوشاندن وجه وكفین واجب نیست مرادشان در جایی است كه اولاً وجه وكفین هیچ گونه زینتی نداشته باشند و ثانیاً مفسده ای هم بر نپوشاندن وجه وكفین، مترتب نشود و إلّا اگر وجه وكفین دارای زینت باشد یا مفسده ای بر نپوشاندن وجه وكفین مترتب شود همه ی فقها ی ما بالاتفاق معتقدند كه پوشاندن وجه وكفین واجب است.
اما نظرات برخی از فقها:
** بله امرى راجح و مطلوب است؛ بلكه احتیاط واجب در پوشاندن صورت و دست‌ها از نامحرم است.(5)
** بر زن واجب است بدن خود را از نامحرم بپوشاند، و در وجه و كفّین هم احتیاط مستحب پوشاندن آن است، و الله العالم.(6)
** حفظ حجاب براى زن از امور واجبه است و احتیاط واجب براى زن، مستور نمودن صورت است با هر وسیله‌اى كه ممكن است. و اللّه العالم.(7)
- نتیجه گیری:
1- این بحث، یك بحث عرفی است، برای اینكه بدانیم پوشیه مصداق لباس شهرت هست یا نه، باید به عرف مراجعه كرد و عرف هم در همه مكان ها یكسان نیست پس به طور كلی نمی توان جواب این مسأله را داد. آنچه مشخص شد این است كه نمی توان پوشیه را مصداق لباس شهرت دانست؛ ولی بهتر است در جایی كه مرسوم نیست، از آن استفاده نشود.
آنچه به صورت یقینی باید بر آن تأكید كرد این است كه با تكیه بر آیات كلام وحی، میزان حجاب كاملا مشخص شده است. گردی صورت و كف دست از مواضعی هستند كه می توانند نمایان باشند.
2- حجب و حیا در زنان ذاتی است و نزدیك ترین حالت به حجاب، حجاب كامل است كه بدون پوشیه، با چادر هم امكان پذیر است، ممكن است عقیده و شرایط شخصی به گونه ای باشد كه حیای درونی اش اجازه ای كمتر از پوشیه را نمی دهد.
3- در مورد نكتۀ پایانی شما كه پرسیده اید: با مانتو حجاب را می توان برقرار كرد، خدمتتان عرض می كنیم: گرچه از جهت شرعی فقط پوشاندن بدن مهم است، اما چادر توانایی بیشتری در پوشش بدن زنان دارد، زیرا از نشان دادن برجستگی های زنان جلوگیری می كند. اما ما نمی توانیم به گونه ای رفتار كنیم كه چادر واجب قلمداد شود. می بایست از پله های پایین شروع كرد و به نهایت حجاب رسید.


پی نوشت ها:
1. نور(24) آیۀ 31.
2. رسول جعفریان، رسائل حجابیه (دو جلد)، انتشارات دلیل ما، چاپ دوم 1386 ش. ج1، ص633.
3. رسول جعفریان،رساله حجابیه، همان، ج1، ص34، در مقدمه بعنوان بدعت كشف حجاب در ایران.
4. شیخ قوام وشنوه ای، حجاب اسلامی، ترجمه احمد محسنی گرگانی، بازنویسی محمد حسین حقجو، قم، انتشارات پیامبر اسلام، ص142.
5. استفتاءات (بهجت)، ج‌4، ص 174.
6. استفتاءات جدید (تبریزى)، ج‌1، ص360.
7. جامع الأحكام (صافى)؛ ج‌2، ص 165.





نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها : نقاب و روبند در اسلام، استفاده از پوشیه، حدود حجاب، پوشیه و روبنده، پوشیه لباس شهرت یا حجاب برتر، همه چیز در مورد پوشیه و نقاب،
لینک های مرتبط :


جمعه 17 خرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

حجاب برای زنان یا مردان؟!

قوم لوط، میدان هفت تیر، بدحجابی، گشت ارشاد، بی حجابی، دختران و زنان هرزه و فاسد و هوسباز، ویترین فروشگاه لباس فروشی، غربزدگی

نویسنده: مصطفی سلیمانی

پرسش:
موی زنان با موی مردان چه فرقی دارد كه باید حجاب سر را رعایت نمایند؟
اگر نبود حجاب هیچ گونه تغییری در جنس مذكر ایجاد نكند بازم لازم است؟


پاسخ:
اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلكه برای مصونیّت او توصیه كرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، ركود و سركوبی استعدادهای زن نیست، بلكه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع كرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه می باشد كه در صدد كام جویی‏های آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان این گروه از مردان منظور است.
- چرا در اسلام حكم حجاب فقط برای زنان است؟
1- حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق درمرد است و حریم نگه داشتن یكی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است. استاد مطهری در بیان این كه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: علت این كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است كه میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است.(1)
2- از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شكار است و زن شكارچی، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچی میل زن به خود آرایی از حس شكارچی ‏گری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد كه مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریك كننده به كار برند. این زن است كه به حكم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.
3- جاذبه و كشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریك پذیری جنس مردانه، یكی از علت‏های این حكم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل كه تنها فریب شیطانی‏اند نمی باشد، بلكه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است كه باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود.
این كاملاً معقول است كه هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را می ‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شكل یك ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید. بنابراین رعایت نكردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز می گردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.
- حجاب مردان هم معنا دارد:
در مورد مردان نیز این گونه نیست كه بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد، بلكه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند. اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و كارهای سخت و به جهاتی كه در بالا ذكر شد با زنان متفاوت است.
پس، بر مرد و زن واجب است كه اولاً بدن خود را در مقابل نامحرمان به نمایش نگذارند و ثانیاً چشم خود را از نگاه شهوانی به نامحرم بازگیرند. منتهی جاذبه‌ زنانه به مراتب بیشتر است. خداوند جمیل و لطیف، تجلی جمال و لطافت ویژه‌ای به زن نموده كه بالتبع جاذبه‌ ویژه‌ای دارد. لذا حدود پوشش‌اش متفاوت است. پس هیچ منطقی ندارد كه مرد بگوید: من هر طور كه خواستم جلوه می‌كنم و زن چشم پپوشد! و زن بگوید: من هر طور خواستم جلوه می‌كنم و مرد چشم بسته و نگاه نكند. بلكه تحقق این سلامت جسمی، روحی، اخلاقی، مادی، معنوی، شخصی و اجتماعی و ممانعت از مضرات هنجار شكنی، مستلزم رعایت همه جانبه است. یعنی هم زن و مرد پوشش تكلیف شده را رعایت كنند و هم هر دو از نگاه آلوده به نامحرم پرهیز نموده و خود را از ورود به عرصه‌ گناه بازدارند.(2)
پس قطعاً مردها نیز مجاز نیستند با هر پوششی در جامعه حضور پیدا نمایند، هر چند نوع پوشش زنان با مردان متفاوت است. لیكن مردان نیز باید حد و مرز پوشش مناسب برای یك مرد مسلمان را رعایت نمایند.


پی نوشت ها:
1. شهید مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، قم، ج 19، ص 436، ص 434.
2. نور(23) آیۀ 30 و 31.

 





نوع مطلب : خانواده، حجاب، 
برچسب ها : حجاب برای زنان یا مردان؟!، چرا در اسلام حكم حجاب فقط برای زنان است، جاذبه و كشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریك پذیری، حجاب مردان، كام جویی‏های آزاد و بی حد و حصر،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 خرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

شادی با وجود ظلم و ستم؟!


	لبخند تو را چند صباحی‌ست ندیدم

	یک بار دگر خانه‌ات آباد بگو سیب.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
سلام ، مگر نمی گویند مومن شاد است و هم باید حزن داشته باشد این دو كه با هم منافات دارد! چطور می شود كه مومن ظلم ظالم را ببیند و فقر و مظلومی شیعیان جهان را ببیند و غریبی ائمه را مشاهده كند و یاد ظلمهایی كه به آنها روا داشته اند و دارند بیفتد و همیشه حزن داشته باشد ولی از طرفی دیگر شاد باشد اصلاً چگونه می شود شاد بود با این همه ظلم و ستم. این دو كه با هم همخوانی ندارند . لطفاً توضیح دهید. ممنون.


پاسخ:
یكی از چیزهایی كه انسان باید در مواجه با دیگران رعایت كند عطوفت و مهربانی در برخورد با دیگران است. مسلماً هر كسی در زندگی كم و بیش دارای گرفتاری و مشكلاتی می باشد. ولی این باعث نمی شود كه انسان در رویارویی با دیگران با چهره ای گرفته و عبوس مواجه شود.
حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می­فرمایند: «الْمُؤمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزنُهُ فِی قَلبِه‏» شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است‏.(1)
كسی كه در رویارویی با بندگان خدا با چهره ای سرد و بی روح روبرو می شود و نسبت به آنان و مسائل آنان ذرّه ای عطوفت و مهربانی ندارد و نسبت به آنان و مسائلشان با بی تفاوتی عبور می كند، شایستگی نام انسان بودن را ندارد.
بی تردید كسی كه در رویارویی با دیگران با گشاده رویی و مهربانی برخورد می‌كند خداوند نیز با او با عطوفت و مهربانی برخورد می كند و او را در زندگیش دائماً مشمول رحمت خویش قرار می دهد.
رسول خدا(ص) در این باره می­فرمایند:
«إنّ اللّه َ رَحیمٌ یُحِبُّ الرَّحیمَ، یَضَعُ رحمَتَهُ على كُلِّ رحیمٍ» خداوند مهربان است و مهربان را دوست دارد و مهر خود را براى هر مهر ورزى نهاده است.(2)
روزی پیامبر به اصحاب خود فرمودند: «وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَضَعُ اللَّهُ رَحْمَتَهُ إِلَّا عَلَى رَحِیمٍ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ كُلُّنَا نَرْحَمُ قَالَ لَیْسَ بِالَّذِی یَرْحَمُ نَفْسَهُ خَاصَّةً وَ لَكِنِ الَّذِی یَرْحَمُ الْمُسْلِمِینَ عَامَّه»(3) قسم به كسی كه جانم در دست اوست خداوند رحمت و مهربانیش را قرار نمی دهد و فرو نمی فرستد مگر بر شخص مهربان! در این هنگام اصحاب خطاب به پیامبر(ص) فرمودند: یا رسول الله! همه ما مهربانی می كنیم. پیامبر(ص) خطاب به آنها فرمودند: اینگونه نیست كه رحمت و مهربانی خداوند تنها شامل حال كسی شود كه به خودش مهربانی می كند بلكه مقصود كسی است كه نسبت به همه مسلمانان عطوفت و مهربانی داشته باشد.
- چگونگی جمع بین حزن و شادی:
شایان ذكر است كه اندوه‌های ما دو سنخ است:
1ـ حزن در امور دنیوی، مانند مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی كه برای انسان گاهی در دنیا پیدا می‌شود. مؤمنی كه گرفتاری دنیوی برایش پیش آمده نباید در روابط اجتماعی، آن را بروز دهد.
می‌گویند حضرت موسی (ع) برای مناجات به كوه طور می‌رفت. در راه شخصی را دید كه بلند صحبت می‌كند، اظهار محبت می‌كند، پیراهنش را چاك می‌زند. وقتی به محل مناجات رسید حكایت حال او را با خدا باز گفت. خطاب رسید كه ای موسی به او بگو نمی‌خواهد برای من سینه چاك كند، دلش را چاك دهد تا ما در آن قرار بگیریم.
2ـ حزن در امور اخروی، مانند خوف از خدا، در این موارد هم، باید حزن در دل باشد و در قیافه و چهره منعكس نشود.
البته غم و اندوه مؤمن با حزن اولیائش نسبتی مستقیم دارد. همان طور كه نشاط او با فرح و شادی اولیائش نسبت دارد، چون دل‌های مومنان با یكدیگر مربوط است.
- نكات پایانی:
1) گشاده رویى با مردم به معناى دائم خندیدن نیست؛ چرا كه خداى متعال خنده را نكوهش كرده فرموده است: «فَلْیَضْحَكُوا قَلِیلاً وَلْیَبْكُوا كَثِیرًا»(3) پس، باید كم بخندند و بسیار بگریند.
مقصود از گشاده رویى آن است كه شخص غمگینى شما را ببیند غم و اندوهش از بین برود. مى‏دانیم كه این رفتار تأثیرش در مردم بیشتر از گفتار است. گاهى اوقات شما سعى مى‏كنید با نیم ساعت یا بیشتر صحبت كردن با برادرتان غم و اندوه را از سینه او بزدایید و جواب نمى‏گیرید، در حالى كه ممكن است برخورد خوبتان با او و رو به رو شدن با گشاده رویى در بهبود یافتن حال او تأثیر بگذارد با آن‏ كه این موضع گاه یك دقیقه هم طول نمى‏كشد. لذا در حدیث از امام صادق(ع) آمده است: «كونوا دعاة الناس بغیر ألسنتكم»(4) مردم را با غیر زبانهایتان دعوت كنید.
2) ملاك ما در خوشحالی‌ها این است كه در آن گناه و نافرمانی خدا وجود نداشته باشد.
زمانی كه انسان بانشاط باشد -حتی اگر در دل خود غم و اندوه داشته باشد- به زندگی شخصی و كارهای اجتماعی بهتر می‌رسد و امیدوارتر است و كارهای خود را با قدرت بهتری انجام می‌دهد و این انرژی مثبت را به دیگران نیز منتقل می‌كند كه آنها نیز به تحرك و پویایی بیشتر دست می‌زنند و در نتیجه جامعه به صورت یك عنصر پویا و بالنده درمی‌آید و همه‌ی مردم با نشاط و شادی در كنار هم زندگی می‌كنند و این انرژی در مسیر رشد و ترقی كشور به كار گرفته می‌شود.
این نشاط درون معنایش این نیست كه با ظلم ظالم، دل مكدّر نشود و قلب جریحه دار نشود! بلكه همان حزن و اندوه -چه در مشكلات مومنان و چه در مصایب أهلبیت- ثمرۀ نشاط و آرامش درون است و نشان از ارتباط و حساسیت به خدای متعال و بندگانش است.
3) خوشحالی مومن به فرمانبرداری پروردگار و حزن و اندوه او بر گناهش می باشد. امام علی علیه السلام درباره سرور و فرح ناروا و ناپایدار فرموده اند: «كم من فرح افضی به فرحه الی حزن مخلد»(6) بسا انسان خوشحال و شادمانی كه شادمانی اش او را به سوی اندوه پایدار و جاویدان كشاند! براساس این احادیث علوی شرع و عقل معیارهای سنجش خوشحالی و شادمانی زیبا و زشت، پایدار و ناپایدارند.
و در آخر: مومن به خاطر ارتباط با خدای متعال همیشه نشاط درونی دارد؛ حتی مصایب دنیا هم او را از پای در نمی آورد. أهلبیت(ع) نمونۀ بارز نشاط درون بودند.
- منابعی كه شما را در رسیدن به جواب بیشتر و كامل تر یاری می كند:
1- تفریح در اسلام، نویسنده: دكتر شهید بهشتی.
2- غم و شادی در سیره معصومان(ع)، نویسنده: محمود اكبری.
3- شرع و شادی، نویسنده: ابوالفضل طریقه دار.


پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، محمد دشتی، حكمت333، نشر لقمان، چاپ سوم، 1379ش.
2. محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج4، قم، انتشارات دارالحدیث.
3. ورّام، ابن ابی فراس، مجموعه ورّام، ج2، ص11، قم، انتشارات مكتبه الفقیه.
4. توبه(2) آیه 82.
5. اصول كافى، ج 2، ص 78، ح 14، محمد بن یعقوب كلینی، تهران دارالكتب الاسلامیة.
6. عبد الواحد آمدی، غررالحكم و درر الكلم، ترجمه محمد علی انصاری، ج ۴، ص ۵۵۴ حدیث ۶۹۶۵، امام عصر ،1384 ش.

 





نوع مطلب : مشکلات زندگی، گناه، 
برچسب ها : شادی با وجود ظلم و ستم؟!، عطوفت و مهربانی در برخورد با دیگران، گشاده رویی و مهربانی، چگونگی جمع بین حزن و شادی، حزن در امور دنیوی،
لینک های مرتبط :


راهكارهای تقویت دین در نوجوانان

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
راهكارهای تقویت دین در نوجوانان چیست؟


پاسخ:
ایمان دینی نیروی معنوی سرشاری را در درون نوجوان به وجود می آورد كه به كمك آن می توان مسیر پر فراز و نشیب این دوران را طی كند و در برابر مشكلات و محرومیت های خاص آن، با رغبت و خواست درونی ایستادگی كند.
اگر تحمل محرومیتی از روی اعتقاد و میل و رغبت باشد، ایجاد عوارض روانی نمی كند. در صورتی كه اگر چنان اعتقاد درونی در كار نباشد، چه بسا محرومیت ها به پیدایش عقده ها و سایر عوارض روانی منتهی شوند.
خانواده هایی كه تربیت دینی فرزندان را جدّی نمی گیرند یا خود از تربیت دینی محرومند، بیشترین آسیب ها را در ارتباط با فرزندان نوجوان خود متحمل می شوند.
اعتقادات دینی اگر به طرز صحیحی در نوجوان شكل گیرد، پناهگاه روحی بی نظیری است كه می تواند كشتی طوفان زده نوجوان را از خطر واژگونی نجات دهد.(1)
منابع غنی اسلامی ما سرشار از آموزش ها و راهنمایی برای برخورداری از شیوه-های صحیح زندگی برای انسانهاست. از این رو شناخت و به كارگیری آنها موجب رشد و تعالی فرد و جامعه خواهد بود.(2)
- راهكارهایی برای تقویت آ گاهانه احساس دینی در نوجوانان:
دانشمندان و پژوهشگران امر تربیت، بهترین و مؤثرترین راهكار وصول به هدف های مطلوب تربیتی، به خصوص در امر تربیت دانش آموزان را پنج چیز می دانند:
1- روش الگویی: روش الگویی بهترین، مؤثرترین و طبیعی ترین وسیله برای انتقال ارزش های اخلاقی و فرهنگی در خانواده است. باید به جای گفتار و پند و نصیحت، با رفتار و عمل خویش آموزش دهیم و جو خانه را چنان كنیم كه زندگی در آن فضای تربیتی به تربیت فرزندان كمك كند. چون فرزندان بسان درختانی هستند كه در آب و خاك خانه رشد می كنند و معمولا متناسب با همان آب و خاك میوه می دهند.
اصرار والدین به نماز اول وقت، انجام عبادت در مكان مشخص و ثابتی در منزل، استفاده از سجاده، پوشیدن لباس نظیف و معطر، باعث قداست و معنویت بیشتر عبادت و جذب و گرایش فرزندان به این فریضه الهی می گردد.
2- معرفی الگوهای برتر و تقویت روحیه برترگرایی:
یكی از ویژگی های فطری و امیال درونی انسان «روحیه برترگرایی» و یا «كمال طلبی و جمال گرایی» است. انسان به هر كاری، شغلی، علمی و مقصدی و حتی بازی علاقه داشته باشد، به «برترین ها و قهرمانان» آن گرایش و علاقه دارد. با استفاده از ادبیات نوجوانانه انسان هایی را كه «عبادت» و علاقه به نماز و فرهنگ آن، باعث جاودانگی شان در تاریخ بشریت و محبوبیت آنها نزد خدا و انسان های شریف شده است، معرفی كنید.
3- تشویق: جهت خوشایندسازی دین و مفاهیم و رفتارهای دینی باید از ابزارهای مختلف تشویق كلامی و غیركلامی به خصوص در انظار دیگران بهره جست.
4- بردن نوجوان به مساجد و مجالس جشن مذهبی و عزاداری و شنیدن صدای قرآن با صوت دلنشین، و دیدن اقامه نماز بزرگ ترها و مشاهده زمزمه های عاشقانه انسان ها در تلطیف روح وی مؤثر است.
5- استفاده از طبیعت در بیداری حس مذهبی نوجوان: طبیعت سرشار از زیبایی ها و پاكی ها است. هر قدر افراد، از جامعه آلوده فاصله بگیرند و به همان نسبت به مشاهده دشت و بیابان و دامن طبیعت نزدیك شوند، به صفا و پاكی فطرت نزدیك می شوند. آنان با نگاه كردن به ستارگان و ماه و مهتاب و كوه ها و صخره ها و آبشارها و جویبارها و حیوانات زیبا همانند پرندگان و ماهیان دریا، ضمن دیدن و آشنا شدن با نشانه ها و نعمت های الهی، و پیدا كردن نشاط و سرور روحی و دست یافتن به لذت های طبیعی، از غفلت ها و آلودگی هایی كه جامعه امروزی برای كودكان و نوجوانان و جوانان فراهم كرده است، دور می مانند، در نتیجه فطرت خداجویی آنان در مسیر طبیعی رشد پیدا می كند و با یك تلنگر و اشاره می توان آنان را به نماز و عبادت و تسبیح موجودات جهان آشنا و مأنوس كرد.
- جهت مطالعۀ بیشتر:
1. بابازاده، علی اكبر، شیوه های درمانی مفاسد اجتماعی، انتشارات دانش و ادب، قم.
2. نیك خو، مهدی، جوانی بهار زندگانی، دارالثقلین، بی چا، قم.
3. دكتر دونالد.ای.گریدانوس، مراقبت از نوجوانان، مترجمان:دكتر پوریا صرّامی فروشانی- دكتر بزرگمهر مطهری، انتشارات رشد، تهران.
4. صفری، غلامرضا، نوجوان و خانواده، انتشارات ورای دانش، بی جا.
پی نوشت ها:
1. سادات، محمدعلی، راهنمای پدران و مادران(شیوه های برخورد با نوجوانان)، دفترنشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، بی جا، 1376، ص 99.
2. نیك خو، مهدی، جوانی بهار زندگانی، دارالثقلین، بی چا، قم، 1379، ص 147.





نوع مطلب : تربیت، تربیت کودک، 
برچسب ها : راهكارهای تقویت دین در نوجوانان، ایمان دینی نیروی معنوی، تربیت دینی فرزندان، راهكارهایی برای تقویت آ گاهانه احساس دینی در نوجوان، تقویت آ گاهانه احساس دینی،
لینک های مرتبط :


ماهیت احساس محبت به اهل بیت(ع)

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

** پرسش:
احساس محبت به اهل بیت محبت است یا یك احساس خودخواهانه؟!

** پاسخ:
پرسشگر گرامی!

دوستی و محبت اهل بیت پیامبر(ع) دستور قرآن است، اگر كسی اهل بیت(ع) را دوست داشته باشد، به واجب قطعی قرآن عمل كرده است، اما بسیار جالب توجه است كه این دوستی در قرآن، با لفظ مودّت آمده است كه بمعنای دوستی همراه با عمل است نه فقط دوستی خالی از عمل. بنابراین دوستی كه آدم را به یكرنگی و همشكلی و همفكری و عمل و كار وادار نكند، دروغ است.
در واقع عمل نتیجه ایمان است و محبت اهل بیت(ع) جزء ایمان است و آن مقدار كه انسان ایمان یا به عبارت دیگر به خدا و رسول و اهل بیت(ع) محبت دارد عمل می كند. اگر عمل كم است و ناقص، پس حتماً ایمان هم كم است و ناقص!
- عوامل ازدیاد محبت:
برای افزایش محبت به اهل‌بیت و حضرت مهدی(ع) هر روز باید تصمیم به ارتباطی قوی‌تر و اتصالی محكم‌تر و محبتی پایدارتر از روز قبل نسبت به اهل‌بیت(ع) داشته باشیم. مودت و محبت چیزی نیست كه یك شبه به دست آید، از قبیل نماز و روزه نیست كه بعد از تصمیم بلافاصله آن را انجام بدهیم، بلكه باید برای ایجاد افزایش ارتباط و ازدیاد محبت اهل‌بیت(ع)، برنامه ریزی داشته باشیم. به همین منظور خواندن چهل روز دعای عهد، بعد از نماز صبح، برنامه‌ای است كه در اختیار ما قرار داده‌اند. حضرت امام، شروع خواندن چهل روز دعای عهد و اتمام آن را در جلد مفاتیح خود یادداشت كرده و پس از اتمام آن دوباره آغاز می‌كردند. و نیز در طول سیزده سال اقامت در نجف اشرف، رفتن به حرم را در شب‌ها ترك نمی‌كردند.
خواندن ادعیه و زیارات، رفتن به مشاهد مشرفه، شركت در مجالس اهل‌بیت(ع)، خصوصاً توسلات و... با رعایت نظم و دوام، محبت و مودت اهل‌بیت(ع) را در قلوب ما تثبیت می‌نماید و بالاتر از آن، رضایت و خشنودی امام زمان(ع) را فراهم می‌سازد.
- گناه، آفت محبت به اهل بیت(ع):
باید دقت كرد كه آفت ثمرات محبت، یك چیز است و آن گناه است. گناه به هر شكل و هر طریق و هرعنوان (دنیاپرستی، هواپرستی، حب ریاست، كم‌فروشی، كم‌كاری، عدم پرداخت وجوهات، ترك نماز و ترك صله‌رحم و...) انسان را هلاك می‌كند.
امام باقر(ع) فرمودند: «إذا غضب الله تبارك و تعالی علی خلقه نهانا عن جوارهم»(1) هرگاه خداوند تبارك وتعالی بر خلقش غضب نماید، ما را از مجاورت ایشان دور می‌دارد. آیا بیچارگی بالاتر از این است كه انسان از اهل‌بیت دور شود؟ از خداوند می‌خواهیم كه همگی ما را از محبین و شیعیان راستین اهل‌بیت(ع) قرار دهد.
- نكات پایانی:
1. پس دانستیم كه داشتن محبت اهلبیت(ع) باعث می شود كه شبیه آنها شویم و این مایۀ ترقی و رشد انسان است.
2. اهلبیت(ع) با شادی و تفریح نه تنها مخالف نبودند، بلكه به صورت جدی اصحاب خود را بدان تشویق و ترغیب می كردند. پس با یاد شادی های معصومین(ع) نگاه خود را عوض كنید. در این زمینه بد نیست به مزاح ها یا توصیه های ایشان نگاهی بیندازید. ضمناً اندوه و غم و گریه برای معصومین(ع) فرح و خوشحالی بدنبال دارد كه همه بر آن اذعان دارند.
3. معمولاً هر كدام از انسانها با توجه به موقعیت ها و حالات مختلف ارداتشان به یك یا چند اهلبیت(ع)، بیشتر است و این منافاتی با دوست داشتن بقیۀ معصومین ندارد. همانطور كه می دانید، تمام ائمه(ع)، نور الله و نور واحد هستند.

پی نوشت:
1. شیخ كلینی، اصول كافی، دارالكتب الاسلامیه، تهران 1365ش. ج1، ص 343.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

پاسخ های آپاندیس قلم

آفتابگردانی که واکنشی‌ به نور ندارد

پرسش های شما و پاسخ های آپاندیس قلم
ریشه یابی خیانت زنان شوهردار!!




نوع مطلب : خانواده، خودکشی، حجاب، اهمیت غریزه جنسی، ازدواج، روابط دختر وپسر، غیبت، ازدواج موقت، 
برچسب ها : ریشه یابی خیانت زنان شوهردار!، عشق چیست؟، غیبت و عوارض آن، اصول سكس یا روابط زناشویی از دیدگاه اسلام، فرق عشق و هوس در ازدواج، تقابل عُرف با شرع در ازدواج موقت!، اسلام و توهین کنندگان به معصومین،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

تربیت جنسی دختران

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
تربیت جنسی دختران یعنی چه؟


پاسخ:
«تربیت» از مسائل مهمى است كه از دیرباز توجه والدین و دیگر متولّیان امر آموزش را به خود مشغول نموده است. در هر دوره اى اندیشمندان بزرگى در شرق و غرب عالم در زمینه تربیت فعالیت هاى علمى و عملى داشته و در این زمینه، نظرات كاربردى مهمى ارائه داده اند.
«تربیت جنسى» انسان یكى از ساحت هاى مهم و پر لغزش تربیتى است. غریزه جنسى از جمله غرایز طبیعى است كه خداوند در حیوان و انسان قرار داده است. با وجود این غریزه است كه در انسان نیاز جنسى پیدا مى شود و باید به صورتى صحیح آن را ارضا نماید. برآوردن یا رها نمودن این نیاز رفتارهاى متفاوتى را در انسان به دنبال دارند. صاحب نظران و مربیّان تربیتى به صورت هاى مختلف به اهمیت آن اذعان كرده و توجه عموم مردم را به آن جلب كرده اند.
- علت اهمیت تربیت جنسی:
نگاهى گذرا به پرونده هاى موجود در مراكز و محاكم قضایى، پاسگاه هاى نیروى انتظامى و صفحات حوادث مطبوعات به این امر گواهى مى دهد كه درصد بالایى از جرایم به عدم تربیت صحیح در زمینه مسائل جنسى بر مى گردد. اهمیت این امر آن جا آشكارتر مى شود كه بدانیم رفتارهاى جنسى و غیرجنسى با هم تعامل دارند، به گونه اى كه رفتارى غیرجنسى زمینه ساز بروز رفتار جنسى مى شود و یا به عكس. از این رو، مى توان ادعا كرد كه غالب رفتارهاى انسان با این غریزه در ارتباط است.
این غریزه از زمان بلوغ، كه همزمان با دوره نوجوانى است، برانگیخته مى شود و نیاز جنسی در انسان احساس شده، ارضاى آن را طلب مى نماید. از این رو، با این كه مسأله غریزه جنسى از دوره نوجوانى به بعد مطرح مى باشد، اما از آن رو كه بنیان شخصیت انسان در دوره هاى پیش از آن پى ریزى مى شود، باید به مسائلى كه در آن دوره ها بر رشد جنسى انسان تأثیرگذارند نیز پرداخته شود.(1)
موریس دبس مى گوید: «تغییرات بلوغ ـ به معناى اخص كلمه ـ مستلزم تربیت جنسى است، ولى هنوز نه در خانواده به این تربیت اهمیت كافى داده مى شود و نه در مدرسه. اغلب اوقات، پدر و مادر از بجا آوردن وظیفه شانه خالى مى كنند و دبیران نیز خود را به نشنیدن مى زنند، در صورتى كه باید این نكته را خوب به خاطر داشت كه تربیت جنسى جزء لاینفك وظایف مربّیان است. اگر ما مسأله جنسى را از لحاظ اهمیت در ردیف سایر فعالیت هاى انسانى قرار دهیم و آن را موضوع جداگانه و امرى مهم نشماریم، بسیارى از مشكلاتى كه امروز، ظاهراً، وجود دارد از میان خواهد رفت.»(2)
افراد یك جامعه كه ارضاى غریزه جنسى خود را در چارچوب ارزش هاى حاكم بر آن جامعه محدود مى كنند و پا را از آن فراتر نمى نهند، داراى «رفتار بهنجار جنسى» مى باشند و در نتیجه، در مورد تربیت جنسى به سطح قابل قبولى در آن جامعه رسیده اند.
دین مبین اسلام، كه آیین صحیح زندگى را به مردم مى آموزد، در زمینه مسائل جنسى بى تفاوت نیست، بلكه توجه خاصى به آن نموده است. شاید علت آن هم این باشد كه غریزه جنسى بر اغلب مسائل انسانى، اعم از مادى و معنوى، تأثیرگذار است و سرنوشت انسان را دست خوش تغییر و تحول مى گرداند. از این رو، افرادى كه توانسته اند غریزه جنسى خود را تعدیل نمایند و زمام آن را به دست بگیرند، در زمینه هاى دیگر تربیت، راحت تر به پیش رفته اند. در عصر حاضر، كه اختراع رسانه هاى صوتى و تصویرى گوناگون و پیشرفته و دست رسى آسان كودكان، نوجوانان و جوانان به آن ها در كنار وگوشه شهر و روستا، خانواده هاى مسلمان را با نگرانى شدیدى روبه رو نموده است، ضرورى مى نماید تا با تحقیق بیش تر در این زمینه، گامى (اگرچه ابتدایى) در جهت شناخت ابعاد گوناگون تأثیرپذیرى انسان در امور جنسى و عوامل تأثیرگذار بر رفتار جنسى وى برداشته شود.
- حاصل سخن اینكه:
تربیت جنسی امری مداوم و مستمر در تمام مدت زندگی است، از این رو، سعی شده است تا مسائل مربوط به امور جنسی و جنسیتی زنان در چهار دوره اصلی و دوره های فرعی با تكیه بر منابع اسلامی ـ شیعی از دیدگاه اسلام شناسان مورد بحث قرار گیرد. این چهار دوره عبارتند از: دوران پیش از بلوغ(تولد تا 9- 12 سالگی)؛ دوران بلوغ از 12 سالگی تا پیش از ازدواج؛ دوران تاهل(ازدواج، بارداری، همسرداری و فرزندپروری)؛ و سرانجام دوران یائسگی و پیری.


پی نوشت ها:
1. ابراهیم امینى، آیین تربیت، تهران، انتشارات اسلامى، مرداد 1368، ص 337.
2. موریس دبس، مراحل تربیت، ترجمه على محمد كاردان، تهران، دانشگاه تهران، 1374، ص 100.

 





نوع مطلب : خانواده، تربیت، اهمیت غریزه جنسی، تربیت کودک، 
برچسب ها : تربیت جنسی دختران، تربیت جنسى، تغییرات بلوغ، رفتار بهنجار جنسى، مسائل جنسى دختران،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

آزار صدای بلندگوی مسجد

استفاده از  اصطلاحات قهوه‌خانه‌ای در مکالمات روزانه

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
با عرض ادب و احترام

صدای بلندگوی مسجد اذیتمان می کند.
من و سایر همسایگان بارها به امام جمعه شهرمان و هیت امنا مسجد همسایه گفته ایم ولی متاسفانه فقط عنوان می کنند كه شما با قران مشكل ندارید و از این قبیل .. ولی خودشان متوجه نیستند كه در قران همسایه آزاری نهی شده
وقت شما را نگیرم خواستم بپرسم ما راه حل داریم یا نهادی برای رسیدگی هست یا خیر؟
با تشكر فراوان


پاسخ:
شایسته است بانیان و مسولین مساجد و حسینه ها، بلندگوها را فقط برای مستمعین داخل مسجد و یا حسینیه تنظیم نمایند تا باعث آزار و اذیت كسی نشود.
البته پخش اذان به نحو متعارف براى اعلام داخل شدن وقت نماز صبح به وسیله بلندگو اشكال ندارد، ولى پخش آیات قرآنى و دعا و غیر آن از بلندگوى مسجد، اگر موجب اذیت همسایگان شود، توجیه شرعى ندارد، و بلكه داراى اشكال است.(1)
از نظر شرعی هر گونه ایجاد مزاحمت برای دیگران جایز نیست و پخش ادعیه از بلند گوی مسجد در صورتی كه باعث مزاحمت بشود جایز نیست و فقط پخش اذان در وقت نماز، آن هم به خاطر ترویج و اشاعۀ فضای مذهبی و حفظ شعائر دینی، به نظر بی اشكال می رسد. البته این مسأله هم نباید به گونه ای باشد كه همسایگان مسجد از آن ابراز ناراحتی كنند. مثلاً صدای بلندگو آرام باشد و یا از یك اذان با مدت زمان كوتاه استفاده شود.
- جالب است بدانید:
از هیچ مرجعی فتوا نداریم كه ما اجازه داریم قبل از نماز مردم را از خواب بیدا‌ر كنیم؛ اسمش را هرچه كه بگذاریم اعم از مناجات، قرآن، سحرخوانی‌، عزاداری و... حكم خدا تغییر نمی‌كند و حرام خدا حلال نمی‌ شود.
پس بانیان، متولیان و امام مساجد باید با برنامه ریزی های حساب شده، از ایجاد مزاحمت و ضرر رساندن به دیگران پرهیز كنند.
متأسفانه به نظر می رسد برخی از مساجد قصدی برای رعایت این اصل مهم ندارند. مداحی، روضه و قرآن خوانی برای اموات كه با صدای غیرقابل تحملی از بلندگوها پخش می‌شود، رعایت حقوق شهروندی و آرامش همسایگان مساجد و حسینیه ها را زیر سوال برده است.
چنانچه برخی مساجد و حسینیه ها اندكی صدای بلندگوهای خود را كم نمایند باعث كاهش گلایه ها و اعتراض ها به سطح بالای صدای بلندگوها خواهد شد و زندگی در كنار مساجد به سنت قدیمی و حسنه مردم كشورمان تبدیل می شود.
- پرسشگر گرامی! اما در مورد مشكلاتی كه شما ذكر كردید، ما در این مركز فقط به مسائل دینی پاسخ می دهیم و مسئولیت كار اجرایی نداریم و شما می توانید مشكل خود را با افرادی كه با برنامه های مسجد در ارتباط هستند در میان بگذارید و سعی كنید به نحوی این مشكل را برطرف كنید و همچنین می توانید مشكل خود را با امور مساجد استان خود مطرح كنید.
- نكتۀ پایانی:
از جنبه فقهی، روضه‎خوانی مستحب است؛ ولی اگر برای همسایه‎ها و مردم مزاحمت داشته باشد، نه تنها ثواب و پاداش ندارد، بلكه گناه است. نصب بلندگو بر پشت‎بام مساجد و حسینیه‎ها، و پخش مراسم از آن، مورد نهی علما و مراجع قرار گرفته است. و تنها موردی كه جایز شمرده شده است، كه صدای بلندگو در بیرون از ساختمان مسجد یا حسینیه، و هر جای دیگری پخش گردد، صدای اذان است. مزاحمت برای آسایش مردم، به هر شكلی كه باشد، حرام است و گناه، و از نظر حقوقی و قضایی نیز جرم است و قابل پیگیری، بنابراین متولیّان امور، و گردانندگان مجالس وعظ و خطابه، باید اولاً مراعات حال مردم را بكنند، تا برای آنان مزاحمتی ایجاد نكنند.


پی نوشت:
1. آیت الله خامنه ای، رساله اجوبه الاستفتائات، س 454.





نوع مطلب : نماز، همسایه، 
برچسب ها : آزار صدای بلندگوی مسجد، صدای بلندگوی مسجد، بلندگوها را فقط برای مستمعین داخل مسجد و یا حسینیه، ایجاد مزاحمت و ضرر رساندن به دیگران،
لینک های مرتبط :


جایگاه «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» در اسلام


	سرچرخانی چند هندو در یک مراسم آیینی در جامو.
پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
با سلام؛ بنده میخواستم یك سوالی درمورد انرژی درونی انسان یا هیپنوتیزم یا هاله ی دور جسم انسان اطلاعاتی دریافت كنم.
و اینكه میگویند میتوان انرژی درون انسان را فعال كرد و با آن به درمان خود پرداخت یا كارهای فراانسانی
انجام داد آیا درست است ؟ خداوند متعال این قدرت را درانسان نهاده است؟
آیا این كار شدنی است؟ با تشكر


پاسخ:
در بررسی های تاریخی به پدیده هایی برخورد می كنیم كه در هاله ایی از ابهام و تعابیر درست و نادرست قرار گرفته است و این ابهامات شرایطی را فراهم می آورند كه مرزهای واقعی این پدیده ها شناخته نشده و جایگاه واقعی آنها معرفی نگردد. یكی از این پدیده ها «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» است.
در هیپنوتیزم علاوه بر قدرت تفكر، امكان محبت، قضاوت، راه رفتن و غیره نیز وجود دارد. فكر هیپنوتیزم شونده بر روی موضوع خاصی (صحبت های هیپنوتیزور) تمركز فوق العاده ای می كند و بین او و فرد هیپنوتیزور ارتباط عاطفی خاصی بر قرار می شود كه در خواب نظیر آن را مشاهده نمی كنیم.
- «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» چیست؟
هیپنوتیزم یك حالت روحی خاص شبیه خواب آلودگی و القایی و ارادی است و در آن هشیاری و آگاهی سوژه (هیپنوتیزم شونده) فوق العاده افزایش می یابد. این آگاهی معمولاً بر روی مطالبی تمركز می كند كه توسط هیپنوتیزور به او ارائه می شود. درحالت هیپنوتیزم تلقین پذیری فرد و قدرت تخیلات و تصویر سازی ذهن افزایش می یابد و هر چه درجه هیپنوتیزم عمیق تر شود این خصوصیات نیز قویتر می گردند.(1)
امّا برخی از نظریه پردازان اعتقاد دارند كه هیپنوتیزم چیزی جز یك تمركز برتر نیست: «اصل هیپنوتیزم؛ تمركز روح است بر شخصی كه می خواهیم او را تحت تأثیر اراده خود قرار دهیم. با تمركز روح بر ارادۀ‌ خود، آنچه را می ‌خواهیم به طرف مقابل القاء می ‌كنیم كه با توجه به مجرد بودن نفسْ چنین امكانی در هر كس هست».(2)
- جایگاه «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» در اسلام:



ادامه مطلب


نوع مطلب : سحر و جادو، خواب، 
برچسب ها : جایگاه «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» در اسلام، هیپنوتیزم از دیدگاه فقهاء، دائرة المعارف هیپنوتیزم، شیطان و جادوگر در عالم، آیا هیپنوتیزم از نظر اسلام حرام است، یادگیرى هیپنوتیزم،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام و احترام!
بازدیدکنندگان گرامی می توانند جهت دریافت پاسخ، سوالاتشان را مطرح نمایند.
ممنون می شوم که انتقادات خود را برایم بنویسید تا از تجربیات شما هم در أمر پاسخگویی استفاده کنم.
-----------------------------------------------
خواهشاً بدون معرفی منبع از مطالب این وبلاگ استفادۀ متنی نکنید!

مدیر وبلاگ : مصطفی سلیمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
در چه زمینه ای بیشتر پاسخگو باشیم؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو