پاسخ به سوالات دینی؛ اخلاقی؛ تربیتی؛ جنسی؛ زناشویی؛ اجتماعی و غیره
سنگِ صبور [مصطفی سلیمانی]
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 

در مقابل جسارت و بی احترامی دیگران

جای دست، زبان نگه می‌دارم!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
اهل بیت با كسانی كه به آنها جسارت و بی احترامی می كردند و تهمت می زدند و فحاشی می كردند چگونه برخورد می كردند تا ما هم با تأسی از آنان در برابر حرف زشت دیگران برخورد دیندارانه داشته باشیم؟ با تشكر از پاسخ های شما.

پاسخ:
حلم و بردباری از ویژگی های مهمی است كه مردان بزرگ به ویژه رهبران الهی، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیكو، افراد بسیاری را به سوی خود جذب كردند. ائمه اطهار(ع) در برابر ناملایمات بردبار بودند و تا جایی كه مصلحت اسلام ایجاب می كرد با دشمنان و ناسزا گویان و اهانت كنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد می كردند.
سیره معصومین(ع) قبل از هر چیز، دعوت مخالفان به اسلام بوده است. آن بزرگواران هم در حال صلح و آرامش و هم در میدان جنگ و نبرد، دشمن را به پذیرش اسلام فرا می خواندند.
- مواردی از روش برخورد اهل بیت علیهم السلام با توهین كنندگان و مخالفین:
1- ‏یك نفر از اهل شام وارد مدینه شد، حضرت مجتبى(ع) را دید كه بر مركبى سوار است و چون تحت تأثیر تلقینات شوم بنى امیه قرار گرفته بود، شروع به ناسزا گفتن كرد، او تند تند اسائه ادب مى‏كرد، امام(ع) هم چیزى نمى‏گفت. تا وقتى كه مرد شامى آرام شد.
حضرت مجتبى كه درد او را مى‏دانست بر او سلام كرد و خندید و فرمود: یا شیخ گمان مى‏كنم غریب هستى، شاید امر بر تو مشتبه شده است اگر بخواهى گذشت كنیم از تو گذشت مى‏كنیم، اگر از ما چیزى بخواهى بتو مى‏دهیم، اگر راهنمائى بخواهى راهنمائیت مى‏كنیم، اگر از ما مركبى بخواهى براى تو مركب مى‏دهیم، اگر گرسنه باشى، سیرت مى‏گردانیم اگر عریان باشى لباست مى‏دهیم، اگر محتاج باشى بى‏نیازت مى‏كنیم، و اگر حاجتى داشته باشى آنرا بر مى‏آوریم و تا در مدینه هستى اگر در خانه ما میهمان باشى براى تو بهتر خواهد بود، چون منزل ما وسیع و امكانات ما بسیار و موقعیت ما گسترده است.
مرد شامى از شنیدن این سخنان به گریه افتاد، سپس گفت: گواهى مى‏دهم كه تو خلیفه خدا در روى زمین هستى، خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار بدهد، تو و پدرت مبغوضترین خلق در نزد من بودید ولى فعلاً محبوبترین خلق خدا در نزد من هستید:
«ثم قال أَشهدُ انّك خلیفةُ اللّه فى ارَضه، اللّهُ اعلم حیث یجعل رسالته،كنت أَنت و ابوك ابغضُ خلق اللّهِ الىّ و الان أَنت اَحبّ خلق اللّه الىّ».(1)
سپس آن مرد وسائل خویش به خانه آن حضرت آورد و تا در مدینه بود میهمان آن حضرت بود و بر محبت اهل بیت(ع) معتقد شد.
معاویه و پیروان او درباره امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت او، چنان تهمت هائى بستند و چنان ناروائی ها نسبت دادند كه عقل متحیر است و توانست ناسزاگوئى به آن حضرت را رسمیت بدهد، امام مجتبى(ع) احساس كرده كه این آدم ذاتاً بدجنس نیست. ولى تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار گرفته است، لذا با حلم و بردبارى او را معالجه فرمود.
2- یكی از كسانی كه احادیث امام چهارم حضرت امام سجاد(ع) را روایت كرده و آن احادیث را نشر و گسترش داده، شخصی است به اسم محمد بن مسلم بن عبیدالله زهری. این زهری، از شاخه بنی امیه قریش است. پدربزرگش(عبیدالله) در بدر با پیامبر(ص) جنگیده بود و پدرش(مسلم) همراه با مصعب بن زبیر در سركوب مختار نقش داشت. خودش هم در دستگاه خلافت اموی صاحب منصب بود و برخی خلفا او را برای معلمی سر خانه بچه هایشان انتخاب می كردند. یعنی طرف جد اندر جد دشمن اهل بیت (ع) به حساب می آمد. اتفاقا یك بار هم امام سجاد(ع) شنید كه او در مسجد النبی(ص) سخنان توهین آمیزی درباره مولا امیر المومنین علی(ع) گفته و او را به خاطر این سخنان سرزنش كرد. آن وقت امام سجاد(ع) برای چنین آدمی، یك نامه مفصل نوشته است و در آن با لحنی كاملا دوستانه و خیرخواهانه نصیحت كرده كه نگذارد حكومت بنی امیه از موقعیت علمی او سوء استفاده بكنند.(2) این رفتار امام سجاد(ع) چنان در زهری تاثیر كرد كه او بالكل عوض شد و در شمار شاگردان امام درآمد. در تاریخ نوشته اند او طوری به امام علاقه داشت كه باقی بنی امیه سر همین مسخره اش می كردند و به او می گفتند "یا زهری! ما فعل نبیك، یعنی علی بن الحسین (ع)" زهری! پیامبر تو علی بن الحسین (ع) تازه چه كار كرده و چی گفته؟(3)
3- در زمان حكومت امیر المومنین حضرت علی(ع) و فتنه خوراج، این گروه تا زمانی كه دست به ترور نزده بودند، در تبلیغات و بحث علنی هم آزاد بودند(4) حتی یك بار، مردی از خوراج هنگام صحبت حضرت(ع) فریاد كشیده بود: «قاتله الله كافرا ما افقهه» خدا این كافر را بكشد، چقدر دانشمند است! اصحاب امام بلند شدند تا حق او را كف دستش بگذارند، اما حضرت اصحاب را آرام كرد و فرمود او دشنامی به من داد، «جواب حرف حرف است و یا بخشش نه برخورد فیزیكی».(5)
4- امام رضا(ع) در حدیثی انواع توهین های به ائمه را این طور دسته بندی كرده است:
مخالفان ما احادیثی جعل كرده اند و به ما نسبت می دهند. این احادیث جعلی سه دسته هستند:
الف) روایات غلوآمیز كه ما را بالاتر از چیزی كه هستیم نشان می دهد.
ب) احادیث تقصیر كه ما را كمتر از آن چیزی كه هستیم نشان می دهد.
ج) روایاتی كه در آن به دشمنان ما توهین شده است. اما روایات غلو آمیز را وقتی مردم می شنوند، شیعیان ما را تكفیر می كنند. وقتی دسته دوم روایات را می بینند به ما در همان حد اعتقاد پیدا می كنند. وقتی هم توهین به دشمنان ما را می شنوند، به ما همان نسبت ها را می دهند.(6)
نكته سومی كه امام رضا(ع) فرموده اند، دقیقاً یكی از اصول ثابت تعالیم اسلامی در مقابل با توهین به مقدسات است. این اصل در قرآن هم به صراحت آمده است كه به مقدسات كسانی كه به خدا ایمان ندارند توهین نكنند.(7) در تمام موارد بالا هم علیرغم جزئیات و دقایقی كه وجود دارد، یك اصل ثابت می بینیم:«ائمه ما هرگز به كسی توهین نكردند».
- حاصل سخن اینكه:
1- در بررسى سیره عملى معصومین(ع) در برخورد با مخالفان و توهین كنندگان، باید گفت: با توجه به وظیفه اصلى معصومین(ع) مبنى بر هدایت جامعه به سوى سعادت و كمال و ابلاغ پیام الهى، اصل اساسى حاكم بر رفتار آن‏ها، اصل رحمت، محبت و شفقت بود؛ یعنى هدف اصلى آن حضرات، جذب مردم به سوى خود و دین مبین اسلام بود حتی در هنگام جنگ.
2- سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) با مخالفان و جسارت كنندگان، همراه با عفو و گذشت بود؛ زیرا آن بزرگواران روح بزرگ و سعه صدر زیادی داشتند كه حتی سرسخت ترین دشمنان خود را مورد عفو قرار می دادند. نمونه های زیادی از این گونه رفتار معصومین(ع وجود دارند كه به برخی آنها اشاره شد.
پی نوشت ها:
1. مناقب آل ابى طالب، فصل مكارم اخلاق امام حسن(ع). ج 4، ص 19؛ خاندان وحى، سید على اكبر قریشى، ص 319 - 324.
2. الحرانی، حسین بن شعبه، تحف العقول، تصحیح علی اكبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1363ش، ص280- 283.
3. قاضی نعمان مغربی، شرح الاخبار، قم، انتشارات اسلامی، ج2، ص500. ج3، ص 258.
4. علی از زبان علی، سید جعفر شهیدی، تهران، دفتر نشر، ۱۳۷۶ش، ص140- 141.
5. نهج البلاغه، كلمه قصار، شماره 420.
6. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، چاپ اعلمی، ص 167-166.
7. انعام(6) آیۀ 108.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، غیبت، 
برچسب ها : در مقابل جسارت و بی احترامی دیگران، با دشمنان و ناسزا گویان و اهانت كنندگان، روش برخورد اهل بیت علیهم السلام با توهین كنندگان، برخورد با مخالفان و توهین كنندگان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

دعا برای مرگِ زودتر


	قبرستان که می‌روم هی طول و عرض خودم را با طول عرض این قطعه‌ها می‌سنجم.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
ایا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا س دعا كردند كه اجلشان زودتر فرا رسد؟

پاسخ:
در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت كند. مالك اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت كرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.
برادر گرامی! با توجه به این مقدمه باید گفت: آرزو و دعا برای مرگ دو صورت دارد:
1. گاهی افرادی در اثر جهالت، مرگ را نجات یافتن از گرفتاری های دنیایی می دانند و چون مصیبت و گرفتاری را سنگین و خلاف طبع و غیر قابل تحمل می انگارند، برای نجات از آن آرزوی مرگ كرده یا بالاتر از آن اقدام به خودكشی می كنند. اقدام به خودكشی كه خود از گناهان كبیره است و این آرزوی مرگ هم نتیجه نادانی و جهالت است، زیرا این چنین آرزو كنندگانی غالبا، بلكه همه بی ایمان به خدا و معاد هستند، زیرا مؤمن مصیبت ها را بلا ها و امتحان های خدا می داند(1) كه وظیفه دارد در مقابل آن ها بایستد و با تحمل و تدبیر آنها را حل كند و از مواجه شدن با مصیبت ها و مشكلات نه تنها ترس ندارد و فرار نمی كند، بلكه چون مقابله با آن ها به فعال شدن استعداد هایش و رشد قوای روحی و ایمانی اش می انجامد، از آن ها استقبال هم می كند. در این زمینه امام باقر (ع) فرمود: «إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِكُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِكُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ؛(2) مؤمن ممكن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودكشی نمی كند.»
2. گاهی فرد با توجه به حقیقت مرگ كه پل رساننده او به آخرت و لقای خدا است، تقاضای مرگ دارد. این چنین تقاضایی ناشی از بینش صحیح در برابر مرگ است و از كسانی سر می زند كه مرگ را فهمیده اند و لقای خدا را طالبند و برای لقای خدا كسب آمادگی كرده اند. حضرت زهرا(س) هم از این دسته هستند و نگاهشان به مرگ، رسیدن به آغوش پر مهر پروردگار است.حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در روز آخر از عمر شریفشان دعای «اللهم عجل وفاتی سریعا» را خواندند.(3)
دعای 40 صحیفه سجادیه دعای كسانی است كه چنین بینشی درباره مرگ دارند و برای مرگ آماده اند و توشه برداشته اند. به این دعا توجه كنید:
«اللهم صل على محمد وآله، واكفنا طول الأمل، وقصره عنا بصدق العمل حتى لا نؤمل استتمام ساعة بعد ساعة ولا استیفاء یوم بعد یوم، و لا اتصال نفس بنفس، ولا لحوق قدم بقدم، وسلمنا من غروره، وآمنا من شروره، وانصب الموت بین أیدینا نصبا، ولا تجعل ذكرنا له غبا، واجعل لنا من صالح الأعمال عملا نستبطئ معه المصیر إلیك، ونحرص له على و شك اللحاق بك حتى یكون الموت مأنسنا الذی نأنس به، ومألفنا الذی نشتاق إلیه، وحامتنا التی نحب الدنو منها، فإذا أوردته علینا وأنزلته بنا فأسعدنا به زائرا، وآنسنا به قادما، ولا تشقنا بضیافته ولا تخزنا بزیارته، واجعله بابا من أبواب مغفرتك، ومفتاحا من مفاتیح رحمتك، أمتنا مهتدین غیر ضالین طائعین غیر مستكرهین، تائبین غیر عاصین ولا مصرین یا ضامن جزاء المحسنین، و مستصلح عمل المفسدین؛(4) خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از آرزوهای دراز باز دار و با عمل درست، آرزو های ما را كوتاه كن تا این كه ساعتی پس از ساعت دیگر را آرزو نكنم و فردا را بعد از امروز و حیاتی پس از این حیات و قدمی بعد از این قدم را انتظار نكشم و ما را از غرور آرزوی دراز، محافظت فرما و از شرور آن، در امان نگهدار و یاد مرگ را برای ما هر از گاهی قرار مده، (بلكه همیشگی كن) و از كارهای شایسته عملی به ما عطا فرما كه با آن به عنوان زاد و توشه به سوی تو سیر كنیم و به خاطر آن بر قرب دیدار تو حریص گردیم به گونه ای كه مرگ، زمان انس ما باشد و موعد الفتی كه به آن اشتیاق پیدا كنیم و پناهگاهی باشد كه دوست داشته باشیم به آن نزدیك شویم.
پس هر گاه مرگ را بر ما فرود می آوری و اجل را بر ما نازل می كنی، ما را به زیارت آن سعادتمند گردان و ما را با او مأنوس كن و ما را در میهمانی مرگ شقاوتمند مساز و به دیدار مرگ پست و خوار مگردان و مرگ را دری از درهای آمرزش و كلیدی از كلید های رحمت خود مقرر ساز. ما را در حالی كه هدایت شده ایم ، گمراه نیستیم، مطیع توییم، از دیدار تو كراهت نداریم، توبه كننده ایم، گناهكار نیستیم و بر گناه اصرار نداریم، بمیران ای ضمانت كننده پاداش نیكوكاران و ای اصلاح كننده اعمال تبهكاران!».
آری كسی كه چنین معرفتی نسبت به مرگ داشته و چنین آمادگی ای برای سفر آخرت داشته باشد، مرگ را زیبا دیده و برای پذیرفتنش آغوش باز كرده و منتظر اوست و قدم او را بر دیده می نهد. اما همین كس نیز باز هم از خدا عمر می طلبد تا بیشتر تلاش كند و بیشتر موجبات رضای خدا و تعالی آخرت را فراهم نماید.
همچنین امام سجاد(ع) در دعای دیگری می فرمایند:
«و عمرنی ما كان عمری بذلة فی طاعتك، فإذا كان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی إلیك قبل أن یسبق مقتك إلی، أو یستحكم غضبك علی؛(5) خدایا! تا هنگامی كه عمرم در راه طاعت تو می گذرد به من عمر بده و آن گاه كه عمرم چراگاه شیطان شود، پیش از آن كه دشمنی تو سخت بر من رو آورد یا خشم تو محكم و پایدار گردد، جانم را بگیر!».
كلام پایانی:

طلب مرگ نمودن از خداوند دلیل‏هاى گوناگون مى‏تواند داشته باشد كه اگر منشأ آن ایمان قوى و عشق و محبت وصف ناشدنى نسبت به خداوند باشد به طورى كه عاشق تحمل دورى معشوق خویش را ندارد و وصال وى تمام آرزوى او است، این طلب مرگ -كه در درخواست حضرت زهرا(س) از خدا كاملاً مشهود است- ممدوح است. اما اگر به دلیل برخورد با مشكلات زندگى و ضعف نفس باشد كارى قبیح و ناپسند است.
بنا براین آرزوی مرگ از این باب كه انسان را به لقای خدا و دیدار اولیای خدا می رساند، از جانب مؤمن نیكوكار خوب است و طبیعی است كه چنین آرزویی داشته باشد و اما آرزوی مرگ به این عنوان كه نجات دهنده از مصیبت های دنیایی و راحت كننده ما از آن ها باشد آن هم بدون این كه توشه ایمان و عمل صالح داشته باشیم، ناپسند است.
پی نوشت ها:
1. انبیاء(21)، آیۀ 35. «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ»؛ «و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می كنیم.»
2. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، الطبعه الثانیه، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، 1414 ه، ج29، ص240، باب تحریم قتل الانسان نفسه، ح 3.
3. علامه مجلسی،بحارالانوار، ج 43، ص 177، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏.
4. صحیفه سجادیه، امام سجاد (ع)، دعای چهلم.
5. صحیفه سجادیه، امام سجاد (ع)، دعای بیستم.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، دعا، مرگ، 
برچسب ها : دعا برای مرگِ زودتر، علت دعای حضرت زهرا برای مرگ، اللهم عجل وفاتی، طلب مرگ از خدا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 مرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

استغفار معصومین!

تا تنها نشدم نگفتم «خدایا متشکرم!»

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
اگر امام علی (ع) معصوم است. پس استغفار او در مناجات ها چه معنی دارد؟

پاسخ:
یكی از صفات پیامبران و ائمه(ع) و شخص امام علی(ع)، «عصمت» است. عصمت ملكه ای علمی و عملی است كه انسان را از جهل، خطا، سهو، نسیان و مغالطه در اندیشه و تفكر نگه می دارد؛ بنابراین، معصوم، هم در بخش علم، از فهم ناصحیح به دور است و هم در بخش عمل، محفوظ از كار ناروا است.(1) به همین دلیل است كه این حضرات لیاقت و شایستگی مقام والای امامت را داشتند و به این مقام منصوب شدند.
ائمه طاهرین(ع) عصاره نظام آفرینش و مظهر هدایت خدایند؛ نه تنها كار، گفتار و سكوت آنان هدایت است كه میزان هدایتند و با این میزان، ضلالت و گمراهی و ایمان و كفر مشخص می شود. از این رو، سخن و سیره ایشان برای هركسی و هر سالك به سوی خدا، حجت و دلیل است؛ زیرا آنان معصوم اند و در سیره معصوم(ع) هیچ گونه شائبه گمراهی و گناه نیست و این مطلبی است كه با ادله نقلی و عقلی در جای خودش ثابت شده است.
اما این كه در دعاهای رسیده از اهل بیت(ع) می بینیم كه آنها از خداوند طلب آمرزش می كنند و یا خود را گناهكار می دانند؛ مثلاً امیرالمؤمنین(ع) در مناجاتش می فرماید: «پروردگارا در آن حالی كه غفلت مرا گرفته است ای كاش می دانستم حالم چگونه است؟ آیا از من رویگردانی یا به من نظر داری؟»؛ نه بواسطه این است كه معصوم گناه می كند، بلكه باید گفت غفلت دارای مراتبی است، آن مرتبه ای كه مربوط به معصوم است، ما عاجز از ادراك آن هستیم. زیرا وقتی كه امام معصوم سرگرم خوردن یا سخن گفتن با این و آن است، با آن توجه تامّی كه در نماز دارد، یكسان نیست و این كمبود را برای خود، غفلت و ذنب می شمارد و از آن طلب آمرزش می نماید. و این به خاطر عظمت مقام و دوام عبودیت و ادب تام آنان است كه در برخی از حالات كه لازمه مقام بشری است میسّر نمی شده، لذا این حالت های بشری را برای خود گناه می شمرده اند. و گرنه آنان از هر گناه كبیره و صغیره و مكروه معصومند.(2) معصومین (ع) گرچه همواره با ابلیس و دیگر شیاطین درگیر و در چالش های اخلاقی و معنوی بودند. اما به توفیق الاهی هیچ گاه نلغزیدند. چنان كه قرآن مجید در باره پیامبر می فرماید:« و چیزی نمانده بود كه تو را از آن چه به سوی تو وحی كردیم گمراه كنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و در آن صورت تو را به دوستی خود بگیرند و اگر تو را استوار نمی داشتیم قطعاً نزدیك بود كمی به سوی آنان متمایل شوی».(3) بنا بر این گناهی كه معصومان (ع) راه گریزی از آن ندارند و برای جبران آن ناله سر می دهند، آلودگی به محرّمات الاهی نیست؛ بلكه از آن جهت كه هر كه در درگاه الاهی مقرب تر است،خداوند معیار سنجش اعمال او را دقیق تر قرار داده و او به خاطر عظمت مقام چیزی را گناه می شمارد كه دیگران به سادگی از كنار آن می گذرند.(4) چنان كه مرحوم اربلی فرموده است: «پیامبران و امامان – كه سلام خدا بر آنان باد- همواره در یاد خدا به سر می بردند و در بالاترین مراتب قرب الاهی ره می سپردند و پیوسته در این اندیشه بودند كه مبادا لحظه ای از یاد او غافل گردند. پس هرگاه اندكی از این مرتبه بالا پائین تر می آمدند و از سر نیاز به اموری همچون خوردن و آشامیدن، حلّ و فصل مسائل اجتماعی روی می آوردند، این را گناهی بزرگ برای خویش می شمردند. استغفار و توبه آنان نیز از چنین اعمالی بوده است.»(5)

پی نوشت ها:
1. جوادی آملی، عبد الله، علی (ع) مظهر اسمای الاهی، ص 107 و 108، مركز نشر اسراء، چاپ دوم، 1385.
2. شهید دستغیب، سید عبدالحسین، 1000 سؤال، ص 19، انتشارات ناس.
3. اسراء 73 و 74؛ تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، ج 13، ص 238، انتشارت اسلامی؛ اسراء، 73 و 74.
4. تفسیر المیزان، همان، ج 6، ص 366.
5. اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمه، ج 3، ص 45، چاپخانه علمیه قم.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، توبه، گناه، 
برچسب ها : علت استغفار معصومین، استغفار امیرالمونین، معنای استغفار امیرالمونین، طلب آمرزش معصومین، علی مظهر اسمای الاهی،
لینک های مرتبط :


ماهیت احساس محبت به اهل بیت(ع)

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

** پرسش:
احساس محبت به اهل بیت محبت است یا یك احساس خودخواهانه؟!

** پاسخ:
پرسشگر گرامی!

دوستی و محبت اهل بیت پیامبر(ع) دستور قرآن است، اگر كسی اهل بیت(ع) را دوست داشته باشد، به واجب قطعی قرآن عمل كرده است، اما بسیار جالب توجه است كه این دوستی در قرآن، با لفظ مودّت آمده است كه بمعنای دوستی همراه با عمل است نه فقط دوستی خالی از عمل. بنابراین دوستی كه آدم را به یكرنگی و همشكلی و همفكری و عمل و كار وادار نكند، دروغ است.
در واقع عمل نتیجه ایمان است و محبت اهل بیت(ع) جزء ایمان است و آن مقدار كه انسان ایمان یا به عبارت دیگر به خدا و رسول و اهل بیت(ع) محبت دارد عمل می كند. اگر عمل كم است و ناقص، پس حتماً ایمان هم كم است و ناقص!
- عوامل ازدیاد محبت:
برای افزایش محبت به اهل‌بیت و حضرت مهدی(ع) هر روز باید تصمیم به ارتباطی قوی‌تر و اتصالی محكم‌تر و محبتی پایدارتر از روز قبل نسبت به اهل‌بیت(ع) داشته باشیم. مودت و محبت چیزی نیست كه یك شبه به دست آید، از قبیل نماز و روزه نیست كه بعد از تصمیم بلافاصله آن را انجام بدهیم، بلكه باید برای ایجاد افزایش ارتباط و ازدیاد محبت اهل‌بیت(ع)، برنامه ریزی داشته باشیم. به همین منظور خواندن چهل روز دعای عهد، بعد از نماز صبح، برنامه‌ای است كه در اختیار ما قرار داده‌اند. حضرت امام، شروع خواندن چهل روز دعای عهد و اتمام آن را در جلد مفاتیح خود یادداشت كرده و پس از اتمام آن دوباره آغاز می‌كردند. و نیز در طول سیزده سال اقامت در نجف اشرف، رفتن به حرم را در شب‌ها ترك نمی‌كردند.
خواندن ادعیه و زیارات، رفتن به مشاهد مشرفه، شركت در مجالس اهل‌بیت(ع)، خصوصاً توسلات و... با رعایت نظم و دوام، محبت و مودت اهل‌بیت(ع) را در قلوب ما تثبیت می‌نماید و بالاتر از آن، رضایت و خشنودی امام زمان(ع) را فراهم می‌سازد.
- گناه، آفت محبت به اهل بیت(ع):
باید دقت كرد كه آفت ثمرات محبت، یك چیز است و آن گناه است. گناه به هر شكل و هر طریق و هرعنوان (دنیاپرستی، هواپرستی، حب ریاست، كم‌فروشی، كم‌كاری، عدم پرداخت وجوهات، ترك نماز و ترك صله‌رحم و...) انسان را هلاك می‌كند.
امام باقر(ع) فرمودند: «إذا غضب الله تبارك و تعالی علی خلقه نهانا عن جوارهم»(1) هرگاه خداوند تبارك وتعالی بر خلقش غضب نماید، ما را از مجاورت ایشان دور می‌دارد. آیا بیچارگی بالاتر از این است كه انسان از اهل‌بیت دور شود؟ از خداوند می‌خواهیم كه همگی ما را از محبین و شیعیان راستین اهل‌بیت(ع) قرار دهد.
- نكات پایانی:
1. پس دانستیم كه داشتن محبت اهلبیت(ع) باعث می شود كه شبیه آنها شویم و این مایۀ ترقی و رشد انسان است.
2. اهلبیت(ع) با شادی و تفریح نه تنها مخالف نبودند، بلكه به صورت جدی اصحاب خود را بدان تشویق و ترغیب می كردند. پس با یاد شادی های معصومین(ع) نگاه خود را عوض كنید. در این زمینه بد نیست به مزاح ها یا توصیه های ایشان نگاهی بیندازید. ضمناً اندوه و غم و گریه برای معصومین(ع) فرح و خوشحالی بدنبال دارد كه همه بر آن اذعان دارند.
3. معمولاً هر كدام از انسانها با توجه به موقعیت ها و حالات مختلف ارداتشان به یك یا چند اهلبیت(ع)، بیشتر است و این منافاتی با دوست داشتن بقیۀ معصومین ندارد. همانطور كه می دانید، تمام ائمه(ع)، نور الله و نور واحد هستند.

پی نوشت:
1. شیخ كلینی، اصول كافی، دارالكتب الاسلامیه، تهران 1365ش. ج1، ص 343.





نوع مطلب : أهل بیت(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 پرسش:

مگر اسامی غیر از اسامی معصومین(ع) بی معنی هستند؟ مسلّماً تمام اسم ها مسمّی دارند؛  پس چرا اگر غیر اسامی معصومین(ع) بگذاریم بازخواست می شویم و تكلیفمان را در قبال فرزند انجام نداده ایم؟!
http://s1.picofile.com/file/7230406341/278_abhar_729.jpg

پاسخ:

یكی از نعمت های خداوند به ما انسان ها قدرت تكلم و بیان است كه با این وسیله با همنوعان خود ارتباط برقرار می نماییم و خواسته های خود را به مخاطب منتقل و با او ارتباط بر قرار می نماییم. سرعت انتقال مفاهیم خود مسئله ی مهمی است كه كلمات و واژه ها در آن نقش اساسی دارند و در همین راستا نامگذاری برای اشیاء و افراد اختراع شد تا با هر نام مسمی مشخص، و از تفهیم و تفهم مقصود؛ از اشتباه جلوگیری شود.
- اهمیت نامگذاری فرزند در اسلام:
یكى از حقوق دینى فرزندان بر اولیاى خود، انتخاب نام خوب براى آن ها است. در روایات اسلامى نسبت به این امر مهم تأكید بسیار شده است. امیر مؤمنان فرمود: «حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ»؛(1) «از حقوقى كه فرزندان به پدر و مادر دارند، این است كه نام خوبى براى او تعیین كنند و به نیكى ادبش نمایند».
در روایت دیگر است:
«إِنَّ أَوَّلَ مَا یَنْحَلُ أَحَدُكُمْ وَلَدَهُ الِاسْمُ الْحَسَنُ»؛(2) «اولین عطا و بخشش هر یك از شما به فرزند خود، اسم خوبى است كه براى او انتخاب مى كنید».
بر اساس آنچه در روایات اسلامی است، بهترین نام ها آن است كه نشانه بندگی پروردگار و یادآور فضایل و مكارم اخلاقی باشد.
بدین منظور، نامگذاری پسران به نام های انبیا و صلحا و ائمه معصومین و نامگذاری دختران به اسما و القاب حضرت فاطمه زهرا، كه احیای گوشه هایی از فرهنگ وشعائر اسلامی است، بسیار مناسب است.
اسم های دیگر ی كه از اسمای نیكو هستند؛ ولی هیچ كدام از اسمای مذهبی به معنای خاص نیستند. با این همه، به جهت معنای زیبایی كه دارند، مورد تأیید شرع اسلامی هستند و نامگذاری فرزند به آن ها مناسب است، گرچه اولویت اسامی نیك مصومین(ع) است، زیرا آنها از خوبان عالم بودند و تمام زندگی خود را وقف بشریت كردند و دار و ندار خود را در راه هدایت بشر گذاشتند. به همین دلیل برای اینكه حالات و كارهای آنها تداعی شود و آنها را در زندگی خود الگو قرار دهیم، نام فرزندان را از اسامی آنها انتخاب می كنیم تا ان شاء الله رهروی ایشان شوند.
- حاصل سخن و نتیجه گیری:
1- نام هر شخص علاوه بر اینكه علامتی برای اوست و باعث تمایز و تشخیص او از دیگران می شود؛ انتخاب صحیح آن می تواند تأثیر تربیتی و روانی زیادی بر او داشته باشد هر بار با صدا كردن او به این نام، باعث می شود كه خود را با مفهوم و حقیقت آن بیشتر مطابقت داده، بلكه خود را مصداق واقعی آن بداند.
2- اسلام عزیز كه برای همه شئون زندگی برنامه و دستورالعمل داشته، ریزترین مسائل زندگی از مبداء تا معاد را با معارف بلند خود پوشش داده و قبل از ولادت انتخاب نام نیكو را سفارش نموده است.
3- نامگذاری بچه به نام های مذهبی و نام هایی كه محتوای خوبی دارد، خوب و مستحب است؛ ولی واجب نیست. پدر و مادر می توانند هر نامی كه دوست دارند، روی بچه خود بگذارند و او را به آن نام صدا بزنند.(3)
از نظر روایات دینی، یكی از حقوق فرزندان بر پدر و مادر، انتخاب نام نیكو برای فرزندان است.
از امام علی(ع) حكایت شده: «حق كودك بر پدر و مادر این است كه اسم نیكویی بر او بگذارند، او را با آداب اسلامی و آداب نیكو پرورش دهند و به او قرآن را بیاموزند.»(4)
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، تربیت، أهل بیت(ع)، تربیت کودک، 
برچسب ها : نامگذاری فرزندان به غیر از اسم معصومین چه اشکالی دارد؟، اهمیت نامگذاری فرزند در اسلام، نامگذاری بچه به نام های مذهبی و نام هایی كه محتوای خوبی دارد، یكی از حقوق فرزندان بر پدر و مادر انتخاب نام نیكو برای فرزندان، حق كودك بر پدر و مادر این است كه اسم نیكویی بر او بگذارند،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

 پرسش:


آیا دعا كردن برای مرگ زودتر گناه دارد؟ اگر بله پس چرا حضرت زهرا (س) دعا كردند كه أجلشان زودتر فرا رسد؟

http://iwt.wpengine.netdna-cdn.com/wp-content/uploads/2008/11/old-shoes.jpg

 
پاسخ:


در پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نكته اشاره كنیم كه: حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است كه خداوند آن را برای رسیدن به تكامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلكه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت كند. مالك اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت كرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.
برادر گرامی! با توجه به این مقدمه باید گفت: آرزو و دعا برای مرگ دو صورت دارد:
1. گاهی افرادی در اثر جهالت، مرگ را نجات یافتن از گرفتاری های دنیایی می دانند و چون مصیبت و گرفتاری را سنگین و خلاف طبع و غیر قابل تحمل می انگارند، برای نجات از آن آرزوی مرگ كرده یا بالاتر از آن اقدام به خودكشی می كنند. اقدام به خودكشی كه خود از گناهان كبیره است و این آرزوی مرگ هم نتیجه نادانی و جهالت است، زیرا این چنین آرزو كنندگانی غالبا، بلكه همه بی ایمان به خدا و معاد هستند، زیرا مؤمن مصیبت ها را بلا ها و امتحان های خدا می داند(1) كه وظیفه دارد در مقابل آن ها بایستد و با تحمل و تدبیر آنها را حل كند و از مواجه شدن با مصیبت ها و مشكلات نه تنها ترس ندارد و فرار نمی كند، بلكه چون مقابله با آن ها به فعال شدن استعداد هایش و رشد قوای روحی و ایمانی اش می انجامد، از آن ها استقبال هم می كند. در این زمینه امام باقر (ع) فرمود: «إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِكُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِكُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ؛(2) مؤمن ممكن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودكشی نمی كند.»
2. گاهی فرد با توجه به حقیقت مرگ كه پل رساننده او به آخرت و لقای خدا است، تقاضای مرگ دارد. این چنین تقاضایی ناشی از بینش صحیح در برابر مرگ است و از كسانی سر می زند كه مرگ را فهمیده اند و لقای خدا را طالبند و برای لقای خدا كسب آمادگی كرده اند. حضرت زهرا(س) هم از این دسته هستند و نگاهشان به مرگ، رسیدن به آغوش پر مهر پروردگار است.حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در روز آخر از عمر شریفشان دعای «اللهم عجل وفاتی سریعا» را خواندند.(3)
دعای 40 صحیفه سجادیه دعای كسانی است كه چنین بینشی درباره مرگ دارند و برای مرگ آماده اند و توشه برداشته اند. به این دعا توجه كنید:
«اللهم صل على محمد وآله، واكفنا طول الأمل، وقصره عنا بصدق العمل حتى لا نؤمل استتمام ساعة بعد ساعة ولا استیفاء یوم بعد یوم، و لا اتصال نفس بنفس، ولا لحوق قدم بقدم، وسلمنا من غروره، وآمنا من شروره، وانصب الموت بین أیدینا نصبا، ولا تجعل ذكرنا له غبا، واجعل  لنا من صالح الأعمال عملا نستبطئ معه المصیر إلیك، ونحرص له على و شك اللحاق بك حتى یكون الموت مأنسنا الذی نأنس به، ومألفنا الذی نشتاق إلیه، وحامتنا التی نحب الدنو منها، فإذا أوردته علینا وأنزلته بنا فأسعدنا به زائرا، وآنسنا به قادما، ولا تشقنا بضیافته ولا تخزنا بزیارته، واجعله بابا من أبواب مغفرتك، ومفتاحا من مفاتیح رحمتك، أمتنا مهتدین غیر ضالین طائعین غیر مستكرهین، تائبین غیر عاصین ولا مصرین یا ضامن جزاء المحسنین، و مستصلح عمل المفسدین؛(4) خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از آرزوهای دراز باز دار و با عمل درست، آرزو های ما را كوتاه كن تا این كه ساعتی پس از ساعت دیگر را آرزو نكنم و فردا را بعد از امروز و حیاتی پس از این حیات و قدمی بعد از این قدم را انتظار نكشم و ما را از غرور آرزوی دراز، محافظت فرما و از شرور آن، در امان نگهدار و یاد مرگ را برای ما هر از گاهی قرار مده، (بلكه همیشگی كن) و از كارهای شایسته عملی به ما عطا فرما كه با آن به عنوان زاد و توشه به سوی تو سیر كنیم و به خاطر آن بر قرب دیدار تو حریص گردیم به گونه ای كه مرگ، زمان انس ما باشد و موعد الفتی كه به آن اشتیاق پیدا كنیم و پناهگاهی باشد كه دوست داشته باشیم به آن نزدیك شویم.
پس هر گاه مرگ را بر ما فرود می آوری و اجل را بر ما نازل می كنی، ما را به زیارت آن سعادتمند گردان و ما را با او مأنوس كن و ما را در میهمانی مرگ شقاوتمند مساز و به دیدار مرگ پست و خوار مگردان و مرگ را دری از درهای آمرزش و كلیدی از كلید های رحمت خود مقرر ساز. ما را در حالی كه هدایت شده ایم ، گمراه نیستیم، مطیع توییم، از دیدار تو كراهت نداریم، توبه كننده ایم، گناهكار نیستیم و بر گناه اصرار نداریم، بمیران ای ضمانت كننده پاداش نیكوكاران و ای اصلاح كننده اعمال تبهكاران!».
آری كسی كه چنین معرفتی نسبت به مرگ داشته و چنین آمادگی ای برای سفر آخرت داشته باشد، مرگ را زیبا دیده و برای پذیرفتنش آغوش باز كرده و منتظر اوست و قدم او را بر دیده می نهد. اما همین كس نیز باز هم از خدا عمر می طلبد تا بیشتر تلاش كند و بیشتر موجبات رضای خدا و تعالی آخرت را فراهم نماید.
همچنین امام سجاد(ع) در دعای دیگری می فرمایند:
«و عمرنی ما كان عمری بذلة فی طاعتك، فإذا كان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی إلیك قبل أن یسبق مقتك إلی، أو یستحكم غضبك علی؛(5) خدایا! تا هنگامی كه عمرم در راه طاعت تو می گذرد به من عمر بده و آن گاه كه عمرم چراگاه شیطان شود، پیش از آن كه دشمنی تو سخت بر من رو آورد یا خشم تو محكم و پایدار گردد، جانم را بگیر!».

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : أهل بیت(ع)، دعا، مرگ، 
برچسب ها : آیا دعا كردن برای مرگ زودترگناه دارد؟، حیات انسان عظیم ترین نعمت، حکم دعا کردن و آرزوی مرگ، نگاه انسان مومن به خودکشی، دلیل طلب مرگ نمودن از خداوند، جکم اسلام نسبت به آرزوی مرگ،
لینک های مرتبط :

 پرسش:

باعرض سلام و خسته نباشید. نحوه ازدواج ائمه اطهار(ع) چگونه بود ویا ایشان چگونه همسری را برای خود انتخاب می نمودند؟


http://www.donyayerang.com/wp-content/themes/snapshot/functions/thumb.php?src=wp-content/uploads/23.jpg&w=690&h=500&zc=1&q=90

پاسخ:

پیامبر(ص) و ائمه(ع) در زندگی مانند بقیه انسان‏ها هستند."قل انّما أنا بشر مثلكم؛(1) ای پیامبر، به مردم بگو: من بشری مثل شما هستم".
بر این اساس پیامبر(ص) و ائمه(ع) مانند مردم، و میان آنان زندگی می كردند. در خوراك و پوشاك و معاشرت و غیره با مردم تفاوتی نداشتند. از این رو برای امرار معاش كار می كردند و از محصول خود استفاده می كردند. طبیعی است كه برای فرزنددار شدن مانند افراد دیگر ازدواج می كردند.
باید برای گزینش همسر ملاك ها و معیارهای منطقی و درستی در دست داشته باشیم. بهترین ملاك ها در آیات و روایات معصومان(ع) بیان شده است -كه البته خود بدان عمل نموده و زندگی خود را به همان صورت آغاز نموده اند- توجه به آنها زمینه ساز ازدواجی سالم و هدفمند است این ملاك از سوی خالق هستی و رسولی الهی و اولیاء الهی بیان شده است. آنان با اسرار هستی آشنایند و بهترین راهنمایان زندگی هستند باید دانست كه برخورداری از هر كدام از این ملاك ها نسبی است و وجود تمام ملاك ها در یك فرد تقریبا محال به نظر می رسد.
- قرآن كریم و روایات معصومان(ع) ملاك های مهمی را برای این مسئله بیان كرده است كه در این نوشتار به چند نمونه می پردازیم:
1- ایمان و دیندارى:
متون دینى ما، اولین و مهم ترین ملاك در انتخاب همسر را دیندارى معرفى كرده است. امام صادق(ع) مى فرماید:«اگر مرد با زنى براى جمال یا مال ازدواج كند به همین امر واگذار مى شود. ولى اگر براى دیندار بودن او ازدواج كند خدا مال و جمال را نیز نصیبش مى گرداند.»(2)
و نیز رسول خدا(ص) مى فرماید:
«هر كس با زنى براى مالش ازدواج كند خدا او را به همین امر واگذار مى نماید و هر كس كه براى جمالش ازدواج كند به چیزى مى رسد كه از آن كراهت دارد و هر كسى كه براى دیندارى ازدواج كند خداوند هر سه را برایش جمع مى كند.»(3)
2- عقل و هوش:
بعد از دیندارى، عقل و زیركى از مهم ترین معیار و ملاك یك همسر خوب محسوب مى شود. اداره و تداوم و پیمودن راه راست و حل مشكلات زندگى كار آسانى نیست. اگر دو همسر با هم تفاهم داشته باشند و موقعیت یكدیگر و شرایط و امكانات زندگى را خوب درك كنند، مى توانند زندگى را بر پایه صحیحى استوار سازند و به انجام وظیفه مشغول باشند و به كانون خانواده صفا و محبت و گرمى دهند و با عقل و درایت مشكلات را حل و فصل كنند.
امام على(ع) مى فرماید: «با انسان احمق و نافهم ازدواج نكنید زیرا معاشرت با او بلایى است عظیم و فرزندانش نیز ضایع خواهند شد.»(4)
3- اخلاق نیك:
زن و شوهر یك عمر در كنار هم اند و ارتباط كلامى و غیر كلامى فراوانى با هم دارند.
بدین روى اخلاق حسنه و خوش رفتارى و نیك گفتارى در همه زندگى ها بسیار ضرورى است و بدون آن زندگى بى روح و خسته كننده خواهد بود.
زندگى با زن و مرد داراى كمالات و زیبایى، اما بد اخلاق و بد رفتار و تندخو، رنج آور خواهد بود و انسان هر روز آرزوى مرگ مى كند. زیرا دیدن حالات و رفتار و مشاهده گفتارهاى تند و خشن او از تحمل هر انسان صبور و شكیبایى خارج است.
بنابراین شرط اساس زندگى سالم، صمیمى، با نشاط و با صفا، داشتن همسرى خوش اخلاق و عفیف و نیك گفتار است.
رسول خدا (ص) مى فرماید:«اگر كسى به عنوان خواستگارى به نزد شما آمد كه خلق و دینش را مى پسندید با او ازدواج كنید و اگر به این دستور عمل نكنید. فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد.»(5)
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، أهل بیت(ع)، ازدواج، 
برچسب ها : نحوه ازدواج و انتخاب همسر ائمه اطهار(ع)، عقل و هوش همسر در انتخاب همسر، اخلاق نیك و ایمان و دیندارى همسر در انتخاب همسر، عفت و پاكدامنی و شرافت خانوادگى همسر در انتخاب همسر، کتابشناسی انتخاب همسر، ملاک ازدواج در کلام اهلبیت و معصومین، انتخاب همسر اهلبیت،
لینک های مرتبط :


جمعه 11 فروردین 1391 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی
   پرسش:

 آیا سن ازدواج در ایران از نظر اسلام قابل قبول است؟

با سلام خدمت شما. با توجه به این كه پسران در سن 14 الا 16 سالگی به بلوغ جنسی می رسند، آیا نباید در كشور ما كه كشوری اسلامی است و داعیهی پیروی از مكتب اهل بیت را دارد، تسهیلات و آموزشهایی جهت ازدواج پسران در سن 15 الی 18 سال را فراهم كرد تا آنها از بند مسائلی مانند خودارضایی و چشم چرانی رها شوند و جامعه ی ما از این گونه بیبندوباری ها كه امروزه با آنها مواجهیم خلاصی یابد؟ (همان طور كه میدانید جوان بمب انرژی است و گاهی اوقات نمیتواند خودش را كنترل كند و از طرفی نمیتواند به خانوادهاش بگوید كه مثلا" من زن میخواهم چون آنها او را ملامت میكنند و او را بچه میخوانند ؛ در گذشته هم سن ازدواج واقعا" پایین بوده و پسران از تقریبا" 16 سالگی میتوانستند ازدواج كنند اما امروز... . )

سن ازدواج از دیدگاه اسلام

پاسخ:

برادر گرامی! ما هم با شما در این زمینه موافقیم که راهکار أصلی اسلام برای مدیریت مشکلات جنسی، ازدواج است و می بایست آموزش هایی جهت ازدواج پسران و دختران صورت بگیرد. و توصیه می کنیم که جوانان عزیز، با ازدواج آسان، زندگی را شروع کرده و از تشریفات امروزی دوری کنند تا بتوانند، بر مسایل جنسی خود مدیریت کنید و از گناه و دام شیطان فراری باشند.

سن ازدواج از دیدگاه اسلام و سیرۀ أهلبیت(ع):

در تعیین سن ازدواج دختران و پسران دو دیدگاه اصلی وجود دارد: یکی دیدگاه دینی و دیگری دیدگاه روان شناختی که به گونه ای مکمل یکدیگرند. در قرآن و اسلام سن معینی برای ازدواج مطرح نشده است، ولی از واژگانی چون "بلوغ"، "بلوغ حلم"، "بلوغ نکاح" و "بلوغ اشد" می توان به نحوی سن بلوغ و سن ازدواج را به دست آورد. شاید رساترین آیه در تعیین سن ازدواج، آیه شریفه باشد که می فرماید:"و ابتلوا الیتامی حتی إذا بلغوا النکاح فإن آنستم منهم رشداً فادفعوا إلیهم أموالهم"(1)یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامی که بالغ شده و به نکاح تمایل پیدا کردند و آنان را به درک مصالح زندگانی خود آگاه یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.

سن ازدواج از نگاه روایات: روایات در مورد تعیین زمان ازدواج، به دو دسته اند:




ادامه مطلب


نوع مطلب : أهل بیت(ع)، ازدواج، 
برچسب ها : سن ازدواج، سن ازدواج در ایران، سن ازدواج از دیدگاه اسلام، سن ازدواج اهلبیت، مشکلات ازدواج، سن ازدواج از نگاه روایات، تعیین زمان ازدواج، ازدواج پسران، سن ازدواج بر اساس سیره ی معصومین،
لینک های مرتبط :


پرسش:

 نمی دونم چه عنوانی را انتخاب کنم . من 9 سال پیش در دوران دبیرستان یکی از دبیرانم را که از لحاظ ایمانی حس کردم شخصیت والای دارن را به عنوان الگوی دینی خودانتخاب کردم از ان پی سعی کردم بیشتر بهشون نزدیک بشم .من ایشون را خیلی دوست دارم وهر چه زمان میگذره علاقه من به ایشون بیشتر میشه.واقعا زن مومن وبا خدای هستن وهمیشه خدا من را نهی میکنن حتی اجازه دیدنشون را به من نمی دهندـ هیچ وقت تو این سالها حس نکردم از خدا درو شدم بلکه برعکس.دوست دارم بدونم این علاقه شدید من به دبیر دوران دبیرستان بعداز این همه مدت بیماریه؟حب دنیاست؟چرا هرچی دعا میکنم خدااین علاقه را از من بگیره نمیگیره؟من الان23 سال دارم وتمام فکر وذهنم ایشونه ـ اصلا ارامش ندارم؟دوست دارم به ارامش خدا گونه ای برسم -خیلی سعی میکنم منطقی فکر وعمل کنم ولی واقعا کم اوردم -من باید چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟


وابستگی شدید به دیگران

 
پاسخ:
در ادامه مطلب

ادامه مطلب


نوع مطلب : خدا، أهل بیت(ع)، 
برچسب ها : راه ایجاد محبت به معصومین، محبت به خدا، معرفی منابع،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

با سلام و احترام!
بازدیدکنندگان گرامی می توانند جهت دریافت پاسخ، سوالاتشان را مطرح نمایند.
ممنون می شوم که انتقادات خود را برایم بنویسید تا از تجربیات شما هم در أمر پاسخگویی استفاده کنم.
-----------------------------------------------
خواهشاً بدون معرفی منبع از مطالب این وبلاگ استفادۀ متنی نکنید!

مدیر وبلاگ : مصطفی سلیمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
در چه زمینه ای بیشتر پاسخگو باشیم؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات