سنگِ صبور [مصطفی سلیمانی] با سلام و احترام! بازدیدکنندگان گرامی می توانند جهت دریافت پاسخ، سوالاتشان را مطرح نمایند. ممنون می شوم که انتقادات خود را برایم بنویسید تا از تجربیات شما هم در أمر پاسخگویی استفاده کنم. ----------------------------------------------- خواهشاً بدون معرفی منبع از مطالب این وبلاگ استفادۀ متنی نکنید! tag:http://sssaghi.mihanblog.com 2020-03-29T19:18:11+01:00 mihanblog.com در مقابل جسارت و بی احترامی دیگران 2013-09-14T09:15:22+01:00 2013-09-14T09:15:22+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/85 مصطفی سلیمانی در مقابل جسارت و بی احترامی دیگران پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:اهل بیت با كسانی كه به آنها جسارت و بی احترامی می كردند و تهمت می زدند و فحاشی می كردند چگونه برخورد می كردند تا ما هم با تأسی از آنان در برابر حرف زشت دیگران برخورد دیندارانه داشته باشیم؟ با تشكر از پاسخ های شما. پاسخ:حلم و بردباری از ویژگی های مهمی است كه مردان بزرگ به ویژه رهبران الهی، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیكو، افراد بسیاری را به سوی خود جذب كردند. ائمه اطهار(ع) در برابر ناملایمات بردبار در مقابل جسارت و بی احترامی دیگران

جای دست، زبان نگه می‌دارم!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
اهل بیت با كسانی كه به آنها جسارت و بی احترامی می كردند و تهمت می زدند و فحاشی می كردند چگونه برخورد می كردند تا ما هم با تأسی از آنان در برابر حرف زشت دیگران برخورد دیندارانه داشته باشیم؟ با تشكر از پاسخ های شما.

پاسخ:
حلم و بردباری از ویژگی های مهمی است كه مردان بزرگ به ویژه رهبران الهی، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیكو، افراد بسیاری را به سوی خود جذب كردند. ائمه اطهار(ع) در برابر ناملایمات بردبار بودند و تا جایی كه مصلحت اسلام ایجاب می كرد با دشمنان و ناسزا گویان و اهانت كنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد می كردند.
سیره معصومین(ع) قبل از هر چیز، دعوت مخالفان به اسلام بوده است. آن بزرگواران هم در حال صلح و آرامش و هم در میدان جنگ و نبرد، دشمن را به پذیرش اسلام فرا می خواندند.
- مواردی از روش برخورد اهل بیت علیهم السلام با توهین كنندگان و مخالفین:
1- ‏یك نفر از اهل شام وارد مدینه شد، حضرت مجتبى(ع) را دید كه بر مركبى سوار است و چون تحت تأثیر تلقینات شوم بنى امیه قرار گرفته بود، شروع به ناسزا گفتن كرد، او تند تند اسائه ادب مى‏كرد، امام(ع) هم چیزى نمى‏گفت. تا وقتى كه مرد شامى آرام شد.
حضرت مجتبى كه درد او را مى‏دانست بر او سلام كرد و خندید و فرمود: یا شیخ گمان مى‏كنم غریب هستى، شاید امر بر تو مشتبه شده است اگر بخواهى گذشت كنیم از تو گذشت مى‏كنیم، اگر از ما چیزى بخواهى بتو مى‏دهیم، اگر راهنمائى بخواهى راهنمائیت مى‏كنیم، اگر از ما مركبى بخواهى براى تو مركب مى‏دهیم، اگر گرسنه باشى، سیرت مى‏گردانیم اگر عریان باشى لباست مى‏دهیم، اگر محتاج باشى بى‏نیازت مى‏كنیم، و اگر حاجتى داشته باشى آنرا بر مى‏آوریم و تا در مدینه هستى اگر در خانه ما میهمان باشى براى تو بهتر خواهد بود، چون منزل ما وسیع و امكانات ما بسیار و موقعیت ما گسترده است.
مرد شامى از شنیدن این سخنان به گریه افتاد، سپس گفت: گواهى مى‏دهم كه تو خلیفه خدا در روى زمین هستى، خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار بدهد، تو و پدرت مبغوضترین خلق در نزد من بودید ولى فعلاً محبوبترین خلق خدا در نزد من هستید:
«ثم قال أَشهدُ انّك خلیفةُ اللّه فى ارَضه، اللّهُ اعلم حیث یجعل رسالته،كنت أَنت و ابوك ابغضُ خلق اللّهِ الىّ و الان أَنت اَحبّ خلق اللّه الىّ».(1)
سپس آن مرد وسائل خویش به خانه آن حضرت آورد و تا در مدینه بود میهمان آن حضرت بود و بر محبت اهل بیت(ع) معتقد شد.
معاویه و پیروان او درباره امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت او، چنان تهمت هائى بستند و چنان ناروائی ها نسبت دادند كه عقل متحیر است و توانست ناسزاگوئى به آن حضرت را رسمیت بدهد، امام مجتبى(ع) احساس كرده كه این آدم ذاتاً بدجنس نیست. ولى تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار گرفته است، لذا با حلم و بردبارى او را معالجه فرمود.
2- یكی از كسانی كه احادیث امام چهارم حضرت امام سجاد(ع) را روایت كرده و آن احادیث را نشر و گسترش داده، شخصی است به اسم محمد بن مسلم بن عبیدالله زهری. این زهری، از شاخه بنی امیه قریش است. پدربزرگش(عبیدالله) در بدر با پیامبر(ص) جنگیده بود و پدرش(مسلم) همراه با مصعب بن زبیر در سركوب مختار نقش داشت. خودش هم در دستگاه خلافت اموی صاحب منصب بود و برخی خلفا او را برای معلمی سر خانه بچه هایشان انتخاب می كردند. یعنی طرف جد اندر جد دشمن اهل بیت (ع) به حساب می آمد. اتفاقا یك بار هم امام سجاد(ع) شنید كه او در مسجد النبی(ص) سخنان توهین آمیزی درباره مولا امیر المومنین علی(ع) گفته و او را به خاطر این سخنان سرزنش كرد. آن وقت امام سجاد(ع) برای چنین آدمی، یك نامه مفصل نوشته است و در آن با لحنی كاملا دوستانه و خیرخواهانه نصیحت كرده كه نگذارد حكومت بنی امیه از موقعیت علمی او سوء استفاده بكنند.(2) این رفتار امام سجاد(ع) چنان در زهری تاثیر كرد كه او بالكل عوض شد و در شمار شاگردان امام درآمد. در تاریخ نوشته اند او طوری به امام علاقه داشت كه باقی بنی امیه سر همین مسخره اش می كردند و به او می گفتند "یا زهری! ما فعل نبیك، یعنی علی بن الحسین (ع)" زهری! پیامبر تو علی بن الحسین (ع) تازه چه كار كرده و چی گفته؟(3)
3- در زمان حكومت امیر المومنین حضرت علی(ع) و فتنه خوراج، این گروه تا زمانی كه دست به ترور نزده بودند، در تبلیغات و بحث علنی هم آزاد بودند(4) حتی یك بار، مردی از خوراج هنگام صحبت حضرت(ع) فریاد كشیده بود: «قاتله الله كافرا ما افقهه» خدا این كافر را بكشد، چقدر دانشمند است! اصحاب امام بلند شدند تا حق او را كف دستش بگذارند، اما حضرت اصحاب را آرام كرد و فرمود او دشنامی به من داد، «جواب حرف حرف است و یا بخشش نه برخورد فیزیكی».(5)
4- امام رضا(ع) در حدیثی انواع توهین های به ائمه را این طور دسته بندی كرده است:
مخالفان ما احادیثی جعل كرده اند و به ما نسبت می دهند. این احادیث جعلی سه دسته هستند:
الف) روایات غلوآمیز كه ما را بالاتر از چیزی كه هستیم نشان می دهد.
ب) احادیث تقصیر كه ما را كمتر از آن چیزی كه هستیم نشان می دهد.
ج) روایاتی كه در آن به دشمنان ما توهین شده است. اما روایات غلو آمیز را وقتی مردم می شنوند، شیعیان ما را تكفیر می كنند. وقتی دسته دوم روایات را می بینند به ما در همان حد اعتقاد پیدا می كنند. وقتی هم توهین به دشمنان ما را می شنوند، به ما همان نسبت ها را می دهند.(6)
نكته سومی كه امام رضا(ع) فرموده اند، دقیقاً یكی از اصول ثابت تعالیم اسلامی در مقابل با توهین به مقدسات است. این اصل در قرآن هم به صراحت آمده است كه به مقدسات كسانی كه به خدا ایمان ندارند توهین نكنند.(7) در تمام موارد بالا هم علیرغم جزئیات و دقایقی كه وجود دارد، یك اصل ثابت می بینیم:«ائمه ما هرگز به كسی توهین نكردند».
- حاصل سخن اینكه:
1- در بررسى سیره عملى معصومین(ع) در برخورد با مخالفان و توهین كنندگان، باید گفت: با توجه به وظیفه اصلى معصومین(ع) مبنى بر هدایت جامعه به سوى سعادت و كمال و ابلاغ پیام الهى، اصل اساسى حاكم بر رفتار آن‏ها، اصل رحمت، محبت و شفقت بود؛ یعنى هدف اصلى آن حضرات، جذب مردم به سوى خود و دین مبین اسلام بود حتی در هنگام جنگ.
2- سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) با مخالفان و جسارت كنندگان، همراه با عفو و گذشت بود؛ زیرا آن بزرگواران روح بزرگ و سعه صدر زیادی داشتند كه حتی سرسخت ترین دشمنان خود را مورد عفو قرار می دادند. نمونه های زیادی از این گونه رفتار معصومین(ع وجود دارند كه به برخی آنها اشاره شد.
پی نوشت ها:
1. مناقب آل ابى طالب، فصل مكارم اخلاق امام حسن(ع). ج 4، ص 19؛ خاندان وحى، سید على اكبر قریشى، ص 319 - 324.
2. الحرانی، حسین بن شعبه، تحف العقول، تصحیح علی اكبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1363ش، ص280- 283.
3. قاضی نعمان مغربی، شرح الاخبار، قم، انتشارات اسلامی، ج2، ص500. ج3، ص 258.
4. علی از زبان علی، سید جعفر شهیدی، تهران، دفتر نشر، ۱۳۷۶ش، ص140- 141.
5. نهج البلاغه، كلمه قصار، شماره 420.
6. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، چاپ اعلمی، ص 167-166.
7. انعام(6) آیۀ 108.

]]>
روش برخورد با والدین بد اخلاق 2013-09-08T10:00:34+01:00 2013-09-08T10:00:34+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/84 مصطفی سلیمانی روش برخورد با والدین بد اخلاق پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:آیا فقط فرزندان باید به والدین احترام بگذارند وقتی پدر و مادر بد اخلاق هستند و با رفتار و اخلاق من را آزار می دهند و فحش و ناسزا می گویند من باید چكار كنم نظر معصومان در این باره چیست؟ پاسخ:برادر گرامی! در مورد اینكه والدین هم دچار اشتباه می شوند و از طرف خدا مسئول هستند، بحثی نیست، زیرا والدین هم همانند دیگران معصوم نبوده و عاری از هر گونه خطا و اشتباه نیستند. پیامبر اكرم(ص) در این زمینه فرمود:‌ «فرزندان بر گردن روش برخورد با والدین بد اخلاق

کاش بعضی روزها می‌شد دوبار زندگی کرد!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آیا فقط فرزندان باید به والدین احترام بگذارند وقتی پدر و مادر بد اخلاق هستند و با رفتار و اخلاق من را آزار می دهند و فحش و ناسزا می گویند من باید چكار كنم نظر معصومان در این باره چیست؟


پاسخ:
برادر گرامی! در مورد اینكه والدین هم دچار اشتباه می شوند و از طرف خدا مسئول هستند، بحثی نیست، زیرا والدین هم همانند دیگران معصوم نبوده و عاری از هر گونه خطا و اشتباه نیستند. پیامبر اكرم(ص) در این زمینه فرمود:‌ «فرزندان بر گردن والدین خود از حقوقی برخوردارند؛ همان گونه كه پدر و مادر بر گردن فرزندان حقوقی دارند، همان طور كه اگر فرزند حق پدر و مادر را ادا نكند، عاق والدین می‌شود، پدر و مادر نیز اگر حق فرزند را ادا نكنند و تكالیف و وظایف خود را در قبال آنان انجام ندهند، عاق فرزندان قرار خواهند گرفت».(1)
همچنین فرمود: «خدا رحمت كند پدر و مادری را كه در نیكی و نیكوكاری به فرزند خویش كمك می‌كنند. پدر و مادر از رحمت الهی به دورند كه به علت تربیت نادرست، فرزندان را به گناه و نافرمانی وادار می‌سازند و موجب عاق فرزندان‌شان می‌شوند».(2)
- با توجه به مقدمۀ بالا به مطالب زیر دقت بفرمایید:
1- علاوه بر مطلب بیان شده در مقدمه، خداوند در قرآن كریم نیكی به پدر و مادر را وظیفه ای واجب معرفی فرموده، وظیفه ای كه پس از «توحید در پرستش» ذكر شده است: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِیماً»(3) پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را می پرستید و به پدر و مادر (خود) احسان كنید، اگر یكی از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آن ها (حتی) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آن ها سخنی شایسته بگوی.
2- در نگاه اول، توصیۀ ما این است كه با صبر و آرامش و معامله با خدا، در مورد كوتاهی والدین تان، از أجر و ثواب آن بهره مند شوید. قطعاً مشكلات و سختی ها، نشان از توجه و لطف خدا دارد. قدردان لحظات باشید.
و در نگاه بعد، توصیۀ ما این است كه از عوامل و كارهایی كه موجب تنش و اختلاف بیشتر می شود، پرهیز كنید و به هیچ وجه خود را در این موقعیت قرار ندهید! همچنین در این موقعیت، بهترین كار ترك محل و تغییر مكان است. اساساً هنگامی كه انسان خود را دور از موقعیت دعوا ببیند، انگیزه ای برای دعوا و پرخاش ندارد. سعی كنید هنگام عصبانیت و اختلاف نزد والدین خود نباشید تا مشكلی پیش نیاید.
ضمناً توجه به پاداش الهی در برابر معامله با خدای متعال را سرلوحۀ كار خود قرار دهید تا احساس زیان نكنید؛ این نكته را یقین بدانید كه خدای متعال كاملاً به جریانات اشراف دارد و به مسأله واقف است. با معامله و درد دل با او تمام مشكلات را هیچ بدانید.
3- تكلیف فرزندان در بی احترامی والدین:
والدین ممكن است به مسایلی دقت داشته باشند كه از چشمان فرزند دور است، پس ممكن است یكی از گزینه های زیر هم از مشكلات شما باشد:
1) دستور اسلام در احترام به مادر و پدر مطلق است، یعنی به هر مادر و پدری باید احترام كرد، خواه با انسان رفتار خوبی داشته باشند و خواه بد.
2) علت لزوم فرمانبرداری از سخنان پدر و مادر این است كه پدر و مادر خواهان سعادت فرزندند. گرمی‏ و سردی روزگار را زیادتر از او چشیده‏اند. تجربیات خوبی در این راه ‏اندوخته‏اند. از این جهت باید در مسائلی كه نمی‏دانند،از تجربیات آن ها استفاده كنند. هر چند پدر و مادر رفتار صحیحی با فرزند نداشته باشند، فرزند موظف به گرامیداشت والدین و كسب رضایت آنان است و نمی تواند مقابله به مثل نماید.
3) در این موقعیت(بی احترامی آن ها) به حرف های آن ها اعتنا نباید كرد. پدر و مادری كه بد رفتاری كنند، پاسخگوی اعمالش نزد خدا خواهند بود، اما رفتار بد داشتن و بی احترامی و هر كار دیگر، ما را از انجام وظیفه معذور نمی دارد.
أمیر مومنان، علی (ع) می‏فرماید: «اِنَّ لِلْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ حَقّاً … فَحَقُّ الْوالِدِ اَنْ یُطیعَهُ فی كُلِّ شَیْءٍ اِلّا فی مَعْصِیَةِ اللهِ»(4) یعنی حق پدر آن است كه فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از او پیروی كند.
قرآن مجید تنها در یك مورد مخالفت با پدر و مادر را جایز دانسته و آن در صورتی است كه پدر و مادر فرزند را به شرك و دوری از خدا فرا خوانند یا اطاعت آنان، معصیت و مخالفت با فرمان خدا باشد، (5)حتی عدم اطاعت از فرمان والدین در چنین مواردی باید با رفتار پسندیده همراه باشد.
5) آزار والدین حتی اگر آنان ظالم باشند، جایز نیست. امام صادق (ع) فرمود: «من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله تعالی له صلوة»(6) كسی كه به پدر و مادرش به حالت دشمنی و تنفر نگاه كند، خداوند نمازش را نمی پذیرد.
6) از آن جایی كه رفتار و روحیه پدر یا مادرتان با گذر عمر به صورت یك صفت ثابت شخصیتی درآمده است، دیر و سخت تغییر می پذیرد. متحول ساختن فردی با چنین وضعیت روحی و روانی بس دشوار و نیازمند صبر و حوصله و همین طور تدبیر و هوشیاری و ظرافت های رفتاری خاص است. هرگز سعی در ایجاد تغییر ناگهانی و برخوردهای تند و عصبانی نداشته باشید. این شكل رفتار نه تنها به سوی مخالفت می كشاند، بلكه سازگاری را به صورت لجاجت‏آمیزی تشدید می نماید. بنابراین از برخوردهای هیجانی و رفتارهای عصبی (هر چند به منظور اصلاح) اجتناب ورزید. مبادا با پرخاشگری و تندخویی و حركات خشن در صدد اصلاح و تغییر رفتار او برآئید.
- حاصل سخن اینكه:
باید در هر شرایطى احترام آن ها را نگه داشت، هر چند در بعضى اوقات در برخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند. خداوند همه انسان ها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مى‏دهند، مورد سؤال قرار مى‏دهد. والدین نیز باید پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند. بنابراین در همه حال ما وظیفه داریم به والدین خود احترام بگذاریم. حتى اگر به ما بى احترامى كنند. فقط اگر بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند یا از انجام تكلیف واجبى باز بدارند، اطاعت از آن ها جایز نیست، چه اینكه اطاعت خداوند بر هر كس دیگر حتى والدین مقدم است.
- منابعی برای مطالعه بیش تر:
1. حقوق والدین و صله رحم، احترام به سادات و همسایه، علی محمودی ارسنجانی، نشرامام علی بن ابی طالب(ع).
2. مقام پدر و مادر در اسلام، زین االعابدین احمدی- حسنعلی احمدی، نشر: میثم تمار.
3. پدر مادر شما را دوست دارم، عبدالكریم پاك‌نیا، انتشارات فرهنگ اهل‌بیت(ع).
پی نوشت ها:
1. فروع كافی، ج 6، ص 48.
2. محمدتقی فلسفی، در مكتب اهل بیت(ع)، ج 1، ص 83 ـ 82؛ دكتر احمد بهشتی، اسلام و تربیت كودكان، ج1، ص57.
3. اسراء(17)آیه23.
4. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج19، ص365، مكتبة آیة الله المرعشی النجفی‏،قم‏1404 ق‏، چاپ اول‏.
5. لقمان(31) آیه 15.
6. فیض كاشانى، الوافی، ج5، ص911، كتابخانه امام أمیر المؤمنین على (ع)‏، چاپ اول‏،اصفهان‏، 1406 ق‏.

]]>
دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج 2013-08-26T11:59:10+01:00 2013-08-26T11:59:10+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/83 مصطفی سلیمانی دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:دختری هستم 18 ساله ك چند سال است با پسری در ارتباط هستم و واقعا عاشق هم هستیم و از هم سیر نشدیم و قصدمان ازدواج است و مادر من نسبت به این دوستی آگاه است. ولی ما به دلایلی نمی تونیم زیاد همدیگر و ببینیم و هر دو نسبت به مسائل دینی خود پایبندیم. سوال من این است ما یك رابطه ی عاشقانه ایی با هم داریم البته نه زیاد، چون تو این مدت 5.6 سال دیگه نمی تونستیم طاقت بیاریم.(فقط در حد عشق بازی و این رابطه از روی عشق است نه هوس)می دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
دختری هستم 18 ساله ك چند سال است با پسری در ارتباط هستم و واقعا عاشق هم هستیم و از هم سیر نشدیم و قصدمان ازدواج است و مادر من نسبت به این دوستی آگاه است. ولی ما به دلایلی نمی تونیم زیاد همدیگر و ببینیم و هر دو نسبت به مسائل دینی خود پایبندیم. سوال من این است ما یك رابطه ی عاشقانه ایی با هم داریم البته نه زیاد، چون تو این مدت 5.6 سال دیگه نمی تونستیم طاقت بیاریم.(فقط در حد عشق بازی و این رابطه از روی عشق است نه هوس)می خواستم بدونم بعد ازدواج هم این به عنوان گناه برای ما ثبت می شود یا بخشیده می شود؟(مثل بچه حرامزاده كه بعد ازدواج حلال می شود).

پاسخ:
نیاز به جنس مخالف برای تأمین و تعادل سازی غریزۀ جنسی از نیازهای طبیعی در انسان می باشد، یعنی در واقع امكان اینكه با ارتباط دو جنس مخالف بدون ضوابط، مشكلی پیش نیاید خیلی بعید است. البته شیطان در ابتدای كار با سیاست گام به گام خود پیش می رود و با گذشت زمان كه علاقه و وابستگی ایجاد شد، زهر خود را می ریزد. از نگاه روانشناسان، ارتباط دو جنس مخالف رو به اوج است و هر روز پیشرفتش بیشتر می شود. پس در این مسأله باید دقت زیادی كرد.
- نكاتی مهم و ضروری را خدمتتان عرض می نماییم:
1- از اینكه مادر خود را از این جریان آگاه ساخته اید، نشان از فهم و شعور شماست، گرچه انتظار می رود كه پدر خود را هم از این موضوع آگاه سازید، زیرا دختران و پسران مسلمان و پاك، باید بیاموزند كه در اولین برخورد تأثیرگذار با جنس مخالف، آن را با پدر و یا مادر و یا با یك مشاور آگاه و مسلمان، مطرح كنند؛ تا بتوانند از تجربه‌های علمی و عملی آنان بهره برده، پیش از این كه دچار آسیب‌های جدی شوند، تصمیم عاقلانه‏ای بگیرند. اگر دختر و پسر، مسائل و معاشرت‌های مهم روزانه خود را با افراد مجّرب مطرح كنند و والدین و مشاوران نیز بتوانند در حل مسائل آن ها نقش مفید و سازنده‏ای را ایفا كنند، می‌توان امیدوار بود كه جلوی بسیاری از روابط پنهانی و ناسالمی كه احتمال دارد. پس از برخورد نخستین شكل بگیرد، گرفته شود. انسانی كه مقام و منزلت خود را می‌داند، خود را به بهای كم و اندك نمی‌فروشد.
2- غالباً دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج، به خاطر همان عشق بازی كه می گویید، راه عقل را مسدود، چشم واقع بین انسان را كور می‏سازد. اجازه نمی‏دهد تا یك تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها كه در فضایی آكنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد، به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع ‏بینانه، اگر هم به ازدواج منتهی گردد، زندگی مشترك را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.
3- ببینید وابستگی‌هایی كه بین دختر و پسر ایجاد می‌شود، مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریك آینده زندگی می‌شود. از آن جا كه دختر یا پسر به فردی خاص وابسته شده، تمام نیكی‌ها، خوبی‌ها، زیبایی‌ها را در فرد مورد علاقه خود می‌بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی طرف مقابل را ندارد؛ زیرا از روی علاقه و از پشت عینك وابستگی، به طرف مقابل نگاه می‌كند؛ نه با نگاه خریدار و نه با نگاه نقادانه و بررسی كننده‏ای كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوی حقیقت بین، مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
در روایت داریم:"حُبُّك للشّیءِ یُعْمی وَ یُصِمُّ؛ دوست داشتن چیزی[آن هم ناآگاهانه و از سر هیجان و احساسات]، انسان را كور و كر می‌كند."(1)
4- نكات بیان شده، حاصل تجربیات روانشناسان دینی است كه با توجه به تجربه و مراجعاتی كه از دختران و پسران جوان داشته اند، بدست آمده است و واقعیتی است غیر قابل انكار!
ایام جوانى دوره ى شور احساسات، شوق جنسى و نشاط جسمى است. با بیدار شدن قواى مختلف جسمى، توجه به مسائل عاطفى و جذابیت هاى ظاهرى جنس مخالف زیادتر مى شود. این بلوغ طبیعى، در پیدایش دوستى ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایى دارد و گاه چنان فرد را تحت تأثیر قرار مى دهد كه تمامى ارزش ها و هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى را زیر پا گذاشته، در دوستى ها و روابط با جنس مخالف هیچ حدّ و مرزى قایل نمى شود.
- توصیۀ پایانی:
با توجه به نكات بالا، ممكن است مقداری دلخور شده باشید، ولی در فضای امروز كه جوانان هر روز عاشق كسی می شوند، بیان این نكات لازم و ضروری است. اگر می خواهید از شكست خوردگان این عرصه نشوید، سریعاً این مسأله را با بزرگترهای خود اطلاع دهید و بگذارید آنها تصمیم بگیرند و مراحل تحقیقاتی را پیگیر باشند، به این پسر هم بگویید از طریق خانوادۀ خود اقدام كند؛ اگر صلاح بر زندگی شد و بزرگترها كه خیر شما را می خواهند با این امر موافق بودند، اقدام كنید و اگر فعلا قادر به زندگی مشترك نیستید دوران عقد را طولانی كنید تا شرایط فراهم گردد.
ضمناً در صورت ازدواج، فرزند شما محكوم به زنا نیست! اما اگر الان به این مسأله به صورت جدی فكر نكنید، در زندگی آیندۀ شما قطعاً تأثیر خواهد گذاشت.
- معرفی منابعی در زمینۀ روابط دختر و پسر برای مطالعۀ بیشتر:
1- علی اصغر احمدی، روابط دختر و پسر در ایران، تهران، سازمان انجمن اولیاء و مربیان.
2- جوانان و روابط (پاسخ به پرسش‌های پیرامون روابط دختر و پسر)، مقیمی، نشر مركز مطالعات حوزه.
پی نوشت:
1. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج74، ص166، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه.ق.

]]>
روایاتی در تربیت فرزند 2013-08-26T11:58:00+01:00 2013-08-26T11:58:00+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/82 مصطفی سلیمانی روایاتی در تربیت فرزند پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:سلام. لطفا روایاتی در تربیت فرزند برایم بگویید.عربی روایات را ذكر كنید و خواهش میكنم چیزی كه معصوم علیه السلام فرموده را كامل ذكر نمایید یعنی مثلادر كتبی كه چاپ میشود نوع رفتار باهمسر سانسور دارد. متشكرم. پاسخ:جواب سوالتان را در دو قسمت مجزا پاسخ می گوییم:1- تربیت فرزند:نخست شایسته است از همه كسانی كه علاقه مند به شناخت معارف دینی و تربیتی هستند، بخصوص آنانی كه به وظایف خود در قبال فرزندان توجه دارند و پرسش هایی را در این زمینه روایاتی در تربیت فرزند


	بچه تان را در جمع لوس نکنید.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
سلام. لطفا روایاتی در تربیت فرزند برایم بگویید.
عربی روایات را ذكر كنید و خواهش میكنم چیزی كه معصوم علیه السلام فرموده را كامل ذكر نمایید یعنی مثلادر كتبی كه چاپ میشود نوع رفتار باهمسر سانسور دارد. متشكرم.

پاسخ:
جواب سوالتان را در دو قسمت مجزا پاسخ می گوییم:
1- تربیت فرزند:
نخست شایسته است از همه كسانی كه علاقه مند به شناخت معارف دینی و تربیتی هستند، بخصوص آنانی كه به وظایف خود در قبال فرزندان توجه دارند و پرسش هایی را در این زمینه مطرح می كنند تشكر نماییم. انتظار ما این است كه همه مسلمانان ـ بویژه پدران و مادران كه بار سنگین تربیت فرزند را به عهده دارند ـ در باب معارف دینی و اسلامی و شناخت مسؤولیت خود در این مورد بیشتر توجه كنند و اگر احیاناً ابهاماتی وجود داشت آن ها را با طرح این گونه سؤالات بر طرف سازند:
- تربیت فرزند در آیینه احادیث:
* قال الامام الصادق(ع): «اِعْدِلُوا بَیْنَ اَوْلادِكُمْ كَما تُحِبّونَ اَنْ یَعْدِلُوا بَیْنَكُمْ».(1)
امام صادق(ع) فرمود: بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمایید، همان طور كه مایلید فرزندان شما بینتانبه عدل و داد رفتار كنند.
* قالَ رَسُولُ اللهِ(ص): «اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ وَ اِذا وَعَدْتُمُوهُمْ فَفُوا لَهُمْ فَاِنَّهُمْ لایَرَوْنَ اِلّا اَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ».(2)
رسول خدا(ص) فرمود: كودكان خود را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید، وقتی به آن‌ها وعده‌ای می‌دهید حتماً وفا كنید زیرا كودكان، شما را رازق خود می‌پندارند.
* قال الامام الصادق(ع): «دَعِ ابْنَكَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنینَ».(3)
امام صادق(ع) فرمود: فرزند خود را هفت سال آزاد بگذار تا بازی كند.
* قال الامام الصادق(ع): «اَلْغُلامُ یَلْعَبُ سَبْعَ سِنینَ وَ یَتَعَلَّمُ الْكِتابَ سَبْعَ سِنینَ و یَتَعَلَّمُ الْحَلالَ و الْحَرامَسَبْعَ سِنینَ».(4)

]]>
دعا برای مرگِ زودتر 2013-08-26T11:53:59+01:00 2013-08-26T11:53:59+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/81 مصطفی سلیمانی دعا برای مرگِ زودتر پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:ایا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا س دعا كردند كه اجلشان زودتر فرا رسد؟ پاسخ:در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را ا دعا برای مرگِ زودتر


	قبرستان که می‌روم هی طول و عرض خودم را با طول عرض این قطعه‌ها می‌سنجم.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
ایا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا س دعا كردند كه اجلشان زودتر فرا رسد؟

پاسخ:
در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت كند. مالك اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت كرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.
برادر گرامی! با توجه به این مقدمه باید گفت: آرزو و دعا برای مرگ دو صورت دارد:
1. گاهی افرادی در اثر جهالت، مرگ را نجات یافتن از گرفتاری های دنیایی می دانند و چون مصیبت و گرفتاری را سنگین و خلاف طبع و غیر قابل تحمل می انگارند، برای نجات از آن آرزوی مرگ كرده یا بالاتر از آن اقدام به خودكشی می كنند. اقدام به خودكشی كه خود از گناهان كبیره است و این آرزوی مرگ هم نتیجه نادانی و جهالت است، زیرا این چنین آرزو كنندگانی غالبا، بلكه همه بی ایمان به خدا و معاد هستند، زیرا مؤمن مصیبت ها را بلا ها و امتحان های خدا می داند(1) كه وظیفه دارد در مقابل آن ها بایستد و با تحمل و تدبیر آنها را حل كند و از مواجه شدن با مصیبت ها و مشكلات نه تنها ترس ندارد و فرار نمی كند، بلكه چون مقابله با آن ها به فعال شدن استعداد هایش و رشد قوای روحی و ایمانی اش می انجامد، از آن ها استقبال هم می كند. در این زمینه امام باقر (ع) فرمود: «إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِكُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِكُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ؛(2) مؤمن ممكن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودكشی نمی كند.»
2. گاهی فرد با توجه به حقیقت مرگ كه پل رساننده او به آخرت و لقای خدا است، تقاضای مرگ دارد. این چنین تقاضایی ناشی از بینش صحیح در برابر مرگ است و از كسانی سر می زند كه مرگ را فهمیده اند و لقای خدا را طالبند و برای لقای خدا كسب آمادگی كرده اند. حضرت زهرا(س) هم از این دسته هستند و نگاهشان به مرگ، رسیدن به آغوش پر مهر پروردگار است.حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در روز آخر از عمر شریفشان دعای «اللهم عجل وفاتی سریعا» را خواندند.(3)
دعای 40 صحیفه سجادیه دعای كسانی است كه چنین بینشی درباره مرگ دارند و برای مرگ آماده اند و توشه برداشته اند. به این دعا توجه كنید:
«اللهم صل على محمد وآله، واكفنا طول الأمل، وقصره عنا بصدق العمل حتى لا نؤمل استتمام ساعة بعد ساعة ولا استیفاء یوم بعد یوم، و لا اتصال نفس بنفس، ولا لحوق قدم بقدم، وسلمنا من غروره، وآمنا من شروره، وانصب الموت بین أیدینا نصبا، ولا تجعل ذكرنا له غبا، واجعل لنا من صالح الأعمال عملا نستبطئ معه المصیر إلیك، ونحرص له على و شك اللحاق بك حتى یكون الموت مأنسنا الذی نأنس به، ومألفنا الذی نشتاق إلیه، وحامتنا التی نحب الدنو منها، فإذا أوردته علینا وأنزلته بنا فأسعدنا به زائرا، وآنسنا به قادما، ولا تشقنا بضیافته ولا تخزنا بزیارته، واجعله بابا من أبواب مغفرتك، ومفتاحا من مفاتیح رحمتك، أمتنا مهتدین غیر ضالین طائعین غیر مستكرهین، تائبین غیر عاصین ولا مصرین یا ضامن جزاء المحسنین، و مستصلح عمل المفسدین؛(4) خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از آرزوهای دراز باز دار و با عمل درست، آرزو های ما را كوتاه كن تا این كه ساعتی پس از ساعت دیگر را آرزو نكنم و فردا را بعد از امروز و حیاتی پس از این حیات و قدمی بعد از این قدم را انتظار نكشم و ما را از غرور آرزوی دراز، محافظت فرما و از شرور آن، در امان نگهدار و یاد مرگ را برای ما هر از گاهی قرار مده، (بلكه همیشگی كن) و از كارهای شایسته عملی به ما عطا فرما كه با آن به عنوان زاد و توشه به سوی تو سیر كنیم و به خاطر آن بر قرب دیدار تو حریص گردیم به گونه ای كه مرگ، زمان انس ما باشد و موعد الفتی كه به آن اشتیاق پیدا كنیم و پناهگاهی باشد كه دوست داشته باشیم به آن نزدیك شویم.
پس هر گاه مرگ را بر ما فرود می آوری و اجل را بر ما نازل می كنی، ما را به زیارت آن سعادتمند گردان و ما را با او مأنوس كن و ما را در میهمانی مرگ شقاوتمند مساز و به دیدار مرگ پست و خوار مگردان و مرگ را دری از درهای آمرزش و كلیدی از كلید های رحمت خود مقرر ساز. ما را در حالی كه هدایت شده ایم ، گمراه نیستیم، مطیع توییم، از دیدار تو كراهت نداریم، توبه كننده ایم، گناهكار نیستیم و بر گناه اصرار نداریم، بمیران ای ضمانت كننده پاداش نیكوكاران و ای اصلاح كننده اعمال تبهكاران!».
آری كسی كه چنین معرفتی نسبت به مرگ داشته و چنین آمادگی ای برای سفر آخرت داشته باشد، مرگ را زیبا دیده و برای پذیرفتنش آغوش باز كرده و منتظر اوست و قدم او را بر دیده می نهد. اما همین كس نیز باز هم از خدا عمر می طلبد تا بیشتر تلاش كند و بیشتر موجبات رضای خدا و تعالی آخرت را فراهم نماید.
همچنین امام سجاد(ع) در دعای دیگری می فرمایند:
«و عمرنی ما كان عمری بذلة فی طاعتك، فإذا كان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی إلیك قبل أن یسبق مقتك إلی، أو یستحكم غضبك علی؛(5) خدایا! تا هنگامی كه عمرم در راه طاعت تو می گذرد به من عمر بده و آن گاه كه عمرم چراگاه شیطان شود، پیش از آن كه دشمنی تو سخت بر من رو آورد یا خشم تو محكم و پایدار گردد، جانم را بگیر!».
كلام پایانی:

طلب مرگ نمودن از خداوند دلیل‏هاى گوناگون مى‏تواند داشته باشد كه اگر منشأ آن ایمان قوى و عشق و محبت وصف ناشدنى نسبت به خداوند باشد به طورى كه عاشق تحمل دورى معشوق خویش را ندارد و وصال وى تمام آرزوى او است، این طلب مرگ -كه در درخواست حضرت زهرا(س) از خدا كاملاً مشهود است- ممدوح است. اما اگر به دلیل برخورد با مشكلات زندگى و ضعف نفس باشد كارى قبیح و ناپسند است.
بنا براین آرزوی مرگ از این باب كه انسان را به لقای خدا و دیدار اولیای خدا می رساند، از جانب مؤمن نیكوكار خوب است و طبیعی است كه چنین آرزویی داشته باشد و اما آرزوی مرگ به این عنوان كه نجات دهنده از مصیبت های دنیایی و راحت كننده ما از آن ها باشد آن هم بدون این كه توشه ایمان و عمل صالح داشته باشیم، ناپسند است.
پی نوشت ها:
1. انبیاء(21)، آیۀ 35. «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ»؛ «و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می كنیم.»
2. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، الطبعه الثانیه، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، 1414 ه، ج29، ص240، باب تحریم قتل الانسان نفسه، ح 3.
3. علامه مجلسی،بحارالانوار، ج 43، ص 177، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏.
4. صحیفه سجادیه، امام سجاد (ع)، دعای چهلم.
5. صحیفه سجادیه، امام سجاد (ع)، دعای بیستم.

]]>
ارتباط فکری با نامحرم 2013-08-21T06:29:40+01:00 2013-08-21T06:29:40+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/80 مصطفی سلیمانی ارتباط فکری با نامحرم پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:آقایی از من خواستگاری كرده و به دلائل مختلف حداقل فعلا امكان ازدواج فراهم نیست! شاید هرگز امكان ازدواج با این فرد را نیابم، اما به شدت به ازدواج احتیاج دارم! ناخودآگاه به حالتی دچار شده ام كه مدام فكر این آقا در ذهن من است! با دیدن هر چیز بی ربط و باربط! گاه چیزی در ذهنم جرقه می زند و وقتی به خودم می آیم می بینم مدتی است در فكر اویم! حتی فكرهایم گاهی تا امور زناشویی هم پیش می رود! سعی می كنم كه از این فكرها جلوگیری كنم اما نم ارتباط فکری با نامحرم

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آقایی از من خواستگاری كرده و به دلائل مختلف حداقل فعلا امكان ازدواج فراهم نیست! شاید هرگز امكان ازدواج با این فرد را نیابم، اما به شدت به ازدواج احتیاج دارم! ناخودآگاه به حالتی دچار شده ام كه مدام فكر این آقا در ذهن من است! با دیدن هر چیز بی ربط و باربط! گاه چیزی در ذهنم جرقه می زند و وقتی به خودم می آیم می بینم مدتی است در فكر اویم! حتی فكرهایم گاهی تا امور زناشویی هم پیش می رود! سعی می كنم كه از این فكرها جلوگیری كنم اما نمی شود! به شدت از این افكار رنج می برم! قبلا چیزی درمورد زنای در فكر شنیده ام! می خواستم ببینم آیا این حالات و فكر ها با توجه به اینكه اغلب غیر ارادی است، گناه محسوب می شود؟ خصوصا در مورد امور جنسی!

پاسخ:
خواهر گرامی! ای كاش در همین ابتدای نامه علت اینكه امكان ازدواج برایتان فراهم نیست را برایمان بیان می كردید تا بتوانیم دربارۀ آن معظل راهكاری داشته باشیم، زیرا شما در سنی قرار دارید كه ازدواج از ضروری ترین امور برایتان می باشد.
زنای ذهنی یا فكر گناه در امور جنسی اگر غیر اختیاری باشد گناه نیست. ولی انسان باید از مقدماتی كه باعث این افكار می شود پرهیز كند و در صورت اختیاری بودن چنانچه آثار بیرونی داشته باشد و موجب تحریكات جنسی شود این امور گناه است، زیرا فكر و اندیشه گناه، پاكى و صفاى قلب را از بین مى برد و انسان را به ارتكاب آن وا مى دارد. حضرت على(ع) فرمود: «من كثر فكره فى المعاصى دعته إلیها»(1) كسى كه در مورد گناهان زیاد فكر كند، گناهان او را به سوى خود مى كشند.
نیز فرمود: «خوض النّاس فى شى‏، مقدّمة الكائن»(2) فرو رفتن و تفكّر در مورد چیزى، سرآغاز وجود و پیدایش آن چیز است.
از این رو، حضرت مسیح به پیروان خود فرمود: «موسى بن عمران به شما دستور داد، زنا نكنید؛ اما من به شما سفارش مى كنم، فكر زنا را هم نكنید؛ زیرا كسى كه به زنا بیندیشد، مانند كسى است كه در اتاق زیبا و رنگ آمیزى شده‏اى، آتش روشن كند. در این صورت، هر چند ممكن است خانه در آتش نسوزد؛ لكن دست كم دود آن را سیاه و خراب مى كند.»(3)
در هر صورت، فكر گناه، گناه نیست تا وقتی كه انسان خود را به گناه آلوده نكند، حتی اگر مقدمات آن را فراهم كرده باشد، گناهی در نامۀ او ثبت نمی‏شود. اما از نظر روانی فكر گناه، وجود انسان را آلوده و مضطرب می سازد.
- نكاتی در مورد ازدواج معقول در این شرایط:
1- در صورتی كه به هر دلیلی مشكلات ازدواج با این شخص حل شد، به این چند نكته توجه كنید:
الف) باید دقت كنید كه عشق و علاقه تان گرچه حكایت از نیازتان دارد ولی باید با حساسیت و مراقبت جلو روید. نگاه و تحلیل شما در صورتی به او صحیح است كه، به عنوان یكی از افرادی كه دوست دارید با او ازدواج كنید، در نظر بگیرید. ولی توجه داشته باشید كه تنها زمانی می توانیم كسی را برای ازدواج خوب و مناسب تشخیص بدهیم كه فرد مورد نظر در اكثر معیارها و ملاك های اساسی ازدواج، با شما تناسب و همخوانی داشته باشد، صرفاً علاقمندی و دوست داشتن، دلیل بر خوب بودن طرف مقابل و داشتن شرایط همسری و داشتن تناسب با شما نمی گردد. چه بسا ممكن است گاهی عشق و علاقه افراطی باعث شود در وادی عشق گرفتار آیید و با یك جانبه نگری، از دیدن واقعیت های دیگر زندگی محروم بمانید.
ب) سعی كنید با علاقۀ افراطی بر كسی، به فكر ازدواج نیفتید، زیرا علاقه افراطی موجب كوری چشم و كری گوش می‌گردد. تجربه نیز نشان داده است عشق و علاقه ناشی از احساسات و هیجانات باعث شده كه بسیاری از عیوب، نقایص و ضعف ها طرف از دید انسان، مخفی و پوشیده مانده؛ در نتیجه در كسب موفقیت در این امر مهم و حیاتی ازدواج، نقش منفی بازی كرده، بلكه به جای موفقیت، شكست را نصیب فرد كرده است.
ج) ملاك ها و معیارهای اساسی ازدواج را در فرد مورد نظر تطبیق دهید. ببینید چقدر با شما در زمینه های مختلف تناسب دارد. سعی كنید بر اساس اطلاعات دقیق، به شناخت كافی و صحیحی از فردِ مورد نظر دست یابید. دقّت را فراموش نكنید. مبادا عشق، چشم اندیشه‏تان را كور سازد و شما را از تحقیق كامل و همه جانبه در باره وی باز دارد. با این كار می توانید بفهمید كه آیا فرد مورد نظر به دردتان می خورد یا نه؟
د) نكته ای كه باید به آن توجه ویژه ای داشت، پیشگیری از به وجود آمدن علاقه افراطی و عشق یك طرفه و یا دو طرفه ای كه بر مبنای درستی پایه ریزی نشده است، می باشد، چرا كه بر اساس نتایج تحقیقات روانشناختی، هر گونه علاقه افراطی و علاقه های یك طرفه، به هیچ وجه امر مطلوبی قلمداد نمی‌گردد؛ ممكن است از خلأهای كوچك و بزرگ شخصیتی در درون فرد حكایت داشته باشد.
2- نكته دیگری كه باید به آن توجه داشته باشید، جلوگیری از هر گونه ارتباط و نیز ابراز علاقه و محبت به آن پسر می باشد، چون هر گونه اظهار علاقه و محبت از سوی دختر و ارتباط وی و پسر قبل از ازدواج، علاوه بر این كه از لحاظ شرعی و روانشناختی خالی از اشكال نیست و آسیب های فراوانی در آن نهفته، باعث تجسّم بخشیدن به ذلّت و زبونی خود و بی شخصیّت جلوه دادن خویش است. چون زن مجذوب است، نه جاذب، محبوب و معشوق است، نه عاشق و طالب. یعنی اصلاً ساختار وجود دختر به گونه‏ای است كه دیگران را به سوی خود جذب می‏كند و آن ها به سوی او گرایش می‏یابند.
- نكتۀ پایانی:
در صورت نیاز در نامۀ بعدی علت موانع ازدواجتان را مطرح كنید تا در آن زمینه به نكاتی اشاره كنیم. ضمناً اگر به این فرد علاقه پیدا كرده اید و احساس می كنید كه مورد مناسبی برای ازدواج هستند، با توقعات اندك، پاسخ مثبت دهید تا وارد كانون گرم زندگی شوید. منتظر نامۀ بعدی تان هستیم.
- منابعی برای مطالعۀ بیشتر:
1- جوانان و انتخاب همسر. پدیدآورنده: علی اكبر مظاهری
2- همسر گزینی در بیست گام. پدیدآورنده: محمود یزدانی.
پی‌نوشت‏ها:
1. تمیمى آمدى، عبدالواحدبن محمد، تصنیف غررالحكم و دررالكلم، ج5 ، ص321، دفتر تبلیغات‏ قم‏، 1366 ش.
2. همان، ج 3، ص 451.
3. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ناشر موسسه الوفاء، ج 14، ص331، باب34، بیروت 1404ه ق.

]]>
ازدواج موقت زنان بیوه ... 2013-08-20T05:36:00+01:00 2013-08-20T05:36:00+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/79 مصطفی سلیمانی ازدواج موقت زنان بیوه ... پرسش:با عرض سلامبیشتر از یك سال است كه شوهرم فوت كرده والان بیوه هستم. فعلا موقعیت ازدواج دوباره ندارم. یك مرد كه صاحب زن میباشد از دوران مجردی به من علاقه داشته و الان به من پیشنهاد كرد كه با او ارتباط برقرار كنم ولی من به علت اعتقاداتی كه داشتم قبول نكردم وحالا او از من میخواهد با او صیغه موقت كنم تا محرم همدیگر شویم اما نه من نه او نمیتوانیم به خانواده هایمان بگوییم و میخواهیم این موضوع مخفی باقی بماند. حالا اگر من این كار را بكنم گناه دارد؟ لط ازدواج موقت زنان بیوه ...

پرسش:
با عرض سلام
بیشتر از یك سال است كه شوهرم فوت كرده والان بیوه هستم. فعلا موقعیت ازدواج دوباره ندارم. یك مرد كه صاحب زن میباشد از دوران مجردی به من علاقه داشته و الان به من پیشنهاد كرد كه با او ارتباط برقرار كنم ولی من به علت اعتقاداتی كه داشتم قبول نكردم وحالا او از من میخواهد با او صیغه موقت كنم تا محرم همدیگر شویم اما نه من نه او نمیتوانیم به خانواده هایمان بگوییم و میخواهیم این موضوع مخفی باقی بماند. حالا اگر من این كار را بكنم گناه دارد؟ لطفا اگر اشكالی در ان است برایم توضیح دهید كه مرتكب گناه نشوم. با تشكر

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پاسخ:
از آنجا كه ازدواج امری طبیعی، مشروع و منطقی در تمامی اعصار و در همه جوامع بشری تلقی می شود خواه ناخواه زنانی كه در سنین ازدواج قرار دارند، اما مجرد مانده‌اند به صورت یك پدیده نامقبول و غیرعادی محسوب می‌شوند. ترك گناه و دوری از آن به هر روش شرعی كه باشد بهترین عبادت محسوب می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «برترین عبادت، دوری گزیدن از گناه است».(1)
زنانی كه به دلایل مختلف همسرانشان را از دست می‌دهند یا از همسرانشان جدا می‌شوند به یكباره با جهان دیگری روبه‌رو می‌شوند، دنیایی كه بسیاری از مختصات آن ناآشناست. دشواری‌هایی كه این زنان تاب می‌آورند عمدتا به دغدغه‌های معیشتی عاطفی، وسواس‌های فكری، حاشیه‌های ناخواسته از برخورد نامناسب اطرافیان و ... مربوط می شود. در هر حال این گروه از زنان كه با عنوان زنان مطلقه یا بیوه در جامعه شناخته می‌شوند، با مسائل، مشكلات و موانع زیادی در زندگی مواجهند.
معضل برخورد غیر منصفانه با زنان بیوه در عصر حاضر، از اندیشه های تك بعدی، تعصبات قبیله ای و ذهنیت های كهنه ناشی می شود.
مسأله ازدواج موقت باید به گونه ای باشد كه زندگی آینده و دایم را موجب اختلال نكند، لذا انجام چنین كاری باید در ارتباط با خانم هایی باشد كه مراحلی از زندگی را طی كرده اند و با ازدواج موقت آینده آنان به خطر نمی افتد.
در شرایط حاضر كه ازدواج دایمی برای این گونه زنان دشوار شده و از طرفی برای مدیریت غریزه جنسی جوانان و مردانی كه دارای مشكلاتی هستند، هیچگونه برنامه ریزی كاربردی پیش بینی نشده است، ازدواج موقت روش منطقی، عقلی و كاربردی است.
ازدواج موقت كسانی كه تجربه ی ازدواج قبلی دارند(متأهلان) و الان از نظر غریزی تحت فشار هستند با چنین خانم هایی اشكال ندارد.
پرسشگر گرامی!
اگر از زنانی كه به هر دلیلی شوهر خود را از دست داده اند، دربارۀ ازدواج موقت سؤال كنید، نهایت تنفّر خود را از این دیو وحشتناك با زبان ابراز خواهند كرد ولی چون از زبان بگذرید و وارد وادی دل شوید، خواهی دید كه به ازدواج موقت براساس عقل سلیم به عنوان یك جانشین مناسب، بیش از همه معتقدند و در دل با خود می گویند: "ای كاش جامعه به این اكسیر به چشم بد نمی نگریست و ای كاش یك زن بدون سرپرست می توانست برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد و در یك انتخاب آزاد از میان مردان یا پسرانی كه به او اظهار رغبت می كنند، یكی از شایسته ترین آنان را به عنوان پناه عاطفی خود برگزیند و بر زخم های تنهایی خویش مرهم بگذارد و از امكان مشروع و معقولی كه خدا ورسول در اختیار او قرار داده است، استفاده كند وجوانی خود را لابه لای پاره ای تعصبات و توهّمات پایمال نكند".
- مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان:
1- به خاطر دیدگاه ها و مشكلاتی كه در جامعه ایران وجود دارد زنان بیوه حتی اگر هم بخواهند سالم زندگی كنند در صورت محتاج بودن، شرایط اقتصادی به او اجازه نمی دهد. علاوه بر اینها زنان بیوه از نظر عاطفی هم دچار مشكل هستند.
2- مشكلات روحی و تنهایی:
علاوه بر تمام مشكلات ذكر شده، از دست دادن همسر به خصوص در دوران جوانی و پیامدهای ناگوار طلاق منجر به بروز مشكلات روحی متعدد ار جمله افسردگی و بد بینی برای این زنان می شود. همچنین احساس نگرانی زیاد نسبت به آینده و تنهایی خود بعد از ترك فرزندان بسیار آزار دهنده و این مشكلات روحی را افزایش افزایش می دهد.
3- اگر ازدواج موقت نباشد و زنی كه شرایط لازم را برای ازدواج موقت دارد ولی نتواند از این نعمت الاهی بهره مند شود و به آزادی جنسی روی آورد؛ نتیجه اش علاوه بر دچار شدن به معصیت الاهی و گناه، با گذشت زمان دچار بدبختی و بیچارگی نیز شود.(2)
4- عقد موقت و متعه، سبب آرامش روحی و روانی زن و مردی می شود كه به واسطه عقد موقت از هم دیگر لذت می­برند در حالی كه اگر آزادی جنسی باشد مرد و زن از روح و روان آرام برخوردار نیستند.
- كلام پایانی:
هیچ كس همانند خودتان نمی تواند تشخیص دهد كه در چه موقعیتی هستید، أما به نظر می رسد كه نسبت به ازدواج با ایشان تمایل دارید و با شناختی كه از ایشان دارید میدانید كه أهل سوء استفاده نبوده و مردی آشنا به قواعد و أصول زندگی است.
برای متهم نشدن در این اجتماع و جلوگیری از عوارض و مشكلات ناشی از أفكار عرف، بهترین كاری كه می توان كرد همان تصمیمی -مخفی كردن این مسأله از خانواده و دیگران- است كه گرفته اید. أما از نكته ای كه نباید غفلت بورزید، این است كه از آنجایی كه این شخص دارای همسر است -ونسبت به خانوادۀ خود هم مسولیت دارد- می طلبد كه با مدیریت و زمانبندی أوقات و مسایل روحی و روانی خانواده شان، طوری برخورد كنید كه زندگی ایشان مخدوش نشود.
نكته:

1.برای خواندن عقد موقت حتما از راه قانونی وارد شوید و از محظر و دفتر خانه ها برگۀ قانونی دریافت كنید تا در آینده مشكل قانونی پیدا نكنید.
2. اگر این شخص را قابل اعتماد یافتید زمان عقد خود را طولانی قرار دهید تا در آینده به این كار-ازدواج موقت-عادت نكنید كه در هر دورره ای با یك مرد دیگری صیغه نمایید.
- منابع كمكی برای مطالعۀ بیشتر:
1- ازدواج موقت و چالش ها، نویسنده: سید حسن شریفی، قم، انتشارات بوستان كتاب.
2- احكام ازدواج دائم موقت فتاوی حضرت آیت الله بهجت(ره)، نویسنده: سیدحجت موسوی خویی، قم، دارالفیض.

پی نوشت ها:
1. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 342، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه.ق.
2.در این زمینه مراجعه شود به كتاب "ازدواج موقت؛ مدیریت شهوت" نویسنده: محمد تركاشوند، قم، نشر گل یاس.

]]>
انفكاك یا اختلاط زن و مرد؟ كدامیك؟ 2013-08-06T15:08:25+01:00 2013-08-06T15:08:25+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/78 مصطفی سلیمانی انفكاك یا اختلاط زن و مرد؟ كدامیك؟ پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش: اختلاط زن و مرد در چه شرایطی بدون اشكال است؟با عرض و سلام و خسته نباشید1- لطفا بفرمایید اختلاط زن و مرد اگر با رعایت حجاب و حیا باشد اشكال شرعی دارد یا خیر؟ و اگر اشكال شرعی ندارد آیا در صورتی كه منافع اجتماعی در برداشته باشد مثلا در یك محیط كاری تخصصی و مفید مثل دانشگاه باشد آیا ترك اختلاط باز هم به عنوان یك امر استحبابی و اخلاقی توصیه می شود یا خیر؟ 2- آیا اشكال دارد زن در ارتباط با نامحرمی كه غری انفكاك یا اختلاط زن و مرد؟ كدامیك؟

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:

اختلاط زن و مرد در چه شرایطی بدون اشكال است؟
با عرض و سلام و خسته نباشید
1- لطفا بفرمایید اختلاط زن و مرد اگر با رعایت حجاب و حیا باشد اشكال شرعی دارد یا خیر؟ و اگر اشكال شرعی ندارد آیا در صورتی كه منافع اجتماعی در برداشته باشد مثلا در یك محیط كاری تخصصی و مفید مثل دانشگاه باشد آیا ترك اختلاط باز هم به عنوان یك امر استحبابی و اخلاقی توصیه می شود یا خیر؟
2- آیا اشكال دارد زن در ارتباط با نامحرمی كه غریبه نیست و نظر سوء ندارد لبخند كم رنگی بر لب داشته باشد، در عین اینكه حجاب و حیای درونی دارد؟
با تشكر فراوان

پاسخ:
روابط زن و مرد یكى از مسائلى است كه شناخت صحیح احكام و آداب اسلامى در این زمینه و عمل به آن ها ضامن سلامت فرد و جامعه است. از جمله مسائل مورد بحث در جامعه كنونی، مسئله ارتباط یا به تعبیر بهتر، اختلاط دختران و پسران یا زنان و مردان است.
باید به این حقیقت گردن نهاد كه آدمی در دو جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یكدیگر را در نهاد آنها سرشته است. طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است. اما ارتباط زنان و مردان پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن كدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین كرد؟ باید بدانیم مبنای ارتباط زنان و مردان از نظر دین اسلام چیست.
بی شك، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعایت حدود شرعی برخلاف فرهنگ دینی و اعتقادی ماست و پشت پا زدن به پیمان هایی است كه با خدا بسته ایم؛ متعهد شده ایم كه فقط او را بپرستیم، برخلاف قانون او رفتار نكنیم و در برابر امر و نهی خدا تسلیم باشیم. «أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛(1) به عهدی كه با خدا بستید، وفا كنید. «اِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولاً؛(2) همانا از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.»
قبل از بیان محدوده و احكام اختلاط و ارائه راهكارهای عملی برای آن، باید به این نكته توجه كرد كه در جامعه، ارتباط زن و مرد به شكل عام، مواردی چون روابط شغلی، خانوادگی و تحصیلی را در برمی گیرد و حدود و ثغور عرفی و قانونی برای آن تدوین شده است.
مطالبی را در قالب نكات خدمتتان عرضه می داریم:
1- انفكاك یا اختلاط؟ كدامیك؟
انفكاك از نظر اسلام حرمت بخشیدن به زن، حفظ حریم شخصیت و دور نگاه داشتن او از نگاه بیماردلانی است كه در او طمع می كنند؛ چنانكه خداوند در بیان حكمت حكم حجاب می فرماید: «ذلك ادنی أن یعرفن فلایؤذین»(3) تأكید اسلام بر حضور اجتماعی زن همراه با توصیه به او درباره حفظ ورع و تقواست: «و اذا سئلتموهن متاعا فأسئلوهن من وراء حجاب ...؛(4) هرگاه از ایشان زنان پیامبر(ص) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل طلب نمایید». این آیه و آیات دیگر نظیر «ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن و ان یستعففن خیر لهن»(5) دلالت می كنند كه هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترك برخوردهای غیر ضروری در محیط های اجتماعی را رعایت كنند، به تقوا و پاكی نزدیكتر است.
احترام به شخصیت زن و حفظ حریم محیط های زنانه از نظر اسلام، تا حدی است كه رسول خدا(ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی فرموده است: «نهی رسول اللّه (ص) أن یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن»(6).
2- بایدها و نبایدهای اخلاقی حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت با مردان:
اسلام برای هر نوع حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، بایدها و نبایدهای اخلاقی را توصیه می نماید. درباره حضور اجتماعی زن این قید بیان شده است: باید از هر آنچه منجر به فتنه و فساد می شود، اجتناب كرد.
در زندگی اجتماعی به صورت طبیعی روابطی شكل می گیرد؛ مانند رابطه همسایه با همسایه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد. طبیعی است كه اینگونه روابط اجتماعی، همیشه میان هم جنس(زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمی افتد. در بسیاری از این موارد، رابطه دو جنس مخالف (زن و مرد) نیز حتمی و قهری است. به طور قطع رابطه دو جنس مخالف را در دایره روابط محارم با یكدیگر نیز، نمی توان منحصر دانست؛ زیرا انواع روابط میان دو جنس مخالف در میان اقوام و خویشاوندان، رفت و آمدهای فامیلی و نیز در سطح جامعه صورت می گیرد.
3- نظر اسلام: ارتباط در حد اعتدال:
از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد فی نفسه ممنوعیتی ندارد. طبیعی است، در جامعه ای كه معمولاً نیمی از آن را جنس مرد و نیمی دیگر را جنس زن تشكیل می دهد، چاره ای جز ارتباط دو جنس مخالف با همدیگر نیست. به تعبیر دیگر، اجتماع مجموعه ای از زنان و مردان است و قابل تقسیم به جامعه مردان و جامعه زنان نیست.
برحسب دیدگاه اسلام، زن و مرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم كه به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان می دهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد كه سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد می شود. بر این مبنا، مرد باید در زیرساخت های فكری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یك شخصیت ارجمند، پاك، با كرامت و با حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساخت های رفتاری اش كه وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار و حركات نمایان می كند، حرمت و كرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است كه زن می تواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید. زن هر اندازه متین تر، باوقارتر و عفیف تر رفتار كند و خود را در معرض نمایش برای مرد قرار ندهد، بر حرمت و كرامتش افزوده می شود.
از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نامحرم نباید به گونه ای باشد كه تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد؛ زیرا تمتعات جنسی، منحصرا در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و كشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در كنار عوامل دیگر، در كاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و بسزایی دارد. زیرا ازدواج، مانعی برای لذت جویی های نامحدود و آزاد محسوب می شود. معاشرت های آزاد و بی بندوبار، ازدواج را به صورت یك تكلیف و محدودیت در می آورد كه باید آن را با توصیه های اخلاقی یا احیانا با اعمال زور بر جوانان تحمیل كرد. تفاوت جامعه ای كه روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود می كند، با اجتماعی كه روابط آزاد در آن مجاز است، این است كه ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد كه به یكدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان می دهد.(7)
4- لبخند زدن هنگام صحبت با نامحرم:
از دیدگاه مراجع معظم تقلید لبخند زدن و شوخی كردن با نامحرم اگر با قصد لذت جنسی و یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن باشد جایز نبوده و اشكال دارد. به خاطر جذابیتی كه زن و مرد به همدیگر دارند، احتیاط در ترك همۀ این أمور است. انسان عاقل از رهزن ها به دور است.
- حاصل سخن اینكه:
اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی كرده اند اینطور نیست كه این نهی كلی و مطلق باشد. بلكه سیره عملی آنها به این امر مطلق، تخصیص می زند و نشان می دهد كه منظور ائمه این نیست كه زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشاركت داشته باشند. بلكه منظور آنها این است كه زنان اولا، بدون دلیل موجّه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نیست چه این كه مفسده های زیادی می تواند داشته باشد. نكته دیگری كه باید به آن توجه نمود این است كه اجتماعی بودن زنان و داشتن جایگاه اجتماعی مستلزم حضور بی رویه و بدون دلیل در میان مردان نیست.
- منابع كمكی جهت مطالعۀ بیشتر:
1- احكام روابط زن و مرد، سید مسعود معصومی؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم.
2- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقیمی حاجی؛ ناشر: مركز مطالعات پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم.
3- جوانان و روابط (پاسخ به پرسش‌های پیرامون روابط دختر و پسر)؛ مقیم؛ نشر: مركز مطالعات حوزه.
4-
http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=6912&MagazineArticleID=83313
5- http://www.hawzah.net/FA/articleview.html?ArticleID=65772
پی نوشت ها:
1. نحل(16) آیه91.
2. اسراء(17) آیه 34.
3. احزاب(33) آیه 59.
4. احزاب(33) آیه 53.
5. نور(24) آیه 61.
6. شیخ كلینی، اصول كافی، ج 5، ص 538، دارالكتب الاسلامیه، تهران 1365ش.
7. ر.ك. مجموعه آثار شهید مطهرى، 1379، ج 19، ص 438، قم انتشارات صدرا.

]]>
استغفار معصومین! 2013-08-05T18:40:04+01:00 2013-08-05T18:40:04+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/77 مصطفی سلیمانی استغفار معصومین! پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش: اگر امام علی (ع) معصوم است. پس استغفار او در مناجات ها چه معنی دارد؟ پاسخ:یكی از صفات پیامبران و ائمه(ع) و شخص امام علی(ع)، «عصمت» است. عصمت ملكه ای علمی و عملی است كه انسان را از جهل، خطا، سهو، نسیان و مغالطه در اندیشه و تفكر نگه می دارد؛ بنابراین، معصوم، هم در بخش علم، از فهم ناصحیح به دور است و هم در بخش عمل، محفوظ از كار ناروا است.(1) به همین دلیل است كه این حضرات لیاقت و شایستگی مقام والای امامت را داشتند و به این مقام منص استغفار معصومین!

تا تنها نشدم نگفتم «خدایا متشکرم!»

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
اگر امام علی (ع) معصوم است. پس استغفار او در مناجات ها چه معنی دارد؟

پاسخ:
یكی از صفات پیامبران و ائمه(ع) و شخص امام علی(ع)، «عصمت» است. عصمت ملكه ای علمی و عملی است كه انسان را از جهل، خطا، سهو، نسیان و مغالطه در اندیشه و تفكر نگه می دارد؛ بنابراین، معصوم، هم در بخش علم، از فهم ناصحیح به دور است و هم در بخش عمل، محفوظ از كار ناروا است.(1) به همین دلیل است كه این حضرات لیاقت و شایستگی مقام والای امامت را داشتند و به این مقام منصوب شدند.
ائمه طاهرین(ع) عصاره نظام آفرینش و مظهر هدایت خدایند؛ نه تنها كار، گفتار و سكوت آنان هدایت است كه میزان هدایتند و با این میزان، ضلالت و گمراهی و ایمان و كفر مشخص می شود. از این رو، سخن و سیره ایشان برای هركسی و هر سالك به سوی خدا، حجت و دلیل است؛ زیرا آنان معصوم اند و در سیره معصوم(ع) هیچ گونه شائبه گمراهی و گناه نیست و این مطلبی است كه با ادله نقلی و عقلی در جای خودش ثابت شده است.
اما این كه در دعاهای رسیده از اهل بیت(ع) می بینیم كه آنها از خداوند طلب آمرزش می كنند و یا خود را گناهكار می دانند؛ مثلاً امیرالمؤمنین(ع) در مناجاتش می فرماید: «پروردگارا در آن حالی كه غفلت مرا گرفته است ای كاش می دانستم حالم چگونه است؟ آیا از من رویگردانی یا به من نظر داری؟»؛ نه بواسطه این است كه معصوم گناه می كند، بلكه باید گفت غفلت دارای مراتبی است، آن مرتبه ای كه مربوط به معصوم است، ما عاجز از ادراك آن هستیم. زیرا وقتی كه امام معصوم سرگرم خوردن یا سخن گفتن با این و آن است، با آن توجه تامّی كه در نماز دارد، یكسان نیست و این كمبود را برای خود، غفلت و ذنب می شمارد و از آن طلب آمرزش می نماید. و این به خاطر عظمت مقام و دوام عبودیت و ادب تام آنان است كه در برخی از حالات كه لازمه مقام بشری است میسّر نمی شده، لذا این حالت های بشری را برای خود گناه می شمرده اند. و گرنه آنان از هر گناه كبیره و صغیره و مكروه معصومند.(2) معصومین (ع) گرچه همواره با ابلیس و دیگر شیاطین درگیر و در چالش های اخلاقی و معنوی بودند. اما به توفیق الاهی هیچ گاه نلغزیدند. چنان كه قرآن مجید در باره پیامبر می فرماید:« و چیزی نمانده بود كه تو را از آن چه به سوی تو وحی كردیم گمراه كنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و در آن صورت تو را به دوستی خود بگیرند و اگر تو را استوار نمی داشتیم قطعاً نزدیك بود كمی به سوی آنان متمایل شوی».(3) بنا بر این گناهی كه معصومان (ع) راه گریزی از آن ندارند و برای جبران آن ناله سر می دهند، آلودگی به محرّمات الاهی نیست؛ بلكه از آن جهت كه هر كه در درگاه الاهی مقرب تر است،خداوند معیار سنجش اعمال او را دقیق تر قرار داده و او به خاطر عظمت مقام چیزی را گناه می شمارد كه دیگران به سادگی از كنار آن می گذرند.(4) چنان كه مرحوم اربلی فرموده است: «پیامبران و امامان – كه سلام خدا بر آنان باد- همواره در یاد خدا به سر می بردند و در بالاترین مراتب قرب الاهی ره می سپردند و پیوسته در این اندیشه بودند كه مبادا لحظه ای از یاد او غافل گردند. پس هرگاه اندكی از این مرتبه بالا پائین تر می آمدند و از سر نیاز به اموری همچون خوردن و آشامیدن، حلّ و فصل مسائل اجتماعی روی می آوردند، این را گناهی بزرگ برای خویش می شمردند. استغفار و توبه آنان نیز از چنین اعمالی بوده است.»(5)

پی نوشت ها:
1. جوادی آملی، عبد الله، علی (ع) مظهر اسمای الاهی، ص 107 و 108، مركز نشر اسراء، چاپ دوم، 1385.
2. شهید دستغیب، سید عبدالحسین، 1000 سؤال، ص 19، انتشارات ناس.
3. اسراء 73 و 74؛ تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، ج 13، ص 238، انتشارت اسلامی؛ اسراء، 73 و 74.
4. تفسیر المیزان، همان، ج 6، ص 366.
5. اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمه، ج 3، ص 45، چاپخانه علمیه قم.

]]>
ارتباط و گرایش با همجنس 2013-08-01T18:02:12+01:00 2013-08-01T18:02:12+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/76 مصطفی سلیمانی ارتباط و گرایش با همجنس پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:سلام اگه كسی نماز نخونه، آدم بدی باشه، باهمجنسش رابطه داشته باشه حكمش چیه؟ راه توبه داره؟ درضمن توبه هم كرده اما به بدیاش ادامه داده!! پاسخ:پرسشگر گرامی! بگذارید در همین ابتدا مطلبی را خدمتتان بازگو كنیم: از آنجائی كه یكی از صفات خداوند «غفارالذنوب» است و رحمتش فراگیر و وسیع است، بنده ی گنه كارش را به استغفار دعوت نموده است. و با تتبع در آیات و روایات در میابیم كه هر گاه انسان از گناهان -هر نوعی كه باشد- خود پشیمان شده ارتباط و گرایش با همجنس

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
سلام اگه كسی نماز نخونه، آدم بدی باشه، باهمجنسش رابطه داشته باشه حكمش چیه؟ راه توبه داره؟ درضمن توبه هم كرده اما به بدیاش ادامه داده!!

پاسخ:
پرسشگر گرامی! بگذارید در همین ابتدا مطلبی را خدمتتان بازگو كنیم: از آنجائی كه یكی از صفات خداوند «غفارالذنوب» است و رحمتش فراگیر و وسیع است، بنده ی گنه كارش را به استغفار دعوت نموده است. و با تتبع در آیات و روایات در میابیم كه هر گاه انسان از گناهان -هر نوعی كه باشد- خود پشیمان شده و توبه نماید خداوند او را مورد رحمت و بخشش خود قرار می دهد.
همانطور كه در قرآن كریم می فرماید: «قُلْ یا عِبادِی الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم»(1) بگو ای بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
متأسفانه خداوند از نظر ما انسانها در این حد است كه آیا او در صورت ترك واجبات و انجام محرمات می بخشد یا نمی بخشد! در صورتی كه اینگونه فكر كردن بسیار غلط است، زیرا بحث بخشش نیست بلكه اشتباهات باعث می شوند ما كه بخشی از وجود خداوندی كه بنام روح است را مكدر نماییم به همین دلیل از درك معنویات و لذت مناجات عاشقانه و عشق بازی با خداوند دور می شویم و غرق در خطاهای خود می شویم و این موضوع باعث جلوگیری از پرواز روح در عوالم حقیقت می شود. خداوند نیازی به ما ندارد كه بخواهد ما را ببخشد یا نبخشد، بلكه او عاشق بنده اش است و ما معشوق.
- اما در مورد توبه ای كه كرده اید باید عرض كنیم:
در صورت تحقق توبه از انسان، شكی نیست كه خداوند آن را می‌پذیرد. این بشارت را خداوند در قرآن داده است: «هو الّذی یقبل التوبة عن عباده ویعفو عن السیئات»(2) خدا است كه توبة بندگانش را می‌پذیرد و گناهان آنان را عفو می‌نماید». كسی در وفای به عهد راستگوتر از خداوند است؟ قرآن مجید وعده داده كه خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد. فرقی نمی كند گناه كبیره باشد یا صغیره. اما توبه دارای شرایطی است كه یكی از آنها انجام ندادن دوبارۀ گناهان است! مگر می شود كسی توبه كند و به عواقب گناهان خود آگاهی پیدا كند و دوباره به سمت آن گرایش پیدا كند! البته باید به مرور زمان برای خود محدودیت ایجاد كنید تا از فضای عادت به گناه خارج شوید.
- ارتباط با همجنس:
غریزه جنسی یكی از مهم‌ترین غرایز بشر و عامل بقای نسل آدمی است. اسلام ارضای غریزه جنسی را تنها در پرتو ازدواج امری پسندیده به حساب آورده و بر آن تأكید ورزیده است تا انسان‌ها نیازهای جنسی خود را از طریق روابط زناشویی با همسر خویش ارضا كنند.
ارضای غریزه جنسی با هم جنس، نوعی انحراف جنسی است كه به خودارضایی و مشكلات حادتر می رسد و در پیدایى آن علل مختلفى دخالت دارد و موجب عوارض جسمی و روانی بسیای نیز می شود. ضمن سپاس از شما به جهت ارتباط با ما، مطالب تكمیلی درباره همجنس گرایی را می توانید در آرشیو سایت، به نشانی porsojoo.ir و pasokhgoo.ir مطالعه كنید،

اما به چند نكتۀ مهم اشاره می كنیم:
1- گرایش شما به همجنسان به نوعی به شما حس اطیمنان و ایمنی می بخشد و از این رو خواهان تكیه ضمنی بر ایشان هستید.
شرایط شما زیاد دشوار نیست و صرفاً باید از طریق مراجعه به روان شناس بالینی و روانپزشك به حال اضطراب خود چاره ای بیندیشید.
2- این گونه مسائل هر چند هم زیاد طبیعی نیست، ولی باید از حساس سازی ذهن به آن تا حد ممكن پرهیز كرد. بدین منظور باید به جای بزرگ نمایی و بغرنج سازی مسأله، به ساده سازی و پیش پا افتاده سازی مسأله پرداخت. با ساده سازی ذهنی و پرهیز از حساسیت زایی، كم كم می توان بستری برای مدیریت رابطه (اصلاح و تعدیل یا حتی حذف كامل رابطه) فراهم آورد. پس اگر قرار باشد كه ما حتی به حذف كامل رابطه اقدام نماییم، باید قبلش به آرام سازی ذهن و پرهیز از فاجعه سازی اقدام نماییم.

پی نوشت ها:
1. زمر(39) آیه 53.
2. شورى (42) آیه 25.

]]>
تنبیه بدنی دانش آموزان! 2013-07-13T11:59:30+01:00 2013-07-13T11:59:30+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/75 مصطفی سلیمانی تنبیه بدنی دانش آموزان! پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:آیا معلمین می توانند در مدرسه دانش آموزان را تنبیه بدنی كنند؟ پاسخ:یكی از ابعاد نگران كننده و فراگیر كودك آزاری و خشونت، تنبیه بدنی كودكان توسط معلمان، مربیان و كاركنان محیط های آموزشی است. به رغم آن كه در مقررات داخلی و بین المللی به ویژه پیمان نامۀ حقوق كودك، ناروایی چنین اقداماتی مورد تأكید قرار گرفته و افزون بر آن، پیامدهای ناگوار آزار و تنبیه بدنی در جسم و روان كودكان مشخص شده است، مع الاسف بسیاری براساس پندارهای بی پایه و رسم های غ

تنبیه بدنی دانش آموزان!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آیا معلمین می توانند در مدرسه دانش آموزان را تنبیه بدنی كنند؟

پاسخ:
یكی از ابعاد نگران كننده و فراگیر كودك آزاری و خشونت، تنبیه بدنی كودكان توسط معلمان، مربیان و كاركنان محیط های آموزشی است. به رغم آن كه در مقررات داخلی و بین المللی به ویژه پیمان نامۀ حقوق كودك، ناروایی چنین اقداماتی مورد تأكید قرار گرفته و افزون بر آن، پیامدهای ناگوار آزار و تنبیه بدنی در جسم و روان كودكان مشخص شده است، مع الاسف بسیاری براساس پندارهای بی پایه و رسم های غلط، حق تنبیه بدنی را برای معلمان و مربیان باور دارند و عده ای نیز با استناد به آموزه های دینی، این حق را تأیید و حتی ولایت بر تنبیه بدنی را برای معلم قائل شده اند.
از دیدگاه مقررات داخلی و بین المللی، تنبیه بدنی كودكان توسط معلمان ممنوع بوده و ناروایی آن از دیدگاه فقه اسلامی را مطرح است.
- عوارض نامطلوب تنبیه بدنی دانش آموزان:
1- تنبیه بدنی كودكان دارای اثرات مخرب كوتاه و بلندمدت بر جسم و روح آنان است و عوارض نامطلوبی همچون ترس، عدم یادگیری رفتار درست، توجیه صدمه زدن به دیگران، پرخاشگری نسبت به عامل تنبیه كننده، جانشین شدن یك پاسخ نامطلوب به جای پاسخ نامطلوب دیگر و الگوبرداری از آن توسط دیگران را به همراه دارد.
2- همچنین مشكلات رفتاری مثل پرخاشگری عملی و كلامی، گوشه گیری و عدم همكاری، در كودكانی كه توسط معلمین تنبیه می شوند نسبت به آن ها كه تنبیه نمی شدند بیشتر است.
3- روش تربیت اسلام، محبت و پند و نصیحت توأم با مدارا و احتیاط یعنی جذب دانش آموزان است كه باید در عین حال دلنشین و مؤثر باشد. لذا تنبیه و مجازات، یكی از عوامل تربیتی در اسلام نیست، بلكه ابزاری است كه در صورت سودمند واقع نشدن رفق و محبت، در ایجاد عادات خوب به كار می آید. در تربیت اسلامی زیاده روی دیده نمی شود و فقط از این راه می توان افراد را معتدل تربیت كرد؛ به طوری كه تمام قوای او اشباع و تعدیل شوند و جسم و روح و عقل، هماهنگ باشند.
4- از تنبیه تا نتیجه معكوس!
تنبیه می‌تواند سبب افزایش مقاومت روانی و حق مقابله به مثل در مقابل تهدید كننده شود. چه بسا تنبیه شونده با خود بگوید «فوقش دو تا كشیده می‌خورم». به این ترتیب دانش‌آموز مانند مجرمی كه دوره محكومیت یا مجازات هر جرمی را می‌داند، میان سود حاصل از انجام رفتار نامطلوب و نوع و میزان تنبیه دست به ارزیابی می‌زند و اگر تنبیه بعدی به منفعت فعلی بیارزد، اغلب به عمل خلاف مبادرت می‌ورزد. به عبارت دیگر، مواقعی وجود دارد كه كودك یا نوجوان رفتار مطلوب مغایر با رفتار نامطلوب را آموخته است. اما به دلیل اینكه فایده انجام ندادن آن بیشتر از انجام دادن آن است یا ضرر انجام ندادن آن در مقابل منفعت حاصل از عمل خطا ناچیز است، به رفتار مطلوب روی می‌آورد. برای مثال، گاهی دروغ‌گویی سودی برای كودك دارد كه راست‌گویی ندارد یا سرزنش به قدری است كه به دریافت فلان مقدار تنبیه می‌ارزد. در چنین حالتی باید پاداش رفتار مطلوب و یا میزان و شدت تنبیه رفتار نامطلوب را زیاد كرد. بدیهی است كه راه اول بیشتر منتهی به ایجاد انگیزه درونی و راه دوم بیشتر منجر به اجبار بیرونی است. اگر اعمال مدت، شدت و فراوانی زیادی داشته باشد، به تجربه و كرات ثابت شده است كه در نهایت فرد تنبیه شده به تنبیه كننده آسیب می‌رساند. تنبیه بدنی، تنها برای تنبیه شونده آزار دهنده و ناراحت كننده نیست بلكه آثار زیان‌بار آن متوجه شخص تنبیه كننده نیز می‌گردد. بدیهی است كه تنبیه دانش‌آموز مستلزم آن است كه نظام زیستی- روانی فرد تنبیه كننده وضعیت خاصی پیدا كند. هرچند چنین وضعیتی در كوتاه مدت ممكن است با تخلیه عصبانیت و ناراحتی تنبیه‌كننده و كاهش موقتی رفتار تنبیه شده رضایت‌خاطر ایجاد كند. اما در صورت ادامه و تكرار به ایجاد تنش و فشار در عضلات بدن، افزایش ضربان قلب و نبض، به هم خوردن تعادل شیمیایی خون و... منجر می‌شود. كه اثرات كوتاه مدت آن به شكل خستگی و بیزاری از كار و فرسودگی زودرس ظاهر می‌شود. تنبیه (به‌خصوص بدنی) علاوه بر بروز واكنش‌هایی كه به صورت مقاومت مستقیم و یا مقابله به مثل بروز می‌كند، می‌تواند به بی‌تفاوتی و بی‌خیالی در دانش‌آموزان منجر شود.
- قانون امروز در این مسأله:
معاونان و معلمان تحت هیچ شرایطی حق تنبیه بدنی دانش آموزان را ندارند و در این زمینه با معلمان خاطی طبق قانون برخورد می‌شود. هرگونه تنبیه بدنی دانش آموزان در مدرسه ممنوع است و هچ یك از معلمان و معاونان تحت هیچ شرایطی به علت انجام ندادن تكالیف درسی و یا موارد انضباطی، حق تنبیه بدنی دانش آموزان را ندارند.
هیچ دانش آموزی نیست كه قابل ارشاد نباشد و علت اصلی خطای دانش آموزانی كه موارد انضباطی دارند و یا تكالیف خود را انجام نمی‌دهند، از روی ناآگاهی است، لذا باید برای ارشاد آنها وقت صرف شود.
- حاصل سخن اینكه:
بر اساس آیین‌نامه فعلی آموزش و پرورش هرگونه تنبیه بدنی، اهانت و تعیین تكالیف درسی به منظور تنبیه دانش‌آموزان، ممنوع اعلام شده است. در فصل پنجم و ششم این آیین‌نامه، طی مواد ۶۸ تا ۸۵ به مسأله تنبیه پرداخته شده و در ماده ۷۶ درباره ممنوعیت تنبیه بدنی، خصوصا در دوران دبستان به شدت تذكر داده شده است. بر اساس این قانون معلمان و مسؤولان مدرسه حق تنبیه خطاكارترین دانش آموزان حتی با ضعیف ‌ترین شكل آن را ندارند، چرا كه برای موارد انضباطی، قانون مصوب شده است و بر اساس آن با دانش آموزان خاطی برخورد می‌شود.

]]>
استفاده از پوشیه [نقاب و روبند در اسلام] 2013-07-04T21:38:44+01:00 2013-07-04T21:38:44+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/74 مصطفی سلیمانی استفاده از پوشیه [نقاب و روبند در اسلام] پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:مگر در اسلام حد حدود حجاب برای خانمها گفته نشده؟ پس پوشیه برای چیست آیا پوشیه وارد دین ما شده؟ پوشیه حجاب افراطی است؟یكی می گوید ما اگر میخواهیم خدا دوستمان داشته باشد باید سختی پوشیه و.. را تحمل كنیم. این درست است؟من در پاسخ به كسی كه می گویید: من با مانتو حجابم رعایت می كنم و نیازی به چادر نیست اسلام گفته حجاب رعایت شود نه... چه بگویم؟ توجیهی برای چادر؟ پاسخ:پوشیه و روبنده، پرده نازكی است كه بعضی از استفاده از پوشیه

[نقاب و روبند در اسلام]

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
مگر در اسلام حد حدود حجاب برای خانمها گفته نشده؟ پس پوشیه برای چیست آیا پوشیه وارد دین ما شده؟ پوشیه حجاب افراطی است؟
یكی می گوید ما اگر میخواهیم خدا دوستمان داشته باشد باید سختی پوشیه و.. را تحمل كنیم. این درست است؟
من در پاسخ به كسی كه می گویید: من با مانتو حجابم رعایت می كنم و نیازی به چادر نیست اسلام گفته حجاب رعایت شود نه... چه بگویم؟ توجیهی برای چادر؟

پاسخ:
پوشیه و روبنده، پرده نازكی است كه بعضی از زنان متدین برای حفظ بهتر حجاب خود بر صورت می زنند و هم اكنون هم در خیلی از كشورهای اسلامی این سیره معمول است. با بررسی تاریخ بشر متوجه می شویم كه چنین چیزی همیشه در فرهنگ بشر بوده است و ادیانی مثل زرتشت، یهودیت و مسیحیت از وجوب آن صحبت كرده اند، و دین اسلام نیز اگر چه پوشاندن صورت و دست را اگر خالی از زینت باشد واجب نكرده است ولی، در استفاده از ان منعی نكرده است. اما از آن جا كه نقش زمان و مكان را در استنباط نمی توان نادیده گرفت، عده ای در این عصر برهنگی معتقدند این نحوۀ پوشش در این زمان و در بعضی از جاها مصداق لباس شهرت است و باید از زدن پوشیه خود داری كرد.
- پوشیه لباس شهرت یا حجاب برتر؟[نقاب و روبند در اسلام]:
به نظر اكثر علما، اگر صورت و دست ها از زینت خالی باشند، پوشاندن آنها واجب نیست. و وقتی حجاب اسلام را با سایر ادیان مقایسه می كنیم، مشاهده می كنیم حجاب اسلام خیلی متعادل تر از ادیان دیگر است. اما در قرآن، بحث صریحی از نقاب وروبنده نشده است. البته در قرآن، یك آیه وجود دارد، كه بعضی آن را، تفسیر به روبنده و نقاب كرده اند: «ولیضربن بخمُر هنّ علی جیوبهنّ»(1)
شاهد این مسأله، نقل از زوجات طاهرات پیغمبر(ص) است كه وقتی كه این آیه نازل شد، زن های انصار عموماً از پارچه های سیاه، معجر ساختند؛ به طوری كه سر آنها مانند كلاغ سیاه بود. از این تشبیه، معلوم می شود كه صورتشان را گرفته بودند با پارچه سیاه كه مثل غراب شده بودند.(2)
- نقاب و پوشیه در سیره زنان مسلمان:
بدون تردید سنت جاری حجاب در جهان اسلام، به گونه ای بوده است كه زنان، تمامی جسم خویش را كه بیشتر موارد شامل صورت و دستانش می شده می پوشانده اند و این رسم، هنوز هم میان بسیاری از مسلمانان، در نقاط مختلف دنیای اسلام رواج دارد.(3)
- اما نظرات مراجع معاصر:
نظر اكثر فقهای معاصر این است كه، پوشاندن وجه وكفین، واجب نیست: (امام خمینی، آیت الله خامنه ای، آیت الله مكارم شیرازی، آیت الله سیستانی، آیت الله فاضل لنكرانی، آیت الله أراكی، آیت الله تبریزی) اما عده ی قلیلی (آیت الله گلپایگانی، صافی) معتقدند كه بنا بر احتیاط واجب باید وجه وكفین هم پوشانیده شود. و آقایانی مثل ایت الله بروجردی قائل به وجوب پوشاندن وجه وكفین هستند.(4)
نكته مهم: تمام این نظرات در صورتی است، كه اولاً وجه وكفین، دارای زینت نباشد و كسی هم به قصد لذت و ریبه به وجه وكفین نگاه نكند. پس به اتفاق تمام فقها (چه قدما و چه تمام مراجع معاصر) اگر یكی از دو شرط زیر وجود داشت پوشاندن وجه وكفین، واجب است:
1- وجه وكفین دارای زینت باشد.
2-كسی به قصد لذت وریبه به وجه كفین زنان نگاه كند. و مفسده ای بر باز بودن وجه وكفین مترتب شود.
متأسفانه این نكته مورد غفلت بسیاری از متدینین واقع شده است. و بسیاری از متدینین فكر می كنند كه وجه و كفین، به صورت مطلق استثنا شده و به طور مطلق پوشاندن آن ها واجب نیست؛ در حالی كه مطلب، این گونه نیست و اگر فقها می گویند پوشاندن وجه وكفین واجب نیست مرادشان در جایی است كه اولاً وجه وكفین هیچ گونه زینتی نداشته باشند و ثانیاً مفسده ای هم بر نپوشاندن وجه وكفین، مترتب نشود و إلّا اگر وجه وكفین دارای زینت باشد یا مفسده ای بر نپوشاندن وجه وكفین مترتب شود همه ی فقها ی ما بالاتفاق معتقدند كه پوشاندن وجه وكفین واجب است.
اما نظرات برخی از فقها:
** بله امرى راجح و مطلوب است؛ بلكه احتیاط واجب در پوشاندن صورت و دست‌ها از نامحرم است.(5)
** بر زن واجب است بدن خود را از نامحرم بپوشاند، و در وجه و كفّین هم احتیاط مستحب پوشاندن آن است، و الله العالم.(6)
** حفظ حجاب براى زن از امور واجبه است و احتیاط واجب براى زن، مستور نمودن صورت است با هر وسیله‌اى كه ممكن است. و اللّه العالم.(7)
- نتیجه گیری:
1- این بحث، یك بحث عرفی است، برای اینكه بدانیم پوشیه مصداق لباس شهرت هست یا نه، باید به عرف مراجعه كرد و عرف هم در همه مكان ها یكسان نیست پس به طور كلی نمی توان جواب این مسأله را داد. آنچه مشخص شد این است كه نمی توان پوشیه را مصداق لباس شهرت دانست؛ ولی بهتر است در جایی كه مرسوم نیست، از آن استفاده نشود.
آنچه به صورت یقینی باید بر آن تأكید كرد این است كه با تكیه بر آیات كلام وحی، میزان حجاب كاملا مشخص شده است. گردی صورت و كف دست از مواضعی هستند كه می توانند نمایان باشند.
2- حجب و حیا در زنان ذاتی است و نزدیك ترین حالت به حجاب، حجاب كامل است كه بدون پوشیه، با چادر هم امكان پذیر است، ممكن است عقیده و شرایط شخصی به گونه ای باشد كه حیای درونی اش اجازه ای كمتر از پوشیه را نمی دهد.
3- در مورد نكتۀ پایانی شما كه پرسیده اید: با مانتو حجاب را می توان برقرار كرد، خدمتتان عرض می كنیم: گرچه از جهت شرعی فقط پوشاندن بدن مهم است، اما چادر توانایی بیشتری در پوشش بدن زنان دارد، زیرا از نشان دادن برجستگی های زنان جلوگیری می كند. اما ما نمی توانیم به گونه ای رفتار كنیم كه چادر واجب قلمداد شود. می بایست از پله های پایین شروع كرد و به نهایت حجاب رسید.


پی نوشت ها:
1. نور(24) آیۀ 31.
2. رسول جعفریان، رسائل حجابیه (دو جلد)، انتشارات دلیل ما، چاپ دوم 1386 ش. ج1، ص633.
3. رسول جعفریان،رساله حجابیه، همان، ج1، ص34، در مقدمه بعنوان بدعت كشف حجاب در ایران.
4. شیخ قوام وشنوه ای، حجاب اسلامی، ترجمه احمد محسنی گرگانی، بازنویسی محمد حسین حقجو، قم، انتشارات پیامبر اسلام، ص142.
5. استفتاءات (بهجت)، ج‌4، ص 174.
6. استفتاءات جدید (تبریزى)، ج‌1، ص360.
7. جامع الأحكام (صافى)؛ ج‌2، ص 165.

]]>
حجاب برای زنان یا مردان؟! 2013-06-07T09:42:02+01:00 2013-06-07T09:42:02+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/73 مصطفی سلیمانی حجاب برای زنان یا مردان؟! نویسنده: مصطفی سلیمانی پرسش:موی زنان با موی مردان چه فرقی دارد كه باید حجاب سر را رعایت نمایند؟اگر نبود حجاب هیچ گونه تغییری در جنس مذكر ایجاد نكند بازم لازم است؟ پاسخ:اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلكه برای مصونیّت او توصیه كرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، ركود و سركوبی استعدادهای زن نیست، بلكه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع كرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، حجاب برای زنان یا مردان؟!

قوم لوط، میدان هفت تیر، بدحجابی، گشت ارشاد، بی حجابی، دختران و زنان هرزه و فاسد و هوسباز، ویترین فروشگاه لباس فروشی، غربزدگی

نویسنده: مصطفی سلیمانی

پرسش:
موی زنان با موی مردان چه فرقی دارد كه باید حجاب سر را رعایت نمایند؟
اگر نبود حجاب هیچ گونه تغییری در جنس مذكر ایجاد نكند بازم لازم است؟


پاسخ:
اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلكه برای مصونیّت او توصیه كرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، ركود و سركوبی استعدادهای زن نیست، بلكه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع كرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه می باشد كه در صدد كام جویی‏های آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان این گروه از مردان منظور است.
- چرا در اسلام حكم حجاب فقط برای زنان است؟
1- حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق درمرد است و حریم نگه داشتن یكی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است. استاد مطهری در بیان این كه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: علت این كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است كه میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است.(1)
2- از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شكار است و زن شكارچی، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچی میل زن به خود آرایی از حس شكارچی ‏گری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد كه مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریك كننده به كار برند. این زن است كه به حكم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.
3- جاذبه و كشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریك پذیری جنس مردانه، یكی از علت‏های این حكم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل كه تنها فریب شیطانی‏اند نمی باشد، بلكه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است كه باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود.
این كاملاً معقول است كه هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را می ‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شكل یك ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید. بنابراین رعایت نكردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز می گردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.
- حجاب مردان هم معنا دارد:
در مورد مردان نیز این گونه نیست كه بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد، بلكه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند. اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و كارهای سخت و به جهاتی كه در بالا ذكر شد با زنان متفاوت است.
پس، بر مرد و زن واجب است كه اولاً بدن خود را در مقابل نامحرمان به نمایش نگذارند و ثانیاً چشم خود را از نگاه شهوانی به نامحرم بازگیرند. منتهی جاذبه‌ زنانه به مراتب بیشتر است. خداوند جمیل و لطیف، تجلی جمال و لطافت ویژه‌ای به زن نموده كه بالتبع جاذبه‌ ویژه‌ای دارد. لذا حدود پوشش‌اش متفاوت است. پس هیچ منطقی ندارد كه مرد بگوید: من هر طور كه خواستم جلوه می‌كنم و زن چشم پپوشد! و زن بگوید: من هر طور خواستم جلوه می‌كنم و مرد چشم بسته و نگاه نكند. بلكه تحقق این سلامت جسمی، روحی، اخلاقی، مادی، معنوی، شخصی و اجتماعی و ممانعت از مضرات هنجار شكنی، مستلزم رعایت همه جانبه است. یعنی هم زن و مرد پوشش تكلیف شده را رعایت كنند و هم هر دو از نگاه آلوده به نامحرم پرهیز نموده و خود را از ورود به عرصه‌ گناه بازدارند.(2)
پس قطعاً مردها نیز مجاز نیستند با هر پوششی در جامعه حضور پیدا نمایند، هر چند نوع پوشش زنان با مردان متفاوت است. لیكن مردان نیز باید حد و مرز پوشش مناسب برای یك مرد مسلمان را رعایت نمایند.


پی نوشت ها:
1. شهید مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، قم، ج 19، ص 436، ص 434.
2. نور(23) آیۀ 30 و 31.

 

]]>
شادی با وجود ظلم و ستم؟! 2013-06-02T21:43:40+01:00 2013-06-02T21:43:40+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/72 مصطفی سلیمانی شادی با وجود ظلم و ستم؟! پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:سلام ، مگر نمی گویند مومن شاد است و هم باید حزن داشته باشد این دو كه با هم منافات دارد! چطور می شود كه مومن ظلم ظالم را ببیند و فقر و مظلومی شیعیان جهان را ببیند و غریبی ائمه را مشاهده كند و یاد ظلمهایی كه به آنها روا داشته اند و دارند بیفتد و همیشه حزن داشته باشد ولی از طرفی دیگر شاد باشد اصلاً چگونه می شود شاد بود با این همه ظلم و ستم. این دو كه با هم همخوانی ندارند . لطفاً توضیح دهید. ممنون. پاسخ:یكی از چیزهایی كه ا شادی با وجود ظلم و ستم؟!


	لبخند تو را چند صباحی‌ست ندیدم

	یک بار دگر خانه‌ات آباد بگو سیب.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
سلام ، مگر نمی گویند مومن شاد است و هم باید حزن داشته باشد این دو كه با هم منافات دارد! چطور می شود كه مومن ظلم ظالم را ببیند و فقر و مظلومی شیعیان جهان را ببیند و غریبی ائمه را مشاهده كند و یاد ظلمهایی كه به آنها روا داشته اند و دارند بیفتد و همیشه حزن داشته باشد ولی از طرفی دیگر شاد باشد اصلاً چگونه می شود شاد بود با این همه ظلم و ستم. این دو كه با هم همخوانی ندارند . لطفاً توضیح دهید. ممنون.


پاسخ:
یكی از چیزهایی كه انسان باید در مواجه با دیگران رعایت كند عطوفت و مهربانی در برخورد با دیگران است. مسلماً هر كسی در زندگی كم و بیش دارای گرفتاری و مشكلاتی می باشد. ولی این باعث نمی شود كه انسان در رویارویی با دیگران با چهره ای گرفته و عبوس مواجه شود.
حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می­فرمایند: «الْمُؤمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزنُهُ فِی قَلبِه‏» شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است‏.(1)
كسی كه در رویارویی با بندگان خدا با چهره ای سرد و بی روح روبرو می شود و نسبت به آنان و مسائل آنان ذرّه ای عطوفت و مهربانی ندارد و نسبت به آنان و مسائلشان با بی تفاوتی عبور می كند، شایستگی نام انسان بودن را ندارد.
بی تردید كسی كه در رویارویی با دیگران با گشاده رویی و مهربانی برخورد می‌كند خداوند نیز با او با عطوفت و مهربانی برخورد می كند و او را در زندگیش دائماً مشمول رحمت خویش قرار می دهد.
رسول خدا(ص) در این باره می­فرمایند:
«إنّ اللّه َ رَحیمٌ یُحِبُّ الرَّحیمَ، یَضَعُ رحمَتَهُ على كُلِّ رحیمٍ» خداوند مهربان است و مهربان را دوست دارد و مهر خود را براى هر مهر ورزى نهاده است.(2)
روزی پیامبر به اصحاب خود فرمودند: «وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَضَعُ اللَّهُ رَحْمَتَهُ إِلَّا عَلَى رَحِیمٍ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ كُلُّنَا نَرْحَمُ قَالَ لَیْسَ بِالَّذِی یَرْحَمُ نَفْسَهُ خَاصَّةً وَ لَكِنِ الَّذِی یَرْحَمُ الْمُسْلِمِینَ عَامَّه»(3) قسم به كسی كه جانم در دست اوست خداوند رحمت و مهربانیش را قرار نمی دهد و فرو نمی فرستد مگر بر شخص مهربان! در این هنگام اصحاب خطاب به پیامبر(ص) فرمودند: یا رسول الله! همه ما مهربانی می كنیم. پیامبر(ص) خطاب به آنها فرمودند: اینگونه نیست كه رحمت و مهربانی خداوند تنها شامل حال كسی شود كه به خودش مهربانی می كند بلكه مقصود كسی است كه نسبت به همه مسلمانان عطوفت و مهربانی داشته باشد.
- چگونگی جمع بین حزن و شادی:
شایان ذكر است كه اندوه‌های ما دو سنخ است:
1ـ حزن در امور دنیوی، مانند مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی كه برای انسان گاهی در دنیا پیدا می‌شود. مؤمنی كه گرفتاری دنیوی برایش پیش آمده نباید در روابط اجتماعی، آن را بروز دهد.
می‌گویند حضرت موسی (ع) برای مناجات به كوه طور می‌رفت. در راه شخصی را دید كه بلند صحبت می‌كند، اظهار محبت می‌كند، پیراهنش را چاك می‌زند. وقتی به محل مناجات رسید حكایت حال او را با خدا باز گفت. خطاب رسید كه ای موسی به او بگو نمی‌خواهد برای من سینه چاك كند، دلش را چاك دهد تا ما در آن قرار بگیریم.
2ـ حزن در امور اخروی، مانند خوف از خدا، در این موارد هم، باید حزن در دل باشد و در قیافه و چهره منعكس نشود.
البته غم و اندوه مؤمن با حزن اولیائش نسبتی مستقیم دارد. همان طور كه نشاط او با فرح و شادی اولیائش نسبت دارد، چون دل‌های مومنان با یكدیگر مربوط است.
- نكات پایانی:
1) گشاده رویى با مردم به معناى دائم خندیدن نیست؛ چرا كه خداى متعال خنده را نكوهش كرده فرموده است: «فَلْیَضْحَكُوا قَلِیلاً وَلْیَبْكُوا كَثِیرًا»(3) پس، باید كم بخندند و بسیار بگریند.
مقصود از گشاده رویى آن است كه شخص غمگینى شما را ببیند غم و اندوهش از بین برود. مى‏دانیم كه این رفتار تأثیرش در مردم بیشتر از گفتار است. گاهى اوقات شما سعى مى‏كنید با نیم ساعت یا بیشتر صحبت كردن با برادرتان غم و اندوه را از سینه او بزدایید و جواب نمى‏گیرید، در حالى كه ممكن است برخورد خوبتان با او و رو به رو شدن با گشاده رویى در بهبود یافتن حال او تأثیر بگذارد با آن‏ كه این موضع گاه یك دقیقه هم طول نمى‏كشد. لذا در حدیث از امام صادق(ع) آمده است: «كونوا دعاة الناس بغیر ألسنتكم»(4) مردم را با غیر زبانهایتان دعوت كنید.
2) ملاك ما در خوشحالی‌ها این است كه در آن گناه و نافرمانی خدا وجود نداشته باشد.
زمانی كه انسان بانشاط باشد -حتی اگر در دل خود غم و اندوه داشته باشد- به زندگی شخصی و كارهای اجتماعی بهتر می‌رسد و امیدوارتر است و كارهای خود را با قدرت بهتری انجام می‌دهد و این انرژی مثبت را به دیگران نیز منتقل می‌كند كه آنها نیز به تحرك و پویایی بیشتر دست می‌زنند و در نتیجه جامعه به صورت یك عنصر پویا و بالنده درمی‌آید و همه‌ی مردم با نشاط و شادی در كنار هم زندگی می‌كنند و این انرژی در مسیر رشد و ترقی كشور به كار گرفته می‌شود.
این نشاط درون معنایش این نیست كه با ظلم ظالم، دل مكدّر نشود و قلب جریحه دار نشود! بلكه همان حزن و اندوه -چه در مشكلات مومنان و چه در مصایب أهلبیت- ثمرۀ نشاط و آرامش درون است و نشان از ارتباط و حساسیت به خدای متعال و بندگانش است.
3) خوشحالی مومن به فرمانبرداری پروردگار و حزن و اندوه او بر گناهش می باشد. امام علی علیه السلام درباره سرور و فرح ناروا و ناپایدار فرموده اند: «كم من فرح افضی به فرحه الی حزن مخلد»(6) بسا انسان خوشحال و شادمانی كه شادمانی اش او را به سوی اندوه پایدار و جاویدان كشاند! براساس این احادیث علوی شرع و عقل معیارهای سنجش خوشحالی و شادمانی زیبا و زشت، پایدار و ناپایدارند.
و در آخر: مومن به خاطر ارتباط با خدای متعال همیشه نشاط درونی دارد؛ حتی مصایب دنیا هم او را از پای در نمی آورد. أهلبیت(ع) نمونۀ بارز نشاط درون بودند.
- منابعی كه شما را در رسیدن به جواب بیشتر و كامل تر یاری می كند:
1- تفریح در اسلام، نویسنده: دكتر شهید بهشتی.
2- غم و شادی در سیره معصومان(ع)، نویسنده: محمود اكبری.
3- شرع و شادی، نویسنده: ابوالفضل طریقه دار.


پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، محمد دشتی، حكمت333، نشر لقمان، چاپ سوم، 1379ش.
2. محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج4، قم، انتشارات دارالحدیث.
3. ورّام، ابن ابی فراس، مجموعه ورّام، ج2، ص11، قم، انتشارات مكتبه الفقیه.
4. توبه(2) آیه 82.
5. اصول كافى، ج 2، ص 78، ح 14، محمد بن یعقوب كلینی، تهران دارالكتب الاسلامیة.
6. عبد الواحد آمدی، غررالحكم و درر الكلم، ترجمه محمد علی انصاری، ج ۴، ص ۵۵۴ حدیث ۶۹۶۵، امام عصر ،1384 ش.

 

]]>
راهكارهای تقویت دین در نوجوانان 2013-06-01T15:27:52+01:00 2013-06-01T15:27:52+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/71 مصطفی سلیمانی راهكارهای تقویت دین در نوجوانان پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:راهكارهای تقویت دین در نوجوانان چیست؟ پاسخ:ایمان دینی نیروی معنوی سرشاری را در درون نوجوان به وجود می آورد كه به كمك آن می توان مسیر پر فراز و نشیب این دوران را طی كند و در برابر مشكلات و محرومیت های خاص آن، با رغبت و خواست درونی ایستادگی كند.اگر تحمل محرومیتی از روی اعتقاد و میل و رغبت باشد، ایجاد عوارض روانی نمی كند. در صورتی كه اگر چنان اعتقاد درونی در كار نباشد، چه بسا محرومیت ها به پیدایش عقده ها و سایر عوا راهكارهای تقویت دین در نوجوانان

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
راهكارهای تقویت دین در نوجوانان چیست؟


پاسخ:
ایمان دینی نیروی معنوی سرشاری را در درون نوجوان به وجود می آورد كه به كمك آن می توان مسیر پر فراز و نشیب این دوران را طی كند و در برابر مشكلات و محرومیت های خاص آن، با رغبت و خواست درونی ایستادگی كند.
اگر تحمل محرومیتی از روی اعتقاد و میل و رغبت باشد، ایجاد عوارض روانی نمی كند. در صورتی كه اگر چنان اعتقاد درونی در كار نباشد، چه بسا محرومیت ها به پیدایش عقده ها و سایر عوارض روانی منتهی شوند.
خانواده هایی كه تربیت دینی فرزندان را جدّی نمی گیرند یا خود از تربیت دینی محرومند، بیشترین آسیب ها را در ارتباط با فرزندان نوجوان خود متحمل می شوند.
اعتقادات دینی اگر به طرز صحیحی در نوجوان شكل گیرد، پناهگاه روحی بی نظیری است كه می تواند كشتی طوفان زده نوجوان را از خطر واژگونی نجات دهد.(1)
منابع غنی اسلامی ما سرشار از آموزش ها و راهنمایی برای برخورداری از شیوه-های صحیح زندگی برای انسانهاست. از این رو شناخت و به كارگیری آنها موجب رشد و تعالی فرد و جامعه خواهد بود.(2)
- راهكارهایی برای تقویت آ گاهانه احساس دینی در نوجوانان:
دانشمندان و پژوهشگران امر تربیت، بهترین و مؤثرترین راهكار وصول به هدف های مطلوب تربیتی، به خصوص در امر تربیت دانش آموزان را پنج چیز می دانند:
1- روش الگویی: روش الگویی بهترین، مؤثرترین و طبیعی ترین وسیله برای انتقال ارزش های اخلاقی و فرهنگی در خانواده است. باید به جای گفتار و پند و نصیحت، با رفتار و عمل خویش آموزش دهیم و جو خانه را چنان كنیم كه زندگی در آن فضای تربیتی به تربیت فرزندان كمك كند. چون فرزندان بسان درختانی هستند كه در آب و خاك خانه رشد می كنند و معمولا متناسب با همان آب و خاك میوه می دهند.
اصرار والدین به نماز اول وقت، انجام عبادت در مكان مشخص و ثابتی در منزل، استفاده از سجاده، پوشیدن لباس نظیف و معطر، باعث قداست و معنویت بیشتر عبادت و جذب و گرایش فرزندان به این فریضه الهی می گردد.
2- معرفی الگوهای برتر و تقویت روحیه برترگرایی:
یكی از ویژگی های فطری و امیال درونی انسان «روحیه برترگرایی» و یا «كمال طلبی و جمال گرایی» است. انسان به هر كاری، شغلی، علمی و مقصدی و حتی بازی علاقه داشته باشد، به «برترین ها و قهرمانان» آن گرایش و علاقه دارد. با استفاده از ادبیات نوجوانانه انسان هایی را كه «عبادت» و علاقه به نماز و فرهنگ آن، باعث جاودانگی شان در تاریخ بشریت و محبوبیت آنها نزد خدا و انسان های شریف شده است، معرفی كنید.
3- تشویق: جهت خوشایندسازی دین و مفاهیم و رفتارهای دینی باید از ابزارهای مختلف تشویق كلامی و غیركلامی به خصوص در انظار دیگران بهره جست.
4- بردن نوجوان به مساجد و مجالس جشن مذهبی و عزاداری و شنیدن صدای قرآن با صوت دلنشین، و دیدن اقامه نماز بزرگ ترها و مشاهده زمزمه های عاشقانه انسان ها در تلطیف روح وی مؤثر است.
5- استفاده از طبیعت در بیداری حس مذهبی نوجوان: طبیعت سرشار از زیبایی ها و پاكی ها است. هر قدر افراد، از جامعه آلوده فاصله بگیرند و به همان نسبت به مشاهده دشت و بیابان و دامن طبیعت نزدیك شوند، به صفا و پاكی فطرت نزدیك می شوند. آنان با نگاه كردن به ستارگان و ماه و مهتاب و كوه ها و صخره ها و آبشارها و جویبارها و حیوانات زیبا همانند پرندگان و ماهیان دریا، ضمن دیدن و آشنا شدن با نشانه ها و نعمت های الهی، و پیدا كردن نشاط و سرور روحی و دست یافتن به لذت های طبیعی، از غفلت ها و آلودگی هایی كه جامعه امروزی برای كودكان و نوجوانان و جوانان فراهم كرده است، دور می مانند، در نتیجه فطرت خداجویی آنان در مسیر طبیعی رشد پیدا می كند و با یك تلنگر و اشاره می توان آنان را به نماز و عبادت و تسبیح موجودات جهان آشنا و مأنوس كرد.
- جهت مطالعۀ بیشتر:
1. بابازاده، علی اكبر، شیوه های درمانی مفاسد اجتماعی، انتشارات دانش و ادب، قم.
2. نیك خو، مهدی، جوانی بهار زندگانی، دارالثقلین، بی چا، قم.
3. دكتر دونالد.ای.گریدانوس، مراقبت از نوجوانان، مترجمان:دكتر پوریا صرّامی فروشانی- دكتر بزرگمهر مطهری، انتشارات رشد، تهران.
4. صفری، غلامرضا، نوجوان و خانواده، انتشارات ورای دانش، بی جا.
پی نوشت ها:
1. سادات، محمدعلی، راهنمای پدران و مادران(شیوه های برخورد با نوجوانان)، دفترنشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، بی جا، 1376، ص 99.
2. نیك خو، مهدی، جوانی بهار زندگانی، دارالثقلین، بی چا، قم، 1379، ص 147.

]]>
ماهیت احساس محبت به اهل بیت(ع) 2013-06-01T15:16:15+01:00 2013-06-01T15:16:15+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/70 مصطفی سلیمانی ماهیت احساس محبت به اهل بیت(ع) پاسخگو: مصطفی سلیمانی ** پرسش:احساس محبت به اهل بیت محبت است یا یك احساس خودخواهانه؟! ** پاسخ:پرسشگر گرامی!دوستی و محبت اهل بیت پیامبر(ع) دستور قرآن است، اگر كسی اهل بیت(ع) را دوست داشته باشد، به واجب قطعی قرآن عمل كرده است، اما بسیار جالب توجه است كه این دوستی در قرآن، با لفظ مودّت آمده است كه بمعنای دوستی همراه با عمل است نه فقط دوستی خالی از عمل. بنابراین دوستی كه آدم را به یكرنگی و همشكلی و همفكری و عمل و كار وادار نكند، دروغ است.در وا ماهیت احساس محبت به اهل بیت(ع)

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

** پرسش:
احساس محبت به اهل بیت محبت است یا یك احساس خودخواهانه؟!

** پاسخ:
پرسشگر گرامی!

دوستی و محبت اهل بیت پیامبر(ع) دستور قرآن است، اگر كسی اهل بیت(ع) را دوست داشته باشد، به واجب قطعی قرآن عمل كرده است، اما بسیار جالب توجه است كه این دوستی در قرآن، با لفظ مودّت آمده است كه بمعنای دوستی همراه با عمل است نه فقط دوستی خالی از عمل. بنابراین دوستی كه آدم را به یكرنگی و همشكلی و همفكری و عمل و كار وادار نكند، دروغ است.
در واقع عمل نتیجه ایمان است و محبت اهل بیت(ع) جزء ایمان است و آن مقدار كه انسان ایمان یا به عبارت دیگر به خدا و رسول و اهل بیت(ع) محبت دارد عمل می كند. اگر عمل كم است و ناقص، پس حتماً ایمان هم كم است و ناقص!
- عوامل ازدیاد محبت:
برای افزایش محبت به اهل‌بیت و حضرت مهدی(ع) هر روز باید تصمیم به ارتباطی قوی‌تر و اتصالی محكم‌تر و محبتی پایدارتر از روز قبل نسبت به اهل‌بیت(ع) داشته باشیم. مودت و محبت چیزی نیست كه یك شبه به دست آید، از قبیل نماز و روزه نیست كه بعد از تصمیم بلافاصله آن را انجام بدهیم، بلكه باید برای ایجاد افزایش ارتباط و ازدیاد محبت اهل‌بیت(ع)، برنامه ریزی داشته باشیم. به همین منظور خواندن چهل روز دعای عهد، بعد از نماز صبح، برنامه‌ای است كه در اختیار ما قرار داده‌اند. حضرت امام، شروع خواندن چهل روز دعای عهد و اتمام آن را در جلد مفاتیح خود یادداشت كرده و پس از اتمام آن دوباره آغاز می‌كردند. و نیز در طول سیزده سال اقامت در نجف اشرف، رفتن به حرم را در شب‌ها ترك نمی‌كردند.
خواندن ادعیه و زیارات، رفتن به مشاهد مشرفه، شركت در مجالس اهل‌بیت(ع)، خصوصاً توسلات و... با رعایت نظم و دوام، محبت و مودت اهل‌بیت(ع) را در قلوب ما تثبیت می‌نماید و بالاتر از آن، رضایت و خشنودی امام زمان(ع) را فراهم می‌سازد.
- گناه، آفت محبت به اهل بیت(ع):
باید دقت كرد كه آفت ثمرات محبت، یك چیز است و آن گناه است. گناه به هر شكل و هر طریق و هرعنوان (دنیاپرستی، هواپرستی، حب ریاست، كم‌فروشی، كم‌كاری، عدم پرداخت وجوهات، ترك نماز و ترك صله‌رحم و...) انسان را هلاك می‌كند.
امام باقر(ع) فرمودند: «إذا غضب الله تبارك و تعالی علی خلقه نهانا عن جوارهم»(1) هرگاه خداوند تبارك وتعالی بر خلقش غضب نماید، ما را از مجاورت ایشان دور می‌دارد. آیا بیچارگی بالاتر از این است كه انسان از اهل‌بیت دور شود؟ از خداوند می‌خواهیم كه همگی ما را از محبین و شیعیان راستین اهل‌بیت(ع) قرار دهد.
- نكات پایانی:
1. پس دانستیم كه داشتن محبت اهلبیت(ع) باعث می شود كه شبیه آنها شویم و این مایۀ ترقی و رشد انسان است.
2. اهلبیت(ع) با شادی و تفریح نه تنها مخالف نبودند، بلكه به صورت جدی اصحاب خود را بدان تشویق و ترغیب می كردند. پس با یاد شادی های معصومین(ع) نگاه خود را عوض كنید. در این زمینه بد نیست به مزاح ها یا توصیه های ایشان نگاهی بیندازید. ضمناً اندوه و غم و گریه برای معصومین(ع) فرح و خوشحالی بدنبال دارد كه همه بر آن اذعان دارند.
3. معمولاً هر كدام از انسانها با توجه به موقعیت ها و حالات مختلف ارداتشان به یك یا چند اهلبیت(ع)، بیشتر است و این منافاتی با دوست داشتن بقیۀ معصومین ندارد. همانطور كه می دانید، تمام ائمه(ع)، نور الله و نور واحد هستند.

پی نوشت:
1. شیخ كلینی، اصول كافی، دارالكتب الاسلامیه، تهران 1365ش. ج1، ص 343.

]]>
پاسخ های آپاندیس قلم 2013-05-26T20:43:18+01:00 2013-05-26T20:43:18+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/69 مصطفی سلیمانی پاسخ های آپاندیس قلم پرسش های شما و پاسخ های آپاندیس قلم ریشه یابی خیانت زنان شوهردار!! عشق چیست؟ قصاص قبل از جنایت! غیبت و عوارض آن ارتباط دوستانه اصول سكس یا روابط زناشویی از دیدگاه اسلام حقیقت عطسۀ صبر وظایف زن و شوهر نسبت به یكدیگر از دیدگاه اسلام فرق عشق و هوس در ازدواج تقابل عُرف با شرع در ازدواج موقت! بررسی دروغ و قبح ذاتی آن ضرورت و شرایط روحانی در مجالس روضه اسلام و توهین کنندگان به معصومین(ع) چگونگی تحقیق و شناخت اسلام ساده زی پاسخ های آپاندیس قلم

آفتابگردانی که واکنشی‌ به نور ندارد

پرسش های شما و پاسخ های آپاندیس قلم
ریشه یابی خیانت زنان شوهردار!!
]]> تربیت جنسی دختران 2013-05-14T20:01:25+01:00 2013-05-14T20:01:25+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/68 مصطفی سلیمانی

تربیت جنسی دختران پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:تربیت جنسی دختران یعنی چه؟ پاسخ:«تربیت» از مسائل مهمى است كه از دیرباز توجه والدین و دیگر متولّیان امر آموزش را به خود مشغول نموده است. در هر دوره اى اندیشمندان بزرگى در شرق و غرب عالم در زمینه تربیت فعالیت هاى علمى و عملى داشته و در این زمینه، نظرات كاربردى مهمى ارائه داده اند.«تربیت جنسى» انسان یكى از ساحت هاى مهم و پر لغزش تربیتى است. غریزه جنسى از جمله غرایز طبیعى است كه خداوند در حیوان و انسان قرار داده است. با وجود این تربیت جنسی دختران

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
تربیت جنسی دختران یعنی چه؟


پاسخ:
«تربیت» از مسائل مهمى است كه از دیرباز توجه والدین و دیگر متولّیان امر آموزش را به خود مشغول نموده است. در هر دوره اى اندیشمندان بزرگى در شرق و غرب عالم در زمینه تربیت فعالیت هاى علمى و عملى داشته و در این زمینه، نظرات كاربردى مهمى ارائه داده اند.
«تربیت جنسى» انسان یكى از ساحت هاى مهم و پر لغزش تربیتى است. غریزه جنسى از جمله غرایز طبیعى است كه خداوند در حیوان و انسان قرار داده است. با وجود این غریزه است كه در انسان نیاز جنسى پیدا مى شود و باید به صورتى صحیح آن را ارضا نماید. برآوردن یا رها نمودن این نیاز رفتارهاى متفاوتى را در انسان به دنبال دارند. صاحب نظران و مربیّان تربیتى به صورت هاى مختلف به اهمیت آن اذعان كرده و توجه عموم مردم را به آن جلب كرده اند.
- علت اهمیت تربیت جنسی:
نگاهى گذرا به پرونده هاى موجود در مراكز و محاكم قضایى، پاسگاه هاى نیروى انتظامى و صفحات حوادث مطبوعات به این امر گواهى مى دهد كه درصد بالایى از جرایم به عدم تربیت صحیح در زمینه مسائل جنسى بر مى گردد. اهمیت این امر آن جا آشكارتر مى شود كه بدانیم رفتارهاى جنسى و غیرجنسى با هم تعامل دارند، به گونه اى كه رفتارى غیرجنسى زمینه ساز بروز رفتار جنسى مى شود و یا به عكس. از این رو، مى توان ادعا كرد كه غالب رفتارهاى انسان با این غریزه در ارتباط است.
این غریزه از زمان بلوغ، كه همزمان با دوره نوجوانى است، برانگیخته مى شود و نیاز جنسی در انسان احساس شده، ارضاى آن را طلب مى نماید. از این رو، با این كه مسأله غریزه جنسى از دوره نوجوانى به بعد مطرح مى باشد، اما از آن رو كه بنیان شخصیت انسان در دوره هاى پیش از آن پى ریزى مى شود، باید به مسائلى كه در آن دوره ها بر رشد جنسى انسان تأثیرگذارند نیز پرداخته شود.(1)
موریس دبس مى گوید: «تغییرات بلوغ ـ به معناى اخص كلمه ـ مستلزم تربیت جنسى است، ولى هنوز نه در خانواده به این تربیت اهمیت كافى داده مى شود و نه در مدرسه. اغلب اوقات، پدر و مادر از بجا آوردن وظیفه شانه خالى مى كنند و دبیران نیز خود را به نشنیدن مى زنند، در صورتى كه باید این نكته را خوب به خاطر داشت كه تربیت جنسى جزء لاینفك وظایف مربّیان است. اگر ما مسأله جنسى را از لحاظ اهمیت در ردیف سایر فعالیت هاى انسانى قرار دهیم و آن را موضوع جداگانه و امرى مهم نشماریم، بسیارى از مشكلاتى كه امروز، ظاهراً، وجود دارد از میان خواهد رفت.»(2)
افراد یك جامعه كه ارضاى غریزه جنسى خود را در چارچوب ارزش هاى حاكم بر آن جامعه محدود مى كنند و پا را از آن فراتر نمى نهند، داراى «رفتار بهنجار جنسى» مى باشند و در نتیجه، در مورد تربیت جنسى به سطح قابل قبولى در آن جامعه رسیده اند.
دین مبین اسلام، كه آیین صحیح زندگى را به مردم مى آموزد، در زمینه مسائل جنسى بى تفاوت نیست، بلكه توجه خاصى به آن نموده است. شاید علت آن هم این باشد كه غریزه جنسى بر اغلب مسائل انسانى، اعم از مادى و معنوى، تأثیرگذار است و سرنوشت انسان را دست خوش تغییر و تحول مى گرداند. از این رو، افرادى كه توانسته اند غریزه جنسى خود را تعدیل نمایند و زمام آن را به دست بگیرند، در زمینه هاى دیگر تربیت، راحت تر به پیش رفته اند. در عصر حاضر، كه اختراع رسانه هاى صوتى و تصویرى گوناگون و پیشرفته و دست رسى آسان كودكان، نوجوانان و جوانان به آن ها در كنار وگوشه شهر و روستا، خانواده هاى مسلمان را با نگرانى شدیدى روبه رو نموده است، ضرورى مى نماید تا با تحقیق بیش تر در این زمینه، گامى (اگرچه ابتدایى) در جهت شناخت ابعاد گوناگون تأثیرپذیرى انسان در امور جنسى و عوامل تأثیرگذار بر رفتار جنسى وى برداشته شود.
- حاصل سخن اینكه:
تربیت جنسی امری مداوم و مستمر در تمام مدت زندگی است، از این رو، سعی شده است تا مسائل مربوط به امور جنسی و جنسیتی زنان در چهار دوره اصلی و دوره های فرعی با تكیه بر منابع اسلامی ـ شیعی از دیدگاه اسلام شناسان مورد بحث قرار گیرد. این چهار دوره عبارتند از: دوران پیش از بلوغ(تولد تا 9- 12 سالگی)؛ دوران بلوغ از 12 سالگی تا پیش از ازدواج؛ دوران تاهل(ازدواج، بارداری، همسرداری و فرزندپروری)؛ و سرانجام دوران یائسگی و پیری.


پی نوشت ها:
1. ابراهیم امینى، آیین تربیت، تهران، انتشارات اسلامى، مرداد 1368، ص 337.
2. موریس دبس، مراحل تربیت، ترجمه على محمد كاردان، تهران، دانشگاه تهران، 1374، ص 100.

 

]]>
آزار صدای بلندگوی مسجد 2013-05-14T19:59:09+01:00 2013-05-14T19:59:09+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/67 مصطفی سلیمانی آزار صدای بلندگوی مسجد پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:با عرض ادب و احترام صدای بلندگوی مسجد اذیتمان می کند.من و سایر همسایگان بارها به امام جمعه شهرمان و هیت امنا مسجد همسایه گفته ایم ولی متاسفانه فقط عنوان می کنند كه شما با قران مشكل ندارید و از این قبیل .. ولی خودشان متوجه نیستند كه در قران همسایه آزاری نهی شدهوقت شما را نگیرم خواستم بپرسم ما راه حل داریم یا نهادی برای رسیدگی هست یا خیر؟با تشكر فراوان پاسخ:شایسته است بانیان و مسولین مساجد و حسینه ها، بلندگوها را فقط برای م آزار صدای بلندگوی مسجد

استفاده از  اصطلاحات قهوه‌خانه‌ای در مکالمات روزانه

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
با عرض ادب و احترام

صدای بلندگوی مسجد اذیتمان می کند.
من و سایر همسایگان بارها به امام جمعه شهرمان و هیت امنا مسجد همسایه گفته ایم ولی متاسفانه فقط عنوان می کنند كه شما با قران مشكل ندارید و از این قبیل .. ولی خودشان متوجه نیستند كه در قران همسایه آزاری نهی شده
وقت شما را نگیرم خواستم بپرسم ما راه حل داریم یا نهادی برای رسیدگی هست یا خیر؟
با تشكر فراوان


پاسخ:
شایسته است بانیان و مسولین مساجد و حسینه ها، بلندگوها را فقط برای مستمعین داخل مسجد و یا حسینیه تنظیم نمایند تا باعث آزار و اذیت كسی نشود.
البته پخش اذان به نحو متعارف براى اعلام داخل شدن وقت نماز صبح به وسیله بلندگو اشكال ندارد، ولى پخش آیات قرآنى و دعا و غیر آن از بلندگوى مسجد، اگر موجب اذیت همسایگان شود، توجیه شرعى ندارد، و بلكه داراى اشكال است.(1)
از نظر شرعی هر گونه ایجاد مزاحمت برای دیگران جایز نیست و پخش ادعیه از بلند گوی مسجد در صورتی كه باعث مزاحمت بشود جایز نیست و فقط پخش اذان در وقت نماز، آن هم به خاطر ترویج و اشاعۀ فضای مذهبی و حفظ شعائر دینی، به نظر بی اشكال می رسد. البته این مسأله هم نباید به گونه ای باشد كه همسایگان مسجد از آن ابراز ناراحتی كنند. مثلاً صدای بلندگو آرام باشد و یا از یك اذان با مدت زمان كوتاه استفاده شود.
- جالب است بدانید:
از هیچ مرجعی فتوا نداریم كه ما اجازه داریم قبل از نماز مردم را از خواب بیدا‌ر كنیم؛ اسمش را هرچه كه بگذاریم اعم از مناجات، قرآن، سحرخوانی‌، عزاداری و... حكم خدا تغییر نمی‌كند و حرام خدا حلال نمی‌ شود.
پس بانیان، متولیان و امام مساجد باید با برنامه ریزی های حساب شده، از ایجاد مزاحمت و ضرر رساندن به دیگران پرهیز كنند.
متأسفانه به نظر می رسد برخی از مساجد قصدی برای رعایت این اصل مهم ندارند. مداحی، روضه و قرآن خوانی برای اموات كه با صدای غیرقابل تحملی از بلندگوها پخش می‌شود، رعایت حقوق شهروندی و آرامش همسایگان مساجد و حسینیه ها را زیر سوال برده است.
چنانچه برخی مساجد و حسینیه ها اندكی صدای بلندگوهای خود را كم نمایند باعث كاهش گلایه ها و اعتراض ها به سطح بالای صدای بلندگوها خواهد شد و زندگی در كنار مساجد به سنت قدیمی و حسنه مردم كشورمان تبدیل می شود.
- پرسشگر گرامی! اما در مورد مشكلاتی كه شما ذكر كردید، ما در این مركز فقط به مسائل دینی پاسخ می دهیم و مسئولیت كار اجرایی نداریم و شما می توانید مشكل خود را با افرادی كه با برنامه های مسجد در ارتباط هستند در میان بگذارید و سعی كنید به نحوی این مشكل را برطرف كنید و همچنین می توانید مشكل خود را با امور مساجد استان خود مطرح كنید.
- نكتۀ پایانی:
از جنبه فقهی، روضه‎خوانی مستحب است؛ ولی اگر برای همسایه‎ها و مردم مزاحمت داشته باشد، نه تنها ثواب و پاداش ندارد، بلكه گناه است. نصب بلندگو بر پشت‎بام مساجد و حسینیه‎ها، و پخش مراسم از آن، مورد نهی علما و مراجع قرار گرفته است. و تنها موردی كه جایز شمرده شده است، كه صدای بلندگو در بیرون از ساختمان مسجد یا حسینیه، و هر جای دیگری پخش گردد، صدای اذان است. مزاحمت برای آسایش مردم، به هر شكلی كه باشد، حرام است و گناه، و از نظر حقوقی و قضایی نیز جرم است و قابل پیگیری، بنابراین متولیّان امور، و گردانندگان مجالس وعظ و خطابه، باید اولاً مراعات حال مردم را بكنند، تا برای آنان مزاحمتی ایجاد نكنند.


پی نوشت:
1. آیت الله خامنه ای، رساله اجوبه الاستفتائات، س 454.

]]>
جایگاه «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» در اسلام 2013-05-14T19:54:52+01:00 2013-05-14T19:54:52+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/66 مصطفی سلیمانی جایگاه «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» در اسلام پاسخگو: مصطفی سلیمانی پرسش:با سلام؛ بنده میخواستم یك سوالی درمورد انرژی درونی انسان یا هیپنوتیزم یا هاله ی دور جسم انسان اطلاعاتی دریافت كنم.و اینكه میگویند میتوان انرژی درون انسان را فعال كرد و با آن به درمان خود پرداخت یا كارهای فراانسانی انجام داد آیا درست است ؟ خداوند متعال این قدرت را درانسان نهاده است؟آیا این كار شدنی است؟ با تشكر پاسخ:در بررسی های تاریخی به پدیده هایی برخورد می كنیم كه در هاله ایی از ابهام و تعابیر درست و جایگاه «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» در اسلام


	سرچرخانی چند هندو در یک مراسم آیینی در جامو.
پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
با سلام؛ بنده میخواستم یك سوالی درمورد انرژی درونی انسان یا هیپنوتیزم یا هاله ی دور جسم انسان اطلاعاتی دریافت كنم.
و اینكه میگویند میتوان انرژی درون انسان را فعال كرد و با آن به درمان خود پرداخت یا كارهای فراانسانی
انجام داد آیا درست است ؟ خداوند متعال این قدرت را درانسان نهاده است؟
آیا این كار شدنی است؟ با تشكر


پاسخ:
در بررسی های تاریخی به پدیده هایی برخورد می كنیم كه در هاله ایی از ابهام و تعابیر درست و نادرست قرار گرفته است و این ابهامات شرایطی را فراهم می آورند كه مرزهای واقعی این پدیده ها شناخته نشده و جایگاه واقعی آنها معرفی نگردد. یكی از این پدیده ها «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» است.
در هیپنوتیزم علاوه بر قدرت تفكر، امكان محبت، قضاوت، راه رفتن و غیره نیز وجود دارد. فكر هیپنوتیزم شونده بر روی موضوع خاصی (صحبت های هیپنوتیزور) تمركز فوق العاده ای می كند و بین او و فرد هیپنوتیزور ارتباط عاطفی خاصی بر قرار می شود كه در خواب نظیر آن را مشاهده نمی كنیم.
- «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» چیست؟
هیپنوتیزم یك حالت روحی خاص شبیه خواب آلودگی و القایی و ارادی است و در آن هشیاری و آگاهی سوژه (هیپنوتیزم شونده) فوق العاده افزایش می یابد. این آگاهی معمولاً بر روی مطالبی تمركز می كند كه توسط هیپنوتیزور به او ارائه می شود. درحالت هیپنوتیزم تلقین پذیری فرد و قدرت تخیلات و تصویر سازی ذهن افزایش می یابد و هر چه درجه هیپنوتیزم عمیق تر شود این خصوصیات نیز قویتر می گردند.(1)
امّا برخی از نظریه پردازان اعتقاد دارند كه هیپنوتیزم چیزی جز یك تمركز برتر نیست: «اصل هیپنوتیزم؛ تمركز روح است بر شخصی كه می خواهیم او را تحت تأثیر اراده خود قرار دهیم. با تمركز روح بر ارادۀ‌ خود، آنچه را می ‌خواهیم به طرف مقابل القاء می ‌كنیم كه با توجه به مجرد بودن نفسْ چنین امكانی در هر كس هست».(2)
- جایگاه «هیپنوتیزم» و «انرژی درمانی» در اسلام:

]]>
گفتن ارتباط قبل به خواستگار! (72808) 2012-08-22T19:34:09+01:00 2012-08-22T19:34:09+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/64 مصطفی سلیمانی پرسش: سلام. حدود 2سال با پسری رابطه داشته ام كه اكنون رابطه مان را در خطر می بینم. با این حال كه به من دست زده اما هنوز بكارت دارم. دیگر قصد ازدواج ندارم ولی اگر خانواده ام مرا مجبور به ازدواج با فردی دیگر كنند آیا اگر به وی نگویم كه قبلا با پسری رابطه داشته ام تا آخر عمر مرتكب گناه می شوم یا نه؟ خواهشا كمكم كنید.       پاسخ:   پرسشگر گرامی! از اینكه تصمیم درستی گرفته اید، مایۀ خوشحالی است، زیرا اكثریت پسر های جوان به فكر ارضا كردن نیاز های خودشان هستند و ارتباط

پرسش:

سلام. حدود 2سال با پسری رابطه داشته ام كه اكنون رابطه مان را در خطر می بینم. با این حال كه به من دست زده اما هنوز بكارت دارم. دیگر قصد ازدواج ندارم ولی اگر خانواده ام مرا مجبور به ازدواج با فردی دیگر كنند آیا اگر به وی نگویم كه قبلا با پسری رابطه داشته ام تا آخر عمر مرتكب گناه می شوم یا نه؟ خواهشا كمكم كنید.

 

 

 

پاسخ:

 

پرسشگر گرامی! از اینكه تصمیم درستی گرفته اید، مایۀ خوشحالی است، زیرا اكثریت پسر های جوان به فكر ارضا كردن نیاز های خودشان هستند و ارتباط با یك دختر فقط به جهت تفریح و روابط دیگر و خلاء عاطفی است. چقدر بسیار هستند دخترانی كه گول حرفها و وعده های پسرها را می خورند و با شروع رابطه ای هر چند مقطعی و كم، دلبسته می شوند و همین دلبستگی باعث ضربه خوردن شدید به روحیۀ دختر و یا حتی پسر می شود.

اكثر پسرها با قول هایی در مورد ازدواج، با صحبت هایی در مورد آینده و با فكر هایی بی اساس و خیالاتی، روابطی را شروع می كنند كه در صورت بهم خوردن آن كه احتمالش در آن سنین بسیار است، ضربه روحی شدیدی به خود می زنند كه همین باعث عقب ماندن از رشد، علم و كارهای روزمره خود می شوند و گاهی به افسردگی های مقطعی و حتی مزمن دچار می شوند. اما این مسئله برای دختر شدیدتر است.

قرآن از دوستی بین دختر و پسر و این گونه روابط نهی كرده است. زیرا عفت عمومی جامعه با اینگونه روابط آسیب جدی می بیند، پایه های ازدواج و خانواده سست می شود و صدها مفسده اخلاقی برای دختر و پسر و جامعه دارد.

نیازهاى عاطفى و غرایز دیگر در ایام نوجوانى و جوانی، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزیدن» سوق مى‏دهد كه البته این یك امر طبیعى و غریزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گریز از آن پیدا كرد.

آنچه اهمیت دارد، كنترل عقلایى بر احساسات و پرهیز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

«دوست داشتن و عشق ورزیدن» اگر از مسیر معین، مشخص و صحیح استیفا نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ایجاد كند.

شما خوب مى‏دانید جاذبه بین دو جنس مخالف بسیار فراوان است؛ مخصوصا در سنین جوانى، كه این جاذبه و حساسیت در اوج خود مى‏باشد، در نتیجه هر چند جوان بخواهد رعایت مسایل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنماید، اما تمایلات نفسى و وسوسه‏هاى شیطانى قوى‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همین جهت عقل اقتضا مى‏كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسیارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخیص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است:"بل الانسان على نفسه بصیره."(1) آدمى بر نفس خود آگاه و بیناست.

قرآن زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. در سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی كه روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نكنید: "فانكحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان."(2) یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید پاكدامن باشند و زناكار و دوست گیران پنهانی نباشند.

   

 

]]>
مدیریت شهوت در دوران مجردی (71643) 2012-08-17T18:44:37+01:00 2012-08-17T18:44:37+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/63 مصطفی سلیمانی پرسش: كسی كه همسری ندارد كه شهوت خود را ارضا كند، پس باید چه كند؟ ضمنا چه تفاوتی بین احتلام، استمنا و عمل زناشویی است؟ پاسخ: دوست گرامی! این سخن خدای متعال است كه می فرماید: «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید. همچنین غلامان و كنیزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد. خداوند گشایش دهنده و آگاه است.»(1) ازدواج و همسردار شدن، رویای بسیاری از جوانان است كه برای بعضی از آنان دست نیافتنی است. نوع نگرش جوان، خانواده و كسانی كه آنها ر

پرسش:

كسی كه همسری ندارد كه شهوت خود را ارضا كند، پس باید چه كند؟ ضمنا چه تفاوتی بین احتلام، استمنا و عمل زناشویی است؟

پاسخ:

دوست گرامی! این سخن خدای متعال است كه می فرماید: «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید. همچنین غلامان و كنیزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد. خداوند گشایش دهنده و آگاه است.»(1)

ازدواج و همسردار شدن، رویای بسیاری از جوانان است كه برای بعضی از آنان دست نیافتنی است. نوع نگرش جوان، خانواده و كسانی كه آنها را می شناسند به مقوله ازدواج می تواند مانع یا راهگشای این امر مقدس باشد كه از قدیم گفته اند از تو حركت و از خدا بركت.

معیار ازدواج درگذشته، ایثار، گذشت و كدبانوگری دختر و صبر و تلاش خستگی ناپذیر پسر در چرخاندن چرخ سنگین زندگی بود. اما حالا معیارهای دوطرف به پول و ظاهر ختم می شود، تشریفات غالب شده، احترام ها از بین رفته و زن و شوهر مشكلات را به گردن یكدیگر می اندازند و از مسئولیت شانه خالی می كنند.

بهترین نسخه برای مدیریت مسایل جنسی، ازدواج كه نسخۀ اسلام است، می باشد. منتها شما كه از نظر سنّی و مسولیت پذیری به میزان متعارف نرسیده اید، بنابر توصیۀ كارشناسان مذهبی همچون آیت الله أمینی، بهترین كار -البته در صورت قبول كردن والدین و فراهم كردن شرایط توسط خودتان و ایشان- عقد بلندمدّت می باشد؛ بعدها كه مشكلات اقتصادی و رشد شما قوّت گرفت، به زندگی زیر یك سقف خانه پناه می برید. اگر قرار باشد تمام امكانات برای شروع یك زندگی فراهم باشد. پس زوج جوان چه چیزی را می خواهند با هم بسازند.

البته این نكته را می دانیم كه معمولاً شرایط موجود در جامعه و خانوادۀ شما، به گونه ای نیست كه شرایط ازدواج را برای شما مهیّا كنند؛ لذا راهكارهای پیشگیری از انحرافات جنسی را به صورت فهرست وار خدمتتان عرض می كنیم:

 

]]>
ارتباط دختر و پسر بدون رابطۀ جنسی (73550) 2012-08-17T17:50:07+01:00 2012-08-17T17:50:07+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/62 مصطفی سلیمانی پرسش: اگر پسری با دختری دوست باشه و هیچ كاری باهاش از قبیل دست دادن و...نداشته باشه و در عوض به سمت خدا نزدیك تر بشه؛ مثلا نمازش اول وقت شه، به مسجد بره! چه حكمی براش صادر می شه؟     پاسخ: در قرآن، مسئله ارتباط دو جنس در ابعاد گوناگون و در گستره بسیار وسیعی مورد بررسی قرار گرفته است و شامل گفت و گوی دو جنس، نظر و نگاه، دست دادن و مصافحه كردن، مساعدت، كمك كردن، تنهایی و خلوت گزینی و دیگر انواع ارتباط می شود. - پیامدهای روابط دختران و پسران: در یك تقسیم بندی كلان سه نوع رابطه در

پرسش:

اگر پسری با دختری دوست باشه و هیچ كاری باهاش از قبیل دست دادن و...نداشته باشه و در عوض به سمت خدا نزدیك تر بشه؛ مثلا نمازش اول وقت شه، به مسجد بره! چه حكمی براش صادر می شه؟

 

 

پاسخ:

در قرآن، مسئله ارتباط دو جنس در ابعاد گوناگون و در گستره بسیار وسیعی مورد بررسی قرار گرفته است و شامل گفت و گوی دو جنس، نظر و نگاه، دست دادن و مصافحه كردن، مساعدت، كمك كردن، تنهایی و خلوت گزینی و دیگر انواع ارتباط می شود.

- پیامدهای روابط دختران و پسران:

در یك تقسیم بندی كلان سه نوع رابطه در جامعه امروز مابین گروههای غیر همجنس مشاهده می شود:

1- گروهی كه بدون شناخت از مهارتهای ارتباطی و صرفاً با انگیزه های عاطفی، احساسی و البته با هدف ازدواج وارد عرصه روابط با جنس مخالف شده و با انگیزهی شناخت بیشتر و آمادگی بهتر برای زندگی برتر! بر گستره و گرمی روابط می افزایند.

2- (قابل توجۀ شما) گروه دوم، دختران و پسرانی هستند كه نه برای ازدواج كه صرفاً برای به اصطلاح دوستی و گذران اوقات فراغت و ارضاء نیازهای عاطفی خود و كسب تجربیاتی نو و تزریق شور و نشاط و هیجان به زندگی تكراری، به طرح دوستی و رابطه می پردازند.

این گروه ممكن است روزهای آغازین نسبتاً خوشی را با هم سپری كنند. اما وابستگی و علاقه ی توأم با تماسهای تلفنی، پیامك های مهیج و گفتگو ها و دیدارهای پرخاطره تبادل هدایا و احساسات، این دوران را به فرآیندی غیرقابل بازگشت تبدیل نموده و دختر و پسر بدون تماس با یكدیگر (به شكلهای مختلف) دچار نوعی احساس كمبود، كلافگی، بی حوصله شده و استرس و اضطراب و نگرانی، خوراك روزانه شان می شود.

این گروه بدلیل غیر همجنس بودن نمی توانند برای همیشه دوستی خود را ادامه بدهند. چرا كه بعد از ازدواج پسر یا دختر با فرد دیگری، قطع رابطه قطعی شده و طرفی كه شاهد این ازدواج است، دنیایی پر از درد و حسرت و اندوه و احساس حقارت خواهد داشت. و آنكه ازدواج می كند، گاهی همسرش را با دوست غیر همجنس خود مقایسه نموده، بین آن رؤیاهای شیرین و این واقعیت های نسبتاً تلخ و گزنده، گرفتار شده و زندگی را بر خود و همسرش تیره و تاریك نموده و با مرگ عاطفی (طلاق غیررسمی) هم آغوش می شوند.

هر چه دوستی های قبل از ازدواج بیشتر و گسترده تر، درگیری ها و تنش های بعد از ازدواج بیشتر، پس هیچ آدم عاقل و دوراندیشی به دوستی ها و در واقع دشمنی های قبل از ازدواج تن نمی دهند. این گروه نیز همچون گروه اول از نظر فعالیت های درسی دچار افت تحصیلی شده و به لحاظ روحی و روانی از بی ثباتی و نا آرامی و افسردگی رنج می برند. خوشی های كودكانه ی خیابانی. و تلفنی و ... به سرعت به پایان می رسد و زمستانی سرد و پر درد و حسرت فرا می رسد. از نظر اجتماعی نیز بین دوستان، آشنایان و خویشان، شكست سختی را متحمل شده و نگاه دیگران به این گروه، نگاهی توأم با بی اعتمادی و بدبینی خواهد بود.

3- گروه سوم دختران و پسرانی هستند كه دوران خوش دوستی های قبل از ازدواجشان بسیار وحشتناكتر و سیاه تر به پایان می رسد.

 

]]>
معرفی بلاگ آپاندیسِ قلم 2012-08-15T12:15:44+01:00 2012-08-15T12:15:44+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/49 مصطفی سلیمانی معرفی وبلاگ دیگرمآپاندیسِ قلمhttp://sssssaghi.blogfa.com/مطالب متنوع در هر زمینه ای معرفی وبلاگ دیگرم

آپاندیسِ قلم

http://sssssaghi.blogfa.com/

مطالب متنوع در هر زمینه ای

http://s1.picofile.com/file/6934058348/tiger.jpg


]]>
ازدواج موقت زنان بیوه (73099) 2012-08-15T11:30:03+01:00 2012-08-15T11:30:03+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/61 مصطفی سلیمانی  پرسش: با عرض سلام!بیشتر از یك سال است كه شوهرم فوت كرده والان بیوه هستم. فعلا موقعیت ازدواج دوباره ندارم. یك مرد كه صاحب زن می باشد از دوران مجردی به من علاقه داشته و الان به من پیشنهاد كرد كه با او ارتباط برقرار كنم ولی من به علت اعتقاداتی كه داشتم قبول نكردم وحالا او از من می خواهد با او صیغه موقت كنم تا محرم همدیگر شویم اما نه من نه او نمی توانیم به خانواده هایمان بگوییم و می خواهیم این موضوع مخفی باقی بماند. حالا اگر من این كار را بكنم گناه دارد؟ لطفا اگر اشكالی در آن است برایم تو  پرسش:


با عرض سلام!
بیشتر از یك سال است كه شوهرم فوت كرده والان بیوه هستم. فعلا موقعیت ازدواج دوباره ندارم. یك مرد كه صاحب زن می باشد از دوران مجردی به من علاقه داشته و الان به من پیشنهاد كرد كه با او ارتباط برقرار كنم ولی من به علت اعتقاداتی كه داشتم قبول نكردم وحالا او از من می خواهد با او صیغه موقت كنم تا محرم همدیگر شویم اما نه من نه او نمی توانیم به خانواده هایمان بگوییم و می خواهیم این موضوع مخفی باقی بماند. حالا اگر من این كار را بكنم گناه دارد؟ لطفا اگر اشكالی در آن است برایم توضیح دهید كه مرتكب گناه نشوم. با تشكر.


http://zanefarda.ir/html/wp-content/uploads/43764_493.jpg

پاسخ:

از آنجا كه ازدواج امری طبیعی، مشروع و منطقی در تمامی اعصار و در همه جوامع بشری تلقی می شود خواه ناخواه زنانی كه در سنین ازدواج قرار دارند، اما مجرد مانده‌اند به صورت یك پدیده نامقبول و غیرعادی محسوب می‌شوند. ترك گناه و دوری از آن به هر روش شرعی كه باشد بهترین عبادت محسوب می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «برترین عبادت، دوری گزیدن از گناه است».(1)
زنانی كه به دلایل مختلف همسرانشان را از دست می‌دهند یا از همسرانشان جدا می‌شوند به یكباره با جهان دیگری روبه‌رو می‌شوند، دنیایی كه بسیاری از مختصات آن ناآشناست. دشواری‌هایی كه این زنان تاب می‌آورند عمدتا به دغدغه‌های معیشتی عاطفی، وسواس‌های فكری، حاشیه‌های ناخواسته از برخورد نامناسب اطرافیان و ... مربوط می شود. در هر حال این گروه از زنان كه با عنوان زنان مطلقه یا بیوه در جامعه شناخته می‌شوند، با مسائل، مشكلات و موانع زیادی در زندگی مواجهند.
معضل برخورد غیر منصفانه با زنان بیوه در عصر حاضر، از اندیشه های تك بعدی، تعصبات قبیله ای و ذهنیت های كهنه ناشی می شود.
مسأله ازدواج موقت باید به گونه ای باشد كه زندگی آینده و دایم را موجب اختلال نكند، لذا انجام چنین كاری باید در ارتباط با خانم هایی باشد كه مراحلی از زندگی را طی كرده اند و با ازدواج موقت آینده آنان به خطر نمی افتد.
در شرایط حاضر كه ازدواج دایمی برای این گونه زنان دشوار شده و از طرفی برای مدیریت غریزه جنسی جوانان و مردانی كه دارای مشكلاتی هستند، هیچگونه برنامه ریزی كاربردی پیش بینی نشده است، ازدواج موقت روش منطقی، عقلی و كاربردی است.
ازدواج موقت كسانی كه تجربه ی ازدواج قبلی دارند(متأهلان) و الان از نظر غریزی تحت فشار هستند با چنین خانم هایی اشكال ندارد.
پرسشگر گرامی!
اگر از زنانی كه به هر دلیلی شوهر خود را از دست داده اند، دربارۀ ازدواج موقت سؤال كنید، نهایت تنفّر خود را از این دیو وحشتناك با زبان ابراز خواهند كرد ولی چون از زبان بگذرید و وارد وادی دل شوید، خواهی دید كه به ازدواج موقت براساس عقل سلیم به عنوان یك جانشین مناسب، بیش از همه معتقدند و در دل با خود می گویند: "ای كاش جامعه به این اكسیر به چشم بد نمی نگریست و ای كاش یك زن بدون سرپرست می توانست برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد و در یك انتخاب آزاد از میان مردان یا پسرانی كه به او اظهار رغبت می كنند، یكی از شایسته ترین آنان را به عنوان پناه عاطفی خود برگزیند و بر زخم های تنهایی خویش مرهم بگذارد و از امكان مشروع و معقولی كه خدا ورسول در اختیار او قرار داده است، استفاده كند وجوانی خود را لابه لای پاره ای تعصبات و توهّمات پایمال نكند".
- مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان:
1- به خاطر دیدگاه ها و مشكلاتی كه در جامعه ایران وجود دارد زنان بیوه حتی اگر هم بخواهند سالم زندگی كنند در صورت محتاج بودن، شرایط اقتصادی به او اجازه نمی دهد. علاوه بر اینها زنان بیوه از نظر عاطفی هم دچار مشكل هستند.
2- مشكلات روحی و تنهایی:
علاوه بر تمام مشكلات ذكر شده، از دست دادن همسر به خصوص در دوران جوانی و پیامدهای ناگوار طلاق منجر به بروز مشكلات روحی متعدد ار جمله افسردگی و بد بینی برای این زنان می شود. همچنین احساس نگرانی زیاد نسبت به آینده و تنهایی خود بعد از ترك فرزندان بسیار آزار دهنده و این مشكلات روحی را افزایش افزایش می دهد.
3- اگر ازدواج موقت نباشد و زنی كه شرایط لازم را برای ازدواج موقت دارد ولی نتواند از این نعمت الاهی بهره مند شود و به آزادی جنسی روی آورد؛ نتیجه اش علاوه بر دچار شدن به معصیت الاهی و گناه، با گذشت زمان دچار بدبختی و بیچارگی نیز شود.(2)
4- عقد موقت و متعه، سبب آرامش روحی و روانی زن و مردی می شود كه به واسطه عقد موقت از هم دیگر لذت می­برند در حالی كه اگر آزادی جنسی باشد مرد و زن از روح و روان آرام برخوردار نیستند.
 
]]>
نامگذاری فرزندان به غیر از اسم معصومین(ع) (73531) 2012-08-15T11:18:57+01:00 2012-08-15T11:18:57+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/60 مصطفی سلیمانی  پرسش:مگر اسامی غیر از اسامی معصومین(ع) بی معنی هستند؟ مسلّماً تمام اسم ها مسمّی دارند؛  پس چرا اگر غیر اسامی معصومین(ع) بگذاریم بازخواست می شویم و تكلیفمان را در قبال فرزند انجام نداده ایم؟! پاسخ:یكی از نعمت های خداوند به ما انسان ها قدرت تكلم و بیان است كه با این وسیله با همنوعان خود ارتباط برقرار می نماییم و خواسته های خود را به مخاطب منتقل و با او ارتباط بر قرار می نماییم. سرعت انتقال مفاهیم خود مسئله ی مهمی است كه كلمات و واژه ها در آن نقش اساسی دارند و در همین راستا نامگذاری برا  پرسش:

مگر اسامی غیر از اسامی معصومین(ع) بی معنی هستند؟ مسلّماً تمام اسم ها مسمّی دارند؛  پس چرا اگر غیر اسامی معصومین(ع) بگذاریم بازخواست می شویم و تكلیفمان را در قبال فرزند انجام نداده ایم؟!
http://s1.picofile.com/file/7230406341/278_abhar_729.jpg

پاسخ:

یكی از نعمت های خداوند به ما انسان ها قدرت تكلم و بیان است كه با این وسیله با همنوعان خود ارتباط برقرار می نماییم و خواسته های خود را به مخاطب منتقل و با او ارتباط بر قرار می نماییم. سرعت انتقال مفاهیم خود مسئله ی مهمی است كه كلمات و واژه ها در آن نقش اساسی دارند و در همین راستا نامگذاری برای اشیاء و افراد اختراع شد تا با هر نام مسمی مشخص، و از تفهیم و تفهم مقصود؛ از اشتباه جلوگیری شود.
- اهمیت نامگذاری فرزند در اسلام:
یكى از حقوق دینى فرزندان بر اولیاى خود، انتخاب نام خوب براى آن ها است. در روایات اسلامى نسبت به این امر مهم تأكید بسیار شده است. امیر مؤمنان فرمود: «حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ»؛(1) «از حقوقى كه فرزندان به پدر و مادر دارند، این است كه نام خوبى براى او تعیین كنند و به نیكى ادبش نمایند».
در روایت دیگر است:
«إِنَّ أَوَّلَ مَا یَنْحَلُ أَحَدُكُمْ وَلَدَهُ الِاسْمُ الْحَسَنُ»؛(2) «اولین عطا و بخشش هر یك از شما به فرزند خود، اسم خوبى است كه براى او انتخاب مى كنید».
بر اساس آنچه در روایات اسلامی است، بهترین نام ها آن است كه نشانه بندگی پروردگار و یادآور فضایل و مكارم اخلاقی باشد.
بدین منظور، نامگذاری پسران به نام های انبیا و صلحا و ائمه معصومین و نامگذاری دختران به اسما و القاب حضرت فاطمه زهرا، كه احیای گوشه هایی از فرهنگ وشعائر اسلامی است، بسیار مناسب است.
اسم های دیگر ی كه از اسمای نیكو هستند؛ ولی هیچ كدام از اسمای مذهبی به معنای خاص نیستند. با این همه، به جهت معنای زیبایی كه دارند، مورد تأیید شرع اسلامی هستند و نامگذاری فرزند به آن ها مناسب است، گرچه اولویت اسامی نیك مصومین(ع) است، زیرا آنها از خوبان عالم بودند و تمام زندگی خود را وقف بشریت كردند و دار و ندار خود را در راه هدایت بشر گذاشتند. به همین دلیل برای اینكه حالات و كارهای آنها تداعی شود و آنها را در زندگی خود الگو قرار دهیم، نام فرزندان را از اسامی آنها انتخاب می كنیم تا ان شاء الله رهروی ایشان شوند.
- حاصل سخن و نتیجه گیری:
1- نام هر شخص علاوه بر اینكه علامتی برای اوست و باعث تمایز و تشخیص او از دیگران می شود؛ انتخاب صحیح آن می تواند تأثیر تربیتی و روانی زیادی بر او داشته باشد هر بار با صدا كردن او به این نام، باعث می شود كه خود را با مفهوم و حقیقت آن بیشتر مطابقت داده، بلكه خود را مصداق واقعی آن بداند.
2- اسلام عزیز كه برای همه شئون زندگی برنامه و دستورالعمل داشته، ریزترین مسائل زندگی از مبداء تا معاد را با معارف بلند خود پوشش داده و قبل از ولادت انتخاب نام نیكو را سفارش نموده است.
3- نامگذاری بچه به نام های مذهبی و نام هایی كه محتوای خوبی دارد، خوب و مستحب است؛ ولی واجب نیست. پدر و مادر می توانند هر نامی كه دوست دارند، روی بچه خود بگذارند و او را به آن نام صدا بزنند.(3)
از نظر روایات دینی، یكی از حقوق فرزندان بر پدر و مادر، انتخاب نام نیكو برای فرزندان است.
از امام علی(ع) حكایت شده: «حق كودك بر پدر و مادر این است كه اسم نیكویی بر او بگذارند، او را با آداب اسلامی و آداب نیكو پرورش دهند و به او قرآن را بیاموزند.»(4)
 
]]>
پوشش مادر در مقابل فرزندان (73766) 2012-08-15T11:01:54+01:00 2012-08-15T11:01:54+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/59 مصطفی سلیمانی  پرسش: با عرض سلام وخسته نباشید.پسری دارم 17ساله؛ نمی دانم پوششمم باید در خانه چگونه باشد.عده ای می گویند كاملا باز لباس بپوش تا چشمش عادت كند.عده ای می گویند نه كاملا پوشیده باش تا تحریك نشود.اگر ممكن است راهنماییم كنید. باتشكر. پاسخ: نخست شایسته است از شما كه علاقه مند به شناخت معارف دینی و تربیتی هستید و به وظایف خود در قبال فرزندان توجه دارید و پرسش هایی را در این زمینه مطرح می كنید تشكر نماییم. انتظار ما این است كه همه مسلمانان ـ بویژه پدران و مادران كه بار سنگین تربیت فرزند را  پرسش:


با عرض سلام وخسته نباشید.
پسری دارم 17ساله؛ نمی دانم پوششمم باید در خانه چگونه باشد.
عده ای می گویند كاملا باز لباس بپوش تا چشمش عادت كند.
عده ای می گویند نه كاملا پوشیده باش تا تحریك نشود.
اگر ممكن است راهنماییم كنید. باتشكر.


http://www.khabarfun.com/wp-content/uploads/2011/05/madar1.jpg


پاسخ:


نخست شایسته است از شما كه علاقه مند به شناخت معارف دینی و تربیتی هستید و به وظایف خود در قبال فرزندان توجه دارید و پرسش هایی را در این زمینه مطرح می كنید تشكر نماییم. انتظار ما این است كه همه مسلمانان ـ بویژه پدران و مادران كه بار سنگین تربیت فرزند را به عهده دارند ـ در باب معارف دینی و اسلامی و شناخت مسؤولیت خود در این مورد بیشتر توجه كنند و اگر احیاناً ابهاماتی وجود داشت آن ها را با طرح این گونه سؤالات بر طرف سازند.
- پرسش شما را از دو زاویه می توان بررسی و نگاه كرد:
۱. از نظر حكم شرعی؛ در مورد پوشش ما در مقابل فرزندان از نظر حكم شرعی، ضرورت ندارد و واجب نیست همه اعضای بدن خود را از فرزندان خودش بپوشاند. بنابراین باز بودن سر و گردن، دستها و پاها و ساق پا اشكالی ندارد.(1)
۲. از نظر تربیتی و روان شناختی؛ امّا از نظر تربیتی باید بگوئیم فرزند به راحتی رفتار مادر را تشخیص می‎دهد و آن را دنبال می‎كند. رفتار مادر برایش كاملاً آشنا است و حافظه‎اش مملو از خاطراتی از این رفتارها می‎باشد. فرزند از رفتار و شكل آنها عكس برداری می‎كند و در حافظه خود انبار می‎كند.
پایه‎های اساسی رشد شخصیت نوجوانان از طریق تقلید نهاده می‎شود و این شیوه تقلید هم از راه شنیداری و هم از طریق بصری حاصل می‎شود. تقلید و الگوپذیری از ویژگیهای این دوران است، نوجوان هر آنچه را كه ببیند براساس تقلید می‎پذیرد، و مطابق آنها عمل می‎كند، بدون اینكه از خوبی و بدی آن اطلاع داشته باشد.
چشم و گوش فرزندان، چون دریچه‎ای باز است می‎بیند. ذهن آنها چون دوربین عكاسی است، كه هر چه می‎بیند در آن منعكس شده و ثبت می‎گردد.(2)
بنابراین رفتار والدین بخصوص مادر تأثیر فراوانی بر روی فرزندان دارد. او از مصالح و مفاسد امور اطلاعی ندارد و نمی‎تواند در كارهایش هدف‎گیری درستی داشته باشد، لذا تمام توجه‎اش به پدر و مادر و اطرافیان است، اعمال و حركات آنها را مشاهده می‎نماید و از آنان تقلید می‎كند.(3)
بچه ها شكل پوشش مادر را تقلید می‎كند. اگر مادر همیشه با پوشش مناسب در مقابل فرزندان خود ظاهر شده باشد. او هم سعی می‎كند همان پوشش را از مادر تقلید كند. و در دوران نوجوانی كه نوبت به انتخاب می‎رسد سعی می‎كند با مادر همانندسازی كند و همان شیوه مادر را برای خود انتخاب كند.
یكی از اشتباهات بعضی والدین این است كه تصور می‎كنند بچه‎ها چیزی نمی‎فهمند لذا با پوشش نامناسب در جلو فرزندان خود ظاهر می‎شوند. غافل از اینكه كودك آنچه را می‎بیند در حافظه خود ضبط كرده و روزی نمونه آن را از خود بروز خواهد داد.
- حساسیت دوران بلوغ فرزندان و وظیفۀ سنگین والدین:
اگر از دوران كودكی بگذریم و وارد دورانی شویم كه فرزند كم كم بسوی دوران بلوغ نزدیك می‎شود. پوشش اطرافیان می‎تواند در بلوغ زودرس او نقش مهمی داشته باشد كودكی كه در سن قبل از نوجوانی هر روز با بدن نیمه عریان مادر و خواهر مواجه است و قسمت‎های برجسته بدن آنان را مشاهده می‎كند. زمینه تحریك جنسی در او سریع‎تر و زیادتر است و آنچه را در خانواده می‎بیند ناخودآگاه در كوچه و خیابان بر افراد دیگر منطبق می‎كند و باعث می‎شود زودتر از موعد مقرر علائم بلوغ جنسی در او ظاهر شود.
اثر دیگر پوشش‎های نامناسب والدین در مقابل فرزندان باعث می‎شود كه حیاء و عفت در دیدگاه و منظر آنها كم اهمیت جلوه كند نوجوانی كه همیشه مادر خود را نیمه عریان می‎بیند احساس شرم نمی كند از اینكه خاله، دختر خاله و زن بیگانه را با همان وضع ببیند.
- أما گفتۀ دیگران را در این زمینه مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:

 

]]>
کف بینی و طالع شناسی از دیدگاه اسلام (70976) 2012-08-08T15:14:48+01:00 2012-08-08T15:14:48+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/58 مصطفی سلیمانی  پرسش:   سوال من در رابطه با مرتبط بودن شخصیت انسان با متولد شدنش در ماه های متفاوت سال می باشد كه این موضوع امروز بسیار عام شده است. مانند: اگر كسی در ماه فروردین به دنیا امده حسود است و هذا القیاس...از روی گروه خونی و اسم نیز شخصیت ها را مطالعه می كنند.هم چنان در مورد كف بینی كه در این روز ها فراوان مردم طرفش می روند و نظر به او زندگیشان را بیش بینی می كنند.ایا از نگاه اسلام چنین كارهایی جایز است؟ و آیا حقیقت دارد یا نه؟ پاسخ: اعتقادات، همواره در زندگی بشر نقش اساسی داشته  پرسش:  


سوال من در رابطه با مرتبط بودن شخصیت انسان با متولد شدنش در ماه های متفاوت سال می باشد كه این موضوع امروز بسیار عام شده است. مانند: اگر كسی در ماه فروردین به دنیا امده حسود است و هذا القیاس...از روی گروه خونی و اسم نیز شخصیت ها را مطالعه می كنند.
هم چنان در مورد كف بینی كه در این روز ها فراوان مردم طرفش می روند و نظر به او زندگیشان را بیش بینی می كنند.
ایا از نگاه اسلام چنین كارهایی جایز است؟ و آیا حقیقت دارد یا نه؟

http://www.up.iranage.com/2012/08/969a8fb773ca5a567eb16a410fcc89fc1.png


پاسخ:


اعتقادات، همواره در زندگی بشر نقش اساسی داشته و دارد و اصولاً عملكردها و رفتارهای انسان بر پایه اعتقاداتش شكل می‌گیرند و از این باب است كه اسلام، بلكه همه ادیان الهی، بیش از هر چیز به باورها و عقائد توجه دارند و در صدد تصحیح و استحكام آنها هستند، زیرا عقائد بشر آمیخته به خرافات و اباطیل گشته و این امر اگر چه در سایر ادیان و ملت‌ها فراوان‌تر است اما در میان مسلمین هم نفوذ كرده است.
آرزوی خبر از آینده، آرزوی قدمی فراتر بودن از زمان و مكان، از زندگی انسان ها جدا نمی‌شود. این روزها برخی افراد گاهی آن چنان درگیر این فال ها می شوند كه توكل و تلاش از یادشان می رود؛ یادشان می رود كه"وَ مَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ" و هر كس بر خدا توكل كند، كفایت امرش را مى كند.(1)؛ به سراغ مخلوق می روند و به دانش سطحی و اندك آن، ریسمان آرزو گره می زنند.
مطالبی را در مورد پیشگویی و طالع شناسی و كف بینی و... خدمتتان عرض می نماییم:
1- آگاهی به غیب در مرحله اول، اختصاص به خداوند عالم دارد و خداوند در قرآن فرموده است: "هیچ انسانی نمی داند كه فردا چه حاصل می‌كند و هیچ كس نمی داند كه در كدام سرزمین وفات می‌یابد."(2) علم و آگاهی به این امور تنها در نزد خداوند است، اما گاهی خداوند برخی از اسرار عالم غیب را برای عده ای خاص چون پیامبران واولیای الهی بیان می‌كند؛ كه آنها از خودشان استقلالاً چیزی ندارند، بلكه خداوند عالم طبق مصالح به اندازه ای كه صلاح می داند، آگاهی از غیب را در اختیار آنها قرار می دهد. خداوند می‌فرماید: هیچ كس را از علم غیب آگاه نمی كند، جز كسی را كه خداوند از او خشنود باشد.(3)
2- كف بینی و طالع شماری كه نوعاً كار افراد شیاد است، هیچ مستند شرعی ندارد. از نظر اسلام و قرآن اعتقاد به آن صحیح نیست. آن ها معمولاً با بیان مسائل كلی كه قابل انطباق با روحیات مختلف است، یا با بیان یك سری مطالب متشابه سعی در جلب نظر مشتریان دارند. یا بر اثر حدسیات چیز هایی را بیان می‌كنند كه به صورت اتفاق برخی از آن ها واقع می‌شود. انسان‌ها خیال می‌كنند كه پیشگویی‌های آن ها قطعی بوده است. هیچ یك از امور یاد شده از نظر عقل و شرع اعتباری ندارد. اما عقل به ما می گوید تصمیم گیری انسان باید بر اساس اندیشه و دور اندیشی و مشورت با عاقلان مؤمن صورت گیرد. سرنوشت انسان نباید از طریق طالع بینی و مانند آن تعیین شود.
در آموزه های دینی تاكید شده "تأثیر یا بی تأثیری این گونه امور در روان انسان تابع موضعی است كه در مقابل آن اتخاذ می كند. اگر آن را ناچیز و بی تاثیر بداند، بی اثر خواهد بود. اگر آن را مهم بپندارد، مهم خواهد بود. اگر به آن ترتیب اثر ندهد، هیچ و بی اثر خواهد بود.(4) بنا بر این هیچ اطمینانی به این گونه امور نمی توان داشت. تنها به صورت تفریح و تفنن از سوی عده ایی سود جو به كار برده می شود. باید توجه داشت كه این گونه كارها علم شمرده نمی شود.
3- برای این كه مسلمانان تحت تأثیر این گونه امور و پیشگویی های شیادان قرار نگیرند، و خویشتن را تسلیم نادانی‌ها و خرافات ننمایند. اولیای دین نه تنها پیروان خود را از این قبیل كارهای موهوم و زیانبار بر حذر داشته اند، بلكه پذیرش سخنان این قبیل افراد را مخالفت با تعالیم الهی خوانده اند".(5) از این رو از سوی مراجع معظم تقلید این امور تحریم شده و رمالی و طالع بینی و مانند آن مطلبی خرافی است. مراجعه به رمال و طالع بین و فالگیر جایز نیست. پول گرفتن و پول دادن در برابر آن جائز نیست. مگر این كه دهنده پول آن را به عنوان هدیه بدهد.(6)
 

]]>
دعا كردن برای مرگ زودتر (72336) 2012-08-06T10:33:58+01:00 2012-08-06T10:33:58+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/57 مصطفی سلیمانی  پرسش: آیا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا (س) دعا كردند كه أجلشان زودتر فرا رسد؟  پاسخ: در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسدا  پرسش:


آیا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا (س) دعا كردند كه أجلشان زودتر فرا رسد؟

http://iwt.wpengine.netdna-cdn.com/wp-content/uploads/2008/11/old-shoes.jpg

 
پاسخ:


در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت كند. مالك اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت كرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.
برادر گرامی! با توجه به این مقدمه باید گفت: آرزو و دعا برای مرگ دو صورت دارد:
1. گاهی افرادی در اثر جهالت، مرگ را نجات یافتن از گرفتاری های دنیایی می دانند و چون مصیبت و گرفتاری را سنگین و خلاف طبع و غیر قابل تحمل می انگارند، برای نجات از آن آرزوی مرگ كرده یا بالاتر از آن اقدام به خودكشی می كنند. اقدام به خودكشی كه خود از گناهان كبیره است و این آرزوی مرگ هم نتیجه نادانی و جهالت است، زیرا این چنین آرزو كنندگانی غالبا، بلكه همه بی ایمان به خدا و معاد هستند، زیرا مؤمن مصیبت ها را بلا ها و امتحان های خدا می داند(1) كه وظیفه دارد در مقابل آن ها بایستد و با تحمل و تدبیر آنها را حل كند و از مواجه شدن با مصیبت ها و مشكلات نه تنها ترس ندارد و فرار نمی كند، بلكه چون مقابله با آن ها به فعال شدن استعداد هایش و رشد قوای روحی و ایمانی اش می انجامد، از آن ها استقبال هم می كند. در این زمینه امام باقر (ع) فرمود: «إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِكُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِكُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ؛(2) مؤمن ممكن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودكشی نمی كند.»
2. گاهی فرد با توجه به حقیقت مرگ كه پل رساننده او به آخرت و لقای خدا است، تقاضای مرگ دارد. این چنین تقاضایی ناشی از بینش صحیح در برابر مرگ است و از كسانی سر می زند كه مرگ را فهمیده اند و لقای خدا را طالبند و برای لقای خدا كسب آمادگی كرده اند. حضرت زهرا(س) هم از این دسته هستند و نگاهشان به مرگ، رسیدن به آغوش پر مهر پروردگار است.حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در روز آخر از عمر شریفشان دعای «اللهم عجل وفاتی سریعا» را خواندند.(3)
دعای 40 صحیفه سجادیه دعای كسانی است كه چنین بینشی درباره مرگ دارند و برای مرگ آماده اند و توشه برداشته اند. به این دعا توجه كنید:
«اللهم صل على محمد وآله، واكفنا طول الأمل، وقصره عنا بصدق العمل حتى لا نؤمل استتمام ساعة بعد ساعة ولا استیفاء یوم بعد یوم، و لا اتصال نفس بنفس، ولا لحوق قدم بقدم، وسلمنا من غروره، وآمنا من شروره، وانصب الموت بین أیدینا نصبا، ولا تجعل ذكرنا له غبا، واجعل  لنا من صالح الأعمال عملا نستبطئ معه المصیر إلیك، ونحرص له على و شك اللحاق بك حتى یكون الموت مأنسنا الذی نأنس به، ومألفنا الذی نشتاق إلیه، وحامتنا التی نحب الدنو منها، فإذا أوردته علینا وأنزلته بنا فأسعدنا به زائرا، وآنسنا به قادما، ولا تشقنا بضیافته ولا تخزنا بزیارته، واجعله بابا من أبواب مغفرتك، ومفتاحا من مفاتیح رحمتك، أمتنا مهتدین غیر ضالین طائعین غیر مستكرهین، تائبین غیر عاصین ولا مصرین یا ضامن جزاء المحسنین، و مستصلح عمل المفسدین؛(4) خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از آرزوهای دراز باز دار و با عمل درست، آرزو های ما را كوتاه كن تا این كه ساعتی پس از ساعت دیگر را آرزو نكنم و فردا را بعد از امروز و حیاتی پس از این حیات و قدمی بعد از این قدم را انتظار نكشم و ما را از غرور آرزوی دراز، محافظت فرما و از شرور آن، در امان نگهدار و یاد مرگ را برای ما هر از گاهی قرار مده، (بلكه همیشگی كن) و از كارهای شایسته عملی به ما عطا فرما كه با آن به عنوان زاد و توشه به سوی تو سیر كنیم و به خاطر آن بر قرب دیدار تو حریص گردیم به گونه ای كه مرگ، زمان انس ما باشد و موعد الفتی كه به آن اشتیاق پیدا كنیم و پناهگاهی باشد كه دوست داشته باشیم به آن نزدیك شویم.
پس هر گاه مرگ را بر ما فرود می آوری و اجل را بر ما نازل می كنی، ما را به زیارت آن سعادتمند گردان و ما را با او مأنوس كن و ما را در میهمانی مرگ شقاوتمند مساز و به دیدار مرگ پست و خوار مگردان و مرگ را دری از درهای آمرزش و كلیدی از كلید های رحمت خود مقرر ساز. ما را در حالی كه هدایت شده ایم ، گمراه نیستیم، مطیع توییم، از دیدار تو كراهت نداریم، توبه كننده ایم، گناهكار نیستیم و بر گناه اصرار نداریم، بمیران ای ضمانت كننده پاداش نیكوكاران و ای اصلاح كننده اعمال تبهكاران!».
آری كسی كه چنین معرفتی نسبت به مرگ داشته و چنین آمادگی ای برای سفر آخرت داشته باشد، مرگ را زیبا دیده و برای پذیرفتنش آغوش باز كرده و منتظر اوست و قدم او را بر دیده می نهد. اما همین كس نیز باز هم از خدا عمر می طلبد تا بیشتر تلاش كند و بیشتر موجبات رضای خدا و تعالی آخرت را فراهم نماید.
همچنین امام سجاد(ع) در دعای دیگری می فرمایند:
«و عمرنی ما كان عمری بذلة فی طاعتك، فإذا كان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی إلیك قبل أن یسبق مقتك إلی، أو یستحكم غضبك علی؛(5) خدایا! تا هنگامی كه عمرم در راه طاعت تو می گذرد به من عمر بده و آن گاه كه عمرم چراگاه شیطان شود، پیش از آن كه دشمنی تو سخت بر من رو آورد یا خشم تو محكم و پایدار گردد، جانم را بگیر!».

 

]]>
آثار مخرب برخی موسیقی بر روح انسان (56714) 2012-08-04T07:01:26+01:00 2012-08-04T07:01:26+01:00 tag:http://sssaghi.mihanblog.com/post/56 مصطفی سلیمانی  پرسش: آثار مخرب موسیقی بر روح انسان دلیل استفاده گروه شیطان پرستی از موسیقی متالیک؟ پاسخ: وقتی كه امواج صوت با یك نظمی خاص و با طول موج های منظم پخش می شود، یك زیبایی ایجاد می گردد و این زیبایی موجب گیرایی و جذابیت می شود بطوری كه این گیرایی و جذابیت آن چنان شنونده را (اعم انسان و غیرانسان ) به خود مشغول و شیفته می سازد كه شنونده از خود بیخود گشته، ای بسا خستگی و درد، گرسنگی و رنج، تشنگی و غم خویش را فراموش می كند. بعد از این مقدمه ،به دو سوال شما به صورت جداگانه جواب داده ایم:1)آثار  پرسش:


آثار مخرب موسیقی بر روح انسان دلیل استفاده گروه شیطان پرستی از موسیقی متالیک؟

http://up.vatandownload.com/images/0tr5txhi3u4vdzo0o8y.jpg


پاسخ:


وقتی كه امواج صوت با یك نظمی خاص و با طول موج های منظم پخش می شود، یك زیبایی ایجاد می گردد و این زیبایی موجب گیرایی و جذابیت می شود بطوری كه این گیرایی و جذابیت آن چنان شنونده را (اعم انسان و غیرانسان ) به خود مشغول و شیفته می سازد كه شنونده از خود بیخود گشته، ای بسا خستگی و درد، گرسنگی و رنج، تشنگی و غم خویش را فراموش می كند.
بعد از این مقدمه ،به دو سوال شما به صورت جداگانه جواب داده ایم:
1)آثار مخرب موسیقی بر روح انسان:
1. خودکشی: بر طبق تحقیقات دانشمندان یکی از عوامل اصلی که باعث می شود شخص دست به خودکشی بزند غفلت از یاد خدا و عدم ارتباط معنوی با خدای متعال است. که همانطور که در بحث های پیش گفتیم یکی از اثرات موسیقی غافل نمودن انسان از یاد خداست.(1)
2. جنون: آهنگهای شور انگیز موسیقی می تواند به قدری اعصاب را تحریک کند و نظام آنها را در اثر تهیج فوق العاده مختل نماید که انسان را دچار اغتشاشات و آشفتگی های روانی بنماید و در نتیجه باعث جنب و جوش های ناگهانی - خنده های بیجا - پرحرفی - ادای سخن مسخره و ..... گردد و در نتیجه باعث می شود که شخص دچار مرض «مانی» که نوعی جنون است گردد.(2)
3. عذاب روح : لوتر می گوید : موسیقی در تخدیر اعصاب انسان از مواد مخدر هم قوی تر عمل می کند. بعضی از غلط اندازان معتقدند که موسیقی غذای روح است . ولی هیچ دانایی این سخن را قبول ندارند بلکه دانای کامل(خداوند) عقیده دارد موسیقی عذاب روح است.(3) 
4. تهییج عشق: ( یک نوع بیماری روانی است که مورد بحث و توجه روانکاوان است . گاهی شدت این بیماری به جایی میرسد که طرف خودش برای هلاکت خودش قیام کرده خویش را به آب و آتش می اندازد مسموم میکند خود را زیر اتومبیل معشوقه اش رها می کند و ..... و این بیماری گاهی شخص را به تیمارستان می کشاند) (4)
 5. دوری از خدا: شگفت آور این است که برخی موسیقی را غذای روح می پندارند و برای گریز از رنج ها و فراموش کردن ناراحتی های خود به آن پناه میبرند در حالی که موسیقی نه تنها غذای روح نیست. بلکه سم کشنده ای است که جان و دل انسان را می میراند.
موسیقی اثری همچون الکل و افیون ر روح و روان انسان دارد یعنی با رخوتی که در اعصاب ایجاد می کند موجب می شود که انسان موقتا از واقعیت های زندگی فاصله بگیرد و اگر این خاصیت دلیل آن است که موسیقی را غذای روح بدانیم الکل و هروئین شایستگی بیشتری دارند که غذای روح نامیده شوند.
موسیقی لذت و تخدیر آنی و زود گذر دارد ولی نابسامانی های بسیاری را درپی دارد و مهم تر از این است که شنونده را از خدا بی خبر میسازد.
تحقیقات جامعه شناسان این نتیجه را به دست آورده است که موسیقی موجب بیماریهای بسیاری مانند : حمله های عصبی ضعف اعصاب بیماری های روانی و قلبی زخم معده و... می شود.
این مضرات و آسیب هایی که در اینجا ذکر نموده ایم تنها قطره ای از دریای آسیب های این دشمن روح و روان انسان است که تا به امروز کشف شده است و شاید صدها بیماری دیگر هم باشد که هنوز علم روز نتوانسته آن را کشف نماید.
و در آخر:
ممکن است خداوند از گناهان و گناه موسیقی ما بگذرد. ولی ضعف اعصاب دست از سر ما بر نمی دارد.

2)دلیل استفاده گروه شیطان پرستی از موسیقی متالیکا : (متالیکا نماد شیطان پرستی!)
نقش موسیقی متال، نقش حساس گسترش دامنه مخاطبین شیطان‌گرایی می باشد.
متالیکا در حقیقت ضدارزش‌هایی را ارائه می‌نماید که شامل « بازگشت به تاریکی» (محور اصلی تفکرات شیطان‌پرستان ، بی‌رحمی و تجاوزات جنسی، فحاشی، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن) می‌باشد.
خوانندگان این گروه بر روی صحنه و در كلیپ‌های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه‌های فاسد، ‌ادرار
، مدفوع، خون و مردار نموده و از كثیف‌ترین گروه‌های موسیقی جهان به حساب می‌آیند .
همچنین گفتنی است متالیکا از هم‌جنس بازی نیز دفاع می‌نماید و آلبومی را در سالروز مرگ «‌کوئین»، همجنس‌باز بنام آمریکایی منتشر کرد.
برخی آمارها حکایت از این امر دارد که تاکنون بیش از ده میلیون و دویست هزار کپی از آلبوم های این گروه « موسیقی شیطانی» به فروش رسیده است.

دلایل استفاده از موسیقی متالیک:
 

]]>