پاسخ به سوالات دینی؛ اخلاقی؛ تربیتی؛ جنسی؛ زناشویی؛ اجتماعی و غیره
سنگِ صبور [مصطفی سلیمانی]
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 

 پرسش:  


سوال من در رابطه با مرتبط بودن شخصیت انسان با متولد شدنش در ماه های متفاوت سال می باشد كه این موضوع امروز بسیار عام شده است. مانند: اگر كسی در ماه فروردین به دنیا امده حسود است و هذا القیاس...از روی گروه خونی و اسم نیز شخصیت ها را مطالعه می كنند.
هم چنان در مورد كف بینی كه در این روز ها فراوان مردم طرفش می روند و نظر به او زندگیشان را بیش بینی می كنند.
ایا از نگاه اسلام چنین كارهایی جایز است؟ و آیا حقیقت دارد یا نه؟

http://www.up.iranage.com/2012/08/969a8fb773ca5a567eb16a410fcc89fc1.png


پاسخ:


اعتقادات، همواره در زندگی بشر نقش اساسی داشته و دارد و اصولاً عملكردها و رفتارهای انسان بر پایه اعتقاداتش شكل می‌گیرند و از این باب است كه اسلام، بلكه همه ادیان الهی، بیش از هر چیز به باورها و عقائد توجه دارند و در صدد تصحیح و استحكام آنها هستند، زیرا عقائد بشر آمیخته به خرافات و اباطیل گشته و این امر اگر چه در سایر ادیان و ملت‌ها فراوان‌تر است اما در میان مسلمین هم نفوذ كرده است.
آرزوی خبر از آینده، آرزوی قدمی فراتر بودن از زمان و مكان، از زندگی انسان ها جدا نمی‌شود. این روزها برخی افراد گاهی آن چنان درگیر این فال ها می شوند كه توكل و تلاش از یادشان می رود؛ یادشان می رود كه"وَ مَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ" و هر كس بر خدا توكل كند، كفایت امرش را مى كند.(1)؛ به سراغ مخلوق می روند و به دانش سطحی و اندك آن، ریسمان آرزو گره می زنند.
مطالبی را در مورد پیشگویی و طالع شناسی و كف بینی و... خدمتتان عرض می نماییم:
1- آگاهی به غیب در مرحله اول، اختصاص به خداوند عالم دارد و خداوند در قرآن فرموده است: "هیچ انسانی نمی داند كه فردا چه حاصل می‌كند و هیچ كس نمی داند كه در كدام سرزمین وفات می‌یابد."(2) علم و آگاهی به این امور تنها در نزد خداوند است، اما گاهی خداوند برخی از اسرار عالم غیب را برای عده ای خاص چون پیامبران واولیای الهی بیان می‌كند؛ كه آنها از خودشان استقلالاً چیزی ندارند، بلكه خداوند عالم طبق مصالح به اندازه ای كه صلاح می داند، آگاهی از غیب را در اختیار آنها قرار می دهد. خداوند می‌فرماید: هیچ كس را از علم غیب آگاه نمی كند، جز كسی را كه خداوند از او خشنود باشد.(3)
2- كف بینی و طالع شماری كه نوعاً كار افراد شیاد است، هیچ مستند شرعی ندارد. از نظر اسلام و قرآن اعتقاد به آن صحیح نیست. آن ها معمولاً با بیان مسائل كلی كه قابل انطباق با روحیات مختلف است، یا با بیان یك سری مطالب متشابه سعی در جلب نظر مشتریان دارند. یا بر اثر حدسیات چیز هایی را بیان می‌كنند كه به صورت اتفاق برخی از آن ها واقع می‌شود. انسان‌ها خیال می‌كنند كه پیشگویی‌های آن ها قطعی بوده است. هیچ یك از امور یاد شده از نظر عقل و شرع اعتباری ندارد. اما عقل به ما می گوید تصمیم گیری انسان باید بر اساس اندیشه و دور اندیشی و مشورت با عاقلان مؤمن صورت گیرد. سرنوشت انسان نباید از طریق طالع بینی و مانند آن تعیین شود.
در آموزه های دینی تاكید شده "تأثیر یا بی تأثیری این گونه امور در روان انسان تابع موضعی است كه در مقابل آن اتخاذ می كند. اگر آن را ناچیز و بی تاثیر بداند، بی اثر خواهد بود. اگر آن را مهم بپندارد، مهم خواهد بود. اگر به آن ترتیب اثر ندهد، هیچ و بی اثر خواهد بود.(4) بنا بر این هیچ اطمینانی به این گونه امور نمی توان داشت. تنها به صورت تفریح و تفنن از سوی عده ایی سود جو به كار برده می شود. باید توجه داشت كه این گونه كارها علم شمرده نمی شود.
3- برای این كه مسلمانان تحت تأثیر این گونه امور و پیشگویی های شیادان قرار نگیرند، و خویشتن را تسلیم نادانی‌ها و خرافات ننمایند. اولیای دین نه تنها پیروان خود را از این قبیل كارهای موهوم و زیانبار بر حذر داشته اند، بلكه پذیرش سخنان این قبیل افراد را مخالفت با تعالیم الهی خوانده اند".(5) از این رو از سوی مراجع معظم تقلید این امور تحریم شده و رمالی و طالع بینی و مانند آن مطلبی خرافی است. مراجعه به رمال و طالع بین و فالگیر جایز نیست. پول گرفتن و پول دادن در برابر آن جائز نیست. مگر این كه دهنده پول آن را به عنوان هدیه بدهد.(6)
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : سحر و جادو، 
برچسب ها : کف بینی و طالع شناسی از دیدگاه اسلام، طالع بینی ها اعتبار شرعی و علمی ندارد، خرافه از دیدگاه اسلام، در مورد پیشگویی و طالع شناسی و كف بینی، سرنوشت انسان نباید از طریق طالع بینی و مانند آن تعیین شود، مرتبط بودن شخصیت انسان با متولد شدنش در ماه های متفاوت سال،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

 پرسش:


آیا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا (س) دعا كردند كه أجلشان زودتر فرا رسد؟

http://iwt.wpengine.netdna-cdn.com/wp-content/uploads/2008/11/old-shoes.jpg

 
پاسخ:


در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت كند. مالك اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت كرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.
برادر گرامی! با توجه به این مقدمه باید گفت: آرزو و دعا برای مرگ دو صورت دارد:
1. گاهی افرادی در اثر جهالت، مرگ را نجات یافتن از گرفتاری های دنیایی می دانند و چون مصیبت و گرفتاری را سنگین و خلاف طبع و غیر قابل تحمل می انگارند، برای نجات از آن آرزوی مرگ كرده یا بالاتر از آن اقدام به خودكشی می كنند. اقدام به خودكشی كه خود از گناهان كبیره است و این آرزوی مرگ هم نتیجه نادانی و جهالت است، زیرا این چنین آرزو كنندگانی غالبا، بلكه همه بی ایمان به خدا و معاد هستند، زیرا مؤمن مصیبت ها را بلا ها و امتحان های خدا می داند(1) كه وظیفه دارد در مقابل آن ها بایستد و با تحمل و تدبیر آنها را حل كند و از مواجه شدن با مصیبت ها و مشكلات نه تنها ترس ندارد و فرار نمی كند، بلكه چون مقابله با آن ها به فعال شدن استعداد هایش و رشد قوای روحی و ایمانی اش می انجامد، از آن ها استقبال هم می كند. در این زمینه امام باقر (ع) فرمود: «إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِكُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِكُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ؛(2) مؤمن ممكن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودكشی نمی كند.»
2. گاهی فرد با توجه به حقیقت مرگ كه پل رساننده او به آخرت و لقای خدا است، تقاضای مرگ دارد. این چنین تقاضایی ناشی از بینش صحیح در برابر مرگ است و از كسانی سر می زند كه مرگ را فهمیده اند و لقای خدا را طالبند و برای لقای خدا كسب آمادگی كرده اند. حضرت زهرا(س) هم از این دسته هستند و نگاهشان به مرگ، رسیدن به آغوش پر مهر پروردگار است.حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در روز آخر از عمر شریفشان دعای «اللهم عجل وفاتی سریعا» را خواندند.(3)
دعای 40 صحیفه سجادیه دعای كسانی است كه چنین بینشی درباره مرگ دارند و برای مرگ آماده اند و توشه برداشته اند. به این دعا توجه كنید:
«اللهم صل على محمد وآله، واكفنا طول الأمل، وقصره عنا بصدق العمل حتى لا نؤمل استتمام ساعة بعد ساعة ولا استیفاء یوم بعد یوم، و لا اتصال نفس بنفس، ولا لحوق قدم بقدم، وسلمنا من غروره، وآمنا من شروره، وانصب الموت بین أیدینا نصبا، ولا تجعل ذكرنا له غبا، واجعل  لنا من صالح الأعمال عملا نستبطئ معه المصیر إلیك، ونحرص له على و شك اللحاق بك حتى یكون الموت مأنسنا الذی نأنس به، ومألفنا الذی نشتاق إلیه، وحامتنا التی نحب الدنو منها، فإذا أوردته علینا وأنزلته بنا فأسعدنا به زائرا، وآنسنا به قادما، ولا تشقنا بضیافته ولا تخزنا بزیارته، واجعله بابا من أبواب مغفرتك، ومفتاحا من مفاتیح رحمتك، أمتنا مهتدین غیر ضالین طائعین غیر مستكرهین، تائبین غیر عاصین ولا مصرین یا ضامن جزاء المحسنین، و مستصلح عمل المفسدین؛(4) خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از آرزوهای دراز باز دار و با عمل درست، آرزو های ما را كوتاه كن تا این كه ساعتی پس از ساعت دیگر را آرزو نكنم و فردا را بعد از امروز و حیاتی پس از این حیات و قدمی بعد از این قدم را انتظار نكشم و ما را از غرور آرزوی دراز، محافظت فرما و از شرور آن، در امان نگهدار و یاد مرگ را برای ما هر از گاهی قرار مده، (بلكه همیشگی كن) و از كارهای شایسته عملی به ما عطا فرما كه با آن به عنوان زاد و توشه به سوی تو سیر كنیم و به خاطر آن بر قرب دیدار تو حریص گردیم به گونه ای كه مرگ، زمان انس ما باشد و موعد الفتی كه به آن اشتیاق پیدا كنیم و پناهگاهی باشد كه دوست داشته باشیم به آن نزدیك شویم.
پس هر گاه مرگ را بر ما فرود می آوری و اجل را بر ما نازل می كنی، ما را به زیارت آن سعادتمند گردان و ما را با او مأنوس كن و ما را در میهمانی مرگ شقاوتمند مساز و به دیدار مرگ پست و خوار مگردان و مرگ را دری از درهای آمرزش و كلیدی از كلید های رحمت خود مقرر ساز. ما را در حالی كه هدایت شده ایم ، گمراه نیستیم، مطیع توییم، از دیدار تو كراهت نداریم، توبه كننده ایم، گناهكار نیستیم و بر گناه اصرار نداریم، بمیران ای ضمانت كننده پاداش نیكوكاران و ای اصلاح كننده اعمال تبهكاران!».
آری كسی كه چنین معرفتی نسبت به مرگ داشته و چنین آمادگی ای برای سفر آخرت داشته باشد، مرگ را زیبا دیده و برای پذیرفتنش آغوش باز كرده و منتظر اوست و قدم او را بر دیده می نهد. اما همین كس نیز باز هم از خدا عمر می طلبد تا بیشتر تلاش كند و بیشتر موجبات رضای خدا و تعالی آخرت را فراهم نماید.
همچنین امام سجاد(ع) در دعای دیگری می فرمایند:
«و عمرنی ما كان عمری بذلة فی طاعتك، فإذا كان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی إلیك قبل أن یسبق مقتك إلی، أو یستحكم غضبك علی؛(5) خدایا! تا هنگامی كه عمرم در راه طاعت تو می گذرد به من عمر بده و آن گاه كه عمرم چراگاه شیطان شود، پیش از آن كه دشمنی تو سخت بر من رو آورد یا خشم تو محكم و پایدار گردد، جانم را بگیر!».

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : أهل بیت(ع)، دعا، مرگ، 
برچسب ها : آیا دعا كردن برای مرگ زودترگناه دارد؟، حیات انسان عظیم ترین نعمت، حکم دعا کردن و آرزوی مرگ، نگاه انسان مومن به خودکشی، دلیل طلب مرگ نمودن از خداوند، جکم اسلام نسبت به آرزوی مرگ،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ

با سلام و احترام!
بازدیدکنندگان گرامی می توانند جهت دریافت پاسخ، سوالاتشان را مطرح نمایند.
ممنون می شوم که انتقادات خود را برایم بنویسید تا از تجربیات شما هم در أمر پاسخگویی استفاده کنم.
-----------------------------------------------
خواهشاً بدون معرفی منبع از مطالب این وبلاگ استفادۀ متنی نکنید!

مدیر وبلاگ : مصطفی سلیمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
در چه زمینه ای بیشتر پاسخگو باشیم؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو