پاسخ به سوالات دینی؛ اخلاقی؛ تربیتی؛ جنسی؛ زناشویی؛ اجتماعی و غیره
سنگِ صبور [مصطفی سلیمانی]
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

روش برخورد با والدین بد اخلاق

کاش بعضی روزها می‌شد دوبار زندگی کرد!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آیا فقط فرزندان باید به والدین احترام بگذارند وقتی پدر و مادر بد اخلاق هستند و با رفتار و اخلاق من را آزار می دهند و فحش و ناسزا می گویند من باید چكار كنم نظر معصومان در این باره چیست؟


پاسخ:
برادر گرامی! در مورد اینكه والدین هم دچار اشتباه می شوند و از طرف خدا مسئول هستند، بحثی نیست، زیرا والدین هم همانند دیگران معصوم نبوده و عاری از هر گونه خطا و اشتباه نیستند. پیامبر اكرم(ص) در این زمینه فرمود:‌ «فرزندان بر گردن والدین خود از حقوقی برخوردارند؛ همان گونه كه پدر و مادر بر گردن فرزندان حقوقی دارند، همان طور كه اگر فرزند حق پدر و مادر را ادا نكند، عاق والدین می‌شود، پدر و مادر نیز اگر حق فرزند را ادا نكنند و تكالیف و وظایف خود را در قبال آنان انجام ندهند، عاق فرزندان قرار خواهند گرفت».(1)
همچنین فرمود: «خدا رحمت كند پدر و مادری را كه در نیكی و نیكوكاری به فرزند خویش كمك می‌كنند. پدر و مادر از رحمت الهی به دورند كه به علت تربیت نادرست، فرزندان را به گناه و نافرمانی وادار می‌سازند و موجب عاق فرزندان‌شان می‌شوند».(2)
- با توجه به مقدمۀ بالا به مطالب زیر دقت بفرمایید:
1- علاوه بر مطلب بیان شده در مقدمه، خداوند در قرآن كریم نیكی به پدر و مادر را وظیفه ای واجب معرفی فرموده، وظیفه ای كه پس از «توحید در پرستش» ذكر شده است: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِیماً»(3) پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را می پرستید و به پدر و مادر (خود) احسان كنید، اگر یكی از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آن ها (حتی) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آن ها سخنی شایسته بگوی.
2- در نگاه اول، توصیۀ ما این است كه با صبر و آرامش و معامله با خدا، در مورد كوتاهی والدین تان، از أجر و ثواب آن بهره مند شوید. قطعاً مشكلات و سختی ها، نشان از توجه و لطف خدا دارد. قدردان لحظات باشید.
و در نگاه بعد، توصیۀ ما این است كه از عوامل و كارهایی كه موجب تنش و اختلاف بیشتر می شود، پرهیز كنید و به هیچ وجه خود را در این موقعیت قرار ندهید! همچنین در این موقعیت، بهترین كار ترك محل و تغییر مكان است. اساساً هنگامی كه انسان خود را دور از موقعیت دعوا ببیند، انگیزه ای برای دعوا و پرخاش ندارد. سعی كنید هنگام عصبانیت و اختلاف نزد والدین خود نباشید تا مشكلی پیش نیاید.
ضمناً توجه به پاداش الهی در برابر معامله با خدای متعال را سرلوحۀ كار خود قرار دهید تا احساس زیان نكنید؛ این نكته را یقین بدانید كه خدای متعال كاملاً به جریانات اشراف دارد و به مسأله واقف است. با معامله و درد دل با او تمام مشكلات را هیچ بدانید.
3- تكلیف فرزندان در بی احترامی والدین:
والدین ممكن است به مسایلی دقت داشته باشند كه از چشمان فرزند دور است، پس ممكن است یكی از گزینه های زیر هم از مشكلات شما باشد:
1) دستور اسلام در احترام به مادر و پدر مطلق است، یعنی به هر مادر و پدری باید احترام كرد، خواه با انسان رفتار خوبی داشته باشند و خواه بد.
2) علت لزوم فرمانبرداری از سخنان پدر و مادر این است كه پدر و مادر خواهان سعادت فرزندند. گرمی‏ و سردی روزگار را زیادتر از او چشیده‏اند. تجربیات خوبی در این راه ‏اندوخته‏اند. از این جهت باید در مسائلی كه نمی‏دانند،از تجربیات آن ها استفاده كنند. هر چند پدر و مادر رفتار صحیحی با فرزند نداشته باشند، فرزند موظف به گرامیداشت والدین و كسب رضایت آنان است و نمی تواند مقابله به مثل نماید.
3) در این موقعیت(بی احترامی آن ها) به حرف های آن ها اعتنا نباید كرد. پدر و مادری كه بد رفتاری كنند، پاسخگوی اعمالش نزد خدا خواهند بود، اما رفتار بد داشتن و بی احترامی و هر كار دیگر، ما را از انجام وظیفه معذور نمی دارد.
أمیر مومنان، علی (ع) می‏فرماید: «اِنَّ لِلْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ حَقّاً … فَحَقُّ الْوالِدِ اَنْ یُطیعَهُ فی كُلِّ شَیْءٍ اِلّا فی مَعْصِیَةِ اللهِ»(4) یعنی حق پدر آن است كه فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از او پیروی كند.
قرآن مجید تنها در یك مورد مخالفت با پدر و مادر را جایز دانسته و آن در صورتی است كه پدر و مادر فرزند را به شرك و دوری از خدا فرا خوانند یا اطاعت آنان، معصیت و مخالفت با فرمان خدا باشد، (5)حتی عدم اطاعت از فرمان والدین در چنین مواردی باید با رفتار پسندیده همراه باشد.
5) آزار والدین حتی اگر آنان ظالم باشند، جایز نیست. امام صادق (ع) فرمود: «من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله تعالی له صلوة»(6) كسی كه به پدر و مادرش به حالت دشمنی و تنفر نگاه كند، خداوند نمازش را نمی پذیرد.
6) از آن جایی كه رفتار و روحیه پدر یا مادرتان با گذر عمر به صورت یك صفت ثابت شخصیتی درآمده است، دیر و سخت تغییر می پذیرد. متحول ساختن فردی با چنین وضعیت روحی و روانی بس دشوار و نیازمند صبر و حوصله و همین طور تدبیر و هوشیاری و ظرافت های رفتاری خاص است. هرگز سعی در ایجاد تغییر ناگهانی و برخوردهای تند و عصبانی نداشته باشید. این شكل رفتار نه تنها به سوی مخالفت می كشاند، بلكه سازگاری را به صورت لجاجت‏آمیزی تشدید می نماید. بنابراین از برخوردهای هیجانی و رفتارهای عصبی (هر چند به منظور اصلاح) اجتناب ورزید. مبادا با پرخاشگری و تندخویی و حركات خشن در صدد اصلاح و تغییر رفتار او برآئید.
- حاصل سخن اینكه:
باید در هر شرایطى احترام آن ها را نگه داشت، هر چند در بعضى اوقات در برخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند. خداوند همه انسان ها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مى‏دهند، مورد سؤال قرار مى‏دهد. والدین نیز باید پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند. بنابراین در همه حال ما وظیفه داریم به والدین خود احترام بگذاریم. حتى اگر به ما بى احترامى كنند. فقط اگر بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند یا از انجام تكلیف واجبى باز بدارند، اطاعت از آن ها جایز نیست، چه اینكه اطاعت خداوند بر هر كس دیگر حتى والدین مقدم است.
- منابعی برای مطالعه بیش تر:
1. حقوق والدین و صله رحم، احترام به سادات و همسایه، علی محمودی ارسنجانی، نشرامام علی بن ابی طالب(ع).
2. مقام پدر و مادر در اسلام، زین االعابدین احمدی- حسنعلی احمدی، نشر: میثم تمار.
3. پدر مادر شما را دوست دارم، عبدالكریم پاك‌نیا، انتشارات فرهنگ اهل‌بیت(ع).
پی نوشت ها:
1. فروع كافی، ج 6، ص 48.
2. محمدتقی فلسفی، در مكتب اهل بیت(ع)، ج 1، ص 83 ـ 82؛ دكتر احمد بهشتی، اسلام و تربیت كودكان، ج1، ص57.
3. اسراء(17)آیه23.
4. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج19، ص365، مكتبة آیة الله المرعشی النجفی‏،قم‏1404 ق‏، چاپ اول‏.
5. لقمان(31) آیه 15.
6. فیض كاشانى، الوافی، ج5، ص911، كتابخانه امام أمیر المؤمنین على (ع)‏، چاپ اول‏،اصفهان‏، 1406 ق‏.





نوع مطلب : خانواده، مشکلات زندگی، 
برچسب ها : روش برخورد با والدین بد اخلاق، علت لزوم فرمانبرداری از سخنان پدر و مادر، دستور اسلام در احترام به مادر و پدر، تكلیف فرزندان در بی احترامی والدین، آزار والدین،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 مرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

ازدواج موقت زنان بیوه ...

پرسش:
با عرض سلام
بیشتر از یك سال است كه شوهرم فوت كرده والان بیوه هستم. فعلا موقعیت ازدواج دوباره ندارم. یك مرد كه صاحب زن میباشد از دوران مجردی به من علاقه داشته و الان به من پیشنهاد كرد كه با او ارتباط برقرار كنم ولی من به علت اعتقاداتی كه داشتم قبول نكردم وحالا او از من میخواهد با او صیغه موقت كنم تا محرم همدیگر شویم اما نه من نه او نمیتوانیم به خانواده هایمان بگوییم و میخواهیم این موضوع مخفی باقی بماند. حالا اگر من این كار را بكنم گناه دارد؟ لطفا اگر اشكالی در ان است برایم توضیح دهید كه مرتكب گناه نشوم. با تشكر

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پاسخ:
از آنجا كه ازدواج امری طبیعی، مشروع و منطقی در تمامی اعصار و در همه جوامع بشری تلقی می شود خواه ناخواه زنانی كه در سنین ازدواج قرار دارند، اما مجرد مانده‌اند به صورت یك پدیده نامقبول و غیرعادی محسوب می‌شوند. ترك گناه و دوری از آن به هر روش شرعی كه باشد بهترین عبادت محسوب می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «برترین عبادت، دوری گزیدن از گناه است».(1)
زنانی كه به دلایل مختلف همسرانشان را از دست می‌دهند یا از همسرانشان جدا می‌شوند به یكباره با جهان دیگری روبه‌رو می‌شوند، دنیایی كه بسیاری از مختصات آن ناآشناست. دشواری‌هایی كه این زنان تاب می‌آورند عمدتا به دغدغه‌های معیشتی عاطفی، وسواس‌های فكری، حاشیه‌های ناخواسته از برخورد نامناسب اطرافیان و ... مربوط می شود. در هر حال این گروه از زنان كه با عنوان زنان مطلقه یا بیوه در جامعه شناخته می‌شوند، با مسائل، مشكلات و موانع زیادی در زندگی مواجهند.
معضل برخورد غیر منصفانه با زنان بیوه در عصر حاضر، از اندیشه های تك بعدی، تعصبات قبیله ای و ذهنیت های كهنه ناشی می شود.
مسأله ازدواج موقت باید به گونه ای باشد كه زندگی آینده و دایم را موجب اختلال نكند، لذا انجام چنین كاری باید در ارتباط با خانم هایی باشد كه مراحلی از زندگی را طی كرده اند و با ازدواج موقت آینده آنان به خطر نمی افتد.
در شرایط حاضر كه ازدواج دایمی برای این گونه زنان دشوار شده و از طرفی برای مدیریت غریزه جنسی جوانان و مردانی كه دارای مشكلاتی هستند، هیچگونه برنامه ریزی كاربردی پیش بینی نشده است، ازدواج موقت روش منطقی، عقلی و كاربردی است.
ازدواج موقت كسانی كه تجربه ی ازدواج قبلی دارند(متأهلان) و الان از نظر غریزی تحت فشار هستند با چنین خانم هایی اشكال ندارد.
پرسشگر گرامی!
اگر از زنانی كه به هر دلیلی شوهر خود را از دست داده اند، دربارۀ ازدواج موقت سؤال كنید، نهایت تنفّر خود را از این دیو وحشتناك با زبان ابراز خواهند كرد ولی چون از زبان بگذرید و وارد وادی دل شوید، خواهی دید كه به ازدواج موقت براساس عقل سلیم به عنوان یك جانشین مناسب، بیش از همه معتقدند و در دل با خود می گویند: "ای كاش جامعه به این اكسیر به چشم بد نمی نگریست و ای كاش یك زن بدون سرپرست می توانست برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد و در یك انتخاب آزاد از میان مردان یا پسرانی كه به او اظهار رغبت می كنند، یكی از شایسته ترین آنان را به عنوان پناه عاطفی خود برگزیند و بر زخم های تنهایی خویش مرهم بگذارد و از امكان مشروع و معقولی كه خدا ورسول در اختیار او قرار داده است، استفاده كند وجوانی خود را لابه لای پاره ای تعصبات و توهّمات پایمال نكند".
- مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان:
1- به خاطر دیدگاه ها و مشكلاتی كه در جامعه ایران وجود دارد زنان بیوه حتی اگر هم بخواهند سالم زندگی كنند در صورت محتاج بودن، شرایط اقتصادی به او اجازه نمی دهد. علاوه بر اینها زنان بیوه از نظر عاطفی هم دچار مشكل هستند.
2- مشكلات روحی و تنهایی:
علاوه بر تمام مشكلات ذكر شده، از دست دادن همسر به خصوص در دوران جوانی و پیامدهای ناگوار طلاق منجر به بروز مشكلات روحی متعدد ار جمله افسردگی و بد بینی برای این زنان می شود. همچنین احساس نگرانی زیاد نسبت به آینده و تنهایی خود بعد از ترك فرزندان بسیار آزار دهنده و این مشكلات روحی را افزایش افزایش می دهد.
3- اگر ازدواج موقت نباشد و زنی كه شرایط لازم را برای ازدواج موقت دارد ولی نتواند از این نعمت الاهی بهره مند شود و به آزادی جنسی روی آورد؛ نتیجه اش علاوه بر دچار شدن به معصیت الاهی و گناه، با گذشت زمان دچار بدبختی و بیچارگی نیز شود.(2)
4- عقد موقت و متعه، سبب آرامش روحی و روانی زن و مردی می شود كه به واسطه عقد موقت از هم دیگر لذت می­برند در حالی كه اگر آزادی جنسی باشد مرد و زن از روح و روان آرام برخوردار نیستند.
- كلام پایانی:
هیچ كس همانند خودتان نمی تواند تشخیص دهد كه در چه موقعیتی هستید، أما به نظر می رسد كه نسبت به ازدواج با ایشان تمایل دارید و با شناختی كه از ایشان دارید میدانید كه أهل سوء استفاده نبوده و مردی آشنا به قواعد و أصول زندگی است.
برای متهم نشدن در این اجتماع و جلوگیری از عوارض و مشكلات ناشی از أفكار عرف، بهترین كاری كه می توان كرد همان تصمیمی -مخفی كردن این مسأله از خانواده و دیگران- است كه گرفته اید. أما از نكته ای كه نباید غفلت بورزید، این است كه از آنجایی كه این شخص دارای همسر است -ونسبت به خانوادۀ خود هم مسولیت دارد- می طلبد كه با مدیریت و زمانبندی أوقات و مسایل روحی و روانی خانواده شان، طوری برخورد كنید كه زندگی ایشان مخدوش نشود.
نكته:

1.برای خواندن عقد موقت حتما از راه قانونی وارد شوید و از محظر و دفتر خانه ها برگۀ قانونی دریافت كنید تا در آینده مشكل قانونی پیدا نكنید.
2. اگر این شخص را قابل اعتماد یافتید زمان عقد خود را طولانی قرار دهید تا در آینده به این كار-ازدواج موقت-عادت نكنید كه در هر دورره ای با یك مرد دیگری صیغه نمایید.
- منابع كمكی برای مطالعۀ بیشتر:
1- ازدواج موقت و چالش ها، نویسنده: سید حسن شریفی، قم، انتشارات بوستان كتاب.
2- احكام ازدواج دائم موقت فتاوی حضرت آیت الله بهجت(ره)، نویسنده: سیدحجت موسوی خویی، قم، دارالفیض.

پی نوشت ها:
1. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 342، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه.ق.
2.در این زمینه مراجعه شود به كتاب "ازدواج موقت؛ مدیریت شهوت" نویسنده: محمد تركاشوند، قم، نشر گل یاس.





نوع مطلب : ازدواج موقت، مشکلات زندگی، 
برچسب ها : ازدواج موقت زنان بیوه، ازدواج موقت، مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان، مشكلات روحی و تنهایی، عقد موقت و متعه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 خرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

شادی با وجود ظلم و ستم؟!


	لبخند تو را چند صباحی‌ست ندیدم

	یک بار دگر خانه‌ات آباد بگو سیب.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
سلام ، مگر نمی گویند مومن شاد است و هم باید حزن داشته باشد این دو كه با هم منافات دارد! چطور می شود كه مومن ظلم ظالم را ببیند و فقر و مظلومی شیعیان جهان را ببیند و غریبی ائمه را مشاهده كند و یاد ظلمهایی كه به آنها روا داشته اند و دارند بیفتد و همیشه حزن داشته باشد ولی از طرفی دیگر شاد باشد اصلاً چگونه می شود شاد بود با این همه ظلم و ستم. این دو كه با هم همخوانی ندارند . لطفاً توضیح دهید. ممنون.


پاسخ:
یكی از چیزهایی كه انسان باید در مواجه با دیگران رعایت كند عطوفت و مهربانی در برخورد با دیگران است. مسلماً هر كسی در زندگی كم و بیش دارای گرفتاری و مشكلاتی می باشد. ولی این باعث نمی شود كه انسان در رویارویی با دیگران با چهره ای گرفته و عبوس مواجه شود.
حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می­فرمایند: «الْمُؤمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزنُهُ فِی قَلبِه‏» شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است‏.(1)
كسی كه در رویارویی با بندگان خدا با چهره ای سرد و بی روح روبرو می شود و نسبت به آنان و مسائل آنان ذرّه ای عطوفت و مهربانی ندارد و نسبت به آنان و مسائلشان با بی تفاوتی عبور می كند، شایستگی نام انسان بودن را ندارد.
بی تردید كسی كه در رویارویی با دیگران با گشاده رویی و مهربانی برخورد می‌كند خداوند نیز با او با عطوفت و مهربانی برخورد می كند و او را در زندگیش دائماً مشمول رحمت خویش قرار می دهد.
رسول خدا(ص) در این باره می­فرمایند:
«إنّ اللّه َ رَحیمٌ یُحِبُّ الرَّحیمَ، یَضَعُ رحمَتَهُ على كُلِّ رحیمٍ» خداوند مهربان است و مهربان را دوست دارد و مهر خود را براى هر مهر ورزى نهاده است.(2)
روزی پیامبر به اصحاب خود فرمودند: «وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَضَعُ اللَّهُ رَحْمَتَهُ إِلَّا عَلَى رَحِیمٍ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ كُلُّنَا نَرْحَمُ قَالَ لَیْسَ بِالَّذِی یَرْحَمُ نَفْسَهُ خَاصَّةً وَ لَكِنِ الَّذِی یَرْحَمُ الْمُسْلِمِینَ عَامَّه»(3) قسم به كسی كه جانم در دست اوست خداوند رحمت و مهربانیش را قرار نمی دهد و فرو نمی فرستد مگر بر شخص مهربان! در این هنگام اصحاب خطاب به پیامبر(ص) فرمودند: یا رسول الله! همه ما مهربانی می كنیم. پیامبر(ص) خطاب به آنها فرمودند: اینگونه نیست كه رحمت و مهربانی خداوند تنها شامل حال كسی شود كه به خودش مهربانی می كند بلكه مقصود كسی است كه نسبت به همه مسلمانان عطوفت و مهربانی داشته باشد.
- چگونگی جمع بین حزن و شادی:
شایان ذكر است كه اندوه‌های ما دو سنخ است:
1ـ حزن در امور دنیوی، مانند مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی كه برای انسان گاهی در دنیا پیدا می‌شود. مؤمنی كه گرفتاری دنیوی برایش پیش آمده نباید در روابط اجتماعی، آن را بروز دهد.
می‌گویند حضرت موسی (ع) برای مناجات به كوه طور می‌رفت. در راه شخصی را دید كه بلند صحبت می‌كند، اظهار محبت می‌كند، پیراهنش را چاك می‌زند. وقتی به محل مناجات رسید حكایت حال او را با خدا باز گفت. خطاب رسید كه ای موسی به او بگو نمی‌خواهد برای من سینه چاك كند، دلش را چاك دهد تا ما در آن قرار بگیریم.
2ـ حزن در امور اخروی، مانند خوف از خدا، در این موارد هم، باید حزن در دل باشد و در قیافه و چهره منعكس نشود.
البته غم و اندوه مؤمن با حزن اولیائش نسبتی مستقیم دارد. همان طور كه نشاط او با فرح و شادی اولیائش نسبت دارد، چون دل‌های مومنان با یكدیگر مربوط است.
- نكات پایانی:
1) گشاده رویى با مردم به معناى دائم خندیدن نیست؛ چرا كه خداى متعال خنده را نكوهش كرده فرموده است: «فَلْیَضْحَكُوا قَلِیلاً وَلْیَبْكُوا كَثِیرًا»(3) پس، باید كم بخندند و بسیار بگریند.
مقصود از گشاده رویى آن است كه شخص غمگینى شما را ببیند غم و اندوهش از بین برود. مى‏دانیم كه این رفتار تأثیرش در مردم بیشتر از گفتار است. گاهى اوقات شما سعى مى‏كنید با نیم ساعت یا بیشتر صحبت كردن با برادرتان غم و اندوه را از سینه او بزدایید و جواب نمى‏گیرید، در حالى كه ممكن است برخورد خوبتان با او و رو به رو شدن با گشاده رویى در بهبود یافتن حال او تأثیر بگذارد با آن‏ كه این موضع گاه یك دقیقه هم طول نمى‏كشد. لذا در حدیث از امام صادق(ع) آمده است: «كونوا دعاة الناس بغیر ألسنتكم»(4) مردم را با غیر زبانهایتان دعوت كنید.
2) ملاك ما در خوشحالی‌ها این است كه در آن گناه و نافرمانی خدا وجود نداشته باشد.
زمانی كه انسان بانشاط باشد -حتی اگر در دل خود غم و اندوه داشته باشد- به زندگی شخصی و كارهای اجتماعی بهتر می‌رسد و امیدوارتر است و كارهای خود را با قدرت بهتری انجام می‌دهد و این انرژی مثبت را به دیگران نیز منتقل می‌كند كه آنها نیز به تحرك و پویایی بیشتر دست می‌زنند و در نتیجه جامعه به صورت یك عنصر پویا و بالنده درمی‌آید و همه‌ی مردم با نشاط و شادی در كنار هم زندگی می‌كنند و این انرژی در مسیر رشد و ترقی كشور به كار گرفته می‌شود.
این نشاط درون معنایش این نیست كه با ظلم ظالم، دل مكدّر نشود و قلب جریحه دار نشود! بلكه همان حزن و اندوه -چه در مشكلات مومنان و چه در مصایب أهلبیت- ثمرۀ نشاط و آرامش درون است و نشان از ارتباط و حساسیت به خدای متعال و بندگانش است.
3) خوشحالی مومن به فرمانبرداری پروردگار و حزن و اندوه او بر گناهش می باشد. امام علی علیه السلام درباره سرور و فرح ناروا و ناپایدار فرموده اند: «كم من فرح افضی به فرحه الی حزن مخلد»(6) بسا انسان خوشحال و شادمانی كه شادمانی اش او را به سوی اندوه پایدار و جاویدان كشاند! براساس این احادیث علوی شرع و عقل معیارهای سنجش خوشحالی و شادمانی زیبا و زشت، پایدار و ناپایدارند.
و در آخر: مومن به خاطر ارتباط با خدای متعال همیشه نشاط درونی دارد؛ حتی مصایب دنیا هم او را از پای در نمی آورد. أهلبیت(ع) نمونۀ بارز نشاط درون بودند.
- منابعی كه شما را در رسیدن به جواب بیشتر و كامل تر یاری می كند:
1- تفریح در اسلام، نویسنده: دكتر شهید بهشتی.
2- غم و شادی در سیره معصومان(ع)، نویسنده: محمود اكبری.
3- شرع و شادی، نویسنده: ابوالفضل طریقه دار.


پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، محمد دشتی، حكمت333، نشر لقمان، چاپ سوم، 1379ش.
2. محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج4، قم، انتشارات دارالحدیث.
3. ورّام، ابن ابی فراس، مجموعه ورّام، ج2، ص11، قم، انتشارات مكتبه الفقیه.
4. توبه(2) آیه 82.
5. اصول كافى، ج 2، ص 78، ح 14، محمد بن یعقوب كلینی، تهران دارالكتب الاسلامیة.
6. عبد الواحد آمدی، غررالحكم و درر الكلم، ترجمه محمد علی انصاری، ج ۴، ص ۵۵۴ حدیث ۶۹۶۵، امام عصر ،1384 ش.

 





نوع مطلب : مشکلات زندگی، گناه، 
برچسب ها : شادی با وجود ظلم و ستم؟!، عطوفت و مهربانی در برخورد با دیگران، گشاده رویی و مهربانی، چگونگی جمع بین حزن و شادی، حزن در امور دنیوی،
لینک های مرتبط :


 پرسش:


از این زندگی خسته ام. بی پولی داغونم کرده. می تونم خودکشی کنم؟ خودکشی نکنم چی کنم؟ دنیا خیلی کثیفه.کثیف تر از اون زندگی کردن. اینقدر ناامیدم که فقط ترس از خدا دست به هیچ گناهی نمی زنم وگرنه منم می تونم مثل خیلی ها دزد باشم. چیکار کنم خدا منو بکشه.

http://www.irannaz.com/user_files/L132734365938.jpg


پاسخ:


ناراحتی و مشکلات زندگی شما حتّی در ادبیّات نامه­تان هم مشخّص است؛ امیدواریم این­گونه سختی­های زندگی، شما را از پا نیندازد و با مدیریّت مسایل مالی از عهده­ی حلّ آن برآیید.
قانون زندگی به ما می‌گوید که همیشه سختی‌ها و مشکلات، دایمی و همیشگی نیست. اگر مدتی با آن­ها دست و پنجه نرم کنید، مسلّماً مشکلات تمام می‌شود. روزگارخوشی برای شما رقم خواهد خورد.
وقتی در آیات الهی دقت می‌کنیم، مشاهده می‌کنیم که همیشه مشکلات یک سوم آسانی‌هاست. این سنّت الهی است که به دنبال هر سختی رفاه و آسانی را قرار می‌دهد: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ و... لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛(1) شما را با اندكی از ترس، گرسنگی و آفت در مال ها و جان ها و میوه ها می آزماییم... تا معلوم گردد كه چه كس عمل شایسته انجام می دهد.»
گاهی زندگی و مشکلات مالی با آجر به سر شما می‌کوبد، أمّا در برابر مشکلات زندگی تنها کسانی می‌تواند سرأفراز بیرون بیایند که صبر و استقامت داشته باشند.اینجاست که خداوند متعال به همه انسان‌ها با تأکید بشارت و مژده می‌دهد: "فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ (2) پس (بدانکه) مسلما با هر دشواری آسانی است". توجه کنید که: پایان شب سیه سفید است.
برادر عزیز! همانطور که آگاهید نا امیدی بسیار نامطلوب و مضّراست و انسان را در این دنیای وانفسا، به تنهایی و غربت می­کشاند. اولین نکته که باید به آن توجه کنید این است که این امر مانند بسیاری از مشکلات دارای راه چاره است و زمانی به پایان خواهد رسید، و این نیاز به همّت خود شما و به کار بستن نکته ها ایست که در ذیل به آن اشاره می­کنیم:
1- دنیا را بهتر بشناسیم:
بهتر است نسبت به دنیا دیدتان را عوض کنید. دنیا را آن‏گونه که هست باید شناخت. شما چه تصوّری و چه انتظاری از دنیا دارید؟ آیا تصوّرات و انتظارات شما از دنیا مطابق واقع است؟ دنیا دو روز است: روزی در سختی و رنج و دیگر روز، در راحتی و آسایش. اگر دنیا روی خوش به شما نشان داد، سرمست و مغرور نشوید و اگر به سختی دنیا دچار شدید، تحمل کنید. (3)
2- سختی‏ها را بهتر بشناسیم:
راستی، تا به حال به ماهیت سختی‏ ها و دشواری‏ ها فکر کرده ‏اید؟ نظرتان را نسبت به سختی‏ ها، مورد تردید قرار دهید؟ شاید سختی‏ها آن‏قدر هم که فکر می‏ کنید بَد نباشند. بلاها و دشواری‏ ها را دوست خود بدانید؟ شگفت ‏زده نشوید! سختی‏ها چیزهایی دارند که شاید شما از آن بی‏خبرید. چیزهایی که می‏توان به خاطرش سختی‏ها را دوست داشت. «چه بسا چیزی ناخوشایند شما باشد و حال آن‏که به نفع شماست و چه بسا چیزهایی که خوشایند شماست؛ ولی به زیان شما تمام می‏ شود».
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : خودکشی، نا امیدی، مشکلات زندگی، 
برچسب ها : خودکشی به خاطر مشکلات زندگی، نا امیدی بسیار نامطلوب و مضّراست، برای جلوگیری از خودکشی به خاطرات خوش گذشته بیندیشید، می تونم خودکشی کنم؟ خودکشی نکنم چی کنم؟، ناامیدی و نظر اسلام به خودکشی، رویارویی با مشکلات زندگی، راهکارهایی برای جلوگیری از خودکشی،
لینک های مرتبط : خودکشی و رحمت پروردگار (53115)،


جمعه 13 مرداد 1391 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

پرسش:
 سلام یکی از عزیزترین کسانم دیروز ظهر خودکشی کرد....با گزارش پزشکی قانونی معلوم شد که در حالت عادی نبوده و هوشیاریش کم بوده یعنی نمی دونسته چی کار داره می کنه...اما هیچ موادی مصرف نکرده بوده...بازم کارش گناه کبیره است؟


 

پاسخ:

حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است که خداوند آن را برای رسیدن به تکامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلکه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد. بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت کند. مالک اصلی انسان خداوند متعال است. نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت کرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.

خودکشی( به قصد انتقام از خدا و ندیدن لطف پروردگار و....) در فرهنگ اسلامی به معنای عقب نشینی از نیل به غایت کمال و سقوط به وادی حسرت و ناکامی است.

بدین جهت این عمل از نظر اسلام حرام و محکوم است. چنان که در قرآن کریم می فرماید:"وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إنَّ اللّه َ کانَ بِکُمْ رَحیما، وَمَنْ یَفْعَلْ ذلک عُدْوانا وَ ظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا." (1)خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است.  هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم کرد.

امام باقر علیه السلام فرمود: "إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِکُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِکُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ."(2)

مؤمن ممکن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودکشی نمی کند(منظور خودکشی به خاطر رسیدن به پوچی است.)

از مجموع آیات و روایات استفاده می شود که خودکشی از نظر اسلام از گناهان کبیره محسوب می شود، انجام آن حرام می باشد،

پرسشگر محترم!  هیچ انسانی در شرایط عادی و طبیعی دست به خود كشی نمی زند . مطمئناً شرایط برای این شخص بسیار سنگین و ناگوار و غیر طبیعی بوده كه دست به خود كشی زده است . دین و شریعت نیز با در نظر گرفتن همین شرایط است كه انسان را از این عمل باز داشته و این فضا را ایده آل نمی داند.

 



بقیه اینجاست


نوع مطلب : خودکشی، نا امیدی، خدا، گناه، مشکلات زندگی، توبه، 
برچسب ها : علل خودکشی، خودکشی به خاطر رسیدن به پوچی است، خودکشی از نظر اسلام از گناهان کبیره محسوب می شود، هیچ انسانی در شرایط عادی و طبیعی دست به خود كشی نمی زند، خودکشی و رحمت پروردگار، خودکشی و بخشش خدا، سوال از خودکشی در اسلام،
لینک های مرتبط :

 پرسش:
سلام. خانواده من خیلی مقید به احکام شرعی و دین نیستند و پدرو مادر و بیشتر خواهر و برادرانم نماز نمی خوانند. حتی برادر و پدرم شراب هم می خورند... اما خودم مقید به احکام دین هستم و حالا نمی دانم که تکلیف من چیست... می دانم که اگر به پدر و برادرم امر به معروف و نهی از منکر بکنم گوش نمی کنند... با این حال چه کنم؟ آیا گناهی مرتکب می شوم که فقط خودم نماز می خوانم و به دیگران بی اهمیت هستم؟ برادرم خیلی موسیقی های مبتذل گوش می کند ... آیا درست است در خانه ای که موسیقی گذاشته شود دعا بالا نمی رود؟؟؟ متشکرم.

http://www.ariapix.net/pic/Mordad90/28/love_ariapix.net_13.jpg

پاسخ:
خداوند متعال نعمت های فراوانی به ما ارزانی داشته که والدین و برادر و خواهر، جزو آن نعمت هایی است که خداوند متعال آن را به انسان عنایت فرموده است. قدردانی وسپاس از این نعمت خداوندی به مانند سایر نعمت ها بر هر انسانی لازم و واجب است. (ازآنجایی که ایشان نعمت هستند، باید نسبت به آنها نگاه مسولانه داشت) از اینکه در فضایی کاملا مخالف عقاید خود، به والدین و دیگران احترام می گذارید، خوشحالیم.
در اینجا لازم می دانیم، خدمت شما خواهر گرامی عرض كنیم:
تا آنجایی که می­توانید در دسترس و جلوی چشمان آنها نباشید و این صحنه­ها را شاهد نباشید، تا مبادا روحیّات منفی آنها در جلوه­ی معنوی شما موثر باشد؛ و تا آنجا که می­توانید با بی قیدی آنها خود را آلوده نسازید و هرچه محکم­تر به أنجام فرایض دینی خود بپردازید.
اما اگر به هر دلیلی دیدید که توان دور بودن از آنها را ندارید، چند راه حل در پیش پای شما وجود دارد:
الف) همانند بسیاری از بزرگان و عرفای ما که در جمع حضور داشتند ولی خود را هضم در جمع نمی کردند؛ و در همان جمع ارتباطشان با محبوب و معشوقشان متصل بود، رفتار نمایید. البته این مسئله نیاز به خودسازی و تقویت مراتب ایمان دارد. از طرفی این بزرگان هیچ وقت باعث حالگیری و اذیّت شدن دیگران نمی­شدند.
ب) یا اینکه از باب دلسوزی و امر به معروف و نهی از منکر، درگفته و کردار خانواده موثر باشید.
تأثیرپذیری یا تأثیرگذاری و حدود و کیفیت آن، بستگی به توانایی ها و قابلیت های انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم ترین اموری که در اثرگذاری دخالت دارند، ویژگی های معنوی و روحی - از قبیل اراده استوار، اخلاق نیکو، حسن معاشرت - و آگاهی ها و توان های علمی بالاست. اثرپذیری مثبت نیز به میزان انعطاف پذیری و حقیقت طلبی شخص، ارتباط دارد. تأثیر پذیری های منفی، برخاسته از ضعف آگاهی و اراده است. بنابراین، هر اندازه در تقویت اراده خود و گسترش صفات نیکو خلق و خوی پسندیده و افزون سازی آگاهی ها و دانش های خویش، به ویژه در زمینه مسائل دینی، فرهنگی و اجتماعی، تلاش کنید، به تدریج توان تأثیر گذاری بیشتری خواهید داشت.
بارعایت اصول ونکات زیر، میزان تأثیرگذاری خود را نسبت به خانواده­تان أفزایش دهید:
1) صمیمیت و ابراز آن: صمیمانه آنها را دوست داشته باشید و محبت قلبی خود را به آنان اظهار دارید. پیامبرأکرم(ص) فرموده است: «هرگاه یکی از شما به محارم خود علاقه مند شد، محبت خود را به او ابراز کند. این کار، افراد را بیشتر به هم پیوند می دهد».(1) علاقه قلبی و ابراز آن، مهم ترین راه ارتباط مفید و موثر است.
2) تبلیغ عملی: آن چه نقش أساسی تری در مسئله تأثیرگذاری دارد، عملکرد و رفتار فرد تأثیر گذار است. امام صادق (ع) فرموده است: «به وسیله ای غیر از زبان خود، مردم رابه کارهای خیر و صحیح دعوت کنید». (2)
3) عدم سرزنش مستقیم: درصورتی که اشتباه و لغزشی در خانواده مشاهده کردید، به طور مستقیم از آنها گلایه نکنید و ایشان را مورد انتقاد مستقیم و سرزنش قرار ندهید.


چکار کنم؟


نوع مطلب : مشکلات زندگی، امر به معروف و نهی از منکر، خانواده، 
برچسب ها : خانواده بی قید، وظیفه در مقابل والدین غیر مذهبی، امربه معروف در خانواده، مدیریت مشکلات خانوادگی، انعطاف پذیری در رفتار انسان، روش تبلیغ عملی در خانواده، صمیمیت و ابراز آن برای جلوگیری از مشکلات،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 مرداد 1391 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی
 پرسش:
شرح : سلام مدت زیادی است که هر 10روز یا یک ماه یک بار یک آتش به زندگیم وارد میشه و دعواهای شدید و گاهاً با بی ابرویی تمام می شود ویک آرامش ایجاد می شود در حالی که قبل از دعوا هیچ مشکلی نیست و سربهانه الکی توسط خانمم ایجاد می شود من حدس میزنم دعایی در زندگیم است لطفا مرا راهنمایی فرمایید وچگونه این مشکل حل میشود؟ دعا و جادو کردن...

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/762960000018_resize.jpg
پاسخ:
برادر عزیز! بسیاری ازچیزهایی که جادو و سحر و دعا می نامیم، القائات روحی و روانی است که به جهت پذیرش ما، تاثیرگذار شده است. ما می توانیم با اتّکال به خدا و با پناه بردن به او، از تأثیرهای روحی و روانی در أمان باشیم. با توضیحاتی که داده اید، خیلی بعید به نظر می رسد که مشکل وجود دعا در زندگی شما باشد.
مطالبی که در این زمینه لازم است توجه به آنها شود، از قرار زیر است:
1) اگرچه بخشی از سحر و جادو واقعیت دارد و امری پذیرفتنی است، ولی بدانید بیشتر اینگونه باورها که مردم معتقد به آن هستند، نه پایه و اساس عقلی و علمی دارد و نه ازجهت دینی پذیرفتنی است.
 پس بهتر است ذهن خود را از این حرفهای بی اساس و خرافی پاک کنید. بیشتر اینگونه مشکلاتی که در زندگی مردم وجود دارد و به غلط آن را به جادو و سحر و طلسم و مانند آن نسبت می دهند، ازعوامل طبیعی سر چشمه می گیرد. مشکل أصلی را در رفتار و گفتار بعضاً نادرست خود جستجو کنید. ببینید که چه مواقعی این حالتِ جنگ و دعوا شروع می­شود و در چه موقعیتی بحث و تنش آغاز می­شود.
2) بهترین کسی که در این زمینه می­تواند کمک­حالتان باشد، خود و همسرتان می­باشد؛ سعی کنید با وقت گذاشتن برای این مسأله و صحبت­های متعدد و با محبت، مسأله را از ریشه تشخیص داده و درمان کنید.
آنچه که روانشناسان در مورد زنان تأکید دارند، گوش سپردن به کلام زنان است؛ زیرا زنان با شنیده شدن از نظر روحی و عاطفی تخلیه می­شوند؛ خیلی از بحث­های تنش­زای رایج، از بی­توجهی مردان به زنان ناشی می­شود.
سعی کنید که با یادگیری فنون همسرداری، آشنایی با خصوصیات رفتاری زنان، تحمّل و صبر در مسایل مربوط به زنان، یادگیری عکس العمل و واکنش مناسب در رفتارهای مربوط به همسرتان و در یک کلام طرز برخورد مناسب با توجّه به شرایط روحی زنان، مشکل رفتاری را حل و درمان کنید.
با شادابی وارد خانه شوید و این را مدّ نظر داشته باشید که زنان هم همانند شما از جهت جسمی و روحی خسته می شوند و کارکردن فقط منوط به حضور در بیرون از منزل نیست؛ چه بسا کار در منزل با شرایط ویژه تری می باشد که مردان توانایی پاسخگویی به آن را ندارند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مشکلات زندگی، سحر و جادو، 
برچسب ها : جادو و سحر در زندگی، حقیقت سحر و جادو، شنیدن کلام زنان، مدیریت مشکلات زندگی، سحر و جادو و واقعیت در آن، روانشناسی در زنان، خرافات رایج بین مردم،
لینک های مرتبط :


پرسش:
 با سلام و خسته نباشید. من 3 سال با پسری عقد بودم که نزدیک به یک سال است به دلایل مختلف خانوادگی و عدم تفاهم از هم جدا شدیم. در طول این یک سال با سرگرم کردن فکرم تونستم به لطف خدا اونو و خاطرات اون دوران رو در ذهنم کمرنگ کنم . چند بار خوابش رو دیدم که مثل قبل با هم هستیم ولی در یکی دو تا از خوابهام ، خواب دیدم که همدیگرو بغل کردیم و از این خوابها ...... صبح هم که از خواب بیدار میشم تا چند ساعت عذاب روحی و فکری دارم. چه کار باید بکنم که از این خوابها خلاص بشم؟ آیا این خوابها اشکالی ندارد؟ آیا دیدن این خوابها نشانه این است که او هم به من فکر میکنه یا هیچ ربطی ندارد ؟ اگر میشه منو کمی راهنمایی کنید با تشکر فراوان.
خواب همسر طلاق داده شده

پاسخدر ادامه مطلب:



ادامه مطلب


نوع مطلب : طلاق، مشکلات زندگی، خواب، 
برچسب ها : أقسام خواب، مشکلات طلاق، خواب جنسی، رویا،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

پرسش:
روزهای خیلی بدی دارم؛ از لحاظ روحی شدیدا نا امیدم؛ هر چی با خدا صحبت میکنم جواب نمیده؛ چکار کنم که صدامو بشنوه؛ جوابم بده، حاجتمو بده؟خواهش میکنم بهم بگین چکار کنم چه جوری صداش کنم؟

دعا و اجابت نشدن

پاسخ : در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : نا امیدی، مشکلات زندگی، دعا، خدا، 
برچسب ها : علت ناامیدی، طریقه مقابله بامشکلات، نحوه ارتباط با خدا، راز استجابت دعا،
لینک های مرتبط :


پرسش

باسلام رهبرعزیز،می خواهم بدانم بنظرشما چرا در خانه ی ماکارها انجام نمی شود؟۷سال است که ما اهواز زندگی می کنیم و کار پدرم در رامشیر است و به هر دری زده ،انتقالی اش درست نشده.برای منو خواهرم برای خواستگاری تماس می گیرند. ولی این تماس به بار دوم نمی کشد.درحالی که من۲۰ساله، دانشجو و زیبا وخوش اخلاق و دارای یک خانواده تحصیل کرده ای و مذهبی هستم.وخواهرم ۲۳ساله،حسابدار یک شرکت... .وخیلی مسایل دیگر.

چرا در خانه ی ماکارها انجام نمی شود؟

پاسخدر ادامه مطلب:



ادامه مطلب


نوع مطلب : توکل، ازدواج، مشکلات زندگی، 
برچسب ها : دغدغه ازدواج، رویارویی بامشکلات، نداشتن خواستگار، مشورت، انتظارات بالا در ازدواج، توکل بر خدا،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

با سلام و احترام!
بازدیدکنندگان گرامی می توانند جهت دریافت پاسخ، سوالاتشان را مطرح نمایند.
ممنون می شوم که انتقادات خود را برایم بنویسید تا از تجربیات شما هم در أمر پاسخگویی استفاده کنم.
-----------------------------------------------
خواهشاً بدون معرفی منبع از مطالب این وبلاگ استفادۀ متنی نکنید!

مدیر وبلاگ : مصطفی سلیمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
در چه زمینه ای بیشتر پاسخگو باشیم؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic