پاسخ به سوالات دینی؛ اخلاقی؛ تربیتی؛ جنسی؛ زناشویی؛ اجتماعی و غیره
سنگِ صبور [مصطفی سلیمانی]
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

روش برخورد با والدین بد اخلاق

کاش بعضی روزها می‌شد دوبار زندگی کرد!

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
آیا فقط فرزندان باید به والدین احترام بگذارند وقتی پدر و مادر بد اخلاق هستند و با رفتار و اخلاق من را آزار می دهند و فحش و ناسزا می گویند من باید چكار كنم نظر معصومان در این باره چیست؟


پاسخ:
برادر گرامی! در مورد اینكه والدین هم دچار اشتباه می شوند و از طرف خدا مسئول هستند، بحثی نیست، زیرا والدین هم همانند دیگران معصوم نبوده و عاری از هر گونه خطا و اشتباه نیستند. پیامبر اكرم(ص) در این زمینه فرمود:‌ «فرزندان بر گردن والدین خود از حقوقی برخوردارند؛ همان گونه كه پدر و مادر بر گردن فرزندان حقوقی دارند، همان طور كه اگر فرزند حق پدر و مادر را ادا نكند، عاق والدین می‌شود، پدر و مادر نیز اگر حق فرزند را ادا نكنند و تكالیف و وظایف خود را در قبال آنان انجام ندهند، عاق فرزندان قرار خواهند گرفت».(1)
همچنین فرمود: «خدا رحمت كند پدر و مادری را كه در نیكی و نیكوكاری به فرزند خویش كمك می‌كنند. پدر و مادر از رحمت الهی به دورند كه به علت تربیت نادرست، فرزندان را به گناه و نافرمانی وادار می‌سازند و موجب عاق فرزندان‌شان می‌شوند».(2)
- با توجه به مقدمۀ بالا به مطالب زیر دقت بفرمایید:
1- علاوه بر مطلب بیان شده در مقدمه، خداوند در قرآن كریم نیكی به پدر و مادر را وظیفه ای واجب معرفی فرموده، وظیفه ای كه پس از «توحید در پرستش» ذكر شده است: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِیماً»(3) پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را می پرستید و به پدر و مادر (خود) احسان كنید، اگر یكی از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آن ها (حتی) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آن ها سخنی شایسته بگوی.
2- در نگاه اول، توصیۀ ما این است كه با صبر و آرامش و معامله با خدا، در مورد كوتاهی والدین تان، از أجر و ثواب آن بهره مند شوید. قطعاً مشكلات و سختی ها، نشان از توجه و لطف خدا دارد. قدردان لحظات باشید.
و در نگاه بعد، توصیۀ ما این است كه از عوامل و كارهایی كه موجب تنش و اختلاف بیشتر می شود، پرهیز كنید و به هیچ وجه خود را در این موقعیت قرار ندهید! همچنین در این موقعیت، بهترین كار ترك محل و تغییر مكان است. اساساً هنگامی كه انسان خود را دور از موقعیت دعوا ببیند، انگیزه ای برای دعوا و پرخاش ندارد. سعی كنید هنگام عصبانیت و اختلاف نزد والدین خود نباشید تا مشكلی پیش نیاید.
ضمناً توجه به پاداش الهی در برابر معامله با خدای متعال را سرلوحۀ كار خود قرار دهید تا احساس زیان نكنید؛ این نكته را یقین بدانید كه خدای متعال كاملاً به جریانات اشراف دارد و به مسأله واقف است. با معامله و درد دل با او تمام مشكلات را هیچ بدانید.
3- تكلیف فرزندان در بی احترامی والدین:
والدین ممكن است به مسایلی دقت داشته باشند كه از چشمان فرزند دور است، پس ممكن است یكی از گزینه های زیر هم از مشكلات شما باشد:
1) دستور اسلام در احترام به مادر و پدر مطلق است، یعنی به هر مادر و پدری باید احترام كرد، خواه با انسان رفتار خوبی داشته باشند و خواه بد.
2) علت لزوم فرمانبرداری از سخنان پدر و مادر این است كه پدر و مادر خواهان سعادت فرزندند. گرمی‏ و سردی روزگار را زیادتر از او چشیده‏اند. تجربیات خوبی در این راه ‏اندوخته‏اند. از این جهت باید در مسائلی كه نمی‏دانند،از تجربیات آن ها استفاده كنند. هر چند پدر و مادر رفتار صحیحی با فرزند نداشته باشند، فرزند موظف به گرامیداشت والدین و كسب رضایت آنان است و نمی تواند مقابله به مثل نماید.
3) در این موقعیت(بی احترامی آن ها) به حرف های آن ها اعتنا نباید كرد. پدر و مادری كه بد رفتاری كنند، پاسخگوی اعمالش نزد خدا خواهند بود، اما رفتار بد داشتن و بی احترامی و هر كار دیگر، ما را از انجام وظیفه معذور نمی دارد.
أمیر مومنان، علی (ع) می‏فرماید: «اِنَّ لِلْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ حَقّاً … فَحَقُّ الْوالِدِ اَنْ یُطیعَهُ فی كُلِّ شَیْءٍ اِلّا فی مَعْصِیَةِ اللهِ»(4) یعنی حق پدر آن است كه فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از او پیروی كند.
قرآن مجید تنها در یك مورد مخالفت با پدر و مادر را جایز دانسته و آن در صورتی است كه پدر و مادر فرزند را به شرك و دوری از خدا فرا خوانند یا اطاعت آنان، معصیت و مخالفت با فرمان خدا باشد، (5)حتی عدم اطاعت از فرمان والدین در چنین مواردی باید با رفتار پسندیده همراه باشد.
5) آزار والدین حتی اگر آنان ظالم باشند، جایز نیست. امام صادق (ع) فرمود: «من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله تعالی له صلوة»(6) كسی كه به پدر و مادرش به حالت دشمنی و تنفر نگاه كند، خداوند نمازش را نمی پذیرد.
6) از آن جایی كه رفتار و روحیه پدر یا مادرتان با گذر عمر به صورت یك صفت ثابت شخصیتی درآمده است، دیر و سخت تغییر می پذیرد. متحول ساختن فردی با چنین وضعیت روحی و روانی بس دشوار و نیازمند صبر و حوصله و همین طور تدبیر و هوشیاری و ظرافت های رفتاری خاص است. هرگز سعی در ایجاد تغییر ناگهانی و برخوردهای تند و عصبانی نداشته باشید. این شكل رفتار نه تنها به سوی مخالفت می كشاند، بلكه سازگاری را به صورت لجاجت‏آمیزی تشدید می نماید. بنابراین از برخوردهای هیجانی و رفتارهای عصبی (هر چند به منظور اصلاح) اجتناب ورزید. مبادا با پرخاشگری و تندخویی و حركات خشن در صدد اصلاح و تغییر رفتار او برآئید.
- حاصل سخن اینكه:
باید در هر شرایطى احترام آن ها را نگه داشت، هر چند در بعضى اوقات در برخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند. خداوند همه انسان ها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مى‏دهند، مورد سؤال قرار مى‏دهد. والدین نیز باید پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند. بنابراین در همه حال ما وظیفه داریم به والدین خود احترام بگذاریم. حتى اگر به ما بى احترامى كنند. فقط اگر بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند یا از انجام تكلیف واجبى باز بدارند، اطاعت از آن ها جایز نیست، چه اینكه اطاعت خداوند بر هر كس دیگر حتى والدین مقدم است.
- منابعی برای مطالعه بیش تر:
1. حقوق والدین و صله رحم، احترام به سادات و همسایه، علی محمودی ارسنجانی، نشرامام علی بن ابی طالب(ع).
2. مقام پدر و مادر در اسلام، زین االعابدین احمدی- حسنعلی احمدی، نشر: میثم تمار.
3. پدر مادر شما را دوست دارم، عبدالكریم پاك‌نیا، انتشارات فرهنگ اهل‌بیت(ع).
پی نوشت ها:
1. فروع كافی، ج 6، ص 48.
2. محمدتقی فلسفی، در مكتب اهل بیت(ع)، ج 1، ص 83 ـ 82؛ دكتر احمد بهشتی، اسلام و تربیت كودكان، ج1، ص57.
3. اسراء(17)آیه23.
4. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج19، ص365، مكتبة آیة الله المرعشی النجفی‏،قم‏1404 ق‏، چاپ اول‏.
5. لقمان(31) آیه 15.
6. فیض كاشانى، الوافی، ج5، ص911، كتابخانه امام أمیر المؤمنین على (ع)‏، چاپ اول‏،اصفهان‏، 1406 ق‏.





نوع مطلب : خانواده، مشکلات زندگی، 
برچسب ها : روش برخورد با والدین بد اخلاق، علت لزوم فرمانبرداری از سخنان پدر و مادر، دستور اسلام در احترام به مادر و پدر، تكلیف فرزندان در بی احترامی والدین، آزار والدین،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
دختری هستم 18 ساله ك چند سال است با پسری در ارتباط هستم و واقعا عاشق هم هستیم و از هم سیر نشدیم و قصدمان ازدواج است و مادر من نسبت به این دوستی آگاه است. ولی ما به دلایلی نمی تونیم زیاد همدیگر و ببینیم و هر دو نسبت به مسائل دینی خود پایبندیم. سوال من این است ما یك رابطه ی عاشقانه ایی با هم داریم البته نه زیاد، چون تو این مدت 5.6 سال دیگه نمی تونستیم طاقت بیاریم.(فقط در حد عشق بازی و این رابطه از روی عشق است نه هوس)می خواستم بدونم بعد ازدواج هم این به عنوان گناه برای ما ثبت می شود یا بخشیده می شود؟(مثل بچه حرامزاده كه بعد ازدواج حلال می شود).

پاسخ:
نیاز به جنس مخالف برای تأمین و تعادل سازی غریزۀ جنسی از نیازهای طبیعی در انسان می باشد، یعنی در واقع امكان اینكه با ارتباط دو جنس مخالف بدون ضوابط، مشكلی پیش نیاید خیلی بعید است. البته شیطان در ابتدای كار با سیاست گام به گام خود پیش می رود و با گذشت زمان كه علاقه و وابستگی ایجاد شد، زهر خود را می ریزد. از نگاه روانشناسان، ارتباط دو جنس مخالف رو به اوج است و هر روز پیشرفتش بیشتر می شود. پس در این مسأله باید دقت زیادی كرد.
- نكاتی مهم و ضروری را خدمتتان عرض می نماییم:
1- از اینكه مادر خود را از این جریان آگاه ساخته اید، نشان از فهم و شعور شماست، گرچه انتظار می رود كه پدر خود را هم از این موضوع آگاه سازید، زیرا دختران و پسران مسلمان و پاك، باید بیاموزند كه در اولین برخورد تأثیرگذار با جنس مخالف، آن را با پدر و یا مادر و یا با یك مشاور آگاه و مسلمان، مطرح كنند؛ تا بتوانند از تجربه‌های علمی و عملی آنان بهره برده، پیش از این كه دچار آسیب‌های جدی شوند، تصمیم عاقلانه‏ای بگیرند. اگر دختر و پسر، مسائل و معاشرت‌های مهم روزانه خود را با افراد مجّرب مطرح كنند و والدین و مشاوران نیز بتوانند در حل مسائل آن ها نقش مفید و سازنده‏ای را ایفا كنند، می‌توان امیدوار بود كه جلوی بسیاری از روابط پنهانی و ناسالمی كه احتمال دارد. پس از برخورد نخستین شكل بگیرد، گرفته شود. انسانی كه مقام و منزلت خود را می‌داند، خود را به بهای كم و اندك نمی‌فروشد.
2- غالباً دوستی‏ و ارتباط قبل از ازدواج، به خاطر همان عشق بازی كه می گویید، راه عقل را مسدود، چشم واقع بین انسان را كور می‏سازد. اجازه نمی‏دهد تا یك تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها كه در فضایی آكنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد، به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع ‏بینانه، اگر هم به ازدواج منتهی گردد، زندگی مشترك را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.
3- ببینید وابستگی‌هایی كه بین دختر و پسر ایجاد می‌شود، مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریك آینده زندگی می‌شود. از آن جا كه دختر یا پسر به فردی خاص وابسته شده، تمام نیكی‌ها، خوبی‌ها، زیبایی‌ها را در فرد مورد علاقه خود می‌بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی طرف مقابل را ندارد؛ زیرا از روی علاقه و از پشت عینك وابستگی، به طرف مقابل نگاه می‌كند؛ نه با نگاه خریدار و نه با نگاه نقادانه و بررسی كننده‏ای كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوی حقیقت بین، مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
در روایت داریم:"حُبُّك للشّیءِ یُعْمی وَ یُصِمُّ؛ دوست داشتن چیزی[آن هم ناآگاهانه و از سر هیجان و احساسات]، انسان را كور و كر می‌كند."(1)
4- نكات بیان شده، حاصل تجربیات روانشناسان دینی است كه با توجه به تجربه و مراجعاتی كه از دختران و پسران جوان داشته اند، بدست آمده است و واقعیتی است غیر قابل انكار!
ایام جوانى دوره ى شور احساسات، شوق جنسى و نشاط جسمى است. با بیدار شدن قواى مختلف جسمى، توجه به مسائل عاطفى و جذابیت هاى ظاهرى جنس مخالف زیادتر مى شود. این بلوغ طبیعى، در پیدایش دوستى ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایى دارد و گاه چنان فرد را تحت تأثیر قرار مى دهد كه تمامى ارزش ها و هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى را زیر پا گذاشته، در دوستى ها و روابط با جنس مخالف هیچ حدّ و مرزى قایل نمى شود.
- توصیۀ پایانی:
با توجه به نكات بالا، ممكن است مقداری دلخور شده باشید، ولی در فضای امروز كه جوانان هر روز عاشق كسی می شوند، بیان این نكات لازم و ضروری است. اگر می خواهید از شكست خوردگان این عرصه نشوید، سریعاً این مسأله را با بزرگترهای خود اطلاع دهید و بگذارید آنها تصمیم بگیرند و مراحل تحقیقاتی را پیگیر باشند، به این پسر هم بگویید از طریق خانوادۀ خود اقدام كند؛ اگر صلاح بر زندگی شد و بزرگترها كه خیر شما را می خواهند با این امر موافق بودند، اقدام كنید و اگر فعلا قادر به زندگی مشترك نیستید دوران عقد را طولانی كنید تا شرایط فراهم گردد.
ضمناً در صورت ازدواج، فرزند شما محكوم به زنا نیست! اما اگر الان به این مسأله به صورت جدی فكر نكنید، در زندگی آیندۀ شما قطعاً تأثیر خواهد گذاشت.
- معرفی منابعی در زمینۀ روابط دختر و پسر برای مطالعۀ بیشتر:
1- علی اصغر احمدی، روابط دختر و پسر در ایران، تهران، سازمان انجمن اولیاء و مربیان.
2- جوانان و روابط (پاسخ به پرسش‌های پیرامون روابط دختر و پسر)، مقیمی، نشر مركز مطالعات حوزه.
پی نوشت:
1. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج74، ص166، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه.ق.





نوع مطلب : خانواده، روابط دختر وپسر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


انفكاك یا اختلاط زن و مرد؟ كدامیك؟

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:

اختلاط زن و مرد در چه شرایطی بدون اشكال است؟
با عرض و سلام و خسته نباشید
1- لطفا بفرمایید اختلاط زن و مرد اگر با رعایت حجاب و حیا باشد اشكال شرعی دارد یا خیر؟ و اگر اشكال شرعی ندارد آیا در صورتی كه منافع اجتماعی در برداشته باشد مثلا در یك محیط كاری تخصصی و مفید مثل دانشگاه باشد آیا ترك اختلاط باز هم به عنوان یك امر استحبابی و اخلاقی توصیه می شود یا خیر؟
2- آیا اشكال دارد زن در ارتباط با نامحرمی كه غریبه نیست و نظر سوء ندارد لبخند كم رنگی بر لب داشته باشد، در عین اینكه حجاب و حیای درونی دارد؟
با تشكر فراوان

پاسخ:
روابط زن و مرد یكى از مسائلى است كه شناخت صحیح احكام و آداب اسلامى در این زمینه و عمل به آن ها ضامن سلامت فرد و جامعه است. از جمله مسائل مورد بحث در جامعه كنونی، مسئله ارتباط یا به تعبیر بهتر، اختلاط دختران و پسران یا زنان و مردان است.
باید به این حقیقت گردن نهاد كه آدمی در دو جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یكدیگر را در نهاد آنها سرشته است. طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است. اما ارتباط زنان و مردان پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن كدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین كرد؟ باید بدانیم مبنای ارتباط زنان و مردان از نظر دین اسلام چیست.
بی شك، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعایت حدود شرعی برخلاف فرهنگ دینی و اعتقادی ماست و پشت پا زدن به پیمان هایی است كه با خدا بسته ایم؛ متعهد شده ایم كه فقط او را بپرستیم، برخلاف قانون او رفتار نكنیم و در برابر امر و نهی خدا تسلیم باشیم. «أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛(1) به عهدی كه با خدا بستید، وفا كنید. «اِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولاً؛(2) همانا از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.»
قبل از بیان محدوده و احكام اختلاط و ارائه راهكارهای عملی برای آن، باید به این نكته توجه كرد كه در جامعه، ارتباط زن و مرد به شكل عام، مواردی چون روابط شغلی، خانوادگی و تحصیلی را در برمی گیرد و حدود و ثغور عرفی و قانونی برای آن تدوین شده است.
مطالبی را در قالب نكات خدمتتان عرضه می داریم:
1- انفكاك یا اختلاط؟ كدامیك؟
انفكاك از نظر اسلام حرمت بخشیدن به زن، حفظ حریم شخصیت و دور نگاه داشتن او از نگاه بیماردلانی است كه در او طمع می كنند؛ چنانكه خداوند در بیان حكمت حكم حجاب می فرماید: «ذلك ادنی أن یعرفن فلایؤذین»(3) تأكید اسلام بر حضور اجتماعی زن همراه با توصیه به او درباره حفظ ورع و تقواست: «و اذا سئلتموهن متاعا فأسئلوهن من وراء حجاب ...؛(4) هرگاه از ایشان زنان پیامبر(ص) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل طلب نمایید». این آیه و آیات دیگر نظیر «ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن و ان یستعففن خیر لهن»(5) دلالت می كنند كه هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترك برخوردهای غیر ضروری در محیط های اجتماعی را رعایت كنند، به تقوا و پاكی نزدیكتر است.
احترام به شخصیت زن و حفظ حریم محیط های زنانه از نظر اسلام، تا حدی است كه رسول خدا(ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی فرموده است: «نهی رسول اللّه (ص) أن یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن»(6).
2- بایدها و نبایدهای اخلاقی حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت با مردان:
اسلام برای هر نوع حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، بایدها و نبایدهای اخلاقی را توصیه می نماید. درباره حضور اجتماعی زن این قید بیان شده است: باید از هر آنچه منجر به فتنه و فساد می شود، اجتناب كرد.
در زندگی اجتماعی به صورت طبیعی روابطی شكل می گیرد؛ مانند رابطه همسایه با همسایه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد. طبیعی است كه اینگونه روابط اجتماعی، همیشه میان هم جنس(زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمی افتد. در بسیاری از این موارد، رابطه دو جنس مخالف (زن و مرد) نیز حتمی و قهری است. به طور قطع رابطه دو جنس مخالف را در دایره روابط محارم با یكدیگر نیز، نمی توان منحصر دانست؛ زیرا انواع روابط میان دو جنس مخالف در میان اقوام و خویشاوندان، رفت و آمدهای فامیلی و نیز در سطح جامعه صورت می گیرد.
3- نظر اسلام: ارتباط در حد اعتدال:
از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد فی نفسه ممنوعیتی ندارد. طبیعی است، در جامعه ای كه معمولاً نیمی از آن را جنس مرد و نیمی دیگر را جنس زن تشكیل می دهد، چاره ای جز ارتباط دو جنس مخالف با همدیگر نیست. به تعبیر دیگر، اجتماع مجموعه ای از زنان و مردان است و قابل تقسیم به جامعه مردان و جامعه زنان نیست.
برحسب دیدگاه اسلام، زن و مرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم كه به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان می دهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد كه سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد می شود. بر این مبنا، مرد باید در زیرساخت های فكری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یك شخصیت ارجمند، پاك، با كرامت و با حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساخت های رفتاری اش كه وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار و حركات نمایان می كند، حرمت و كرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است كه زن می تواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید. زن هر اندازه متین تر، باوقارتر و عفیف تر رفتار كند و خود را در معرض نمایش برای مرد قرار ندهد، بر حرمت و كرامتش افزوده می شود.
از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نامحرم نباید به گونه ای باشد كه تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد؛ زیرا تمتعات جنسی، منحصرا در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و كشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در كنار عوامل دیگر، در كاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و بسزایی دارد. زیرا ازدواج، مانعی برای لذت جویی های نامحدود و آزاد محسوب می شود. معاشرت های آزاد و بی بندوبار، ازدواج را به صورت یك تكلیف و محدودیت در می آورد كه باید آن را با توصیه های اخلاقی یا احیانا با اعمال زور بر جوانان تحمیل كرد. تفاوت جامعه ای كه روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود می كند، با اجتماعی كه روابط آزاد در آن مجاز است، این است كه ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد كه به یكدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان می دهد.(7)
4- لبخند زدن هنگام صحبت با نامحرم:
از دیدگاه مراجع معظم تقلید لبخند زدن و شوخی كردن با نامحرم اگر با قصد لذت جنسی و یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن باشد جایز نبوده و اشكال دارد. به خاطر جذابیتی كه زن و مرد به همدیگر دارند، احتیاط در ترك همۀ این أمور است. انسان عاقل از رهزن ها به دور است.
- حاصل سخن اینكه:
اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی كرده اند اینطور نیست كه این نهی كلی و مطلق باشد. بلكه سیره عملی آنها به این امر مطلق، تخصیص می زند و نشان می دهد كه منظور ائمه این نیست كه زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشاركت داشته باشند. بلكه منظور آنها این است كه زنان اولا، بدون دلیل موجّه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نیست چه این كه مفسده های زیادی می تواند داشته باشد. نكته دیگری كه باید به آن توجه نمود این است كه اجتماعی بودن زنان و داشتن جایگاه اجتماعی مستلزم حضور بی رویه و بدون دلیل در میان مردان نیست.
- منابع كمكی جهت مطالعۀ بیشتر:
1- احكام روابط زن و مرد، سید مسعود معصومی؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم.
2- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقیمی حاجی؛ ناشر: مركز مطالعات پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم.
3- جوانان و روابط (پاسخ به پرسش‌های پیرامون روابط دختر و پسر)؛ مقیم؛ نشر: مركز مطالعات حوزه.
4-
http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=6912&MagazineArticleID=83313
5- http://www.hawzah.net/FA/articleview.html?ArticleID=65772
پی نوشت ها:
1. نحل(16) آیه91.
2. اسراء(17) آیه 34.
3. احزاب(33) آیه 59.
4. احزاب(33) آیه 53.
5. نور(24) آیه 61.
6. شیخ كلینی، اصول كافی، ج 5، ص 538، دارالكتب الاسلامیه، تهران 1365ش.
7. ر.ك. مجموعه آثار شهید مطهرى، 1379، ج 19، ص 438، قم انتشارات صدرا.





نوع مطلب : خانواده، حجاب، روابط دختر وپسر، 
برچسب ها : انفكاك یا اختلاط زن و مردكدامیك?، اختلاط زن و مرد در چه شرایطی بدون اشكال است?، روابط زن و مرد، بایدها و نبایدهای اخلاقی حضور اجتماعی زن و اختلاط، اختلاط زن و مرد،
لینک های مرتبط :


جمعه 17 خرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

حجاب برای زنان یا مردان؟!

قوم لوط، میدان هفت تیر، بدحجابی، گشت ارشاد، بی حجابی، دختران و زنان هرزه و فاسد و هوسباز، ویترین فروشگاه لباس فروشی، غربزدگی

نویسنده: مصطفی سلیمانی

پرسش:
موی زنان با موی مردان چه فرقی دارد كه باید حجاب سر را رعایت نمایند؟
اگر نبود حجاب هیچ گونه تغییری در جنس مذكر ایجاد نكند بازم لازم است؟


پاسخ:
اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلكه برای مصونیّت او توصیه كرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، ركود و سركوبی استعدادهای زن نیست، بلكه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع كرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه می باشد كه در صدد كام جویی‏های آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان این گروه از مردان منظور است.
- چرا در اسلام حكم حجاب فقط برای زنان است؟
1- حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق درمرد است و حریم نگه داشتن یكی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است. استاد مطهری در بیان این كه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: علت این كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است كه میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است.(1)
2- از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شكار است و زن شكارچی، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچی میل زن به خود آرایی از حس شكارچی ‏گری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد كه مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریك كننده به كار برند. این زن است كه به حكم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.
3- جاذبه و كشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریك پذیری جنس مردانه، یكی از علت‏های این حكم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل كه تنها فریب شیطانی‏اند نمی باشد، بلكه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است كه باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود.
این كاملاً معقول است كه هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را می ‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شكل یك ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید. بنابراین رعایت نكردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز می گردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.
- حجاب مردان هم معنا دارد:
در مورد مردان نیز این گونه نیست كه بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد، بلكه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند. اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و كارهای سخت و به جهاتی كه در بالا ذكر شد با زنان متفاوت است.
پس، بر مرد و زن واجب است كه اولاً بدن خود را در مقابل نامحرمان به نمایش نگذارند و ثانیاً چشم خود را از نگاه شهوانی به نامحرم بازگیرند. منتهی جاذبه‌ زنانه به مراتب بیشتر است. خداوند جمیل و لطیف، تجلی جمال و لطافت ویژه‌ای به زن نموده كه بالتبع جاذبه‌ ویژه‌ای دارد. لذا حدود پوشش‌اش متفاوت است. پس هیچ منطقی ندارد كه مرد بگوید: من هر طور كه خواستم جلوه می‌كنم و زن چشم پپوشد! و زن بگوید: من هر طور خواستم جلوه می‌كنم و مرد چشم بسته و نگاه نكند. بلكه تحقق این سلامت جسمی، روحی، اخلاقی، مادی، معنوی، شخصی و اجتماعی و ممانعت از مضرات هنجار شكنی، مستلزم رعایت همه جانبه است. یعنی هم زن و مرد پوشش تكلیف شده را رعایت كنند و هم هر دو از نگاه آلوده به نامحرم پرهیز نموده و خود را از ورود به عرصه‌ گناه بازدارند.(2)
پس قطعاً مردها نیز مجاز نیستند با هر پوششی در جامعه حضور پیدا نمایند، هر چند نوع پوشش زنان با مردان متفاوت است. لیكن مردان نیز باید حد و مرز پوشش مناسب برای یك مرد مسلمان را رعایت نمایند.


پی نوشت ها:
1. شهید مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، قم، ج 19، ص 436، ص 434.
2. نور(23) آیۀ 30 و 31.

 





نوع مطلب : خانواده، حجاب، 
برچسب ها : حجاب برای زنان یا مردان؟!، چرا در اسلام حكم حجاب فقط برای زنان است، جاذبه و كشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریك پذیری، حجاب مردان، كام جویی‏های آزاد و بی حد و حصر،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

پاسخ های آپاندیس قلم

آفتابگردانی که واکنشی‌ به نور ندارد

پرسش های شما و پاسخ های آپاندیس قلم
ریشه یابی خیانت زنان شوهردار!!




نوع مطلب : خانواده، خودکشی، حجاب، اهمیت غریزه جنسی، ازدواج، روابط دختر وپسر، غیبت، ازدواج موقت، 
برچسب ها : ریشه یابی خیانت زنان شوهردار!، عشق چیست؟، غیبت و عوارض آن، اصول سكس یا روابط زناشویی از دیدگاه اسلام، فرق عشق و هوس در ازدواج، تقابل عُرف با شرع در ازدواج موقت!، اسلام و توهین کنندگان به معصومین،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

تربیت جنسی دختران

سایت فرهنگی و مذهبی نگار

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پرسش:
تربیت جنسی دختران یعنی چه؟


پاسخ:
«تربیت» از مسائل مهمى است كه از دیرباز توجه والدین و دیگر متولّیان امر آموزش را به خود مشغول نموده است. در هر دوره اى اندیشمندان بزرگى در شرق و غرب عالم در زمینه تربیت فعالیت هاى علمى و عملى داشته و در این زمینه، نظرات كاربردى مهمى ارائه داده اند.
«تربیت جنسى» انسان یكى از ساحت هاى مهم و پر لغزش تربیتى است. غریزه جنسى از جمله غرایز طبیعى است كه خداوند در حیوان و انسان قرار داده است. با وجود این غریزه است كه در انسان نیاز جنسى پیدا مى شود و باید به صورتى صحیح آن را ارضا نماید. برآوردن یا رها نمودن این نیاز رفتارهاى متفاوتى را در انسان به دنبال دارند. صاحب نظران و مربیّان تربیتى به صورت هاى مختلف به اهمیت آن اذعان كرده و توجه عموم مردم را به آن جلب كرده اند.
- علت اهمیت تربیت جنسی:
نگاهى گذرا به پرونده هاى موجود در مراكز و محاكم قضایى، پاسگاه هاى نیروى انتظامى و صفحات حوادث مطبوعات به این امر گواهى مى دهد كه درصد بالایى از جرایم به عدم تربیت صحیح در زمینه مسائل جنسى بر مى گردد. اهمیت این امر آن جا آشكارتر مى شود كه بدانیم رفتارهاى جنسى و غیرجنسى با هم تعامل دارند، به گونه اى كه رفتارى غیرجنسى زمینه ساز بروز رفتار جنسى مى شود و یا به عكس. از این رو، مى توان ادعا كرد كه غالب رفتارهاى انسان با این غریزه در ارتباط است.
این غریزه از زمان بلوغ، كه همزمان با دوره نوجوانى است، برانگیخته مى شود و نیاز جنسی در انسان احساس شده، ارضاى آن را طلب مى نماید. از این رو، با این كه مسأله غریزه جنسى از دوره نوجوانى به بعد مطرح مى باشد، اما از آن رو كه بنیان شخصیت انسان در دوره هاى پیش از آن پى ریزى مى شود، باید به مسائلى كه در آن دوره ها بر رشد جنسى انسان تأثیرگذارند نیز پرداخته شود.(1)
موریس دبس مى گوید: «تغییرات بلوغ ـ به معناى اخص كلمه ـ مستلزم تربیت جنسى است، ولى هنوز نه در خانواده به این تربیت اهمیت كافى داده مى شود و نه در مدرسه. اغلب اوقات، پدر و مادر از بجا آوردن وظیفه شانه خالى مى كنند و دبیران نیز خود را به نشنیدن مى زنند، در صورتى كه باید این نكته را خوب به خاطر داشت كه تربیت جنسى جزء لاینفك وظایف مربّیان است. اگر ما مسأله جنسى را از لحاظ اهمیت در ردیف سایر فعالیت هاى انسانى قرار دهیم و آن را موضوع جداگانه و امرى مهم نشماریم، بسیارى از مشكلاتى كه امروز، ظاهراً، وجود دارد از میان خواهد رفت.»(2)
افراد یك جامعه كه ارضاى غریزه جنسى خود را در چارچوب ارزش هاى حاكم بر آن جامعه محدود مى كنند و پا را از آن فراتر نمى نهند، داراى «رفتار بهنجار جنسى» مى باشند و در نتیجه، در مورد تربیت جنسى به سطح قابل قبولى در آن جامعه رسیده اند.
دین مبین اسلام، كه آیین صحیح زندگى را به مردم مى آموزد، در زمینه مسائل جنسى بى تفاوت نیست، بلكه توجه خاصى به آن نموده است. شاید علت آن هم این باشد كه غریزه جنسى بر اغلب مسائل انسانى، اعم از مادى و معنوى، تأثیرگذار است و سرنوشت انسان را دست خوش تغییر و تحول مى گرداند. از این رو، افرادى كه توانسته اند غریزه جنسى خود را تعدیل نمایند و زمام آن را به دست بگیرند، در زمینه هاى دیگر تربیت، راحت تر به پیش رفته اند. در عصر حاضر، كه اختراع رسانه هاى صوتى و تصویرى گوناگون و پیشرفته و دست رسى آسان كودكان، نوجوانان و جوانان به آن ها در كنار وگوشه شهر و روستا، خانواده هاى مسلمان را با نگرانى شدیدى روبه رو نموده است، ضرورى مى نماید تا با تحقیق بیش تر در این زمینه، گامى (اگرچه ابتدایى) در جهت شناخت ابعاد گوناگون تأثیرپذیرى انسان در امور جنسى و عوامل تأثیرگذار بر رفتار جنسى وى برداشته شود.
- حاصل سخن اینكه:
تربیت جنسی امری مداوم و مستمر در تمام مدت زندگی است، از این رو، سعی شده است تا مسائل مربوط به امور جنسی و جنسیتی زنان در چهار دوره اصلی و دوره های فرعی با تكیه بر منابع اسلامی ـ شیعی از دیدگاه اسلام شناسان مورد بحث قرار گیرد. این چهار دوره عبارتند از: دوران پیش از بلوغ(تولد تا 9- 12 سالگی)؛ دوران بلوغ از 12 سالگی تا پیش از ازدواج؛ دوران تاهل(ازدواج، بارداری، همسرداری و فرزندپروری)؛ و سرانجام دوران یائسگی و پیری.


پی نوشت ها:
1. ابراهیم امینى، آیین تربیت، تهران، انتشارات اسلامى، مرداد 1368، ص 337.
2. موریس دبس، مراحل تربیت، ترجمه على محمد كاردان، تهران، دانشگاه تهران، 1374، ص 100.

 





نوع مطلب : خانواده، تربیت، اهمیت غریزه جنسی، تربیت کودک، 
برچسب ها : تربیت جنسی دختران، تربیت جنسى، تغییرات بلوغ، رفتار بهنجار جنسى، مسائل جنسى دختران،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

 پرسش:


با عرض سلام!
بیشتر از یك سال است كه شوهرم فوت كرده والان بیوه هستم. فعلا موقعیت ازدواج دوباره ندارم. یك مرد كه صاحب زن می باشد از دوران مجردی به من علاقه داشته و الان به من پیشنهاد كرد كه با او ارتباط برقرار كنم ولی من به علت اعتقاداتی كه داشتم قبول نكردم وحالا او از من می خواهد با او صیغه موقت كنم تا محرم همدیگر شویم اما نه من نه او نمی توانیم به خانواده هایمان بگوییم و می خواهیم این موضوع مخفی باقی بماند. حالا اگر من این كار را بكنم گناه دارد؟ لطفا اگر اشكالی در آن است برایم توضیح دهید كه مرتكب گناه نشوم. با تشكر.


http://zanefarda.ir/html/wp-content/uploads/43764_493.jpg

پاسخ:

از آنجا كه ازدواج امری طبیعی، مشروع و منطقی در تمامی اعصار و در همه جوامع بشری تلقی می شود خواه ناخواه زنانی كه در سنین ازدواج قرار دارند، اما مجرد مانده‌اند به صورت یك پدیده نامقبول و غیرعادی محسوب می‌شوند. ترك گناه و دوری از آن به هر روش شرعی كه باشد بهترین عبادت محسوب می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «برترین عبادت، دوری گزیدن از گناه است».(1)
زنانی كه به دلایل مختلف همسرانشان را از دست می‌دهند یا از همسرانشان جدا می‌شوند به یكباره با جهان دیگری روبه‌رو می‌شوند، دنیایی كه بسیاری از مختصات آن ناآشناست. دشواری‌هایی كه این زنان تاب می‌آورند عمدتا به دغدغه‌های معیشتی عاطفی، وسواس‌های فكری، حاشیه‌های ناخواسته از برخورد نامناسب اطرافیان و ... مربوط می شود. در هر حال این گروه از زنان كه با عنوان زنان مطلقه یا بیوه در جامعه شناخته می‌شوند، با مسائل، مشكلات و موانع زیادی در زندگی مواجهند.
معضل برخورد غیر منصفانه با زنان بیوه در عصر حاضر، از اندیشه های تك بعدی، تعصبات قبیله ای و ذهنیت های كهنه ناشی می شود.
مسأله ازدواج موقت باید به گونه ای باشد كه زندگی آینده و دایم را موجب اختلال نكند، لذا انجام چنین كاری باید در ارتباط با خانم هایی باشد كه مراحلی از زندگی را طی كرده اند و با ازدواج موقت آینده آنان به خطر نمی افتد.
در شرایط حاضر كه ازدواج دایمی برای این گونه زنان دشوار شده و از طرفی برای مدیریت غریزه جنسی جوانان و مردانی كه دارای مشكلاتی هستند، هیچگونه برنامه ریزی كاربردی پیش بینی نشده است، ازدواج موقت روش منطقی، عقلی و كاربردی است.
ازدواج موقت كسانی كه تجربه ی ازدواج قبلی دارند(متأهلان) و الان از نظر غریزی تحت فشار هستند با چنین خانم هایی اشكال ندارد.
پرسشگر گرامی!
اگر از زنانی كه به هر دلیلی شوهر خود را از دست داده اند، دربارۀ ازدواج موقت سؤال كنید، نهایت تنفّر خود را از این دیو وحشتناك با زبان ابراز خواهند كرد ولی چون از زبان بگذرید و وارد وادی دل شوید، خواهی دید كه به ازدواج موقت براساس عقل سلیم به عنوان یك جانشین مناسب، بیش از همه معتقدند و در دل با خود می گویند: "ای كاش جامعه به این اكسیر به چشم بد نمی نگریست و ای كاش یك زن بدون سرپرست می توانست برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد و در یك انتخاب آزاد از میان مردان یا پسرانی كه به او اظهار رغبت می كنند، یكی از شایسته ترین آنان را به عنوان پناه عاطفی خود برگزیند و بر زخم های تنهایی خویش مرهم بگذارد و از امكان مشروع و معقولی كه خدا ورسول در اختیار او قرار داده است، استفاده كند وجوانی خود را لابه لای پاره ای تعصبات و توهّمات پایمال نكند".
- مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان:
1- به خاطر دیدگاه ها و مشكلاتی كه در جامعه ایران وجود دارد زنان بیوه حتی اگر هم بخواهند سالم زندگی كنند در صورت محتاج بودن، شرایط اقتصادی به او اجازه نمی دهد. علاوه بر اینها زنان بیوه از نظر عاطفی هم دچار مشكل هستند.
2- مشكلات روحی و تنهایی:
علاوه بر تمام مشكلات ذكر شده، از دست دادن همسر به خصوص در دوران جوانی و پیامدهای ناگوار طلاق منجر به بروز مشكلات روحی متعدد ار جمله افسردگی و بد بینی برای این زنان می شود. همچنین احساس نگرانی زیاد نسبت به آینده و تنهایی خود بعد از ترك فرزندان بسیار آزار دهنده و این مشكلات روحی را افزایش افزایش می دهد.
3- اگر ازدواج موقت نباشد و زنی كه شرایط لازم را برای ازدواج موقت دارد ولی نتواند از این نعمت الاهی بهره مند شود و به آزادی جنسی روی آورد؛ نتیجه اش علاوه بر دچار شدن به معصیت الاهی و گناه، با گذشت زمان دچار بدبختی و بیچارگی نیز شود.(2)
4- عقد موقت و متعه، سبب آرامش روحی و روانی زن و مردی می شود كه به واسطه عقد موقت از هم دیگر لذت می­برند در حالی كه اگر آزادی جنسی باشد مرد و زن از روح و روان آرام برخوردار نیستند.
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، اهمیت غریزه جنسی، ازدواج موقت، ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج موقت زنان بیوه، دغدغه های زنان بیوه و مطلقه، مطالبی مهم در زمینۀ ازدواج موقت زنان، مشكلات روحی و تنهایی زنان بیوه و مطلقه، ازدواج موقت و چالش ها، احكام ازدواج دائم و موقت، مخفی کردن ازدواج موقت زنان بیوه،
لینک های مرتبط :


 پرسش:

مگر اسامی غیر از اسامی معصومین(ع) بی معنی هستند؟ مسلّماً تمام اسم ها مسمّی دارند؛  پس چرا اگر غیر اسامی معصومین(ع) بگذاریم بازخواست می شویم و تكلیفمان را در قبال فرزند انجام نداده ایم؟!
http://s1.picofile.com/file/7230406341/278_abhar_729.jpg

پاسخ:

یكی از نعمت های خداوند به ما انسان ها قدرت تكلم و بیان است كه با این وسیله با همنوعان خود ارتباط برقرار می نماییم و خواسته های خود را به مخاطب منتقل و با او ارتباط بر قرار می نماییم. سرعت انتقال مفاهیم خود مسئله ی مهمی است كه كلمات و واژه ها در آن نقش اساسی دارند و در همین راستا نامگذاری برای اشیاء و افراد اختراع شد تا با هر نام مسمی مشخص، و از تفهیم و تفهم مقصود؛ از اشتباه جلوگیری شود.
- اهمیت نامگذاری فرزند در اسلام:
یكى از حقوق دینى فرزندان بر اولیاى خود، انتخاب نام خوب براى آن ها است. در روایات اسلامى نسبت به این امر مهم تأكید بسیار شده است. امیر مؤمنان فرمود: «حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ»؛(1) «از حقوقى كه فرزندان به پدر و مادر دارند، این است كه نام خوبى براى او تعیین كنند و به نیكى ادبش نمایند».
در روایت دیگر است:
«إِنَّ أَوَّلَ مَا یَنْحَلُ أَحَدُكُمْ وَلَدَهُ الِاسْمُ الْحَسَنُ»؛(2) «اولین عطا و بخشش هر یك از شما به فرزند خود، اسم خوبى است كه براى او انتخاب مى كنید».
بر اساس آنچه در روایات اسلامی است، بهترین نام ها آن است كه نشانه بندگی پروردگار و یادآور فضایل و مكارم اخلاقی باشد.
بدین منظور، نامگذاری پسران به نام های انبیا و صلحا و ائمه معصومین و نامگذاری دختران به اسما و القاب حضرت فاطمه زهرا، كه احیای گوشه هایی از فرهنگ وشعائر اسلامی است، بسیار مناسب است.
اسم های دیگر ی كه از اسمای نیكو هستند؛ ولی هیچ كدام از اسمای مذهبی به معنای خاص نیستند. با این همه، به جهت معنای زیبایی كه دارند، مورد تأیید شرع اسلامی هستند و نامگذاری فرزند به آن ها مناسب است، گرچه اولویت اسامی نیك مصومین(ع) است، زیرا آنها از خوبان عالم بودند و تمام زندگی خود را وقف بشریت كردند و دار و ندار خود را در راه هدایت بشر گذاشتند. به همین دلیل برای اینكه حالات و كارهای آنها تداعی شود و آنها را در زندگی خود الگو قرار دهیم، نام فرزندان را از اسامی آنها انتخاب می كنیم تا ان شاء الله رهروی ایشان شوند.
- حاصل سخن و نتیجه گیری:
1- نام هر شخص علاوه بر اینكه علامتی برای اوست و باعث تمایز و تشخیص او از دیگران می شود؛ انتخاب صحیح آن می تواند تأثیر تربیتی و روانی زیادی بر او داشته باشد هر بار با صدا كردن او به این نام، باعث می شود كه خود را با مفهوم و حقیقت آن بیشتر مطابقت داده، بلكه خود را مصداق واقعی آن بداند.
2- اسلام عزیز كه برای همه شئون زندگی برنامه و دستورالعمل داشته، ریزترین مسائل زندگی از مبداء تا معاد را با معارف بلند خود پوشش داده و قبل از ولادت انتخاب نام نیكو را سفارش نموده است.
3- نامگذاری بچه به نام های مذهبی و نام هایی كه محتوای خوبی دارد، خوب و مستحب است؛ ولی واجب نیست. پدر و مادر می توانند هر نامی كه دوست دارند، روی بچه خود بگذارند و او را به آن نام صدا بزنند.(3)
از نظر روایات دینی، یكی از حقوق فرزندان بر پدر و مادر، انتخاب نام نیكو برای فرزندان است.
از امام علی(ع) حكایت شده: «حق كودك بر پدر و مادر این است كه اسم نیكویی بر او بگذارند، او را با آداب اسلامی و آداب نیكو پرورش دهند و به او قرآن را بیاموزند.»(4)
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، تربیت، أهل بیت(ع)، تربیت کودک، 
برچسب ها : نامگذاری فرزندان به غیر از اسم معصومین چه اشکالی دارد؟، اهمیت نامگذاری فرزند در اسلام، نامگذاری بچه به نام های مذهبی و نام هایی كه محتوای خوبی دارد، یكی از حقوق فرزندان بر پدر و مادر انتخاب نام نیكو برای فرزندان، حق كودك بر پدر و مادر این است كه اسم نیكویی بر او بگذارند،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : مصطفی سلیمانی

 پرسش:


با عرض سلام وخسته نباشید.
پسری دارم 17ساله؛ نمی دانم پوششمم باید در خانه چگونه باشد.
عده ای می گویند كاملا باز لباس بپوش تا چشمش عادت كند.
عده ای می گویند نه كاملا پوشیده باش تا تحریك نشود.
اگر ممكن است راهنماییم كنید. باتشكر.


http://www.khabarfun.com/wp-content/uploads/2011/05/madar1.jpg


پاسخ:


نخست شایسته است از شما كه علاقه مند به شناخت معارف دینی و تربیتی هستید و به وظایف خود در قبال فرزندان توجه دارید و پرسش هایی را در این زمینه مطرح می كنید تشكر نماییم. انتظار ما این است كه همه مسلمانان ـ بویژه پدران و مادران كه بار سنگین تربیت فرزند را به عهده دارند ـ در باب معارف دینی و اسلامی و شناخت مسؤولیت خود در این مورد بیشتر توجه كنند و اگر احیاناً ابهاماتی وجود داشت آن ها را با طرح این گونه سؤالات بر طرف سازند.
- پرسش شما را از دو زاویه می توان بررسی و نگاه كرد:
۱. از نظر حكم شرعی؛ در مورد پوشش ما در مقابل فرزندان از نظر حكم شرعی، ضرورت ندارد و واجب نیست همه اعضای بدن خود را از فرزندان خودش بپوشاند. بنابراین باز بودن سر و گردن، دستها و پاها و ساق پا اشكالی ندارد.(1)
۲. از نظر تربیتی و روان شناختی؛ امّا از نظر تربیتی باید بگوئیم فرزند به راحتی رفتار مادر را تشخیص می‎دهد و آن را دنبال می‎كند. رفتار مادر برایش كاملاً آشنا است و حافظه‎اش مملو از خاطراتی از این رفتارها می‎باشد. فرزند از رفتار و شكل آنها عكس برداری می‎كند و در حافظه خود انبار می‎كند.
پایه‎های اساسی رشد شخصیت نوجوانان از طریق تقلید نهاده می‎شود و این شیوه تقلید هم از راه شنیداری و هم از طریق بصری حاصل می‎شود. تقلید و الگوپذیری از ویژگیهای این دوران است، نوجوان هر آنچه را كه ببیند براساس تقلید می‎پذیرد، و مطابق آنها عمل می‎كند، بدون اینكه از خوبی و بدی آن اطلاع داشته باشد.
چشم و گوش فرزندان، چون دریچه‎ای باز است می‎بیند. ذهن آنها چون دوربین عكاسی است، كه هر چه می‎بیند در آن منعكس شده و ثبت می‎گردد.(2)
بنابراین رفتار والدین بخصوص مادر تأثیر فراوانی بر روی فرزندان دارد. او از مصالح و مفاسد امور اطلاعی ندارد و نمی‎تواند در كارهایش هدف‎گیری درستی داشته باشد، لذا تمام توجه‎اش به پدر و مادر و اطرافیان است، اعمال و حركات آنها را مشاهده می‎نماید و از آنان تقلید می‎كند.(3)
بچه ها شكل پوشش مادر را تقلید می‎كند. اگر مادر همیشه با پوشش مناسب در مقابل فرزندان خود ظاهر شده باشد. او هم سعی می‎كند همان پوشش را از مادر تقلید كند. و در دوران نوجوانی كه نوبت به انتخاب می‎رسد سعی می‎كند با مادر همانندسازی كند و همان شیوه مادر را برای خود انتخاب كند.
یكی از اشتباهات بعضی والدین این است كه تصور می‎كنند بچه‎ها چیزی نمی‎فهمند لذا با پوشش نامناسب در جلو فرزندان خود ظاهر می‎شوند. غافل از اینكه كودك آنچه را می‎بیند در حافظه خود ضبط كرده و روزی نمونه آن را از خود بروز خواهد داد.
- حساسیت دوران بلوغ فرزندان و وظیفۀ سنگین والدین:
اگر از دوران كودكی بگذریم و وارد دورانی شویم كه فرزند كم كم بسوی دوران بلوغ نزدیك می‎شود. پوشش اطرافیان می‎تواند در بلوغ زودرس او نقش مهمی داشته باشد كودكی كه در سن قبل از نوجوانی هر روز با بدن نیمه عریان مادر و خواهر مواجه است و قسمت‎های برجسته بدن آنان را مشاهده می‎كند. زمینه تحریك جنسی در او سریع‎تر و زیادتر است و آنچه را در خانواده می‎بیند ناخودآگاه در كوچه و خیابان بر افراد دیگر منطبق می‎كند و باعث می‎شود زودتر از موعد مقرر علائم بلوغ جنسی در او ظاهر شود.
اثر دیگر پوشش‎های نامناسب والدین در مقابل فرزندان باعث می‎شود كه حیاء و عفت در دیدگاه و منظر آنها كم اهمیت جلوه كند نوجوانی كه همیشه مادر خود را نیمه عریان می‎بیند احساس شرم نمی كند از اینكه خاله، دختر خاله و زن بیگانه را با همان وضع ببیند.
- أما گفتۀ دیگران را در این زمینه مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، تربیت، تربیت کودک، 
برچسب ها : پوشش مادر در مقابل فرزندان از نظر حكم شرعی، پوشش مادر در مقابل فرزندان از نظر تربیتی و روان شناختی، تأثیر رفتار والدین بر روی فرزندان، حساسیت دوران بلوغ فرزندان و وظیفۀ سنگین والدین، تعویض لباس والدین در کنار فرزندان، پوشش و خلوت گزینی کنار همسر، نقش مادر در تربیت و اسلام و تربیت كودكان،
لینک های مرتبط :

 پرسش:

باعرض سلام و خسته نباشید. نحوه ازدواج ائمه اطهار(ع) چگونه بود ویا ایشان چگونه همسری را برای خود انتخاب می نمودند؟


http://www.donyayerang.com/wp-content/themes/snapshot/functions/thumb.php?src=wp-content/uploads/23.jpg&w=690&h=500&zc=1&q=90

پاسخ:

پیامبر(ص) و ائمه(ع) در زندگی مانند بقیه انسان‏ها هستند."قل انّما أنا بشر مثلكم؛(1) ای پیامبر، به مردم بگو: من بشری مثل شما هستم".
بر این اساس پیامبر(ص) و ائمه(ع) مانند مردم، و میان آنان زندگی می كردند. در خوراك و پوشاك و معاشرت و غیره با مردم تفاوتی نداشتند. از این رو برای امرار معاش كار می كردند و از محصول خود استفاده می كردند. طبیعی است كه برای فرزنددار شدن مانند افراد دیگر ازدواج می كردند.
باید برای گزینش همسر ملاك ها و معیارهای منطقی و درستی در دست داشته باشیم. بهترین ملاك ها در آیات و روایات معصومان(ع) بیان شده است -كه البته خود بدان عمل نموده و زندگی خود را به همان صورت آغاز نموده اند- توجه به آنها زمینه ساز ازدواجی سالم و هدفمند است این ملاك از سوی خالق هستی و رسولی الهی و اولیاء الهی بیان شده است. آنان با اسرار هستی آشنایند و بهترین راهنمایان زندگی هستند باید دانست كه برخورداری از هر كدام از این ملاك ها نسبی است و وجود تمام ملاك ها در یك فرد تقریبا محال به نظر می رسد.
- قرآن كریم و روایات معصومان(ع) ملاك های مهمی را برای این مسئله بیان كرده است كه در این نوشتار به چند نمونه می پردازیم:
1- ایمان و دیندارى:
متون دینى ما، اولین و مهم ترین ملاك در انتخاب همسر را دیندارى معرفى كرده است. امام صادق(ع) مى فرماید:«اگر مرد با زنى براى جمال یا مال ازدواج كند به همین امر واگذار مى شود. ولى اگر براى دیندار بودن او ازدواج كند خدا مال و جمال را نیز نصیبش مى گرداند.»(2)
و نیز رسول خدا(ص) مى فرماید:
«هر كس با زنى براى مالش ازدواج كند خدا او را به همین امر واگذار مى نماید و هر كس كه براى جمالش ازدواج كند به چیزى مى رسد كه از آن كراهت دارد و هر كسى كه براى دیندارى ازدواج كند خداوند هر سه را برایش جمع مى كند.»(3)
2- عقل و هوش:
بعد از دیندارى، عقل و زیركى از مهم ترین معیار و ملاك یك همسر خوب محسوب مى شود. اداره و تداوم و پیمودن راه راست و حل مشكلات زندگى كار آسانى نیست. اگر دو همسر با هم تفاهم داشته باشند و موقعیت یكدیگر و شرایط و امكانات زندگى را خوب درك كنند، مى توانند زندگى را بر پایه صحیحى استوار سازند و به انجام وظیفه مشغول باشند و به كانون خانواده صفا و محبت و گرمى دهند و با عقل و درایت مشكلات را حل و فصل كنند.
امام على(ع) مى فرماید: «با انسان احمق و نافهم ازدواج نكنید زیرا معاشرت با او بلایى است عظیم و فرزندانش نیز ضایع خواهند شد.»(4)
3- اخلاق نیك:
زن و شوهر یك عمر در كنار هم اند و ارتباط كلامى و غیر كلامى فراوانى با هم دارند.
بدین روى اخلاق حسنه و خوش رفتارى و نیك گفتارى در همه زندگى ها بسیار ضرورى است و بدون آن زندگى بى روح و خسته كننده خواهد بود.
زندگى با زن و مرد داراى كمالات و زیبایى، اما بد اخلاق و بد رفتار و تندخو، رنج آور خواهد بود و انسان هر روز آرزوى مرگ مى كند. زیرا دیدن حالات و رفتار و مشاهده گفتارهاى تند و خشن او از تحمل هر انسان صبور و شكیبایى خارج است.
بنابراین شرط اساس زندگى سالم، صمیمى، با نشاط و با صفا، داشتن همسرى خوش اخلاق و عفیف و نیك گفتار است.
رسول خدا (ص) مى فرماید:«اگر كسى به عنوان خواستگارى به نزد شما آمد كه خلق و دینش را مى پسندید با او ازدواج كنید و اگر به این دستور عمل نكنید. فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد.»(5)
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، أهل بیت(ع)، ازدواج، 
برچسب ها : نحوه ازدواج و انتخاب همسر ائمه اطهار(ع)، عقل و هوش همسر در انتخاب همسر، اخلاق نیك و ایمان و دیندارى همسر در انتخاب همسر، عفت و پاكدامنی و شرافت خانوادگى همسر در انتخاب همسر، کتابشناسی انتخاب همسر، ملاک ازدواج در کلام اهلبیت و معصومین، انتخاب همسر اهلبیت،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

با سلام و احترام!
بازدیدکنندگان گرامی می توانند جهت دریافت پاسخ، سوالاتشان را مطرح نمایند.
ممنون می شوم که انتقادات خود را برایم بنویسید تا از تجربیات شما هم در أمر پاسخگویی استفاده کنم.
-----------------------------------------------
خواهشاً بدون معرفی منبع از مطالب این وبلاگ استفادۀ متنی نکنید!

مدیر وبلاگ : مصطفی سلیمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
در چه زمینه ای بیشتر پاسخگو باشیم؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic